از همان زمان این سخن به میان آمد که شیعیان، خود حسین (ع) را دعوت و خودشان او را در میانه میدان شهید کردند. همچنان که در جنگ صفین گفتند عمار را علی (ع) به میدان آورد و او را به کشتن داد؛ با این مقدمه که کوفه مرکز و مهد تشیع بوده، قیام امام (ع) و حرکت بهسوی مکه و سپس کوفه نیز بنا به دعوت کوفیان و نامهنگاری ایشان اتفاق افتاد، قیام مسلم و دعوت او نیز به وسیله کوفیان شکست خورد؛ سپاه ابنزیاد را نیز همین کوفیان تشکیل داده بودند و هیچ نیرویی از شام در لشکر عمر سعد نبود. دروغ بزرگ این داستان آنجاست که همه کوفیان را شیعه علی (ع) قلمداد میکنند.برای آشکارشدن مغالطه این اتهام و فهم حقیقت، باید کوفه و اهل کوفه را درست شناخت. پس از آن است که روشن خواهد شد امام (ع) را چه کسانی به شهادت رساندند.
کمی کوفهشناسی
کلید مهم، دانستن ترکیب جمعیت کوفه و نظام حاکم بر جامعه در آن زمانه است. اولا محدوده تحت تصرف و سکونت هر قبیله، بزرگ و شیخ قبیله و رؤسای شاخهها (بطون) و فروع هر قبیله معلوم بود و آمار نفرات نیز ثبت و ضبط خاص و دقیق داشت. این نظم و نسق ازاینرو ایجاد شده بود که ساکنان کوفه سپاهیان مزدبگیر بودند که در جنگها بنا بر دستور باید به میدان میرفتند و اصل بنای این شهر نیز به همین منظور بود؛ جایی که نیروهای نظامی در آن مستقر شوند و از بیتالمال حقوق بگیرند و همیشه آمادهبهرکاب و حاضربهیراق باشند. هزینه اداره کوفه و پرداخت حقوق این جماعت نیز از محل خراج (مالیات)، جزیه، گمرکات و غنایم حاصله از نواحی و شهرهایی بود که همین جنگجویان فتح کرده بودند و در زمان عبیدالله ابن زیاد، به 135 میلیون درهم رسیده بود. این قدرت و ثروت، بزرگان و مردم را تطمیع و به اطاعت وادار میکرد. بعضی از شهرهای مفتوحه که منابع مالی از ناحیه ایشان تأمین میشد، عبارت بودند از: قزوین، زنجان، طبرستان، آذربایجان، ری، کابل، سیستان و انبار.این سازمان و چینش جمعیت و اعمال مدیریت، به عبیدالله کمک میکرد تا با دقت و شدت اهل کوفه را تحت نظر داشته باشد. او به تمام رؤسای قبایل و طوایف اعلام کرد تمام کسانی که در قبیلهها ارادت و محبتی به امام حسین(ع) دارند، حتما نامشان به او گزارش شود و اگر معلوم شود کسی را از قلم انداختهاند، تمام قبیله را از حقوقشان محروم و رئیس قبیله را نیز بهشدت تنبیه و او را برکنار خواهد کرد. با این سیاست، هزاران نفر از شیعیان به زندان افتادند که بزرگان و سران شیعیان کوفه در میان ایشان بودند. بسیاری نیز پنهان شده و اگر توانستند، از کوفه گریختند. در نتیجه، از جمع شیعیان واقعی اقلیتی ماندند. بعضی از ایشان نیز با زحمت فراوان خود را به کربلا رسانده و در این میانه، بعضی بین راه دستگیر و زندانی شدند.
