مخاطبی که به احتمال زیاد هزینه نهچندان ارزان خرید اشتراکها را بهسختی فراهم کرده و در نهایت در میانه راه، سردرگم و حیران در پیچوخم مشکلات شخصی و حقوقی این سریالها رها میشود.شاید اولینبار طعم تلخ این اتفاق را «قهوه تلخ» مهران مدیری به مخاطبان وسیع و مشتاقش چشاند. با آنکه حدود صد قسمت از کار به پخش رسیده بود و همه منتظر قسمتهای پایانی آن بودند، کار بهیکباره متوقف شد و با عذرخواهی مهران مدیری و توضیح مختصری در خصوص دلیل این اتفاق، پرونده این سریال جذاب برای همیشه بسته شد. این اتفاق در آن سالها غیرمعمول بود و با وجود محبوبیت بازیگران و عوامل آن، تأثیرات منفی زیادی در ذهن مخاطبان گذاشت. در آن سال، مدیری یکی از دلایلش را ساخت سریال دوم خود، یعنی «ویلای من» و عذرخواهی از مخاطبان و جبران بدعهدی خویش در ناتمامماندن «قهوه تلخ» عنوان کرد.اما در چــند ســـال اخیر، کاربــران پلتفرمهای نــمایش خــانگی شــاهد ناتمامماندن چــند سریال مــختلف بودهاند؛ تا جایی که در طول یک سال، دست کم یک یا دو مجموعه بهصورت نیمهکاره رها شدهاند. در این میان ضمانت اجرایی چندانی هم برای درست و منطقی تمامشدن سریالها وجود ندارد و حق مخاطبی را که در این فضا باید برای تماشای هر قسمت هزینهای متقبل شود، نادیده گرفته میشود.سریالهایی چون «قهوه تلخ»، «رقص روی شیشه»، «جزیره»، «قبله عالم»، «گیسو»، «میدان سرخ» و «سیاوش» از جمله سریالهایی هستند که به دلایل مختلف، رفیق نیمهراه مخاطبان بوده و پرونده آنها بلاتکلیف و ناتمام باقی مانده است؛ آثاری که هرکدام مخاطبان خاص خود را داشتند و هزینه زیادی را به علاقهمندان خود تحمیل کردند.اخیرا نیز سریال «جیران» حسن فتحی با وجود آنکه نیم بیشتری از آن در اختیار مخاطب قرار گرفته بود، به دلیل شکایت یکی از عوامل اصلی سریال «آهوی من، مارال» و شباهت در ایده و فیلمنامه، گرفتار مشکلات حقوقی شده و سرانجام نیز به طور کامل از آرشیو پلتفرم پخشکننده حذف شد. این در حالی بود که دستاندرکاران کار هیچگونه توضیح خاصی در خصوص این اتفاق ندادهاند و با وجود آنکه امکان بررسی مشکلات حقوقی قبل از پخش وجود داشت، در نیمه راه، بهیکباره و بیمقدمه توقیف شد.ســـریالهای مــذکور دیگر همــچون «جزیره» و «سیاوش» نیز با وجود اینکه سعی کردند نهایتا پایانی برای خود به تصویر بکشند، اما سرهمبندی و دمدستیبودن قسمت آخر این سریالها از چشم مخاطبان شبکه نمایش خانگی دور نماند و سبب شد برای همیشه از این کارها به عنوان آثار شکستخورده یاد شود.در واقع سریالهای نیمهکاره این القا را در مخاطب ایجاد میکند که وقت و هزینه او از دیدگاه سازندگان هیچ ارزش و احترامی ندارد و این امر در درازمدت قطعا از کثرت و انگیزه مخاطبان خواهد کاست؛ علاوه بر این، خروجی این اتفاق هم چیزی جز ریزش تماشاچیان و کمرونقی و رکود نخواهد بود.با این وجود اگر بخواهیم دنبال راهکاری درست و کاربردی باشیم، شاید سادهترین راه همان چیزی باشد که در دنیا مرسوم شده است؛ در صورتی که پخش هر سریال تا اتمام پایان فیلمبرداری آن به تعویق بیفتد، هم مخاطب از ابتدا تکلیف خود را میداند، هم سرمایه کلان تهیهکنندگان به هدر نمیرود و هم سازندگان درگیر کمبود زمان نشده و زحماتشان قربانی مشکلات مختلف نمیشود.نمونه بارز آن سریال پرطرفدار «خانه اژدها» است که این روزها در حال توزیع و پخش است؛ این سریال تا زمانی که ساخت یک فصل از آن بهطور کامل به پایان نرسیده بود، در دسترس مخاطبان قرار نگرفت. از این دست سریالها میتوان به «بازی تاج و تخت»، «وایکینگ» و «مردگان متحرک» و… نیز اشاره کرد که به همین منوال وارد فرایند توزیع و پخش شدهاند. این اتفاق ضمن افزایش اعتماد مصرفکننده، در ارتقای صنعت بزرگ سریالسازی نیز تأثیرات بسزایی دارد؛ رخدادی که تا به امروز در پلتفرمهای داخلی شاهد آن نبوده و به احتمال زیاد تا آیندهای نزدیک نیز نخواهیم بود.در کل به نظر میرسد راهحلهای زیادی برای رفع این مشکل، چه از سوی سازندگان، چه از سوی صادرگنندگان مجوز وجود دارد که با برنامهریزی درست و وضع قوانینی مشخص برای حفظ حقوق مصرفکنندگان میتوان پرونده ناکامی سریالها را بست و حق مسلم مخاطب را به طور کامل به او ادا کرد؛ چراکه مخاطب اصلیترین سرمایه نمایش خانگی است.
سریالهای بیپایان مخاطبان سرگردان
نیمهرهاکردن سریالهای نمایش خانگی، این روزها به روالی عادی و پرتکرار تبدیل شده است؛ بهطوری که مخاطبان این پلتفرمها هنگام خرید اشتراک و شروع تماشای یک سریال تازه، نمیدانند آیا قرار است با داستانی کامل مواجه باشند یا بهدلایل مختلفی چون توقیف، مشکلات حقوقی، اختلاف بازیگران با تهیهکننده و مسائل ممیزی، سریال دیگری به لیست سریالهای نیمهکاره آنها افزوده شود.
نوشته شده توسط: شیما اسماعیلی در در فرهنگ,هنرهای تصویری | دیدگاه بسته شده