ظرفیت‌های ایران برای صلح قفقاز

اواخر شهریور منطقه قفقاز جنوبی بار دیگر شاهد وقوع درگیری‌های گسترده در طول مرزهای مشترک جمهوری آذربایجان و ارمنستان بود.

تبادل آتشی که هر یک از طرفین مدعی عدم آغاز آن بودند و دفاع از خود را دلیلی بر وقوع این درگیری عنوان کردند. بر طبق خبرها اما در روز 13 سپتامبر مناطق مرزی ارمنستان مورد حمله توپخانه‌ای جمهوری آذربایجان قرار گرفت و شدت آن در بالاترین حد خود از زمان جنگ این دو کشور در سال 2020 گزارش شد که نهایتا با برجای گذاشتن صدها کشته و زخمی طی دو روز جنگ، در حاشیه نشست سیاسی اتحادیه اروپا در مجارستان، در روز پنجشنبه 6 اکتبر، آتش‌بس بین دو کشور موقتا با میانجی‌گری اتحادیه اروپا برقرار شد. پس از دیدار و گفت‌و‌گوی الهام علی اف و نیکل پاشینیان، دو رهبر آذربایجان و ارمنستان در پراگ با هدف کاهش تنش‌ها، بیانیه‌ای مبنی بر به‌رسمیت‌شناختن تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر صادر و قرار بر این شد که توافق‌نامه صلح را تا پایان سال امضا کنند. بر اساس این بیانیه دو کشور متعهد شده‌اند با اتحادیه اروپا و مأموران آن در مرزهای مشترک همکاری کرده و منشور سازمان ملل و اعلامیه آلماتی که در سال ۱۹۹۱ ثبت شده است را مبنای کار کمیسیون‌های اروپایی برای تعیین مرزها قراردهند.  ارمنستان و جمهوری آذربایجان پس از نخستین جنگ بر سر قره‌باغ در اوایل دهه 90 با بیش از ۳۰ هزار کشته، بار دیگر در پاییز ۲۰۲۰ بر سر کنترل این منطقه با یکدیگر درگیر شدند. جنگی 44 روزه که بیش از شش‌هزار کشته برجای گذاشت و سرانجام در قالب یک توافق با میانجی‌گری مسکو، بخش‌هایی از قره‌باغ تحت حاکمیت دوباره جمهوری آذربایجان درآمد. تودافق که البته پس از آن قفقاز جنوبی باز هم شاهد درگیری‌های پراکنده همراه با تلفات بود و آخرین دور درگیری‌های مرزی جدید نیز نشان داد که وضعیت میان دو کشور همچنان ناپایدار است و این روند شکننده صلح همچنان ادامه دارد. «اصفهان‌زیبا» در بررسی چرایی ادامه تنش‌ها میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان و ریشه‌های این جنگ و همچنین موضع ایران در خصوص عدم شکل‌گیری هر گونه تغییر ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی با هیراد مخبری استاد و کارشناس ارشد منطقه قفقاز گفت‌و‌گو کرد. به گفته این پژوهشگر حوزه بین‌الملل تغییر مرزهای سرزمینی بین ایران و ارمنستان به نوعی واسطه تحریکات جبهه متحدین نظیر جمهوری آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی است که با پشتوانه غرب در حال صورت‌گرفتن است. شرایطی که البته می‌تواند از طریق دیپلماسی فعالانه در قالب نشست‌های چند جانبه دستخوش تغییر شود. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.
 
تنش‌های اخیر جمهوری آذربایجان و ارمنستان نشان از ادامه دار بودن روند اختلاف باکو و ایروان با دخالت متحدین هر دو طرف است. از ریشه‌ها و پیامدهای این جنگ با احتمال تغییر مرزهای ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی که با وجود توافقات مکرر هر از‌چند‌گاهی اوج می‌گیرد، بگویید.
تغییر مرزهای سرزمینی بین ایران و ارمنستان که به نوعی واسطه تحریکات جبهه متحدین نظیر جمهوری آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی است، با پشتوانه غرب در حال صورت‌گرفتن است. مسلما به سرانجام رسیدن این فرایند و ادامه این مسیر از جانب متحدین، در درجه اول کشور ارمنستان را در انزوای مطلق ژئوپلیتیکی خود قرار می‌دهد و از سوی دیگر فرایند بسته‌شدن روزنه‌های حیاتی این کشور را برای ما از جنبه‌های مختلفی نظیر تعاملات منطقه‌ای تجاری و بین‌المللی با چالش‌های بسیار جدی روبه‌رو خواهد کرد که آینده این شرایط برای ارمنستان، نا بسامانی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این کشور را به حد اعلای بحرانی سوق خواهد داد.
 
