افتخار شیعه ایستادن در مقابل نظام سلطه است

ایستــادگی در بـرابــر تهـــاجـــم و دشمنی‌های یکی از اصول مهم دین مقدس اسلام است که همه مسلمانان به‌ویژه شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) باید به آن بپردازند و تا به امروز نیز بر مبنای این باور پیش رفتند. آن‌طور که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: «شیعه مفتخر است به اینکه در مقابل نظام سلطه ایستاد، سینه سپر کرد و این اژدهای هفت سری را که در همه شئون زندگی کشورها و دولت‌ها و ملت‌ها به نحو ظالمانه و جبارانه شرکت می‌کرد، متوقف کرد.» رویکردی که 14 قرن پیش در کربلا پیاده شد و امام حسین (علیه‌السلام) بزرگ آموزگار و سمبل این راه افتخارانگیز با نفی ذلت و عزت‌آموزی، راه آزادمنشی و آزادگی مطلوب به عرضه گذاشت. راهی که با گذشت قرن‌ها از آن همچنان در اجتماع میلیونی اربعین که از شاخص‌ترین آیین‌های مذهبی شیعیان است، به چشم می‌خورد و اقتدار و اتحاد شیعیان را در پیروی از اهل‌بیت و ادامه راه امام حسین(ع) که ایستادگی و مقابله با نظام استکبار و سلطه است، نشان می‌دهد؛ اما این ایستادگی شیعیان در برابر نظام سلطه و استکبار چگونه رخ می‌دهد و نظام جمهوری اسلامی ایران چه نقشی در این مقاومت دارد. حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» از مبانی و چگونگی مقاومت شیعیان در برابر نظام سلطه و نقش کشورمان در این ایستادگی گفت که در کتاب خود با عنوان شرحی بر حدیث ولایت نیز به آن‌ها اشاره کرده است؛ گزارشی که مبنای آن شامل شرح و توضیح سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ‌های مختلف و در رابطه با ایستادگی شیعیان در مقابل استکبار جهانی، است.
 
مبانی ایستادگی در برابر نظام سلطه 
این جمهوری اسلامی، امروز در مقابل نظام سلطه جهانی ایستاده است. به تعبیر سیاست‌مدارها، اپوزیسیون نظام سلطه جهانی، امروز جمهوری اسلامی است. تنها جایی که تمام‌قد در مقابل این نظام سلطه که مبتنی بر دو رکن سلطه‌گر و سلطه‌پذیر است و هیچ ثالثی وجود ندارد، ایستاده، جمهوری اسلامی است. (31/6/1383)ما با حفظ اهداف والا و صراحت در بیان آن‌ها نباید هیچ‌گونه تقیه‌ای در بیان اهداف و ارزش‌ها و مبانی کرد. ما امروز یک دولت بزرگ و یک قدرت هستیم که ملتی پشت سر ما هستند. اینجا، جای بیان حقیقت در مبانی اسلامی و در حاکمیت الله است؛ ما بایستی اینجا حقیقت را بیان کنیم. (31/6/1383)امام بزرگوار با پرچم اسلام، با پرچم ضدیت با سلطه و سلطه‌گرایی در این کشور قیام کرد و این کار بزرگ را به ثمر رساند. انقلاب اسلامی با همه انقلاب‌های دیگر متفاوت است؛ نه یک انقلاب صرفا معنوی و فرهنگی است، نه یک انقلاب صرفا اقتصادی است، نه یک انقلاب صرفا سیاسی است؛ یک انقلاب همه‌جانبه است. مثل خود اسلام است. همان‌طوری که اسلام ابعاد معنوی و اخلاقی دارد، ابعاد الهی دارد؛ درعین‌حال ناظر به زندگی مردم است؛ بعد اقتصادی، بعد سیاسی، بعد