درباره شخصیت و نگاه امام موسی صدر، بهعنوان یک متفکر آزاداندیش و بیشتر از آن چیزی که هرساله در یادداشتها، مقالهها، برنامهها و گرامیداشتهای مختلف از او بازگو میشود، برای ما توضیح دهید.
امام موسی صدر پیش از اینکه یک شخص باشد، یک حرکت و نماد از تأثیر روحانیت بر کیفیت زندگی جامعه است. این شاگرد راستین و متفکر مکتب امام صادق(ع)، دین را بهدرستی درک کرده بود؛ هویت دینی و تأثیر آن را بر انسان میدانست و راهکارهای اسلامی و دینی را برای بازسازی و نوسازی جامعه با هدف تحول انسانها استخراج میکرد؛ نظریهای که با توجه به موفقبودنش در جامعه لبنان از سوی او پیاده شد.
چرا در لبنان؟
امام موسی صدر ازسوی آیتالله بروجردی برای سفر به لبنان مأموریت گرفت؛ مأموریتی که درواقع درخواست اولیه آن را شیعیان لبنان داشتند. آیتالله بروجردی باتوجه به شناخت دقیقـــی کـــه از توانمندیها و شخصیت سیدموسی صدر داشت، او را بهعنوان نماینده خود و سرپرست شیعیان لبنان منصوب کرد. از طرفی، پیش از اینکه ایشان از طرف آیتالله بروجردی به سرپرستی شیعیان لبنان مأمور شوند، شیعیان نیز در این کشور ازنظر عددی در اکثریت بودند؛ اما بافت طائفی و حکومت عثمانیها در سرزمین لبنان با بازه زمانی چهارصدساله که قدرت را بین طوایف و یادگار استعمار فرانسه تقسیم کرده بود، باعث شد که شیعیان اصلا شهروند این کشور بهحساب نیایند؛ حتی دولت مرکزی بسیاری از شیعیان لبنان را از داشتن شناسنامه محروم کرده بود و در این شرایط زندگی بسیار سختی را حتی در تــأمیـــن معـــاش خـــود سپــــری میکردند. در آن زمان بسیاری از زنان و بانوان لبنانی نیز مجبور بودند در مراکز فساد و کابارهها مشغول به خدمتکاری و کارهایی از این دست شوند. جوانان لبنانی هم در قبال دریافت مقداری پول، بهعنوان مـــزدور در گـــروههـــای مختــلـــف میجنگیدند و برخی هم کشته میشدند. در این فضای نابسامان لبنان حضور امام موسی صدر باعث شد نگاه شیعیان به دنیا عوض شود. امام موسی صدر بــا استفـــاده از قواعد محــرومیـــتزدایـــی دینـــی و بــــدون دریافت هیچگونه کمک مالی، هویت و کرامت این قشر را احیـــا کــرد و شیــعیـــان لبنـان، بهخصوص شیعیان جنوب لبنان را در قالب یک مجموعه دینی، مذهبی و سیاسی بزرگ گرد هم آورد. پسازآن، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد؛ مجلسی که توانست جایگاه قانونی شیعیان این کشور را مطالبه کند. از طرفی، با همکاری شهید چمران و در راستــــای دفــــاع از شیــعــیـــان، «حرکتالمحرومین» را که به «جنبش امل» مشهـــور است، تــأسیس کــرد. درعیــنحال بــرای ایجــاد اشتغـــال جــوانان شیعــه لبنــانـــی بــا همکــاری شهیـــدچمـــران مـــــدارس فنـــــی و کارگاههای خوداشتغالزایی به راه انداخت.
از تأثیرات حضور امام موسی صدر در لبنان بیشتر بگویید.
همه این اتفاقات خوب از سوی امام موسی صدر باعث شد که در سال 1356 و 1357 شیعیان لبنان تبدیل به قدرتمندترین مجموعه سیاسیدینی لبنان شوند. در آن زمان امام موسی صدر بهقدری در میان جامعه لبنان نفوذ پیداکرده بود که حتی زمانی که گروههای مسیحی باهم اختلاف پیدا میکردند و کار به درگیریهای نظامی کشیده میشد، تنها شخصی که میتوانست میان آنها میانجیگری کند و باعث صلح شود، او بود. درواقع او با داشتن نفوذ مردمی و الهی تنها موردعلاقه شیعیان نبود و مخاطب او در آن تحول و انقلاب لبنان، همه گروههای مذهبی لبنان بودند. از سوی دیــگر، مهــمتــرین نکتـــه موردتوجه امام موسی صدر، موضوع کرامت انسانی بود که بهعنوان یکی از اصول و باورهای اسلامی به آن اعتقاد داشت.
