نوآوری در چارچوب سنت‌ها

دکتر جلیل جوکار، عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان و مدیر گروه هنر اسلامی دانشگاه هنر اصفهان، دارای دو نشان درجه یک هنری از سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در رشته نگارگری است. او داوری و دبیری جشنواره‌های هنری متعدد، تألیف مقالات و کتب در حوزه نگارگری و شرکت در بیش از 40 نمایشگاه داخلی و خارجی را در کارنامه خود دارد. گفت‌وگوی روزنامه اصفهان‌زیبا با ایشان را درباره جریان‌های نگارگری معاصر ایران در ادامه بخوانید.
 
سابقه تصویرسازی و نگارگری در تمدن اسلامی به چه دوره‌ای بازمی‌گردد؟
سابقه نگارگری به پیش از اسلام بازمی‌گردد؛ اما در صدر اسلام به واسطه حرمتی که برای تصویرسازی قائل بودند، ما با یک وقفه رو‌به‌رو هستیم. البته در همان زمان هم امویان و عباسیان برای تزیین کاخ‌هایشان از نگارگری بهره می‌گرفتند. از حدود قرن دوم و سوم هجری مسلمانان در حوزه کتاب‌آرایی از نگارگری به‌منظور تصویرسازی متون علمی بهره گرفتند و این اتفاق در دوران سلجوقی نیز استمرار یافت. از دوره ایلخانی به بعد نگارگری به متون دینی و ادبی نیز راه یافت و به شکل انسجام‌یافته‌ای که پیش از اسلام وجود داشت، دوباره بروز و ظهور پیدا کرد.
 
نگارگری در تاریخ ایران همیشه با کتاب‌آرایی پیوندی ناگسستنی داشته؛ اما ظاهرا در دوره صفوی به شکل پدیده‌ای مستقل مطرح می‌شود. این تحول در کجا ریشه دارد؟
البته نمی‌توانیم بگوییم استقلال نگارگری و خلق آن به شکل تابلو از دوران صفوی آغاز می‌شود. ما در دوره صفوی هم دیوارنگاری و هم کتاب‌آرایی داریم که شامل تذهیب و تشعیر و جدول‌کشی و کتابت و… می‌شود. قدم‌های نخستین استقلال نگارگری به این شکل از دوران صفوی برداشته می‌شود؛ اما بیشترین بروز این اتفاق را در دوره قاجار می‌بینیم. در این دوره هنرمندان ایرانی به اروپا سفر می‌کنند و البته مستشرقانی نیز به ایران می‌آیند و تأثیرات آشنایی با هنر غربی از این مقطع به بعد در کار نگارگران ایرانی دیده می‌شود.
 
در دوران معاصر چه جریان‌هایی را در نگارگری معاصر می‌شود شناسایی کرد؟
ما در نگارگری معاصر هم محاسن و هم معایبی را می‌بینیم. شما از جریان‌ها پرسیدید؛ ولی چون این جریان‌ها خودشان این محاسن و معایب را ایجاد می‌‌کنند، از این باب بهتر است نخست با آن‌ها آشنا شویم. نگارگر معاصر توجهش به طراحی و شناخت حوزه رنگ و شاید قلم‌گیری‌های مواج و شجاعانه زیاد است و به لحاظ تکنیکال تلاش کرده به معیارهای جهانی نزدیک شود و در این راه موفق هم بوده است؛ اما به لحاظ معناشناسی شاید بشود گفت ما در حال تجربه یک دوره هستیم. دوره‌ای که در آن کار مفهومی و معناگرا رو به اضمحلال است و می‌توانیم بگوییم وجوه معنوی نگارگری در حال تضعیف و وجوه مادی آن در حال غلبه‌یافتن است. این اتفاق تأثیرگرفته از وضعیت اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه است که به هر حال نگاه مردم را مقداری مادی‌تر کرده است. نگارگران هم جدا از محیط پیرامونشان نیستند و تأثیر می‌پذیرند. در گذشته هنر نگارگری به مسائل معنوی و عرفانی توجه داشته و توجه به مادیات در آن کم‌رنگ بوده است؛ اما امروز مقداری برعکس شده و قاطبه آثارمان بیشتر جلوه‌گر زیبایی و فرم و رنگ و عناصر فریبنده چشم است؛ در حالی که وقتی در آن دنبال معنا می‌گردیم، متأسفانه می‌بینیم از معنا تهی و خالی است. وقتی در یک جامعه ارزش‌ها دگرگون می‌شود، این اتفاقات هم بروز و ظهور پیدا می‌کند و طبیعتا در ادبیات و هنر آن دوره قابل مشاهده است. به هر حال این وضعیت نشان می‌دهد اوضاع فرهنگی به سمتی در حرکت است که مناسب نیست. این آسیب‌شناسی لازم است انجام شود؛ زیرا باعث می‌شود این روند را اصلاح کنیم.
 
