تقریظ‌های رهبر انقلاب بر آثار مکتوب دفاع مقدس

«اهمیت حفظ و نشر آثار و ارزش‌های دفاع مقدس»، «تحلیل شخصیت رزمندگان اسلام در دفاع مقدس»، «زمان و شرایط و آثار مطالعه کتب دفاع مقدس»، «ویژگی‌ها و قوت‌های آثار منتشره دفاع مقدس»، «منبع عظیم و گنجینه ارزشمند دفاع مقدس و آثار مکتوب مربوط به آن» و «تحسین نویسندگان و راویان و تشکر و تقدیر از آنان» بخشی از مواردی به شمار می‌آیند که در متن تقریظ‌های مقام معظم رهبری بر آثار مکتوب دفاع مقدس قابل‌توجه هستند. به بهانه چهل و دومین سالروز هفته دفاع مقدس،  تعدادی از تقریظ‌های مقام معظم رهبری را  بر آثار مکتوب دفاع مقدس مرور می‌کنیم.

جشن حنابندان  نویسنده محمدحسین قدمی
 
 متن تقریظ رهبر معظم انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم
روز و شبی چند در لحظه‌های پیش از خواب، در فضایی عطرآگین و مصفا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده خود عطا می‌کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم؛ هم بر آن قطره عشقی که در جان این نویسنده افکنده و چنین زلال، اندیشه و ذوقی را بر قلم او جاری ساخته است، و هم بر آن دست قدرتی که نقشی چنان بدیع و یکتا بر صفحه تاریخ معاصر پدید آورده و صحنه‌هایی که افسانه‌وار از ذهن و چشم بشر این روزگار بیگانه است، در واقعیت زندگی این نسل از ملت ایران نقش زده است. له الحمد حمد الحامدین ابد الآبدین. بیشترِ فضیلت‌هایی که تاریخ انسان را زیور بخشیده و آرایش داده و مشعل و راهنمای افراد بشر شده است، محصول لحظه پرباری از زندگی یک یا چند انسان است. صبر، زهد، امتناع، گذشت، شجاعت، صدق، ایثار و … و همه فضائل بشر که در سرگذشت او می‌بینیم، از این قبیل است. هزاران لحظه پربار در هر روز و شب حماسه هشت‌ساله ملت ایران مکنون است و هرکه با نگاهی هنرمندانه آن‌ها را ببیند و با قلمی هنرمندانه آن را ثبت و ماندگار کند و پیش از این‌ها، با توفیقی الهی به این همه دست یافته باشد، مشعل رهروان معراج انسانی را جان‌مایه و فروغ بخشیده است، و این کتاب و نویسنده‌اش در آن زمره‌اند. ۶/ ۱۱ /1370
 
معرفی کتاب
 گزارش‌نویسی زبان دقیقی است برای بیان یک حادثه. در میان تمامی شیوه‌های معمول برای نگارش، استفاده از گزارش‌نویسی، بهترین راه برای انتقال یک حادثه از محل وقوع آن تا دوردست‌هاست. یک گزارشگر سعی می‌کند با یاری‌جستن از جزئی‌ترین اطلاعات موجود در محل حادثه، کامل‌ترین تصویر را در قالب کلمات ارائه دهد.  کتاب «جشن حنابندان» شامل دو گزارش از دو عملیات در مناطق جنوب و غرب کشور است. محمدحسین قدمی این گزارش‌ها را از میان خاطرات رزمندگان «لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص)» گردآوری کرده است. گزارش اول کتاب در طول عملیات کربلای ۵ نوشته شده و گزارش دوم آن، که مربوط به عملیات بیت المقدس ۴ و در مناطق غربی کشور و بخشی از خاک عراق است، به سفارش شهید سید مرتضی آوینی و برای مجموعه روایت فتح نوشته شده است. خاطراتی که نویسنده در این کتاب از آن‌ها استفاده کرده، اغلب کوتاه و با زبانی ساده و صمیمی بیان شده است؛ به‌طوری که خواننده از خواندن آن خسته نمی‌شود؛ چراکه هر موقعیت و لحظه‌ای را دقیق و خلاصه مطرح کرده و از شرح جزئیات اضافی پرهیز کرده است. خاطرات رزمندگان در شب‌های قبل از عملیات و شوخی‌ها و حالات و روابطی که تنها و تنها در آن موقعیت‌ها اتفاق می‌افتاد، به‌خوبی در این گزارش‌ها به تصویر کشیده شده است.  محمدحسین قدمی که سال‌ها معلمی کرده، سال ۱۳۵۴ فعالیت فرهنگی خود را به سفارش شهید محمدعلی رجایی آغاز کرده است. او از ۱۳۶۷ به جمع نویسندگان دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری پیوست و از سال ۱۳۷۱ مسئولیت برنامه «شب خاطره دفاع مقدس» این دفتر را عهده‌دار شد. او در حال حاضر، مشغول نگارش خاطرات شخصی خود از سال ۱۳۶۳ تا وقایع‌نگاری در جنگ ۳۳روزه در لبنان است.
 
