برای مثال فرض کنید یک زن و شوهر هر دو عاشق کوهنوردی باشند، اما آیا این ویژگی باعث میشود هرگاه یکی از آنها هوس فتح یک قله بلند را کرد، دیگری هم اشتیاق و انگیزه لازم را برای این کار داشته باشد؟ چه بسا مثلا یکی از آنها بهشدت سرمایی باشد و ترجیح دهد، کوهنوردیهای خود را به ماههای گرمتر سال موکول کند و دیگری به عکس، کوهنوردی در روزهای سرد و خنک را بیشتر ترجیح دهد؛ بنابراین باور غلط اینکه ممکن است روزی دوست یا همسری پیدا کنید که همیشه همراه و همفکر شما باشد را از سرتان بیرون کنید؛ در عوض بدانید که شما در تمام زندگی بهصورت جدی نیازمند مهارت و مدیریت تعارضات هستید. مهارتی که خود نیازمند ویژگیها و زیرمهارتهای دیگری است. در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
همدلی
سادهترین تعریفی که از همدلی در ارتباط با مدیریت تعارضات میتوانیم ارائه دهیم، این است که همدلی یعنی درک کنید دیگران حق دارند بهعنوان یک انسان ارزشمند، دارای خواسته، دیدگاه و شرایط ذهنیروانی متفاوتی از شما باشند. بدین شکل وقتی چنین درکی در ذهن شما رخ داد، میتوانید با احترام به دیدگاه، خواست و شرایط آنها و البته احساسات یا عواطف ناگواری که بعضا به آن گرفتار شدهاند، آنها را در مدیریت شرایط و مشکلات ذهنیشان کمک کرده و به خروجشان از شرایط ناگوار کمک کنید.در واقع همدلی، اشاره به رویکردی حمایتگرایانه و توأم با احترام به شرایط دیگران دارد در درجه اول و نخست نیازمند درک تفاوتها و تمایزات است.کسی که اعتقاد دارد خودش از دیگران برتر است و آنچه از نظر او مطلوب به نظر میرسد، باید مطلوب و مورد نیاز دیگران هم باشد. کسی که فکر میکند همه از نظر خلقی و شخصیتی شبیه به هم هستند و عاملهای بیرونی در همه، تحولات و افکار و احساساتی شبیه به او ایجاد میکنند و کسی که همیشه خواست و منافع خود را بر منافع و خواست دیگران ترجیح میدهد، هرگز نمیتواند همدلی و به دنبال آن قابلیت مدیریت تعارض را در خود تقویت کند.راستش را بخواهید از عوامل اصلی بغرنج شدن تعارضات و تبدیلشدن آنها به جنگ و جدل و اختلافات شدید و توأم با نفرت و کینه، همین مسئله است؛ فقدان مهارت همدلی.بنابراین اگر میخواهید اختلافات و تعارضات تبدیل به بستری برای یادگیری و رشد شوند، نه بحران و فاجعه، اول از همه باید از برج عاج خویش بیرون آیید و درک کنید که دیگران به اندازه شما ارزشمند، قابل احترام و عاقل هستند و حق دارند خواستهها، سلایق، نیازها و شرایط خاص روانیذهنی خویش را دارا باشند؛ باید درک کنید که هر فردی بسته به یک محرک یا عامل میتواند به اشکال مختلفی واکنش نشان دهد.عاملی که ممکن است شما را خوشحال کند، بسته به اداراکات، خلقیات و تجربیاتی که دوستتان پشت سر گذاشته، ممکن است باعث بروز اضطراب و نگرانی در او شود.مثال بارز این مسئله نیز استفاده از یک وسیله هیجانانگیز مثل وسایل بازی معمول در شهربازیهاست. یک نفر ممکن است از سوار شدن به آن وسیله لذت ببرد و دیگری حتی تا سر حد مرگ بترسد و این طبیعی و حاصل تفاوت انسانهاست.