چرا بهیکباره او ناپدید شد و بـیــشتـــر احتــمــــالات بــــــه سمــــت ربودهشدن ایشان گرایش دارد؟
واقعیت این است که لبنان از گذشته صحنه رقابت قدرتهای منطقهای بود. کشورهای مختلفی که از ابتدای جنگ داخلی لبنان در دهه 70 میلادی این کشور را به صحنه زورآزمایی خود تبدیل کرده بودند. از حکومت پهلوی در ایران، پادشاهی عربستان، عراق، سوریه، لیبی تا قدرتهایی همچون فرانسه، آمریکا و رژیم صهیونیستی که بهعنوان یک عامل جدی تعیینکننده، بخشی از نیروهای سیاسی لبنان را پشتیبان میکردند. درواقع این کشور عملا چندپاره شده بود و چیزی به نام دولت مرکزی در لبنان معنا نداشت. در چنین فضـــایی معمر قــذافـــی بـا داشتـــن شخصیتی فرعونصفت و غیرانسانی که باروح انسانی و الهی امام موسی صدر فاصله بسیار داشت، از او برای سفر به لیبی دعوت به عمل آورد؛ شخصی که حسادت بسیاری به نفوذ و محبوبیت امام موسی صدر پیدا کرده بود و همین حسادت باعث تنشهای بسیاری میان آن دو شد. با این حال، او از امام موسی صدر خواست که کدورتها را کنار بگذارند. امام موسی صدر نیز بهدلیل داشتن منش صلحجو، این دعوت را پذیرفت و به همراه دوتن از یارانش به لیبی سفـــر کرد؛ سفــری هیــچ بـــازگشتـــی نــداشت.
آیـــا پیـــگیـــریهــا درخصـــوص ربودهشدن امام موسی صدر در همان اوایل این اتفاق که تازگی داشت، نمــیتوانسـت به نتیــجــه برسد؟ چه موانعی وجود داشت؟
در آن مــقــطــــع زمـــــانـــی تـــــلاش و پیگیریهای بسیاری درخصوص این موضوع شد؛ اما با سماجتی که قذافی از خود نشان میداد، عملا کار بهجایی نرسید. حتی بعد از سرنگونی قذافی، سرنوشت امام موسی صدر نامشخص باقی ماند و متأسفانه هیچاثری از این روحانی شاخص و برجسته اسلامی شیعی بهدست نیامد.
شما در صحبتهای خود از شرایط نابسامان شیعیان لبنان که همیاری و حمایت امام موسی صدر را میطلبید، گفتید. آیا مردم ایران نیز در آن زمان به این نوع حمایت ازسوی شخصیتی همچون موسی صدر بیشتر از مردم لبنان نیاز نداشتند؟ به عبارتی، چرا اتفاقهای خوبی که ازسوی امام موسی صدر در لبنان افتاد، در ایران دیده نشد؟
اصلا شرایط آن زمان لبنان با ایران آن سالها قابلمقایسه نیست. ما در ایران شرایط خیلیخیلی بهتری از لبنان داشتیم. در آن مقطع (اواخر دهه 30 شمسی) که امام موسی صدر قصد سفر به لبنان را کرد، جامعه ایرانی دارای هویت دینی زندهای بود. درست است که حکومت ایران، حکومت پهلوی بود و بخشی از جامعه ما نیز دارای محرومیت فکری و مالی بود؛ اما حداقلهای زیستی در ایران وجود داشت. همانطور که اشاره کردم، امام موسی صدر در آن مقطع که به دعوت و مطالبه مردم لبنان و دستور آیتالله بروجردی به لبنان رفت. دولت لبنان شیعیان را اصلا انسان فرض نمیکرد. به گفتــه شهیــد چمــران، هیــچ کـــار شرافتمندانهای برای شیعیان لبنان وجود نداشت. شرایط شیعیان این کشور بسیار تلخ و غیرانسانی بود و حداقلها برای آنها از سوی دولت لبنان فراهم نمیشد. در این شرایط بود که آیتالله بروجردی، امام موسی صدر را مأمور کردند که شیعیان لبنان را نجات دهد؛ اقدامی که تنها بهدلیل رفع محرومیتهای مالی شیعیان نبود، بلکه با اولویت هدف به رسمیت شناختن انسانیت آنها صورت گرفت.
