باغ‌شهر دیروز؛ بیابان امروز

در تمامی دنیا برای امنیت غذایی بـــرنــــامــــه‌ریــــزی‌هــای صــدســــالـــــه و صدوپنجاه‌ساله کرده‌اند. آمریکا 15 برابر جمعیتش غله تولید می‌کند. 

چین نزدیک به 2/2 برابر جمعیتش، روسیه سه برابر جمعیتش، فرانسه نزدیک به 9 برابر و آلمان حدود چهار برابر جمعیتش غله تولید می‌کند. قدرت‌های بزرگ دنیا، علاوه بر غله چند برابر جمعیتشان شیر، گوشت و… نیز تولید دارند. اگر آمریکا جلوی صادرات سویا را بگیرد، سایر کشورها تحت‌فشار قرار می‌گیرند. حدود شش سال پیش وزیر کشاورزی اتحادیه اروپا به وزیر کشاورزی آمریکا این‌طور گفت: «آمریکا نیازی به داشتن بمب اتم ندارد؛ درصورتی‌که بمبی به قدرت بمب سویا دارد.» این‌ها نشان می‌دهد کشورها اقتدار خودشان را به غذا و امنیت غذایی گره‌زده‌اند. جنگ روسیه و اوکراین نشان داد غذا ارزش و اهمیت زیادی در دنیا دارد؛  ولی در ایران چندان اهمیتی به بحث امنیت غذایی داده نمی‌شود. امنیت غذایی به اندازه‌ای ارزش و اهمیت دارد که کشوری مانند عربستان از آب‌های ژرف برای آبیاری زمین‌هایش استفاده می‌کند. بر اساس چشم‌انداز این کشور قرار است  10میلیارد اصله درخت ظرف ده سال آینده در عربستان کاشته شود که هم‌زمان با این اقدام 50 درصد بارندگی‌ها در عربستان افزایش پیدا می‌کند. این کشور اقدام به بارورسازی ابرها و تولید ابر مصنوعی نیز کرده است. تولید شیر در عربستان در مقایسه با ایران بسیار کمتر است؛ با‌وجوداین تنها کشوری در دنیا که تمام شیر تولیدی خود را صادر می‌کند، عربستان است. عربستانی‌ها ذائقه کشورهای مقصد صادراتی خودشان را به‌خوبی می‌شناسند. درواقع آن‌ها اطلاع دارند که کشورهای حوزه خلیج‌فارس تمایل زیادی به مصرف لبنیات با شیر تازه دارند؛ بر همین اساس، شیر خام را به کشورهای حوزه خلیج‌فارس صادر می‌کنند تا ایران نتواند وارد بازار این کشورها شود. کشوری مانند کانادا مسافت کوتاهی تا آمریکا دارد و روابط مناسبی نیز با آمریکایی‌ها برقرار کرده است؛ با‌وجوداین ضریب خودکفایی کانادا در تولید محصولات لبنی بالاست و گران‌ترین شیر را کانادا دارد. کانادا در تولید لبنیات به‌هیچ‌عنوان خودش را به کشورهای همسایه وابسته نمی‌کند. ما شاهد راه‌اندازی جنگ ترکیبی علیه ایران بوده‌ایم. این جنگ از دهه شصت میلادی شروع‌شده و اصلاحاتش با اصلاحات ارضی رقم خورده است. ایران هزار سال انبار غله آسیا بود. در سال 42 در ایران اصلاحات ارضی اتفاق افتاد و در سال 47 اولین محموله وارداتی راهی ایران شد. اصلاحات ارضی در کمتر از شش سال ایران را از یک کشور صادرکننده به یک کشور واردکننده تبدیل کرد؛ تا جایی که محصولات غذایی ما وابسته به دلار شد و به همین خاطر قیمت موادغذایی افزایشی شد. اصلاحات ارضی و سیستم خانی و فئودالی باعث شد زمین‌ها خرد شوند. در سال 47 فائو گزارشی اعلام کرد که براساس این گزارش، زمین‌های زیرهفت هکتار برای کشاورزی غیراقتصادی هستند. زمانی که اصلاحات ارضی اتفاق افتاد 67 درصد زمین‌ها ازنظر اقتصادی از دست رفت. نکته اینجاست که در دنیا آموزش‌وپرورش