یرانشهر؛ حماسه‌ای به رنگ ایران

اهل خواندن رمان چندجلدی هستید؟ در «جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته»، «کلیدر» و… . شاید بگویید بستگی به کشش داستان دارد که نظر کاملا درستی است. 
 
یکی از رمان‌های معاصر چندجلدی «ایرانشهر» است. محمدحسن شهسواری ابتدا نگارش این رمان را در دوجلد به‌عنوان ادای دین به دفاع‌مقدس که نتوانسته بود در آن شرکت کند، ارائه داد؛ اما تا کنون پنج‌جلد آن به چاپ رسیده و طبق گفته انتشارات شهرستان ادب، به جلد دوازدهم هم خواهد رسید.من مجموعه حاضر را خوانده‌ام. جلد اول سخت خوانده می‌شود؛به این معنا که هنوز داستان شروع نشده و خواننده باید با این آگاهی سراغش برود؛ در غیر این‌صورت کتاب را رها خواهد کرد. نویسنده هنوز دارد زمینه‌چینی می‌کند و ستینگ داستانی گسترده‌ای ارائه می‌دهــد؛ چــون داستـــان بــراســـاس مستنــدات تاریــخی اتفـاق می‌افتــد، خواننده نیاز به آشنایی با زمان، مکان، راوی‌ها و موقعیت او دارد؛ همه این عواملی که به نام ستینگ داستان می‌شناسیم. وقتی داستایفسکی درباره «برادران کارامازوف» ش می‌گوید: «هنوز در رمان اول داستان من شروع نشده»، بااین‌حال داستان جذابی می‌خوانیم؛ ولی آن رمان اصلی که مدنظرش بوده، به‌علت مرگش هرگز نوشته نشد. جلد اول «ایرانشهر» هم به جذابیت بقیه داستان نیست؛ اما گزارش هم نیست.«ایرانشهر» روایت بدبختی مردم در جنگ نیست. قصه می‌گوید؛ بدون تمرکز بر مرگ، بدون ساختن صحنه‌های منزجرکننده. محمدحسن شهسواری بـاوجـود تجــربه فـراوان، بهتــر از نویسنــدگان بی‌تجــربه‌ای که فقـط جنگ را دیده و کتــاب نوشتــه‌اند، می‌توانست صحنه‌هایی تکان‌دهنده خلق کند؛ ولی برعکس، رنج‌ها را گرفته و از فیلتر روح خود عبور داده تا به‌جای بــرون‌ریــزی احساسات، حماسه خلق کند. ایرانیان عاشق حماسه‌اند. این بعد از روحیه جمعی ما بعدها کمرنگ و تبدیل به سوگواری شد.داستان «ایرانشهر» با جوانی به نام «سهراب ایرانه» شروع می‌شود که متولد خانواده‌ای طاغوتی است. زمان، اندکی پس از انقلاب و مکان،تهران است. جوان منتظر تاکسی ایستاده و از اینکه مقصد را به راننده خیابان طالقانی گفته، نه تخت‌جمشید، تردید دارد که به پدربزرگش خیانت کرده. همان ابتدا داستان فلاش‌بک می‌خورد به سال ۱۲۷۵ شمسی و داستان پدربزرگ. کم‌کم حلقه شخصیت‌ها حول سهراب تشکیل می‌گردد. اسم شخصیت‌های اصلی مرتبط با ایده انتخاب شده. مثلا سهراب در اسطوره ایرانی همواره نماد جوان پهلوان است که غیورانه جنگید و مظلومانه کشته شد. محل زندگی او در مرکز تهران و همسایگی شخصیت‌های ماندگار آن دوران است. این مکان‌ها کاملا واقعی هستند. در سراسر رمان مستند و تخیل در هم پیوند خورده؛ اما خواننده باهوش می‌داندچه‌چیز واقعی است و کدامحادثه  حاصل تخیل نویسنده. درست‌ترین برداشت هم برای نوشتن چنین رمان‌هایی همین است که اصل ماجرا و تاریخ تحریف نشود؛ اما لزومی ندارد شخصیت‌ها و حوادثی که در آن ساخته می‌شود، همگی واقعی باشد؛ چراکه آن‌وقت یک مستندنگاری صرف انجام شده. انتخاب شخصیت‌های محوری به‌عنوان افسران ارتش باعث شده خواننده روایت ارتش از جنگ را نیز بخواند و بشنود. خانواده ایرانه و دوستان سهراب در مواقع حساس درباره تصمیم‌های بحث می‌کنند و این‌گونه عملکرد و نظرات ارتشیان به‌عنوان بازویی از بازوان ایران‌زمین بازخوانی می‌شود.چیزی که در داستان‌های دنباله‌دار جذابیت حاصل می‌کند، اغلب قدرت قصه‌گویی نویسنده است؛ به‌گونه‌ای که خواننده رغبت کند ادامه ماجرا را بخواند. ابتدا باید آداب خواندن چندگانه‌ها را بدانیم تا با صبر و حوصله پیش برویم. جایی که شخصیت‌ها شکل گرفت و خواننده با آن‌ها رابطه همدلانه برقرار کرد، دیگر نمی‌تواند در قبال سرنوشتشان بی‌علاقه باشد.«ایرانشهر» چنان‌که از نام زیبا و پرطمطراقش پیداست، اثری است حماسی و ملی که با خواندنش به شما حس غرور واقعی می‌دهد. محمدحسن شهسواری از اتحاد مردم در برابر متجاوز، با هر تفکر سیاسی و عقیدتی، داستان‌هایی می‌گوید بر اساس واقعیت؛ مثلا از حضور جوانی در روزهای محاصره خرمشهر به اسم مهدی که جزو اعضای حزب مجاهدین است و هیچ اعتقاد دینی ندارد، خانواده او را طرد کرده و حتی نجس می‌پندارند. اسلحه‌دادن به  آن‌ها ممنوع است؛ اما او آمده تا به‌عنوان پسر ایران‌زمین از شهرش دفاع کند.«ایرانشهر» روایت نزدیک به حقیقت ایران خانم است؛ مادری که هزاران فرزند از رنگ و نژاد و عقیده متفاوت زیر بال دارد. «ایرانشهر» رنگ اصلی وطن را بازنمایی می‌کند؛ وحدت در عین کثرت. نیاز امروز جامعه ما یادآوری چنین داستان‌هایی است تا بدانیم برای زنده نگه‌داشتن مام میهن همه باید کنار هم بمانیم؛ زیرا از یک‌سینه شیر خورده‌ایم.از جذابیت‌های ظاهری مجموعه «ایرانشهر» طراحی جلد است با تصویری از دیوار گلوله‌خورده که هرچه شماره جلد بالا می‌رود، تعداد جای گلوله هم بیشتر می‌شود. در شروع کتاب برگی از تقویم، روز اول جنگ را نشان می‌دهد و از المان‌های مختلف همسو با محتوا در فرم بهره گرفته شده. داستان در جلد اول در روز شروع جنگ باقی می‌ماند که البته این به معنای ایستایی داستان نیست؛ بلکه با فلاش‌بک پویایی رمان رقم می‌خورد.