اجتماعی در اسلام وجود دارد؛ انقلاب اسلامی هم دارای ابعاد مختلف بود و راز ماندگاری انقلاب اسلامی و روزبه‌روز زنده‌تر شدن این انقلاب در سطح منطقه و جهان، همین ابعاد گوناگون آن است که با نیازهای بشر متوازن و همراه است. (14/3/1387)مبارزه با سلطه هم یکی از وظایف دولت اسلامی است. نظام سلطه، نظامی است که مثل بختک سنگینی روی پیکر جامعه بشری می‌افتد (و افتاده است) و او را نابود می‌کند و از بین می‌برد. این نظام سلطه دو طرف دارد؛ سلطه‌گر و سلطه‌پذیر. با این نظام باید مبارزه کرد. مبارزه‌اش هم با شمشیر نیست؛ مبارزه‌اش با عقل، با کار حرفه‌ای سیاسی و با شجاعت در میدان‌های لازم و متناسب خودش است. (8/6/1384)صریح می‌گوییم. ما با استکبار مخالفیم، ما با نظام سلطه مخالفیم، ما با تسلط چند کشور بر سرنوشت عالم به‌شدت مخالفیم و با آن مبارزه می‌کنیم و نمی‌گذاریم این‌ها با سرنوشت دنیا بازی کنند. البته پیداست؛ آن دولت‌ها هم با ما مخالف‌اند. آن‌وقت سر قضیه هسته‌ای بهانه‌گیری می‌کنند، به نام حقوق بشر بهانه‌گیری می‌کنند، به نام دمکراسی بهانه‌گیری می‌کنند؛ همه هم در دنیا می‌دانند که این‌ها دروغ می‌گویند، می‌دانند که این‌ها ریاکاری می‌کنند. (28/11/1388)با مجموعه مسلمان‌ها دشمن‌اند؛ علت هم در ماهیت اسلام است؛ چون اسلام نفی ظلم است، نفی سلطه است، نفی استکبار است. نظام سلطه که فعلا در رأس آن آمریکاست؛ یک روز در رأسش انگلیس بود یا دیگران بودند، امروز در رأس نظام سلطه آمریکاست. (24/8/1398)و این نیست مگر به خاطر الهام‌گیری از بیانات ائمه هدی (ع) و اهل‌بیت پیغمبر؛ آن‌ها بودند که ما را به تدبر در قرآن و الهام‌گیری از قرآن تشویق کردند، تحریص کردند؛ آن‌ها بودند که معارف قرآنی را برای ما تبیین کردند؛ آن‌ها بودند که با سیره عملی خودشان به ما فهماندند که چطور باید عمل کرد؛ از خود امیرالمؤمنین (ع) تا حضرت عسکری‌(ع). (12./6/1401)
 
چرایی سینه‌سپرکردن شیعه دربرابرنظام سلطه
آنچه من درباره استکبار عرض می‌کنم، چند نمونه یا چند شاخص از رفتارهای نظام استکباری امروزِ دنیاست و در بسیاری از موارد، با آنچه در قرون گذشته و دوران‌های گذشته استکبار داشته، شریک است. یکی از ویژگی‌های نظام استکباری، خودبرتربینی است. وقتی خود را برتر دانست، خود را محور دانست، خود را اصل دانست، نتیجه این می‌شود که برای خود حق مداخله در امور بقیه انسان‌ها و بقیه ملت‌ها را قائل است. آنچه به نظر او ارزش محسوب می‌شود، بایست همه در دنیا تسلیم بشوند و قبول بکنند، گردن بنهند. اگر چیزی که او ارزش می‌داند، دیگران قبول نداشتند، این به خودش حق می‌دهد در کار آن‌ها دخالت کند، به آن‌ها تحمیل کند، به آن‌ها زور بگوید، فشار بیاورد. این خودبرتربینی موجب می‌شود که ادعای تولیت امور ملت‌ها را داشته باشند، ادعای مدیریت جهانی را داشته باشند، خودشان را رئیس مجموعه عالم بدانند. ویژگی دیگر نظام سلطه آمریکا حق‌ناپذیری است؛ نه حرف