خطاهای تصمیم‌گیری

اغلب شما در تصمیم‌گیری‌هایتان اشتباه می‌کنیــد و  بــا  تصمیــم‌هــای غلــط دچــار شکست و ناامیدی می‌شوید.

 در این صورت بهتر است از نظر محمد صابری، محقق، نویسنده، پژوهشگر و منتخب کشوری استفاده کنید تا با آگاهی از اشتباه‌هایتان و کسب راهنمایی‌های لازم راه را به خطا نروید.‌بسیــاری از شمــا وقتــی بـــا شکــست‌هــا و ناکامی‌های مختلف مواجه می‌شوید، وقتی احساس می‌کنید که شرایطتان به لحاظ مختلف موردپسندتان نیست و انواع رنجش‌ها و حتی آسیب‌ها را تحمیل می‌کنید، وقتی متوجه می‌شوید که آنچه نصیبتان شده با آرزو، خواست و تمایلتان همخوانی چندانی ندارد، معمولا اولین برداشتی که در ذهنتان شکل می‌گیرد، این است که افرادی بدشانس و بداقبال هستید و تقدیر خیلی خوبی برایتان نوشته نشده است. درواقع این رویکرد از یک‌سو با معرفی عامل شانس و تقدیر نامناسب به‌عنــوان عــاملـی اصلــی بدبختــی‌هــا، مشــکلات و عــدم مطلــوبیــت‌ها، شمــا را به‌شدت غمگین و ناراحت می‌کند؛ چراکه راه امید را تا حدودی بر رویتان می‌بندد؛ اما از سوی دیگر به شما کمک می‌کند تا از زیر بار مسئولیت اشتباهاتتان، خطاها و تنبلی‌ها و کوتاهی‌های خویش، شانه خالی کنید. ازاین‌رو بنده به جرئت به شما می‌گویم انداختن گناه ناکامی‌ها به گردن شانس و تقدیر، در واقع نوعی بی‌مسئولیتی و بی‌تعهدی نسبت به خویش است.بهتر است بدانید زندگی شما انسان‌ها ساخته‌ و پرداخته عملکردها و اقدامات خود است؛ بنابراین وقتی شما عملکرد و اقدام نادرستی را از خود بروز می‌دهید، باید منتظر بروز عواقب آن نیز باشید؛ اما اگر بخواهیم صریح‌تر و شفاف‌تر صحبت کنیم، باید عرض کنم زندگی شما حاصل تمام تصمیم‌ها و انتخاب‌هایی است که در زندگی‌تان دارید؛ چراکه همین تصمیم‌ها به اقدام و رفتار تبدیل می‌شوند و سرنوشت شما را می‌سازند.اگر امروز از زندگی خود راضی نیستید؛ یعنی تصمیم‌های درستی را  در زندگی نگرفته‌اید و بدین واسطه با انتخاب راه‌های اشتباه، خود را دچار مشکلات و ناکامی‌هایی کرده‌اید. این نکته مهم را هم بدانید که آینده شما نیز به تصمیم‌هایی که امروز و فردا می‌گیرید، بستگی دارد.اگر به حقیقت مهم و سرنوشت‌ساز توجه نکنید که انتخاب‌هایتان، شرایط آینده شما را رقم می‌زنند، ازاین‌پس نیز مثل امروز باید خود را برای انواع ناکامی‌ها و شکست‌ها مواجه کنید.شاید با خود می‌گویید شرایط و محیطی که من در آن زندگی کرده‌ام خیلی مناسب و حمایتگر نبوده؛ وگرنه من خیلی نقشی در این ناکامی‌ها و شکست‌ها نداشته‌ام؛ اما راستش این برداشت هم باز از روی بی‌مسئولیتی در ذهنتان بروز کرده است.بهتر است زندگی انسان‌های موفق دنیا را بخوانید تا بدانید اغلب آن‌ها چگونه در بـدترین شـرایـط و در آزاردهنـده‌ترین محیط‌ها، با آگاهی تصمیم‌های درستی گرفتند و راه‌هایی را انتخاب کردند که آن‌ها را به آینده‌ای روشن رهنمون سازد.اجازه دهید امروز رازی بزرگ را با شما در میان بگذارم. بزرگ‌ترین مشکل انسان‌های ناموفق این است که در تصمیم‌گیری‌های خود اشتباه‌های فاحشی را مرتکب می‌شوند و بــدیــن واسطــه بــه نتیجـه‌گیــری‌هــا وانتخــاب‌هــایــی مــی‌رسنــد کــه اصلا ازنظر منطقی، هزینه و فایده و کارایی، شرایط مناسبی ندارد.اجازه دهید چندمورد از این مهم‌ترین اشتباه‌های مرسوم و معمولی را نیز با هم مرور کنیم.
 
اشتباه اول
اولیــن مشکـل مشتــرک، اغلـب آدم‌هـای ناموفق، این است که در تصمیم‌گیری‌ها اطلاعات، شناخت و دانش ذهنی خود را بیش‌ازحد جدی، مهم و قابل‌اتکا در نظر می‌گیرند و به‌جای آنکه مثلا از طریق مطالعه و یا گرفتن مشورت، اطلاعات دقیق، روزآمد و کارآمدی را تهیه کنند، براساس همان اطلاعات ناقص و گهگاه اشتباه و خیالی تصمیم‌گیری می‌کنند.پرواضح است که وقتی اطلاعات اولیه یک تصمیم‌گیری غلط باشد، خروجی آن نیز تطابق چندانی با نیاز و خواست واقعی فرد نخواهد شد.
 