ترکیب جمعیت کوفه
جمعیت کوفه ترکیبی از قبایل گوناگون و دو بخش عرب و غیرعرب بود. عربهای ساکن کوفه مهاجرانی از شبهجزیره عربستان بودند که در جنگها شرکت کرده و پس از پیروزی، در کوفه و بصره مأوا گزیده بودند. غیرعربها هم ترکیبی از نبطیها و سریانیها و موالی بودند. معاویه از دو گروه مردم کوفه در هراس بود؛ نخست یمنیها که دوازدههزار خانه از بیستهزار خانه کوفه را در اختیار داشتند و به اهلبیت (ع) عشق میورزیدند. او با تزویر، بخشی از این جمعیت را به خود جذب کرد. گروه دیگر موالی بودند که بالقوه و بالفعل به خاندان پیامبر گرایش داشتند. زیاد ابن ابیه به فرمان معاویه ایشان را به شام و بصره منتقل کرد. حضور موالی در وقایع پس از کربلا بهویژه در نهضت مختار، گواه گرایش شیعی ایشان است.نکته مهم این است که زیاد ابن ابیه خود از دوستداران امام بوده که بعد از جنگ صفین بریده، به معاویه پیوسته بود. او همه شیعیان و میزان ارادت و ضعفشان را میشناخت و میدانست کدام را میشود خرید و کدام را باید تهدید و کدام را باید تبعید کرد.بسیاری از این قبایل در سالهای نهم و دهم هجری اسلام آورده بودند؛ بنابراین، یا هرگز پیامبر (ص) را درک نکرده بودند، یا اگر محضر ایشان را درک کرده بودند، مدتی کوتاه بوده؛ لذا از تربیت و معرفت اسلامی بهره چندانی نبردند. بعداز رحلت رسول خدا (ص) نیز در میادین جنگ و بعد از آن سکنا در کوفه و بهرهمندی از غنایم و دریافت حقوق از بیتالمال و اندکاندک راحتطلبی و ثروتاندوزی و… کار به جایی رسید که علی ابن ابیطالب (ع) از دست ایشان به ستوه آمد!این ترکیب جمعیت برای کارگر افتادن سیاستهای معاویه آماده بود و پولپاشی و نیرنگهای معاویه را بهراحتی پذیرفت. از سوی دیگر، معاویه با تهدید و ارعاب و تبعید، گروهی که خود را نفروخته بودند، از کوفه بیرون کرد. بنابراین، کوفه که مرکز تجمع بیشترین عده شیعیان در عراق بود و اصل در کوفیبودن شیعهبودن بود، در نتیجه سیاست جابهجایی جمعیت، شیعه علی در کوفه در اقلیت قرار گرفته بودند.
معانی «شیعه»
اما نکته دیگر که دانستنش مهم است، این است که در آن زمان، شیعه معنایی متفاوت با امروز داشته است. شیعه دامنه وسیعی داشته و به کسانی که خلیفه اول و دوم را قبول داشتند و فقط در باب عثمان ایراد داشته و علی(ع) را بر او ترجیح میدادند نیز شیعه اطلاق میشد. این نوع تشیع را برخی محققان و صاحبنظران معاصر، «تشیع سیاسی» نامگذاری کردهاند و در برابر آن «تشیع اعتقادی» را قرار دادهاند؛ یعنی شیعیانی که امام (ع) را وصی برحق پیامبر و جانشین منصوص او میدانستند و فضایل و مناقب قرآنی او را باور داشتند و خلافت پیشینیان را ناروا. در برابر شیعه علی (ع)، عثمانیان و بنا بر تعبیر سیدالشهدا (ع)، شیعه آلابیسفیان بودند. اینان در کوفه کم نبودند و همیشه بخشی از جمعیت کوفه را تشکیل میدادند. ایشان بودند که تا دیدند سرنگونی پرچم بنیامیه نزدیک است، شتابان به یزید نوشتند دست بجنبان که کوفه از دست میرود و او نیز ابنزیاد را دستور داد. ابنزیاد نیز چستوچابک بهسوی کوفه روان شد و همان آغاز، نیرنگی به کار برد که در پیروزی او بر شیعیان کارگر افتاد. شیعیان آلابیسفیان بودند که در کربلا در پاسخ حسین (ع) فریاد برآوردند: ما تو را به تلافی پدران، برادران، عموها، عموزادگان و همه کسانمان که به دست پدرت در جنگها کشته شدهاند، میکشیم! و عثمانیان نیز به تلافی اینکه عثمان تشنه کشته شد، گفتند پس زاده ابوتراب نیز باید لبتشنه شهید شود. شیعیان سیاسی که از ترس یا طمع آمده بودند، در پس و پشت میدان سیاهیلشکر بودند و آن جنایات و پلیدیها و زشتیها را این دو گروه سیهکار زشترفتار انجام میدادند.
منابع:رسول جعفریان/ تأملی در نهضت عاشورا/ نشر علم آیتالله سیدعلی حسینی میلانی/ مرکز حقایق اسلامی محمدرضا سنگری/ آینهداران آفتاب/شرکت چاپ و نشر بینالملل محمدرضا هدایتپناه/ بازتاب تفکر عثمانی در واقعه کربلا/پژوهشگاه حوزه و دانشگاه محمدحسین رجبی دوانی/ کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی/ دانشگاه جامع امام حسین (ع)