طی سالهای اخیر و با رواج فضای مجازی، پدیده ورزشکار سالاری شدت بیشتری گرفته، تاجاییکه تعداد فالوورهای یک ورزشکار به ملاکی برای قدرتطلبی تبدیل شده است. به بهانه خداحافظی محمد موسوی از تیم ملی والیبال که طی روزهای گذشته انجام شد، اشارهای به سرشناسترین ورزشکاران ایرانی داریم که خودشان را بزرگتر از هر تیمی میدانند.
احسان حدادی
برخی میگویند کل توجه فدراسیون دوومیدانی ایران معطوف به یک ورزشکار است و دیگران بودونبودشان چندان تفاوتی ندارد. حدادی که در رشته پرتاب دیسک سابقه چندین قهرمانی در بازیهای آسیایی را دارد، در المپیک لندن به مدال نقره رسید که این مدال بهواسطه نبوغ ذاتی او بود و ارتباط چندانی با وضعیت این رشته پیدا نمیکرد. حدادی که پیشازاین مدال هم سوگلی فدراسیون بود، از یک دهه قبل تاکنون و هر فدراسیونی سر کار آمده، به سلیقه خودش عمل کرده است. او که بیشتر سال به هزینه فدراسیون در آمریکا یا اروپا با مربی اختصاصی در حال تمرین است، در المپیک و مسابقات جهانی عملکرد ضعیفی داشته و به لحاظ شرایط سنی هم از ایدئال دور شده، اما در فدراسیون همهکاره است و مسئولان هم برای اینکه صدای انتقاد او بلند نشود، با هر خواستهاش موافقت میکنند؛ تا جایی که حتی در بازیهای کشورهای اسلامی هم که هیچ نتیجهای نمیگیرد، حاضر به اسکان در دهکده ورزشکاران نیست و بر اساس شنیدهها در یک ویلا در قونیه سکونت داشته است.
کیانوش رستمی
کسب مدال برنز در المپیک لندن باعث شد توقعات این ورزشکار از فدراسیون و کادر فنی تیم ملی بالا برود و بنای ناسازگاری بگذارد. رستمی که برای المپیک ریو حاضر نشد در تمرینات تیم ملی شرکت کند و تمریناتش را بهطور اختصاصی و زیر نظر برادرش انجام میداد، پس از قهرمانی در این رویداد، بهشدت بر رفتارهای گذشتهاش پافشاری کرد؛ تا جایی که این موضوع باعث افت شدید این ورزشکار شد و برای المپیک توکیو نتوانست سهمیه کسب کند. باوجود جابهجایی در فدراسیون، رستمی کماکان بر رفتارهای گذشتهاش مصر است و حاضر نشده در تمرینات تیم ملی شرکت کند و با این رفتاری که در پیش گرفته، به پایان ورزش قهرمانیاش نزدیک شده است.
محمد موسوی
این بازیکن بلندقامت را میتوان نمایندهای از نسل طلایی والیبال ایران دانست که در بیش از یک دهه حضور در تیم ملی، میادین زیادی را تجربه کرد. موسوی که اخیرا به دعوت بهروز عطایی به تیم ملی دعوت شده بود، پس از پایان تمرینات و در شرایطی که تیم ملی مهیای شرکت در جام واکنر و مسابقات قهرمانی جهان میشد، از حضور در تیم ملی انصراف داد و دلیل آن را هم شرایط عجیب فدراسیون و عدمحمایت از تیم ملی عنوان کرد.در پی این رفتار موسوی، رسانهها به انتقاد از آن پرداختند و گفتند چطور زمانی که به او و دیگر همتیمیهایش نفری 400میلیون پاداش پرداخت شد، به آن اشارهای نکردند، اما حالا که 18 میلیون پاداش پرداخت کردهاند، اقدام به بزرگنمایی آن کردهاند.
مهدی طارمی و سردار آزمون
بازیکنسالاری در فوتبال ایران تقریبا قدمتی به اندازه فوتبال ایران دارد و در هر مقطع بازیکنانی که موردتوجه هواداران بوده و کیفیت بهتری داشتهاند، بهنوعی احساس خودبزرگبینی پیداکرده و این اجازه را به خودشان دادهاند که درباره تیم ملی یا تیمهای باشگاهی تصمیمگیری کنند؛ این موضوع تا جایی عمق پیداکرده که در یک دوره، انتخاب ترکیب تیم ملی بر عهده کاپیتان بود و او دامنه تصمیمگیری وسیعتری نسبت به سرمربی تیم ملی داشت.طی سالهای حضور کارلوس کیروش در فوتبال ایران، بهواسطه اسمورسم مطرح و البته اخلاص خاص او برای مقابله با بازیکنسالاری که منجر به خط زدن بازیکنانی چون هادی عقیلی و مهدی رحمتی شد، این پدیده ناپسند کمرنگ شد؛ اما با حضور اسکوچیچ دوباره بازیکنسالاری در فوتبال ایران رایج شد. در جریان مسابقات انتخابی جام جهانی، اختلافنظر سرمربی تیم ملی با مهدی طارمی بالا گرفت و این بازیکن بوشهری با جواب ندادن به تلفن سرمربی تیم ملی، حاضر نشد در تمرینات تیم ملی شرکت کند؛ اما درنهایت با پادرمیانی مسئولان فدراسیون و تعدادی از پیشکسوتان به تیم ملی بازگشت.سردار آزمون هم که چند سالی است جای پایش را در تیم ملی محکم میبیند، بارها در امور مربوط به تیم ملی و انتخاب بازیکن دخالت کرده است؛ اما اوج بازیکنسالاری در تیم ملی مربوط به اتفاقهای اخیر است که مهدی طارمی و علیرضا جهانبخش، دو بازیکن باسابقه تیم ملی، در دیدار با مسئولان عالیرتبه کشوری، خواستار برکناری اسکوچیچ شدند؛ در آنسو هم سردار آزمون به حمایت از اسکوچیچ برخاست تا تفرقه در تیم ملی هویدا شود.