به گفته شما متحدین دو طرف نقش پررنگی در ادامه این تنش‌ها دارند و به عبارتی منافع آن‌ها به میان است، بله؟
بله؛ مرور تاریخ و نقشه راه پیشین تحولات در سیاست بین‌الملل این بشارت را می‌دهد، که انزوای مطلق و فرسودگی تجویزی و هدفمند برای نابودی یک کشور ضعیف، سناریوی تنظیم‌شده‌ای است که در جهت آنارشی‌سازی‌های طولانی‌مدت با تمرکز در ژئوپلیتیک خاص برای درگیر کردن بازیگران هدف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است که نسبت به آن ژئوپلیتیک هرج‌و‌مرج زده، ادعای منافعی دارند و به نوعی صاحبان آن منافع هستند.
 
موضع ایران نیز در خصوص این تحرکات بر عدم تغییر مرزهای ژئوپلیتیک بارها اعلام شده و مشخص است. اما آیا جدای از اعلام آن، این شرایط آشوب زده نیاز به ورود ایران را نیز در راستای پایان جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان می‌طلبد؟
ایران و روسیه به دلیل نزدیک بودن به این نقطه آشوب‌زده خواه‌نا‌خواه باید وارد این کارزار از پیش‌تعیین‌شده شوند؛ چراکه اجحاف چنین هزینه سازی هایی برای این دو کشور مسلما از اهداف اصلی این سناریوی جنگ‌محور است که ظرفیت‌های رو به رشد ایران و روسیه را در پیروزی‌های ژئو پلیتیکی آن‌ها، هم خارج از مناطق قفقازی نظیر منطقه خاورمیانه و خصوصا سوریه تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
 
قرار است در پایان سال 2022 معاهده صلحی میان دو کشور امضا شود. تا رسیدن به امضای این قرارداد آیا احتمال درگیرهای دوباره در راستای تغییرات ژئوپلیتیک با دخالت جبهه متحدین وجود دارد و آیا تحت این شرایط منافع منطقه‌ای ایران نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؟
از زمان جنگ سال 2020 م، بین جمهوری آذربــایجــان و ارمــنستان، تــغیــیرات ژئوپلیتیکی در جهت مرتفع شدن اهداف جبهه متحدین جمهوری آذربایجان و ترکیه و رژیم صهیونیستی سوق پیدا کرده و منافع این متحدین در مسیر صعودی نیز پیش رفته است. از طرفی با توجه به نبود موانع جدی و همچنین وجود اتحادیه منطقه‌ای و فرامنطقه ای منسجم و عیان که همچنان در مسیر اهداف خود حرکت می‌کنند و پیشروی هرچه سریع‌تری را در جهت ضمیمه‌کردن خط اتصالی مرزی بین جمهوری آذربایجان و نخجوان با گرفتن خاک‌های استان‌های جنوبی ارمنستان در دستور کار خود دارند، در صورت فرجام این رویکرد علاوه بر انزوای شدید ارمنستان، تهدید منافع مهمی برای ایران به‌خصوص در حوزه اقتصادی با از دست‌رفتن خطوط ترانزیتی و تجاری زمینی در مرز مشترک ایران و ارمنستان نیز رقم خواهد خورد. مسیری که تجارت ایران را از طریق ارمنستان به اروپا گره خواهد زد که مسلما تل آویو و آنکارا نیز شدیدا با استفاده از این فضا به دنبال امتیازسازی از این بحران علیه ایران و به نفع خود هستند.
 