 اشتباه دوم
دومین مشکل بزرگ اغلب انسان‌های ناموفق، این است که به‌شدت تحت‌تأثیر احساسات و عواطف خود تصمیم‌گیری می‌کنند و بدین واسطه خیلی وقت‌ها از راه منطق و استدلال خارج می‌شوند.بهترین مثال در این زمینه ازدواج است؛ تصمیمی که می‌تواند برای یک‌عمر فرد را دچار مشکلات جدی و رنجش‌آفرین کند.اغلب وقتی می‌خواهند با شخصی ازدواج کنند، به‌واسطه احساسات و هیجانات عشقی و مثلا تحت‌تأثیر زیبایی و نوع گفتار فرد، او را برای ازدواج انتخاب می‌کنند و از دیدن و بررسی مسائل و پدیده‌های مهمی مثل شخصیت فرد، خانواده او، خلقیات و روحیاتش، تطابق خواسته‌ها و آرزهایشان با یکدیگر و بسیاری از مسائل مهم دیگر غافل می‌شوند. بعد وقتی ازدواج کردند و تازه با مشکلات مواجه شدند، به‌جای آنکه بپذیرند در انتخابشان اشتباه کرده‌اند، گناه این ناکامی را گردن تقدیر می‌اندازند.
 
 اشتباه سوم
سومین و شاید یکی از مهم‌ترین عوامل ناشناخته بروز تصمیم‌گیری‌های غلط که کمتر کسی به آن توجه می‌کند، مسئــله هزینــه و فـایــده یک تصمیــم است.اجازه دهید کمی درباره مفهوم هزینه و فایده توضیح دهم. فرض کنید فردی قصد دارد برای سفر  از تهران به تبریز برود.  برای این هدف، سه‌چهار راه پیش پای اوست؛ رفتن با ماشین شخصی، استفاده از قطار، استفاده از هواپیما و یا انتخاب اتوبوس‌های بین‌شهری. اغلب افراد وقتی در برابر یک تصمیم یا انتخاب قرار می‌گیرند، عمدتا به‌فایده و مزیت هر تصمیم فکر می‌کنند. برای مثال، یک مدیر اگر قرار باشد از تهران به تبریز برود، تنها به این فکر می‌کند که اگر با هواپیما برود، در کمترین زمان ممکن به مقصد خواهد رسید.در این میان از این نکته مهم غفلت می‌کند که تصمیم او هزینه‌ای نیز دربر دارد و آن، قیمت بالای بلیت هواپیما نسبت به دیگر گزینه‌هاست. بدین شکل او از طــریــق غفلــت‌کــردن از هــزینه‌هــای تصمیم خود، ممکن است در درازمدت با زیان‌های مالی شدیدی مواجه شود؛ اما باید توجه داشت که هزینه‌های یک تصمیم فقط هزینه‌های مالی نیست و گهگاه هزینه‌های معنوی و ذهنی یک تصمیم می‌توانند بسیار شدیدتر و خطرناک‌تر و مهم‌تر باشند.برای مثال فرض کنید شخصی برای رفتن به تبریز تصمیم بگیرد که از ماشین شخصی استفاده کند. اگر او کمی هم آدم هوشمندی باشد و مثلا با خود بگوید که اگر با ماشین خودم بروم، حدود 200هزار تومان هزینه بنزینم می‌شود که نسبت به گزینه‌های دیگر منطقی است؛ اما او ممکن است هزینه معنوی-ذهنی این تصمیم، یعنی خستگی‌شــدیــد حاصــل از رانــنـدگی در مسیر طولانی تهران تا تبریز را نادیده بگیرد؛ بنابراین خیلی وقت‌ها تصمیم‌هایی که می‌گیرید و صرفا به منافع آن‌ها دقت می‌کنید، آن‌قدر هزینه‌بر و هزینه‌ساز هستند که وقتی با تبعات آن‌ها مواجه می‌شوید، شما را به این باور می‌رسانند که دستاوردهای آن‌ها ارزش این‌همه زحمت، هزینه و مشکل حاصل را ندارد.بسیاری از جوانان امروز به مهاجرت به‌عنوان یک گزینه و انتخاب جدی در زندگی‌شان نگاه می‌کنند و بسیاری با تمرکز افراطی روی تبعات مثبت و فواید این انتخاب، به‌شدت خود را شیفته آن کرده‌اند؛ به‌طوری‌که حاضر هستند هر کاری را برای عملی‌کردن این تصمیم انجام دهند؛ غافل از اینکه مهاجرت، هزینه‌ها، ریسک‌ها و خطرات زیادی را نیز می‌تواند برای فرد به‌دنبال داشته باشد.یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین این هزینه‌ها دورشدن از خانواده و دوستان و از دست‌دادن روابط عاطفی است که می‌توانند سلامت روانی آن‌ها را تأمین کنند و خلأ  آن‌ها نیز می‌تواند به‌صورت جدی تعادل روانی‌شان را به هم بریزد؛ البته من مخالف یا موافق مهاجرت نیستم؛ منتها توصیه می‌کنم در ارتباط با هر تصمیمی ازجمله مهاجرت، تنها به فواید و مزیت‌ها نگاه نشود و به طرق مختلف مثل کمک‌گرفتن از یک‌فرد باتجربه‌تر یا متخصص، درباره هزینه‌ها، مشکلات و ریسک‌های آن نیز تحقیق شود. بدین شکل می‌توان از مسیر تصمیــم‌گیــری‌هــــای صحیـــح آینــده بهتری را برای خود رقم زد.