آوازی برای اشک

موسیقی آیینی بخش مهمی از فرهنگ موسیقی ایران است که با آیین‌های ما، خواه ملی و خواه مذهبی، همراهی می‌کند. ازآنجایی‌که مراسم و مناسک مذهبی بخش عمده‌ای از آیین‌های کشورمان را شامل می‌شود، از عبارت موسیقی مذهبی نیز برای اشاره به این بخش از موسیقی آیینی استفاده می‌شود. متأسفانه در سال‌های اخیر، با ظهور و بروز سلیقه‌های متفاوت نسل جوان، موسیقی آیینی و مذهبی ما دستخوش تغییراتی شده است که بسیاری از اهالی موسیقی آن را جداافتادن از اصالت‎‌ها می‌دانند.
 
حلقه گم‌شده آموزش
برای اطلاع از وضعیت موسیقی آیینی بهتر است به مهم‌ترین عرصه ارائه موسیقی آیینی، یعنی تعزیه، نگاهی بیندازیم. چندین دهه است که نسخه‌های جدیدی برای تعزیه نوشته نشده و هرچه در تعزیه‌ها خوانده می‌شود، همه از نسخ قبلی است. پیش‌کسوتان موسیقی آیینی یک‌به‌یک می‌روند و فرصت آموزش سنتی هرروز محدودتر می‌شود. از طرفی در سیستم آموزشی مدرن هم فرصتی برای آموزش موسیقی آیینی در نظر گرفته نشده است. در دانشگاه‌های ما موسیقی کلاسیک و سنتی تدریس می‌شود؛ اما برای آموزش موسیقی آیینی نه برنامه‌ای در نظر گرفته‌شده و نه نیروی انسانی چندانی برای آموزش وجود دارد.همه این‌ها در حالی است که در گذشته، تعزیه‌خوانی و علم موسیقی موضوع‌هایی جدا از هم نبودند و فرایند آموزش در مسیر صحیحی جریان داشت. استاد حسن منصوری، نوازنده نی، به این نکته اشاره می‌کند و می‌گوید: «هشتاد سال پیش‌ازاین در همین اصفهان، بیشتر روضه‌خوان‌ها موسیقی‌دان بودند. مرحوم صدرالمحدثین و بسیاری از روضه‌خوان‌ها اهل موسیقی بودند و ردیف موسیقی را می‌دانستند و بر اساس ردیف‌های موسیقی مجالس عزاداری را اداره می‌کردند. مداحان و تعزیه‌خوانان و روضه‌خوانان باید زیر نظر همین استادان آموزش می‎دیدند و بزرگ‌ترها اجازه نمی‌دادند جوان‌ها هر چیزی را بخوانند؛ اما الان می‌بینیم که در نبود آموزش صحیح، موسیقی لس‌آنجلسی و رپ وارد تعزیه شده است و شعر عاشورایی را روی تصنیف یک خانم  می‌خوانند.»محمدرضا قربانی، خواننده، که آلبوم «نغمه‌های عاشورایی» را در کارنامه خود دارد، در خصوص ضعف آموزش موسیقی آیینی معتقد است: «در مراسم شبیه‌خوانی‌ها که باید موسیقی آیینی اجرا شود، متأسفانه به‌ندرت جایی دیده‌ام موسیقی آیینی مذهبی صحیح استفاده شود و بیشتر تبدیل شده است به روضه و آواز خواندن و تحریر که اصلا در موسیقی آیینی تحریر خیلی جایگاهی ندارد. جاهایی که بحث حماسه باشد و بخواهند شجاعت را نشان دهند، تحریر کوچکی می‌آورند؛ ولی متأسفانه امروز دیگر کسانی که برنامه‌های آیینی اجرا می‌کنند، اصلا این موارد را رعایت نمی‌کنند و کسی هم نیست که بخواهد این‌ها را تدریس کند. مرجعی برای آموزش وجود ندارد و متأسفانه مرجع نظارتی هم وجود ندارد که ایرادهای کار را متذکر شود. کلا در مسیر اشتباهی حرکت می‌کنیم.»
 
تولید بدون پشتوانه علمی
موسیقی ایرانی از هفت دستگاه و پنج آواز تشکیل‌شده که هریک از آن‌ها حال‌ و هوای خاصی را القا می‌کنند؛ یکی پرهیجان است و دیگری غمگین، یکی حماسی است و دیگری سوزناک. در گذشته، موسیقی آیینی از حال‌وهوای دستگاه‌های موسیقی به شکل هوشمندانه‌ای استفاده می‌کرد؛مثلا در تعزیه، شبیه‌خوان حضرت عباس(ع) چهارگاه می‌خواند که ماهیتی حماسی دارد و تعزیه شهادت امام در آواز دشتی خوانده می‌شد که بسیار غم‌انگیز است.متأسفانه امروز در غیاب آموزش صحیح، دیگر به وجود تناسب بین انتخاب دستگاه موسیقی یا آواز با حال‌وهوای شخصیت‌ها توجهی نمی‌شود. قربانی به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: «در قدیم، موسیقی آیینی متناسب با شخصیت افراد هر صحنه ساخته می‌شده است؛ مثلا برای نمایش موقعیت حماسی ورود حضرت حر، موسیقی آن را در ماهور یا نوا می‌ساخته‌اند؛ ولی برای حضرت علی‌اکبر در افشاری ساخته می‌شده تا متأثرکننده باشد. در گذشته می‌دانستند برای رزم و جنگ چه نوع موسیقی باید استفاده شود و برای وداع چه موسیقی مناسب است. همه این‌ها بر اساس علم ساخته می‌شد و می‌دانستند هر دستگاهی و هر گوشه‌ای چه کاربردی دارد و برای چه حسی باید استفاده شود. متأسفانه امروزه چنین چیزی را نمی‌بینیم.»او ادامه می‌دهد: «در مراسم تعزیه باید زمانی که سوزوگداز خوانده می‌شود، نوحه‌خوانی حتما ریتم داشته باشد و در آخر آن مصرع این ریتم شکسته شود. این تمهید سبب می‌شود هم کار برای مخاطب جذاب باشد و هم آن شکستن ریتم ایجاد حزن می‌کند؛ اما متأسفانه دوستان تمام روضه را به‌صورت دشتی اجرا می‌کنند و تمام می‌شود.»ناآشنایی مداحان، روضه‌خوان‌ها و تعزیه‌خوان‌های جوان با این پشتوانه غنی، تأثیرگذاری کم‌رنگ‌تر موسیقی آیینی را بر مخاطب در پی دارد.
 
