جان‌پناه برای پل

هفده دهانه از یال جنوب شرقی پل خواجو با پارچه و موانعی پوشانده شدند و کارگاه نصب «جان‌پناه» بر کالبد این میراث ملی ایرانیان شکل گرفت. در گفت‌و‌گو با علیرضا ایزدی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان اصفهان، جویای دلیل این اقدام شدم و پاسخ آن بود که قرار است اتفاقی که برای سی‌وسه‌پل رقم خورد، کمی لطیف‌شده‌تر برای خواجو تکرار شود؛ به این ترتیب به‌زودی میله‌ها و سیم‌هایی بر تن پل 384 ساله‌مان نصب می‌شوند تا یکی از ده پل زیبای تاریخی جهان بعد از حدود چهار  قـــرن، دیــگر خـــطری بـــرای جـــان بازدیدکننده‌هایش نداشته‌ باشد! در گزارش پیش رو پرسش‌هایی را مطرح می‌کنیم که باید پاسخ‌های درخور و قانع‌کننده‌ای برایشان پیدا کنیم. چــرا؟! چــون از «پل‌خواجو» فقط یکی در جهان وجود دارد؛ یکی که می‌توانست «میراث جهانی» باشد؛ اما هنوز «میراث ملی» است؛ با این‌حال قطعا یکی از «ترین»‌های جهان محسوب می‌شود.

جمعه شب، هشتم مهرماه، در میانه پیاده‌روی‌هایم ناگهان با تغییرات غیرمنتظره‌ای بر  یال جنوب شرقی پل خواجو روبه‌رو شدم. دهانه‌های بالایی پل تا قبل از شاهنشین، با پارچه‌هایی پوشانده شده بودند.مسیرم را تا روی پل تغییر دادم و این بار با موانعی ر‌وبه‌رو شدم که دید داخلی و ورود به یال جنوب شرقی پل را مسدود کرده بودند.
یک در فلزی هم در دهانه نزدیک به در ورودی شاهنشین خواجو نصب شده بود؛ ساعت هشت شب بود و پل برعکس جمعه‌شب‌های معمول، خلوت بود.از نرده‌های فلزی این در، سرک کشیدم به داخل یال پل، کف جا‌به‌جا کنده شده بود و نرده‌های فلزی در بعضی از یال‌ها نصب بودند؛ شواهد حاکی از آن بود که اداره کل میراث فرهنگی استان این «کارگاه» را راه‌اندازی کرده و حدسم این بود که قرار است همان اتفاقی که برای سی‌وسه‌پل رقم زدند و «جان‌پناه» نصب کردند، اینجا تکرار شود.
 اولین کار این بود که کانال‌های اطلاع‌رسانی اداره‌کل میراث فرهنگی استان اصــفهان را جــست‌وجو کنم و ببینم آیا خبری در رابطه با تغییرات جدید در پل خواجو مخابره شده است؟ هـیچ اطلاع‌رسانی‌ای بــرای افــکار عـمــومـی انــجــام  نشده بود.پیش‌از‌ظهر شنبه نهم مهرماه، حوالی ساعت 12 دوباره خودم را رساندم به پل خواجو و رفتم روی پل تا کارگاه را در روز ببینم و دقیق‌تر جویای احوال این میراث ملی ایرانیان شوم.
درِ فلزی بسته بود، مصالح در کارگاه به چشم می‌خوردند و صدای صحبت یک نفر از داخل شاهنشین می‌آمد.دستم را از در فلزی داخل بردم که عکس بگیرم. عکس اول از سمت در به سمت شاهنشین بود. در همان لحظه مردی مومشکی، کوتاه‌قد و فربه با لباس سپید از شاهنشین وارد کارگاه شد و به سمت من آمد، رو برگرداندم و از سمت مخالف عکس گرفتم.
ناگهان دستان مرد که به نظر کارگر یا مسئول کارگاه می‌آمد را دیدم که با غیظ به سمت من آمد تا موبایل را از دستم بقاپد! موفق نشد و من از در فاصله گرفتم. او از پشت در فریاد زد که حق عکس‌برداری نداری! مردِ خشمگین، پشت در فلزی ماند به غرزدن و من نشستم زیر سایه یال شمال شرقی رو به تن خشک زاینده‌رود تا با مدیر‌کل میراث فرهنگی استان اصفهان تلفنی صحبت کنم و جویای دلیل این «حرکت چراغ خاموش» شوم.
