سنگرهای خالی از جوانان

ز قدیم، معماری مساجد موردتوجه اغلب مردم قرار می‌گرفته. 

حالا چه مردم کوچه و بازار که اسیر طرح‌های اسلیمی و نقوش رنگارنگ دیوارها و مناره‌های مسجد می‌شدند و چه گردشگران که هنوز هم وقتی پایشان به کشوری اسلامی مثل ایران باز می‌شود، بخشی از وقتشان را صرف دیدار مساجد با معماری‌های ویژه می‌کنند؛ البته امروز اگر مسجدی بنا شود، طرح‌های نوتری را به خود می‌بیند. شاید شما هم ازاین‌دست مساجد دیده باشید که ظاهری زیبا دارد؛ اما دل‌تنگ رفت‌وآمد مردم، به‌ویژه جوان‌ترهاست.
 
خانه سالمندان
دوستی می‌گفت برای اینکه نوجوانی اهل مسجد شود، باید سر نردبان را بدهی دستش. ماجرا هم ازاین‌قرار بود که خودش وقتی نوجوان بود و همه فکر و ذکرش بازی با هم سن‌وسال‌هایش در کوچه بود. یک‌بار مردی از او خواهش می‌کند سر نردبان را بگیرد و با او به مسجد برساند. وقتی وارد مسجد می‌شوند، شلوغی و جذابیت اتفاقات مسجد، پسر نوجوان را جذب خود می‌کند و او هم می‌شود بچه مسجدی؛ چیزی که این روزها کمتر شاهدش هستیم. نه اینکه نشود سر نردبان را دست کسی داد؛ ولی معلوم نیست وقتی وارد مسجد شد، دلش بند شود و خیلی از مساجد ما جایی شده‌اند برای نمازخواندن سن‌وسال‌دارها.
 
بوی خوش حلوا
از مراسم‌ها گفتیم. برخی مساجد در مناسبت‌های مذهبی جشن و عزاداری برپا می‌کنند؛ ولی برخی مساجد در برگزاری مراسم‌هایی خاص حرفه‌ای هستند؛ آن‌هم مراسم ختم و شب هفت است. بوی حلوا و خرما و عطر گلایل‌ها تا چند کوچه آن‌طرف‌تر هم می‌رود. عبدالباسط با صدای بلند الرحمن می‌خواند. چند حجله دم در مسجد است و چندین دسته‌گل. مردم بدون آنکه حتی صاحب‌مجلس آن‌ها را بشناسد، وارد مراسم می‌شوند. فاتحه‌ای خوانده یا نخوانده، خرما و حلوا و سایر پذیرایی‌ها را دریافت می‌کنند و تمام؛ البته خوبی‌اش این است که پای یک عده به مسجد باز می‌شود. گرچه برخی حرمتش را نمی‌دانند. مورد داشته‌ایم که طرف جدول درست کرده برای مراسم‌های مختلف مساجد شهر و سروقت خودش را می‌رسانده به هرکدام.  چندسال پیش برای چنین بزرگوارانی یک اپلیکیشن هم راه افتاد تا از انواع و اقسام برنامه‌ها در مساجد و هیئت‌های مختلف آگاه شوند و به‌خصوص بدانند شام چیست! گاهی حتی مسجد می‌شود محل عبور؛ یعنی کافی است مسجد دو در داشته باشد و راه آدم‌ها را کوتاه کند.
 
تکه‌ای از بهشت
اما در این ‌بین مساجدی را که پرشور و گرم هستند نیز می‌بینیم. پر از اتفاقات گوناگون؛ از کلاس‌های مختلف برای کودکان و نوجوانان گرفته تا مراسم‌های مختلف. نمازهای با عشق، به لطف امام جماعتی اهل‌دل. گره‌گشایی از مشکلات مردم، به‌ویژه اهالی محل به همت متولی مسجد و نمازگزاران آن. اصلا این‌جور جاهاست که راحت می‌شود گفت خانه خدا. گرچه خدا همه‌جا هست؛ ولی ته دلم می‌گویم خدا هم هرجا که مؤمن‌های بیشتری باشند بیشتر خوش است. حقیقت مسجد را باید در زندگی کسی ببینیم که آن را بهتر از همه ما می‌داند. باید ببینیم بنیان‌گذار مسجد و کسی که اولین مسجد دنیا را ساخت، چه روایت و تعریفی از مسجد داشته است. آن حضرت می‌فرمایند مسجد جای زندگی است؛ آن‌هم زندگی‌ای که همه‌اش عبادت است. اصلا فرض کنید اگر مساجد ما همگی این مدل باشند، چقدر حال‌وهوای محله، شهر و حتی کشورمان بهتر خواهد بود.منبع: جام‌جم