جایگزینی واقعبینی به جای خودبرحقبینی
خیلیها وقتی همسر یا دوستشان ناراحت است یا سلیقه متفاوتی دارد، در ابتدا به این تفاوت احترام میگذارند؛ اما چون خود را آگاهتر و داناتر تلقی میکنند، با رویکردی دوستانه و حتی توأم با احترام، تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا طرف مقابل را متقاعد کنند که در اشتباه است و باید نظرش را تغییر دهد.در واقع آنها همچنان از منظر خود به مسئله نگاه میکنند و تنها به تفاوت احترام میگذارند، در حالی که حل تعارض نیازمند این است که شما درک کنید شانس در اشتباهبودن خودتان به اندازه شانس در اشتباهبودن همسر یا دوستتان است؛ بنابراین وقتی با تعارضی مواجه شدید، به جای آنکه از مسیر عشقورزی، احترام و… اقدام کنید، بیوقفه برای تغییر نظر و ذهنیت طرف مقابل تلاش کنید، باید در ابتدا با واقعبینی و در تعامل با یکدیگر نسبت به بررسی واقعبینانه و منطقی شرایط اقدام کنید تا متوجه شوید کدام برداشت و کدام تحلیل بهتر و کارآمدتر است. این یعنی باید از خودبرتربینی و خودبزرگبینی فاصله بگیرد که متأسفانه برای بسیاری از افراد بهواسطه تربیتی که پشت سر گذاشتهاند و شخصیتی که انتخاب کردهاند، بسیار سخت است.
همفکری
پس از اینکه از خودبزرگبینی فاصله گرفتید، وقت آن است که در فضایی توأم با احترام، همدلی و سازگاری، بستری را برای همفکری و هماندیشی درباره معضل یا تعارض ایجاد کرده و از مسیر گفتوگوی صحیح، گوشدادن مؤثر و تکمیل کردن ایدهها و نظرات یکدیگر، در مسیر حل مسئله و گرهگشایی گام بردارید.عنایت داشته باشید که در اغلب موارد حتی در کسبوکارها و عرصههای خلاقانهای مثل نگارش یک فیلمنامه عظیم یا خلق محصولی در واحد تحقیق و توسعه یک شرکت بزرگ، راهحلهایی نهایی نه متعلق به یک نفر، بلکه متعلق به همه اعضای حاضر در آن گفتوگو و رایزنی است.این یعنی وقتی شما مهارت همفکری را یاد بگیرید، به خودتان و همسر یا دوستتان کمک میکنید که راهحل نهایی را مثل یک پازل بزرگ، تکهتکه از میان ایدهها، نظرات و گفتارهای یکدیگر پیدا کنید و در کنار هم قرار دهید. بنابراین شخصی که دارای مهارت همفکری است، نه انتظار دارد که راهحل نهایی را خودش به تنهایی خلق کند و نه منتظر است دیگری این کار را انجام دهد. او میداند که همفکری یعنی پیشرفت مستمر و تدریجی در قالب یک هماندیشی و گفتوگو.بدین معنا که ممکن است گام اولِ راهحل را شما مطرح کنید، بعد از این گام، ایدهای را در ذهن طرف مقابل ایجاد کند و بدین شکل او بتواند گام دوم را شکل دهد، سپس مثلا خود او پس از گفتوگویی با شما گام سوم را پیشنهاد دهد و شما گام چهارم تا درنهایت یک راهحل خوب برای حل تعارض خلق شود.
پذیرش
مهارت و گام نهایی در مدیریت تعارضات، گام مهم پذیرش است. خیلی وقتها متأسفانه وقتی زوجین از مسیر تعامل و گفتوگو، به راهحلی میرسند، بسیار محتمل است که یکی از آنها به واسطه غرور یا کمبود اعتمادبهنفس، وقتی احساس کند که راهحل نهایی به خواست و نظر طرف مقابل بیشتر نزدیک است، دچار حس حقارت و ناراحتی شدیدی شود و بدین واسطه علیرغم مشارکت جدی در طراحی راهحل، از پذیرش آن سر باز بزند . متأسفانه این معضل بسیار شایع است و عمدتا از خودکوچکبینی و فقدان مهارت خودباوری ناشی میشود.بنابراین وقتی شما و دوست یا همسرتان کلی زمان گذاشتید تا بتوانید تعارض یا اختلافی را از مسیر گرهگشایی و راهحلیابی رفع کنید، در گام نخست باید به خود و طرف مقابل کمک کنید که راهحل نهایی را بپذیرید و از مسیر پذیرش بتوانید در مسیر اجراییکردن آن و رفع تعارض گام بردارید.محمد صابری محقق، نویسنده، پژوهشگر، منتخب کشوری