علیرضا ایزدی، مدیرکل میراث فـرهـنگی اســتان اصــفهان، در گفت‌وگوی تلفنی، تشکیل کارگاه نصب جان‌پناه برای پل خواجو را تأیید و تأکید کرد: «بحث جان مردم در میان است. مخاطرات جانی و احتمال افتادن از پل وجود دارد و ما تلاش می‌کنیم با کمترین مداخله در دید و منظر صرفا با نصب میله‌‌ها و سیم‌ها جان‌پناه را برای پل ایجاد کنیم. به هر حال وضعیت پل نگران‌کننده است و با این حجم عبور و مرور، اگر کسی سقوط کند، ما مسئولیت داریم.»به روایت او، این تصمیم تازه، حاصل شورایی نیست و صرفا قرار است کاری که برای سی‌وسه‌پل انجام شد، «به همان شکل ولی با مداخله کمتر» برای پل خواجو انجام شود؛ مثلا این که میله‌ها داخل‌تر و بیشتر پشت ستون‌ها قرار بگیرند تا حداقل مزاحمت‌ها در دید و منظر به وجود بیاید.
در میان گفت و گوهایمان نگاهم به پل خواجو است. در کناره جنوبی زاینده‌رود، رو به غرب اصفهان، منظر شرقی پل را نگاه می‌کنم و می‌گویم: «یعنی معماری که به همه چیز فکر کرده و یکی از زیباترین، موجزترین و کاربردی‌ترین پل‌های تاریخ را ساخته، برای جان عابران هیچ فکری نکرده؟ مداخله جدید ما اشتباه نیست؟ وظیفه حفاظت را نمی‌شود به طریق دیگری [مثلا با گماشتن نگهبان‌ها که هم از یادگاری‌نویسی جلوگیری کنند و هم از سقوط] انجام داد؟ اصلا در همه این قرون یا دست‌کم طی همین چهار دهه اخیر چند نفر از پل افتاده‌اند؟ قطعا باید آمار متوسط عبورومرور روزانه پل و آمار سقوط‌ها با ذکر موارد فوت یا جراحت، به افکار عمومی ارائه شود.»
ایزدی البته قول داد که به زودی آمارها ارائه شوند و تأکید کرد که «شرایط زمانه» و «کاربری پل» تغییر کرده و «اگر شما هم با دل‌نگرانی ما به دیدن پل بروید، تأیید می‌کنید حالا که مردم از این پل واقع در مرکز و یکی از شلوغ‌ترین نقاط شهر، به عنوان محل تفریح و عکاسی استفاده‌می‌کنند، باید حفظ جان گردشگران در اولویت قرار گیرد و راهی جز این نیست که با حداقل دخالت در دید و منظر این کار
انجام شود.»آن طور که مدیر کل میراث اصفهان خبر داد، درِ فلزی هم موقت است و بعد از رسیدن اعتبارات و سر و سامان یافتن نسبی فضا، برداشته دمی‌شود.گفت‌و‌گو که تمام می‌شود، به این فکر می‌کنم که آیا تصمیم‌گیری برای چنین الحاقی به تأمل بیشتر و جویا شدن نظر نخبگان معماری و طراحی نیاز ندارد؟ به یاد سیم‌های شل‌شده و زشت و میله‌های رنگ و رورفته بر کالبد سی‌وسه‌پل می‌افتم و فکر می‌کنم دیگر نمی‌شود عکس‌های قشنگی در ردیف یال‌های پل گرفت. به یاد گردشگرانی می‌افتم که به ســیــم‌هــای «جــــان‌پــناه»‌های سی‌و‌سه‌پل تکیه می‌دهند، از آن‌ها می‌گذرند، آویزان می‌شوند، آن طرف جان‌پناه می‌نشینند و… به یاد خودم و همه آشنایان و فامیل می‌افتم که در تمام بیش از سه دهه گذشته بدون ترس از افتادن بارها و بارها پل را زندگی کرده‎ایم.
ماشین را روشن می‌کنم تا به سمت دفتر جدید روزنامه در خیابان فردوسی بیایم، یک گروه از پلیس‌ها با لباس ویژه از کنار خواجو می‌گذرند و به سمت غرب یا احتمالا دروازه شیراز، می‌روند. هوا هنوز گرم است، شرایط جامعه ویژه و نگرانی‌های ما برای میراث اصفهان، به قوت قبل!