گلستان یازدهم  نویسنده بهناز ضرابی‌زاده
 
 متن تقریظ رهبر معظم انقلاب
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
این روایتی شورانگیز است از زندگی سراسر جهاد و اخلاصِ مردی که در عنفوان جوانی به مقام مردان الهی بزرگ نائل آمد و هم در زمین و هم در ملأ اعلیٰ به عزّت رسید. هنیئا له. راوی، شریک زندگی کوتاه او، نیز صدق و صفا و اخلاص را در روایت معصومانه خود به‌روشنی نشان داده است. در این میان، قلم هنرمند و نگارش آکنده از ذوق و لطف نویسنده است که به این همه، جان داده است. آفرین بر هر دو بانو؛ راوی و نویسنده کتاب. 21/10/1395
 
معرفی کتاب 
«گلستان یازدهم» خاطرات زهرا پناهی‌روا، همسر سردار شهید علی چیت‌سازیان، به قلم بهناز ضرابی‌زاده است. این کتاب با زبانی صادقانه به شرح زندگی یک سال و هشت‌ماهه مشترک شهید چیت‌سازیان و همسرش پرداخته است. فرماندهی که در جبهه به‌دلیل مهارت‌های رزمی و شجاعتش به «عقرب زرد» معروف بود، در خانه با مادر و همسرش به اندازه‌ای با مهر و محبت رفتار می‌کرد که گویی این قلب رئوف هیچ‌گاه سابقه حضور در حرب و قتال را نداشت. «گلستان یازدهم» به زیباترین شکل توانسته است قسمت مهمی از نیمه پنهان زندگی شهید چیت‌سازیان را به مخاطبان معرفی کند.
 
وقتی مهتاب گم شد  نویسنده حمید حسام
 
متن تقریظ رهبر معظم انقلاب
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بچه‌های همدان؛ بچه‌های صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بی‌ادعا؛ یاران حسین(ع)؛ یاوران دین خدا. و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور… و آنگاه فضای معنویت و معرفت؛ دل‌های روشن، همت‌ها و عزم‌های راسخ؛ بصیرت‌ها و دیدهای ماورایی… این‌ها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمه این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذت می‌کند و آتش شوق را در آن سرکش‌تر می‌سازد.راوی، خود یک شهید زنده است. تنِ به‌شدت آزرده او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد، و الحمدلله ربّ العالمین نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربه‌دیدگان است.بر او و بر همه آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ ان‌شاءالله.درباره نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است. لطف این نگارش بیش از این‌ها است. مقدمه کتاب یک غزل به‌تمام‌معنی است. 18/10/1395
 