ریشه این دگرگونی را در چه می‌دانید؟
از دلایلی که ما دچار این روند شدیم، ضعف سطح مطالعه است. ما این را در کل جامعه‌مان داریم. وقتی فردی در علوم و مباحث مختلف کمتر مطالعه و مداقه کند، دچار گسست فرهنگی می‌شود و این گسست فرهنگی او را برای تهاجم‌پذیری آماده می‌کند. امروز جوانان ما کمتر ممکن است گلستان، بوستان یا شاهنامه را خوانده باشند و بعید است بتوانند یک غزل از حافظ را سلیس و روان بخوانند و این‌ها نشانه گسست فرهنگی ماست. آن‌هایی هم که به ادبیات رجوع می‌کنند، پوسته ظاهری آن را برداشت می‌کنند و همین دریافت سطحی را به اثر هنری‌شان منتقل می‌نمایند. از آنجایی که در ژرفا و عمق نمادین و عرفانی این متون غور نمی‌کنند، آثارشان هم خیلی سطحی و پوسته‌ای می‌شود.
 
به آینده نگارگری معاصر می‌توان امیدوار بود؟
بله. یک وجه مثبت این است که بسیاری از نگارگران امروز ما خانم‌های جوان هستند و این نوید‌بخش آینده‌ای خوب خواهد بود؛ چون این بانوان به هر حال مادران امروز یا آینده هستند و فرزندانی در دامن خود پرورش خواهند داد که با این هنر آشنا خواهند بود یا خودشان علاقه‌مند می‌شوند یا حداقل با این هنر غریب و بیگانه نخواهند بود. این فرزندان در آینده وزیر، وکیل، رئیس‌جمهور، معلم و استاد می‌شوند و به هر حال آدم‌هایی هستند که از این بستر فرهنگی و هنری رشد می‌کنند. بدیهی است که این مادران اگر علاوه بر وجوه تکنیکال و هنری که آن هم ارزشمند است به دانش هنری و آن عرفان حقیقی هنری نیز مسلط باشند، این فرزندان هم بالنده‌تر خواهند بود و عمیق‌تر درک خواهند شد که ما چه داشتیم و چگونه به این هنرها دست پیدا کردیم و از نظر هنری چه جایگاهی در جهان داریم.
 
در خصوص اهمیت خلاقیت در هنرهای سنتی دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد و برخی اساسا نقشی برای خلاقیت و بیان فردی در هنر سنتی قائل نیستند. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
اگر نگارگری بخواهد جهانی شود، در اولین قدم باید فهم هنر خویش کند و بعد فهم زبان جهان. تکنیک یک ابزار است برای بیان یک مفهوم زیبا و رسیدن به این مفهوم زیبا ممکن نیست مگر در پرتو مطالعه و گرایش به آنچه داشته‌ایم. درخت بی‌ریشه محکوم به فنا و خشک شدن است و با نسیمی فرو می‌افتد. قطع ریشه‌ها یا نفی ریشه‌ها و چارچوب‌شکنی که این روزها خیلی باب شده است، به معنای خلاقیت نیست؛ به‌خصوص در هنرهای سنتی. خلاقیت در حقیقت به معنای حرف بدیع و نو زدن در چارچوب‌ سنت‌هاست. ما وقتی که می‌خواهیم کتاب جدیدی در حوزه ادبی بنویسیم، نیازی نیست واژه جدیدی اختراع کنیم یا گرامر یک زبان را دستکاری کنیم؛ بلکه باید مفاهیم جدید و بدیع را با همان جملات و واژگانی که قرن‌ها به‌کار‌رفته  بیان کنیم.در سال‌های اخیر جریانی در نگارگری شکل گرفته که به مضامین عاشورایی می‌پردازد. 
 
آیا این جریان ظرفیت تحول در نگارگری را در جهت توجه به معنویات دارد؟
این توانمندی به هر حال وجود دارد؛ ولی آن عشق و اندیشه باید همراهش شود. کسی که می‌خواهد روی مضامین دینی کار کند، اولا  از نظر تکنیکی نباید کم بیاورد؛ چون به هر حال شأن کار شأن بالایی است. حداقل باید خودش را از لحاظ تکنیکی تقویت کند و کمپوزیسیون و رنگ و آناتومی و نماد‌شناسی را خوب بشناسد و در مرحله بعد باید روی مقاتل و مباحث بنیادی کار کند. فرد باید یک فاز مطالعاتی مبتنی بر متون متقن و موثق طی کند و از ابزارهای نمادشناسی هنر دینی برای کار قوی و منسجم و محکم بهره گیرد. اگر مجموعه این‌ها در کنار هم جمع شود، یک اثری شکل می‌گیرد که بر جان مخاطب هم تأثیر می‌گذارد و در خاطرها باقی می‌ماند.
 
به نظر شما چه اقداماتی برای حمایت از نگارگری عاشورایی مؤثر است؟
من فکر می‌کنم در این عرصه علاوه بر برگزاری نمایشگاه‌هایی که همه‌ساله در ایام محرم برگزار می‌شود، نیاز است که همایش‌های مختلف بین‌المللی هم داشته باشیم و محققانی از سراسر جهان به خصوص جهان تشیع حضور پیدا کنند. همچنین باید یک مقداری نذرهایمان را هدفمند کنیم. این که کسی در ایام محرم مساکین را اطعام می‌کند، خیلی هم خوب است و فرهنگ ارزشمندی است؛ اما بخشی از این نذورات می‌تواند در قالب نذورات فرهنگی و در عرصه نشر آثار عاشورایی و شناساندن وجوه فرهنگ و هنر عاشورایی صرف شود و در این صورت این هزینه‌ها در پایداری و استمرار این فرهنگ بسیار تأثیرگذار خواهد بود.