در 19 آگوست 1953 برابر با 28مرداد سال 1332، دولت حاکم بر ایران به ریاست محمد مصدق، نخستوزیر وقت، توسط کودتایی نظامی با رهبری فضــلالله زاهــدی و البته با طرح و حمــایت مــالــی و اجــرایی سـرویس اطلاعات مخفی بریتانیا (اس آی اس) و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)و همراهی بخشی از ارتش شاهنشاهی ایران و همکاری محمدرضا پهلوی سرنگـون و دکتـر مصـدق از سمــت نخسـتوزیری بــرکنــار شد. طرح این کودتا با هدف سقوط دولت مصدق و نفوذ و حضور بیشتر قدرتهای خارجی، همچون انگلیس که تا قبل از ملیشدن نفت کشور صاحب عمده نفت ایران بود، ریخته شد تا علاوه بر ادامه حکومت شاهنشاهی در ایران، از ادامه سیاست استعمارستیزی و ملیبودن نفت نیز جلوگیری کند؛ اتفاقی که باعث سلطــه قــدرتهــای خــارجــی طــی سالهــا بـر کشــور و غـارت نفـت ایـران توسط آمریکا و انگلیس شد. دولت جدید ایران به ریاست فضلالله زاهدی، تضمین کرد که تا 25سال نفت تولیدی را به شرکتهای عضو کنسرسیوم (آمریکایی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی) بفروشد؛ آنچه کـه طــی چهــارســال متــوقــف شــده بود. اما چه بر سر ایران در این فضای پس از کودتا آمد و پیامدهای آن طی سالها تا انقلاب اسلامی سال 57 چه بود؟ از طرفی چرا محمد مصدق با تمام اختیارات و داشتن حمایت مردم و البته هشدارها در خصوص کودتا از بروز آن جلوگیری نکرد؟ سؤالاتی که احمد سالک کاشانی، عضو جامعه روحانیت مبارز و نماینده پیشین اصفهان در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با «اصفهانزیبا» به آنها پاسخ داد. سالک با اشاره به نقش عوامل داخلی و خارجی این کودتا که سرنوشت ایران را طی سالها تغییر دادند، خاطرنشان کرد: اگر دکتر مصدق به هشدارهای مرحوم آیتالله کاشانی که حمایت ملت را در کنار خود داشت، توجه و از او تبعیت میکرد، این کودتا قطعا صورت نمیگرفت. به گفته سالک، کودتای 28مرداد با هدف غارت نفت ایران و دردستگرفتن مدیریت نظام شاهنشاهی توسط بیگانگان شکل گرفت؛ اختیاری که البته محمدرضا شاه در ازای بقای حکومت پهلوی در ایران و قدرتگرفتن خود به انگلیس و آمریکا داد. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
کودتای 28مرداد 1332 به تعبیری باعث سلطه قدرتهای خارجی به مدت 25سال بر نظام شاهنشاهی ایران شد. از عوامل و مقصران داخلی و خارجی این کودتا برای ما بگویید.
تقریبا 69سال از کودتای 28مرداد 1332 میگذرد؛ رخدادی که سرآغاز آن به حضور مرحوم آیتالله سیدابوالقاسم کـــاشــانی و نخســتوزیـــری محمــد مصـــدق در راستــــــای ملـــــیشـــــدن صنعـت نفـت در ایــران و در حقیــقت مقابله آنها با استعمارگر انگلیس برمیگردد. مرحوم آیتالله کاشانی در این جهت اقدامات فوقالعاده ای انجام دادند و در مقابل، مصدق فریب آمریکا را خورد و با اعتماد بیــشازحـد بــه قدرتهای خــارجـی باعث ضربه شدید و سنگینی به مردم ایران شد. در حقیقت این کودتا یک کودتای آمریکایی انگلیسی بود که محمدرضا شاه را با یک ترفند بیرونی و درونی به حکومت بر ایران بازگرداند. از سوی دیگر، ارتش شاهنشاهی ایران که به تعبیری، هم ورشکسته بود و هم در اختیار عناصر آمریکای و انگلیس بود، با سازماندهی قدرتهای خارجی در قیام علیه مصدق و قرار گرفت.
آیا محمد مصدق در آن زمان میتوانست از عزل خود و این کودتا جلوگیری کند؟
اگر مصدق از مرحوم آیتالله کاشانی که حمایت ملت را در کنار خود داشت تبعیت میکرد، این کودتا قطعا صورت نمیگرفت. مصدق خود نیز با رأی ملت بر سر کار آمد و مردم را در کنار خود داشت؛ اما متأسفانه همراهی هیچکدام از آنها را قبول نکرد و فریب قدرتهای خارجی را خورد. آمریکا و انگلیس نیز با کمک محمدرضا شاه از این فرصت استفاده کردند و در نهایت این کودتا پیروز شد.