حق را می‌پذیرند، نه حق ملت‌ها را می‌پذیرند؛ حق‌ناپذیر مطلق. در مباحثات جهانی بسیار اتفاق می‌افتد یک حرف حقی زده می‌شود، آمریکا به دلیلی نمی‌پذیرد؛ با انواع شیوه‌ها حرف حق را رد می‌کنند، زیر بار حق نمی‌روند. یکی از شاخص‌های دیگر استعمار و استکبار این است که جنایت را نسبت به ملت‌ها و نسبت به آحاد بشر مجاز می‌شمرند و اهمیت نمی‌دهند. این یکی از بلایای بزرگ استکبار در دوران جدید است؛ برای جان انسان‌ها، هر انسانی که با آن‌ها همراه نباشد، تسلیم آن‌ها نباشد، تابع آن‌ها نباشد، هیچ ارزشی قائل نیستند؛  غارت منابع حیاتی ملت‌ها برایشان آسان است. ربودن و اسیر کردن سیاهان، یکی از ماجراهای گریه‌آور تاریخ است که نظام سلطه آمریکا و امثال آن دوست ندارند این داستان احیا بشود، که یک نمونه‌اش همین مسئله غلام و کنیز گرفتن مردم آفریقاست. یکی از خصوصیات استکبار فریبگری و رفتار منافقانه است؛ این را توجه کنید. همین جنایاتی که گفته شد، همه این‌ها را در تبلیغات خودشان سعی می‌کنند توجیه کنند و جنایت را در لباس خدمت نشان بدهند. نظام اسلامی با استکبار با این خصوصیات طرف است؛ نظام اسلامی با ملت‌ها طرف نیست، با مردم طرف نیست، با انسان‌ها طرف نیست، نظام اسلامی با استکبار طرف است. از زمان ابراهیم خلیل و نوح پیغمبر و پیغمبران بزرگ و پیغمبر اسلام تا امروز هم همین بوده است؛ جبهه حق در مقابل استکبار قرار داشته است. چرا؟ مقابله امروز نظام اسلامی با استکبار ازچه‌روست؟ چون استکبار با این خصوصیاتی که گفتیم، قادر نیست نظام اسلامی همانند  کشورمان را تحمل کند. چون نظام جمهوری اسلامی اساسا در اعتراض به استکبار پدید آمده است؛ انقلاب در اعتراض به استکبار و عوامل استکبار به وجود آمد و بر این اساس تشکیل شد، رشد پیدا کرد، قوی شد و منطق استکبار را به چالش کشاند.
 
نقشه‌های استکبار که توسط جمهوری اسلامی خنثی‌شده
نقشه‌های جنایتکارانه آمریکا در کشورهای مختلف توسط جمهوری اسلامی خنثی می‌شود و آن‌ها را عصبانی می‌کند. یک نمونه از این‌ها داعش است. داعش دست‌ساز آمریکا بود؛ آنچه خودشان به آن اعتراف کردند. در آن زمان جمهوری اسلامی وارد میدان شد و با همه وجود در مقابل این توطئه و این نقشه ایستاد که این ایستادگی برای آمریکا غیرقابل تحمل بود. از دیگر طرح‌های دشمنان که جمهوری اسلامی ایران در مقابل آن‌ها ایستاد و آن‌ها را خنثی کرد، به شرح زیر است:طرح محو فلسطین و جایگزینی اسرائیل غاصب؛طرح خاورمیانه جدید؛طرح عادی‌سازی روابط کشورهای اسلامی با اسرائیل غاصب؛طرح ایجاد اتحادیه کشورهای عربی علیه ایران؛طرح کشاندن ناامنی منطقه به داخل ایران؛طرح تجزیه عراق؛طرح تجزیه سوریه؛طرح سلطه بر افغانستان؛طرح تشدید شکاف بین ایران و همسایگان؛طرح قطع حمایت ایران از مقاومت؛طرح خلع سلاح حماس و حزب‌الله؛طرح توسعه جنگ شیعه و سنی و جلوگیری از وحدت امت اسلامی؛طرح ایجاد آشوب و اغتشاش در داخل ایران و دامن زدن به فتنه‌های متعدد.