معرفی کتاب 
«وقتی مهتاب گم شد» قبل از آنکه شرح زندگی شهید علی خوش‌لفظ باشد، روایتی عینی از یک واقعه تاریخی است که موجب شد سرنوشت خیل وسیعی از مردمان ایران تغییر کند. علی خوش‌لفظ که نامش را به‌خاطر نزدیکی تولدش با ولیعهد پهلوی، جمشید گذاشته بودند، سال‌ها بعد، در نوجوانی و هم‌زمان با وقوع انقلاب اسلامی، خود نیز دچار تحول و دگرگونی در اهداف و آرمان‌ها می‌شود. همین انقلاب درونی باعث می‌شود که در اولین اعزام به جبهه نامش را به علی خوش‌لفظ تغییر دهد و سرانجام زندگی‌اش هم تغییر کند. علی پانزده‌ساله در عنفوان جوانی به جبهه اعزام می‌شود و آنجاست که درمی‌یابد شهادت ارمغانی است که با ترک خود به دست می‌آید. کتاب «وقتی مهتاب گم شد» را می‌توان در همان سه شرطی که راوی قبل از انتشار کتاب برای نویسنده گذاشت خلاصه کرد؛ جایی در مقدمه که نویسنده در وصف علی خوش‌لفظ می‌نویسد: در قید و بند لفظ و تکلف گفتار و آرایه‌های کلامی نیست و به‌شدت دور از بزرگ‌نمایی و ریب و ریا و صادق در روایت و دقیق در نقل حوادث. لذا با صاحب این قلم، چند شرط را برای بازنویسی و نگارش خاطراتش گذاشته است. اول اینکه قول بدهم اگر برای خدا نیست ننویسم. دوم اینکه برای تائید مطالب، به‌ویژه فراز و نشیب‌ها در عملیات‌ها یا چندوچون گشت و شناسایی‌ها مطالب را از چند همرزم دیگر بپرسم و اگر تأیید کردند، بنویسم. و سوم اینکه به روایت او چیزی نیفزایم که شائبه تخیل پیدا نکند.
 
آن بیست‌وسه نفر  نویسنده احمد یوسف‌زاده
 
متن تقریظ رهبر معظم انقلاب
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴، با شیرینی این نوشته شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرین‌کام شدم و لحظه‌ها را با این مردان کم‌سال و پرهمت گذراندم. به این نویسنده خوش‌ذوق و به آن بیست‌وسه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همه این زیبایی‌ها پرداخته سرپنجه معجزه‌گر اوست، درود می‌فرستم و جبهه سپاس بر خاک می‌سایم. یک بار دیگر کرمان را از دریچه این کتاب، آن‌چنان که از دیرباز دیده و شناخته‌ام، دیدم و منشور هفت‌رنگ زیبا و درخشان آن را تحسین کردم.5/1/1394
 
معرفی کتاب
«آن بیست‌وسه نفر» اثر احمد یوسف‌زاده، حاوی خاطرات بیست‌وسه نوجوان است که در عملیات بیت المقدس، به اسارت ارتش بعث درآمدند. دیکتاتور عراق سعی داشت از این نوجوانان برای ایجاد جنگ روانی علیه ایران استفاده کند. 
نگارش این کتاب از روی دست‌نوشته‌های سال ۱۳۷۰ احمد یوسف‌زاده و متن فیلم مستند مهدی جعفری صورت گرفته که حاوی ساعت‌ها مصاحبه دکتر محمد شهبا با افراد این گروه است؛ ازاین‌رو، خواننده می‌تواند مطمئن باشد آنچه در این کتاب می‌خواند، تخیل و قصه‌پردازی نیست؛ بلکه روایتی است از آنچه این ۲۳ نفر دیده و از سر گذرانده‌اند.
 