و کشاورزی در اختیار حکمران هستند؛ ولی در جمهوری اسلامی این دو بخش از اختیارهای حکمران خارج‌ شده است. در دنیا سیاست‌گذاری کلان در بخش کشاورزی در دستان دولت‌هاست؛ ولی در ایران هر فردی هر محصولی که دلش بخواهد، کشت می‌کند. آمریکایی‌ها در دهه 60 میلادی به این فکر افتادند که بین زمین‌ها و دام‌هایشان تناسب ایجاد کنند. در سایر کشورها دامی را اصلاح نژاد کردند که غله‌های کشت خودشان را مصرف می‌کنند؛ ولی در ایران شرایط به این صورت نیست. تا قبل از انقلاب نژاد سیستانی، تالشی و گلپایگانی در ایران داشتیم؛ ولی به اسم اصلاح نژاد گاو هلشتاین را وارد ایران کردند که متأسفانه سالانه هزینه زیادی برای نگهداشت این گاو انجام می‌شود. این قضیه درباره گوسفند نیز صدق می‌کند. به اسم اصلاح نژاد گوسفند وارد ایران شد. در سال 2007 ایران پنجمین تولیدکننده گوسفند و بز دنیا بوده، ولی در سال 2019 بر اساس آمارهای بین‌المللی ایران به سیزدهمین تولیدکننده گوسفند و بز دنیا تبدیل شده است. یکی از تهدیدهای امنیت غذایی اصفهان خشکی زاینده‌رود است. در کمال تأسف دروغی اعلام کرده‌اند که اصفهان شهر صنعتی است. صنایع آلاینده مانند فولاد و پتروشیمی و صنایع آب‌بر در اصفهان تأسیس شدند و استانی که پیش‌تر یک استان مرفه و مهد کشاورزی و دام‌پروری بود، به فلاکت مطلق تبدیل شده است. استانی که زمانی رتبه اول را در بخش دام‌پروری داشت، الان برای تأمین علوفه به فلاکت افتاده است. برنامه‌ریزان اصفهان این استان را به ورطه خشکی و بی‌آبی رسانده‌اند و بررسی‌ها نشان می‌دهد که اصفهان ظرف بیست سال آینده از حیز انتفاع خارج می‌شود. در کمال تأسف با سدزدن و لوله‌کشی آب اصفهان به سایر استان‌ها، رطوبت را از اصفهان گرفتند و صنایع آلاینده در اصفهان مستقر شدند. شرق اصفهان به خاطر اینکه رطوبت ندارد بارندگی‌هایش کاهش یافته است. یکی از اصلی‌ترین راهکارها برای حفظ امنیت غذایی در اصفهان، احیای کامل زاینده‌رود و خارج‌کردن صنایع آلاینده از اصفهان است. احداث گلخانه‌ها یکی از تصمیم‌گیری‌های غلطی است که انجام ‌شده است و امنیت غذایی را تهدید می‌کند. گلخانه‌ها سم مهلکی هستند که باعث نابودی کشاورزی اصفهان می‌شوند. اصفهان در کشت پنج محصول هندوانه، بادمجان، گوجه، کاهو و خیار رتبه زیر پنجم را دارد و طبق اعلام فائو در سال 2020 آب زیادی برای کشت این محصولات مصرف شده است. یکی از راهکارهای دیگری که باعث بهبود امنیت غذایی در اصفهان می‌شود، حذف گلخانه‌ها و کشت‌های گلخانه‌ای است. متأسفانه اعلام شد که برای حفظ مراتع،گوسفندان نباید مرتع‌گردی داشته باشند؛ ولی به اعتقاد بنده مرتع‌گردی به‌طور حتم باید برقرار باشد؛ ولی بر اساس حساب‌وکتاب و اصول علمی این مرتع‌گردی‌های دام انجام شود. متأسفانه دولت قیمت گوشت را دستوری اعلام کرده است. اقتصاد دستوری نیست و دستوری اعلام‌کردن قیمت‌ها منجر به ورشکسته‌شدن کشاورزان می‌شود و انگیزه برای دام‌پروری از بین می‌رود. یکی از مسائل دیگر که باعث بهبود امنیت غذایی می‌شود، تجهیزات کشاورزی است. در دنیا