 
قرآن وعترت هادی شیعیان
1.جهاد علیه کفر: چنانچه نظام حاکم، نظامی کافر، غاصب و در حال جنگ با مسلمانان باشد، جهاد بر مسلمانان واجب خواهد شد. در این فرض، جهاد دفاعی که از بهترین انواع جهاد است، وظیفه آحاد ملت اسلامی است که در قرآن نیز بدان اجازه داده شده است. (به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت جهاد داده شده است؛ چراکه مورد ظلم قرارگرفته، خدا بر پیروزی آنان تواناست. در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگید… هر کجا بر متجاوزان دست یافتید، آنان را بکشید و همان‌گونه که شما را بیرون کردند، آنان را بیرون برانید؛ چراکه فتنه (شرک) از قتل بدتر است…) این آیات با وضعیت حاکم در فلسطین اشغالی کاملا مطابقت دارد و رژیم اشغالگر قدس از مصادیق اَتَمّ برای وجوب جهاد دفاعی به شمار می‌رود.2. جهاد علیه طاغوت: چنانچه حاکم ستمگر بر یکی از کشورهای اسلامی مسلط شود و در جهت ایجاد فساد، ظلم و ستم و زیرپا گذاشتن حدود الهی و حقوق انسان‌ها تلاش کند، مصداق طاغوت است و خداوند دستور داده است که زیر بار این حکومت نباید رفت و در مقابلش نباید سرفرود آورد. از بارزترین مثال‌های حکومت طاغوت، حکومت یزید بن معاویه و حجاج بن یوسف است. برخی حاکمان کشورهای اسلامی در عصر حاضر (که از هیچ ظلم و ستمی بر مسلمانان فروگذاری نمی‌کنند) نیز از مصادیق طاغوت به شمار می‌روند. جهاد برضد این‌گونه حکومت‌ها،  «جهاد با طاغوت»نامیده می‌شود.3. وجوب جهاد با طاغوتیان در سیره اهل‌بیت (ع): روشن‌ترین مثال تاریخی در سیره اهل‌بیت‌(ع)، عملکرد امام حسین (ع) در برابر طاغوت زمان خویش بود که همراه فرزندان، خاندان و بهترین یاران خویش به جنگ برخاست و در خطبه‌ای در کربلا فرمود: ألا ترون إلی الحق لا یُعمل به و إلی الباطل لا یتناهی عنه…؛ آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل دوری نمی‌کنند؟ اگر مؤمن آرزوی مرگ کند، سزاوار است و من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را جز خسارت و پشیمانی نمی‌بینم. پس از هلاکت معاویه، مروان از امام حسین (ع) خواست با یزید بیعت کند، حضرت فرمود: انالله و اناالیه و علی الإسلام السلام إذْ قد بلیت الأمةُ براعً مثل یزید و لقد سمعتُ جدّی رسول الله‌(ص) یقول: الخلافة محرّمة علی آل ابی‌سفیان؛ اناللّه و انا الیه راجعون! باید با اسلام خدافظی کرد که امت اسلامی به فرمانروایی چون یزید گرفتار آمده است. از جد خود پیامبر (ص) شنیدم که فرمود: خلافت بر دودمان ابوسفیان حرام است. در کربلا نیز وقتی از ایشان خواستند تا با یزید بیعت کند، فرمود: لا والله لا أعطیهم بیدی إعطاء الذلیل و لا أفرّ فرار العبید؛ نه به خدا قسم! همانند شخص ذلیل و خوار دست بیعت با شما نمی‌دهم و همچون بردگان از شما فرار نخواهم کرد.4. نهی از رکون در برابر ستمگران: لغت‌شناسان «رکون» را به دوستی، مودت، اطاعت و فرمان‌بری، رضایت و خشنودی، میل و رغبت، کمک‌خواستن و نزدیکی و چاپلوسی معنا کرده‌اند. خدای متعال در آیه 113 سوره هود از رکون بر ستمگران نهی کرده است. زمخشری در تفسیر این آیه می‌گوید: «أرکنه» یعنی به او متمایل شد. نهی در این آیه شامل: هواداری، تمایل و همراهی، هم‌نشینی، بازدید، چاپلوسی و رضایت به کارهای ستمگران، خود را شبیه آنان کردن، همانند آن‌ها لباس پوشیدن، چشم به عنایت آنان داشتن و آنان را باعظمت یاد کردن، می‌شود.» حکایت شده است که روزی موفق پشت سر امام نماز می‌خواند که این آیه را خواند: «ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار»؛ بلافاصله از هوش رفت. وقتی که به هوش آمد، به او گفتند: این در مورد کسی است که نسبت به ستمگران تمایل داشته باشد، پس خود ستمگران چه عذابی خواهند داشت؟