 
تیپ ۸۳  نویسنده محمدعلی دیباجی
 
متن تقریظ رهبر معظم انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح خاطرات طلاب رزمنده جوان که ضمنا شرح گوشه‌هایی هرچند کوتاه از مجاهدات معصومانه آنان نیز هست، در این کتاب با قلمی و تقریری شیوا به نگارش آمده است. این شیوه نو است که روایت از کسی و تقریر از کس دیگری باشد. این قلم اگر پخته‌تر شود، بسی شیواتر خواهد شد. خیلی از خواندن این کتاب محظوظ شدم؛ چون روحانی در این کتاب درس دین و معرفت را در خطرناک‌ترین جاها می‌دهد و در آزمایش‌های دشوار زندگی با مردم شریک می‌گردد. این طلبه‌های جوان و خوش‌روحیه‌اند که اگر مدارج تحصیل را طی کنند، رهبران برجسته باب انقلاب و جمهوری اسلامی خواهند شد و روحانیون پرچمدار دین زندگی‌ساز. حوزه علمیه بی‌شک از پرورش چنین طلاب و روحانیونی به خود می‌بالد و احساس رضایت از انجام وظیفه تاریخی خود که همواره بحمدالله بدان موفق بوده است می‌کند. تصادف جالبی بود که توفیق مطالعه این کتاب در ایام ۱۵ شعبان و مابعد آن، که به‌زیارت قم رفته بودم، دست داد. 11/9/1370
 
معرفی کتاب 
مبارزه روحانیون در جبهه‌های هشت‌ساله ما مردانه بود؛ یک‌دست و یک‌رنگ، درست مثل دل بسیجی‌ها؛ بسیجی‌هایی که رو به دل امام خویش «قنوت عشق» می‌گرفتند. «تیپ ۸۳» نام کتابی است که ما را به دیدار بعضی از آن مردانگی‌ها می‌برد. این کتاب، دومین مجموعه از خاطرات روحانیون رزمنده است که از طرف واحد ثبت خاطرات تیپ مستقل ۸۳ امام جعفر صادق(ع) روحانیون رزمی- تبلیغی (در سال ۱۳۷۰) تهیه و جمع‌بندی و تدوین شده است. تمام مطالب کتاب «تیپ ۸۳» بر اساس گفته راویان نگاشته شده است. سید محمدعلی دیباچی آن را تقریر کرده و در ۱۲ قسمت و ۱۰۷ صفحه خواندنی کرده است.
 
پایی که جا ماند  نویسنده سید ناصر حسینی‌پور
 
 متن تقریظ رهبر معظم انقلاب
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمانِ بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است، به تصویر کشیده باشد. این یک روایتِ استثنایی از حوادث تکان‌دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردانِ ما را و از سوی دیگر، پسَتی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزءبه‌جزء و کلمه‌به‌کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند.  احساس خواننده از یک سو، شگفتی و تحسین و احساس عزت است و از سوی دیگر، غم و خشم و نفرت.
 
معرفی کتاب 
آنچه از کتاب «پایی که جا ماند» برمی‌آید، روایت صادقانه سیدناصر حسینی‌پور است که هیچ ادعایی در نویسندگی ندارد. از رفقا شنیدم که به‌شوخی از سید ناصر پرسیده‌اند چرا شهید نشده است و او رندانه جواب داده بود: چون به دو چیز دل بسته بودم؛ یکی دوربین دیده‌بانی‌ام و دیگری یادداشت‌های روزانه‌ام. این کتاب هشتصدصفحه‌ای خاطرات روزانه یک اسیر قطع عضو ایرانی است. این کتاب مقاومتِ 119 شهید را در یک محاصره و جنگ تمام‌عیار در جزیره مجنون نشان می‌دهد.این کتاب در حقیقت تصویری است از سرگذشت‌نامه یک نیروی اطلاعات و عملیات که لو رفته است و گوشه‌ای از سرگذشت‌نامه اسرای مجروح ایرانی است در زندان‌های مخفی عراق و در بیمارستان الرشید بغداد. در فصل‌های پایانی کتاب، زندگی اسرای مفقودالاثر ایرانی را در اردوگاه‌های تکریت به تصویر می‌کشد و شمه‌ای از مظلومیت اسرای مفقودالاثر را نشان می‌دهد؛ در اردوگاهی که وقتی بچه‌ها از ستوان قحطان، معاون اردوگاه شانزده تکریت، می‌پرسیدند: «سیدی! ما کی آزاد می‌شویم؟» و ستوان قحطان می‌گفت: «هر وقت دیدید مردی حامله شد، شما هم آزاد می‌شوید.» یعنی شما هیچ‌وقت آزاد نمی‌شوید؛ چون مردان باردار نمی‌شوند.