تجهیزات، عامل مهمی در افزایش بهره‌وری به‌شمار می‌رود؛ ولی در ایران مافیای تراکتورسازی و کمباین‌سازی نبض ادوات کشاورزی را در دست گرفته‌اند و اجازه واردات داده نمی‌شود. مسئله بعدی که امنیت غذایی را تهدید می‌کند، ضایعات کشاورزی است. طبق آمار اعلام‌شده، سالیانه حدود 205 میلیون تن ضایعات کشاورزی داریم. باید در بخش حکمرانی برنامه‌ریزی دقیقی وجود داشته باشد که در کدام مناطق کشت کدام محصولات ایجاد رغبت می‌کند و برای کشاورزان صرفه اقتصادی دارد تا از ضایعات محصولات کشاورزی جلوگیری شود. متأسفانه با ضعف در آماردهی‌ها نیز مواجه هستیم. اگر آماردهی دقیق و درستی وجود داشته باشد، برنامه‌ریزی‌ها اصولی‌تر و صحیح‌تر در بخش کشاورزی و دام‌پروری انجام خواهد شد. برای تقویت امنیت غذایی مدل کار در وزارتخانه‌ها نیز باید تغییر کند. بخش کشاورزی باید در اختیار وزارت کشاورزی باشد و سیاست‌گذاری‌ها از حوزه صمت و وزارت بازرگانی باید خارج شود؛ ضمن اینکه در تصمیم‌گیری‌ها باید آینده‌نگری وجود داشته باشد؛ به فرض مثال، برای 100 سال آینده باید برنامه‌ریزی برای بخش کشاورزی و دام‌پروری انجام شود. متأسفانه مسئولان ما همواره دید حزبی و سلیقه‌ای داشته‌اند و این‌یکی از موانع جدی برای تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌هاست. ایران در دو دوره قدرت برتر بوده است؛ دوره پیش از اسلام، یعنی دوره هخامنشی و ساسانی که با کشاورزی و دامداری کار می‌کردند و در زمان صفویه که اوج قدرت ایرانیان بعد از اسلام بوده است. بخش کشاورزی و دام‌پروری در کشور ما نیازمند حمایت است. آمریکا یارانه‌های زیادی به کشاورزی می‌دهد. در برهه‌ای که قیمت ذرت در آمریکا کاهش یافت، این کشور ذرت را از کشاورزان خریداری و روانه دریا کرد تا اول اینکه، کشاورزان متضرر نشوند و دوم اینکه، قیمت جهانی ذرت افت نکند؛ ولی متأسفانه در کشور ما به اسم حمایت از مردم کشاورزان را با تصمیم‌گیری‌هایشان به نابودی می‌کشانند. مسئله دیگر این است که برای تقویت امنیت غذایی باید به سمت تولید محصولات استراتژیک حرکت کنیم و محصولاتی مانند مرغ سایز باید رواج پیدا کند. در دنیا نیز مرغ سایز رواج دارد و مرغ در وزن یک و سه‌دهم تا یک و هفت‌دهم کیلوگرم عرضه می‌شود. این سیاست باعث می‌شود قیمت تمام‌شده مرغ برای مصرف‌کننده کاهش یابد. تمامی کشورهای صنعتی بر اساس استعدادهای خدادادی‌شان به کشاورزی و دام‌پروری می‌پردازند. در اصفهان نیز باید رویکردها به بخش کشاورزی تغییر کند. صنایع آلاینده باید حذف شده و زاینده‌رود احیا شود تا از فشل‌شدن اقتصاد جلوگیری شود. باید توجه کرد از بین رفتن امنیت غذایی در اصفهان امنیت غذایی کشور را نیز تهدید می‌کند؛ چون 15درصد تولیدات دامی کشور را اصفهان تأمین می‌کند؛ همچنین یک‌هفتم شیر کشور در اصفهان تولید می‌شود؛ ضمن اینکه واحدهای مرغداری در اصفهان فراوان‌اند و در تولید تخم‌مرغ نیز زبانزد هستیم؛ با‌وجوداین ضربه به این تولیدات صدمه زیادی به اصفهان می‌زند.* عضو شورای پارک امنیت غذایی شهرک علمی‌تحقیقاتی اصفهان