پس از این کودتا فضای سیاسی ایران در چه مسیری افتاد؟
در پس کودتای 28مرداد چند اتفاق مهـــم رخ داد؛ اول اینــکه آمـــریـکا و انگلیــس قــدرت ازدســترفتــه را به محمدرضا پهلوی برگرداندند و مسئولیت اداره کشور را از مصدق به او منتقل کردند؛ اقدامی که با هدف مقابله با مردم به رهبری آیتالله کاشانی صورت گرفت؛ کودتایی که از پشتیبانی عامه مردم برخوردار نبود مگر اراذل و اوباش. به محض اینکه شاه بر مسند قدرت تکیه داد، تغییر و تحولات عمده در نظام شاهنشاهی صورت گرفت که اولین آن، عزل مصدق و نصب فضلالله زاهدی به خواسته آمریکا و انگلیس بود؛ عنصری از موساد اسرائیل که نفوذ پرقدرتی بر شاه و عوامل آن داشت؛ شرایطی که آمریکا و انگلیس از طریق آن توانستند مدیریت همه برنامههای سیاسی و اقتصادی و … ایران را به دست گیرند. پس از آن نیز آیتالله کاشانی تبعید و مصدق هم به زندان افتاد و این سیاست به مدت 25سال، تا بهمن 57 بر کشور حکمفرما بود.
25 سال سلطهگری انگلیس و آمریکا بر ایران چه آثار و پیادهایی
اثر اولیه این رویداد، این بود که نفت ملت ایران توسط انگلیس و آمریکا غارت شد. دوم اینکه با شکلگیری عامل استعمارگری در ایران، خواستههای انگلیس و آمریکا و پس از آنها اروپا و رژیم صهیونیستی توسط حکومت پهلوی برآورده شد؛ تا جایی که برخی از مناطق ایران همچون دشت مغان تا سالها به حکومت رژیم صهیونیستی در آمد و سایر معادن کشور به غارت کشورهای استعماری رفت؛ فضایی که مقصر و عامل اصلی آن حکومت پهلوی بود.در آن زمان مردم نیز هیچ نقشی در سیاست داخلی ایران نداشند.حتی در انتخابات مجلس شورای ملی آن زمان ما شاهد هستیم که شاه با داشتن اختیارات در خصوص نمایندگان، افرادی را که هیچگونه شایستگی برای جایگاه نمایندگی نداشتند، وارد مجلس کرد تا بتواند صدای مجلس را با خواستههای خود هماهنگ کند. تغییرات پس از کودتای 28 مرداد 1332 اثر مثبتی برای فضای جامعه ایران به همراه نداشت. در این بین شاید در حوزه کشاورزی اطلاحاتی صورت گرفت و طرح اصلاحات اراضی به قانون تبدیل شد؛ اما پس از آن بحث کاپیتولاسیون به میان آمد و انقلابیون و علما و بزرگان شروع به آمادهسازی مقدماتی برای تغییر شرایط سیاسی ایران کردند؛ بهخصوص بعد از ارتحال آیتالله بروجردی در سال 1340 افول حکومت پهلوی و در حقیقت افول آمریکا و انگلیس شدت گرفت. در نهایت با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 شرایط تغییر کرد و دست آمریکا و انگلیس برای همیشه از ایران کوتاه شد. از طرفی، توفیقاتی که این انقلاب در طول 44 سال نصیب ملت ایران کرد، همه آن روزهایی که بر مردم ایران گذشت را جبران کرد.
آیا این کودتا تأثیری هم بر آینده کشور و بهعبارتی ایران امروز گذاشت که همچنان ما شاهد آن باشیم؟
اثرات کودتای 28 مرداد در همان زمان حکومت شاه بر ایران مطرح بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر اثری از آن در میان نبود؛ البته در حال حاضر بیگانگان و سلطنتطلبها در فضای مجــازی بــهدنبــال تطهیــر حکـومــت پهلوی هستــنــد و بعضــی از مشکلات داخلی کشور را به نبود حکومت پهلوی در ایران ربط میدهند و معتقدند اگر پهلوی بر سر کار بود این مشکلات کنونی شکل نمیگرفت.
این افراد هزاران اقدام شایسته نظام جمهوری اسلامی را در طول 44سال نادیده میگیرند. از طرف دیگر تلاش این جریان سلطنتطلب این است که بگویند کودتای 28 مرداد اقدام نادرستی بوده است؛ در حالیکه انقلاب اسلامی ثابت کرد که کودتای 28 مرداد خیانتی بود که آمریکاییها، انگلیسیها و صهیونیستها در سال 32 به ملت ایران کردند.