همان‌طور که اشاره شد، کشورهایی همچون روسیه و ترکیه نیز در این جنگ از منافع متعددی برخوردار هستند. کمی هم از رویکرد آنکارا و مسکو در بحران قفقاز جنوبی بگویید.
ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی برای روس‌ها شدیدا مهم و استراتژیک است و به نوعی انفعال روسیه در قبال اختلافات میان آذربایجان و ارمنستان نیز از همین سیاست نشئت می‌گیرد. به عبارتی پیگیری این سیاست روسیه از استراتژی باتلاق یا تضعیف‌سازی رقبای روسیه در مناطق حوزه استحفاظی‌اش است؛ رویکردی کهن که میراث آن به دوران روسیه تزاری بر‌می‌گردد. روس‌ها با بهره‌برداری از این نوع سیاست دیرینه خود به دنبال این هستند تا در بزنگاه‌های مهم و خط زمانی مشخص و البته با توجه به تحلیل‌رفتن بنیه نظامی و تسلیحاتی خود در جبهه اوکراین رقبای خود (ترکیه و رژیم صهیونیستی) را در دو جبهه اوکراین و قفقاز جنوبی و البته با هزینه‌کردهای خودشان تضعیف کنند؛ همان‌طور که روسیه ماه گذشته در ناآرامی‌های قزاقستان در مقابل تحرکات دیرینه ترکیه از چنین سیاستی بهره برداری‌های لازم را به عمل آورد.اما درباره نقش ترکیه در تحرکات قفقاز جنوبی نیز باید گفت این کشور بیشترین نقش موجود را در فرجام اهدافی نظیر یکسره‌شدن و یکی‌شدن مرزهای جمهوری آذربایجان به نخجوان بر عهده دارد که شامل ابعاد مختلفی است. مهم‌ترین مسئله از نگاه ترکیه یک‌دست‌شدن جغرافیای تورانی است که جغرافیای آن از غربی‌ترین مرزهای ترکیه شروع می‌شود و تا غرب دریای خزر ادامه دارد. پروژه تورانی‌سازی در نگاه ترکیه می‌تواند بستر ساز برنامه‌های بعدی و جدی برای پیشبرد اهداف رؤیای تورانی ترکیه است که مسلما در راستای خط و مشی ترکیه برای گذر از مرزهای خط آبی دریای خزر نیز می‌باشد. ترکیه با گذر از خزر به دنبال تحت‌الشعاع قراردادن آسیای مرکزی در ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان و همچنین شمال افغانستان و مرزهای غربی چین است. به عبارتی ترکیه در تحقق بخشیدن به این اهداف تورانیسم از یک طرف در تقابل و رقابت با بنیه قوی حوزه ایرانشهری در مناطق قفقاز و آسیای مرکزی است و از سوی دیگر در جهت ادغام دیپلماسی فرهنگی ترکیه با کلید‌واژه تورانی برای بهره برداری‌های هر چه تمام و کمال‌تر در راستای ترفیع منافع اقتصادی و سیاسی و هم‌گرا‌های استراتژیک و نظامی با کشورهای آسیای میانه و اقوام ترک پراکنده در مناطق شمال افغانستان و غرب چین عمل می‌کند.
 
در آخر بهترین دیپلماسی مدنظر شما که کشورهای ایران، ترکیه و روسیه می‌توانند در رابطه با تحولات قفقاز جنوبی از خود نشان دهند، چیست؟
پیگیری دیپلماسی فعالانه در قالب نشست‌های چند جانبه در سیاست بین‌الملل در کنار رقابت با دیگر کشورها می‌تواند شرایط چیدمان مهره‌های این صفحه شطرنج قفقاز جنوبی را به نوعی دستخوش تغییر کند. از سویی ایران مجاب است با درگیر کردن و وارد نمودن جدی روسیه به این بحران از اهرم مناسبی در راستای حل این بحران منطقه‌ای استفاده کند. چراکه تعلل در حل و فصل بحران‌های منطقه‌ای قفقاز جنوبی که متحدین جناح‌ها را درگیر کرده است، آن سناریوی پیشین پارادایم شیفت نزاع‌های طولانی مدت خاورمیانه‌ای را در منطقه قفقاز که مدنظر غرب نیز می‌باشد، اجرایی خواهد کرد.