بلـــه در ایــن زمینــه حــق بــا شمـــاست؛ امـــا چــرا بـــــاوجـــود شخصیــــت اثباتشده و مثالزدنی امام مـــوسی صدر، از افــکار و رویکردهای موفق ایشــان در قـــــالـــب آکـــادمیــــــک و بهصــورت محققــانـــه در جـــامعـــه امروزی ایران استفاده نمیشود و معــرفی ایشــان تنهــا به سالـــروز ناپدیدشدنش در روز 9 شهریور ختم شده است؟
امام موسی صدر متأسفانه آنطور که باید در ایران شناخته شده نیست. عده کمی گاهی حتی با نگرشهای سیاسی خاص، سعی میکنند ایشان را معرفی و مطرح کنند و حتی برخی قصد این را دارند که این شخصیت را برای اهداف سیاسی خود مصادره کنند. واقعیت این است که همین قشر به شخصیت امام موسی صدر ظلم میکنند. شخصیت او فراملیتی و هم دارای نسب عربی و همنسب ایرانی است. فارسی را بهواسطه مادرشان بهتر از عربی صحبت میکرد. سالها در ایران فعالیت داشت و از دوستان صمیمی و نزدیک شهیدبهشتی بود و شهید بهشتی همیشه از او بهعنوان یک دوست یاد میکرد. بااینحال ابعاد شخصیتی امام موسی صدر در ایران همچنان ناشناخته مانده است. گهگاهی در برنامه یا مناسبتی از ایشان گفته میشود و آنطور که شایستگی دارد، معرفی نمیشود. قشر بسیار کمی در ایران بهدنبال پیروی از شخصیت امام موسی صدر هستند و ابعاد رفتار فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ایشان را تا حدودی پیگیری و جستوجو میکنند. جــامعه امــروز ایــران بسیــار به انسانهایی همچون امام موسی صدر نیاز دارد و باید او را بهعنوان الگو و نماد روحانیت مؤثر و تأثیرگذار شیعه معرفی کرد. چهرههایی همچون ایشان در کنار دیگر شخصیتها همانند شهیدان بهشتــی، رجــایی، باهنــر و مطهــری میتوانند بهعنوان نماد روحــانیــت واقعی معرفی شوند.از طــرفی، همین سالگردگــرفتــنها خود تبدیل به یک آفت شدهاست؛ ما هر پدیده و شخصیت مهم را در یک روز خلاصه کردهایم و این شیوه کاملا غلط است. ما نیاز داریم الگوهای انسانیت را در راستای عمقبخشیدن به افکارمان هر روز بشناسیم؛ نه سالی یکروز. متأسفانه در جامعه امروز ما این نیاز احساس نمــیشود؛ جــامعــهای کــه چنـدان علاقهای به شنــاخت ستــارههــا، شخصیتها و الگوهای خود ندارد.
به نظر میآید مردم لبنان بیشتر از جامعه ایران با امام موسی صدر آشنا هستند. درست است؟
امام موسی صدر این فرصت را داشت که صحت عملکرد و نظریات خود را در عمل اثبات کند؛ عملکرد ایشان طی دو دهه حضور در لبنان مشخص شد که توانست زندگی صدها هزار نفر از مردم این کشور، اعم از شیعه سنی و مسیحی و … را متحول و به سمتوسوی درستی هدایت کند؛ البته ایشان صرفا خیرخواه شیعیان لبنان نبود و هدایت و درستی زندگی انســانـــی را بـــرای همه انســـانهـــا میخواست؛ به عبارتی باید گفت این سید بزرگوار مصداق عملکرد سیره نبوی در روزگار ماست.به چرایی ناشناخته مانده امام موسی صدر هم اشاره کردم. روزگار ما، روزگار گنجنشناسی ها و قدرنشناسیهاست و شنـــاخت چنین چهـــرههایی که اتفـــاقــا ضــرورت جـــامعــه مـــاست، متأسفانه اتفاق نیفتاده اسـت. حقیقت این است که هرچقدر ما ازدوران امام مــوسی صـــدر فـــاصلـــه میگیریم، یک سادهاندیشی و فرار از تعمق در جامعه ما شکل میگیرد. مــا شایــد بسیــاری از شاخـصتــریــن، مفیدترین، مؤثرترین و انسانترین چهرههای جامعه خود را بهخوبی نشناسیم. امام موسی صدر در میان صدها چهره دیگر آنچنان در جامعه ایران شناخته شده نیست. درست است که از نام و عنوان چنین شخصیتهایی برای برخی مکانها و برنامهها استفاده میشود؛ اما معرفی اندیشه، عملکرد و عمق فکری آن چه میشود؟ این نامگذاریها اصلا به معنای قدردانی و قدرشناسی از این شخصیتها نیست. ما بهشدت به شناخت اینگونه شخصیتها و الگو قراردادن عملکرد و تفکر آنها چه در حوزه مذهب، چه در حوزه سیاست و چه در حوزه فرهنگ نیاز داریم تا بتوانیم کیفیت زندگی خود و جامعه را ارتقا بخشیم.