سرو حجاری در گذر زمان

سنگ‌تراشی یا هنر حجاری در ایران، قرن‌ها قبل از میلاد مسیح با ایجاد لوازمی برای شکار حیوانات و تأمین وسایل اولیه زندگی، از قبیل ابزار کشاورزی آغاز شد و تا دوره ساسانیان از رونق و توجه بسزایی برخوردار بود؛ اما در دوره نخست ظهور اسلام، سنگ‌تراشی به‌دلیل ممنوعیت پیکرتراشی از سوی اسلام، رونق و رواج خود را از دست داد. 

 بدین دلیل پس از ورود اسلام در قرن هفتم میلادی، به‌دنبال تحولاتی که در فرهنگ و هنر ایران ایجاد شد، تزئینات حجاری به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا کرد؛ اما با گذشت زمان، به ویژه از اواخر دوره تیموری، هنر حجاری به قالبی متناسب با فرهنگ جدید ایرانی اسلامی درآمد و در دوره‌های بعد، خصوصا صفوی و قاجار، به اوج شکوفایی رسید که امروزه شاخص‌ترین نمونه‌های این هنر در تزیین محراب‌ها، سنگاب‌ها، کتیبه‌ها، ستون‌ها و خصوصا سنگ قبور خودنمایی می‌کند. در واقع می‌توان گفت هنرمندان سنگ‌تراش، هنر و خلاقیت خود را بیشتر مصروف سنگ قبر نمودند. تمامی این هنرها در جای‌جای آرامستان تاریخی تخت‌فولاد مشاهده می‌شود. به‌راستی که تخت‌فولاد مظهر تمام‌نمای هنر حجاری در ادوار مختلف تاریخی است.به‌وفور می‌توان بر روی سنگ قبور تخت‌فولاد، نقوش گل و بته و گیاهان را مشاهده کرد که از جمله این نقوش می‌توان به گل سرخ، نیلوفر، داوودی، زنبق، صدبرگ، آفتابگردان و از جمله سرو که هریک نمایانگر معنا و مفهوم خاصی است اشاره کرد. گیاهان، نشانه حیات و زندگی‌اند؛ همچنان که گل‌های نیلوفر آبی نشان از تجلی و خلقت جهان دارند. گیاهان نماد زایش دائمی و حرکت بدون توقف نیروی زندگی هستند و از این رو با مسئله جاودانگی و باغ بهشتی ارتباط پیدا می‌کنند.درخت سرو از هزاران سال پیش تا کنون، نزد ایرانیان از ارزش و قداست خاصی برخوردار بوده و این مسئله با فرهنگ و تمدن ایرانی در طول سالیان و قرن‌های متمادی عجین شده است. داستان‌ها و افسانه‌های زیادی درباره این درخت سراییده‌اند؛ به‌طوری که درخت سرو را در نقوش برجسته دوران باستان، فرش‌ها و قالی‌ها و در اشیای سفالی ایرانی نیز می‌توان مشاهده کرد. زیباپسندی و علاقه ایرانیان باستان به درخت تا بدانجا کشید که پیامبرش سروی از بهشت به ارمغان آورد و در کاشمر کاشت. داستان سرو کاشمر و تقدس آن معروف است و در شاهنامه و بسیاری از کتاب‌های تاریخی ذکر آن رفته که به قول دقیقی، «چنان کهن شده بود که کمندی بر گرد او نگشتی» و باز در جایی دیگر آمده است: «سرو راست‌قامت، مانند مورد و هوم مقدس، از دیرباز علامت خاص ایرانیان بوده است که طبق روایات ایرانی، زرتشت این درخت را از بهشت آورد و در آتشکده کاشت.»ارج نهادن و بزرگداشت درخت سرو در فرهنگ ایران با گسترش آیین مهر در ایران کهن در پیوند است. در باور پیروان آیین مهر، سرو درختی است که ویژه خورشید و زایش مهر است؛ درختی که همیشه سبز و باطراوت است و در برابر سردی و تاریکی پایداری می‌کند. از این روی، درخت سرو با گذشت سالیان، هنوز هم نزد ایرانیان از ارزش و اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به‌طوری که در سراسر ایران از درخت سرو برای تزئین و زیبایی شهر استفاده می‌شود. وجه غالب نمادین این درخت در اکثر اسطوره‌ها با گرفتن رنگ‌مایه مذهبی، اشاره به رمز جاودانگی و نامیرایی و حیات پس از مرگ دارد.از ویژگی‌های سرو دوره صفوی، اسلیمی‌بودن و جای‌گرفتن این درخت در گلدان‌های اسلیمی است. حجاری سرو بر روی قبور تا دوره قاجار و پهلوی هم ادامه پیدا کرد؛ اما در دوره قاجار، هنرمندان به‌دنبال نهادینه‌شدن هنر اروپایی با مضامین طبیعی، به‌جای استفاده از طرح‌های اسلیمی، به سروهای واقع‌گرا و طبیعی گرایش پیدا کردند.