هجمه فرهنگی در نبود نظارت نهادهای مسئول
موسیقی آیینی شاید مردمی‌ترین شکل موسیقی به‌شمار می‌آید. چنان‌که در ابتدای این گزارش به آن اشاره شد، در گذشته تسلط روضه‌خوان‌ها و تعزیه‌خوان‌ها به علم موسیقی اصالت خاصی به موسیقی آیینی می‌بخشید؛ اما رهاشدن بحث آموزش و ورود علاقه‌مندانی که مسیر صحیح آموزش را طی نمی‌کردند، به این حوزه و ناآشنایی آن‌ها با دستگاه‌های موسیقی ایرانی و حس و حال هریک از آن‌ها، راه برای ورود انواع بدعت‌ها به این هنر هموار شد. در این میان شاید وجود روحیه مذهبی در تولیدکنندگان موسیقی مذهبی موجب غفلت نهادهای مسئول از نظارت بر این حوزه شد و کار به جایی رسید که موسیقی پاپ و حتی ترانه‌های لس‌آنجلسی منبع الهام نسل جدید تولیدکنندگان قرار گرفت؛ به‌طوری‌که روزبه‌روز از اصالت عزاداری‌ها و روضه‌خوانی‌ها و تعزیه‌خوانی‌ها کاسته می‌شود.منصوری نظارت بر عرضه آثار موسیقی را مقوله‌ای بسیار جدی ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «فارابی در کتاب “موسیقی کبیر” عنوان می‌کند وقتی گروهی از موسیقی‌دان‌ها می‌خواهند برای اجرای موسیقی وارد شهر ما شوند، ما نخست موسیقی را گوش می‌دهیم. اگر مطابق با روحیات ما و در جهت تعالی شهرمان بود، به آن‌ها اجازه ورود می‌دهیم و اگر موجب اضمحلال فرهنگ شهرمان شود، از آن‌ها عذرخواهی می‌کنیم. امروز نمی‌توان چنین برخوردی کرد. موسیقی از طریق امواج به همه خانه‌ها رسوخ کرده؛ اما حداقل نهادهای دولتی نظیر ارشاد و صداوسیما می‌توانند در حوزه مسئولیتشان با این موج همراه نشوند؛ اما چنین نیست.»او به وظیفه دستگاه‌های دولتی برای نظارت بر موسیقی آیینی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «ما تعداد مشخصی تعزیه داریم. گردانندگان آن‌ها باید کارت تعزیه‌خوانی و مجوز اجرا داشته باشند و این گردانندگان موظف شوند از وزارت ارشاد مجوز بگیرند و تعزیه‌خوان‌های زیر دستشان نیز آموزش ببینند؛ همچنین ارشاد باید بر محتوایی که ارائه می‌شود، نظارت کند. یک معلم موسیقی باید کارت صلاحیت تدریس داشته باشد. چطور برای تعزیه‌خوان که قرار است حافظ فرهنگ عاشورایی باشد، مجوزی لازم نیست و هر چه دلش بخواهد می‌تواند بخواند؟ اگر بخواهیم، می‌توانیم نظارت کنیم و امور را اصلاح کنیم. درست است که ما مورد هجمه فرهنگی قرارگرفته‌ایم، اما خودمان هم هیچ کاری برای فرهنگ نکرده‌ایم»قربانی نیز به لزوم وجود مجوز برای فعالیت در حوزه موسیقی آیینی اشاره می‌کند و در این خصوص می‌گوید: «موسیقی آیینی چون در محله‌ها استفاده می‌شود، با افرادی رو‌به‌رو هستیم که شاید تابع قوانین نباشند؛ برای همین در بحث آموزش یا نظارت با مشکل مواجه می‌شویم. ما در همین بحث آموزش و نظارت پیشنهاد برگزاری دوره‌های آموزشی را ارائه کردیم و اینکه برگزارکننده‌ها موظف به شرکت در این دوره‌ها باشند که متأسفانه به نتیجه‌ای نرسید؛ زیرا برگزارکننده‌ها تمایلی ندارند آموزش ببینند تا اثری ماندگار از خود به جای بگذارند.»به نظر می‌رسد در این شرایط نهادهای مسئول باید الزام‌های قانونی برای اجرای موسیقی‌های مذهبی و آیینی در نظر گیرند.