عدالت اقلیمی با اعمال مالیات بر پرواز

با شدت‌گرفتن تغییرات اقلیمی در سال‌‌های اخیر، بسیاری در پی راه‌‌هایی برای اعمال مالیات بر انرژی مصرفی هستند تا از این طریق بتوان انتشار گازهای کربنی را کاهش داد و با گرمایش زمین مقابله کرد.

درهرحال، باوجوداینکه افراد فقیر معمولا آلایندگی کمتری تولید می‌‌کنند، مالیات اعمال‌‌شده بر دی‌‌اکسید کربن تولیدی، افراد کم‌‌درآمد را بیش از ثروتمندان متأثر می‌‌کند؛ به‌‌علاوه، افراد فقیر استطاعت مالی آن را ندارند که از گزینه‌‌های بدون مالیات، مثلا خودروهای الکتریکی، استفاده کنند یا اقدامات صرفه‌‌جویانه‌‌ای چون عایق‌‌بندی منازل انجام دهند. اقتصاددانان باور دارند مالیات اعمال‌‌شده بر انرژی مصرفی در خانه‌‌ها، مثلا برق، گاز یا نفت موردنیاز برای گرمایش، پخت‌‌وپز یا تماشای تلویزیون، اصطلاحا «پس‌‌رونده» (regressive) است؛ چون یک نیاز و ضرورت همگانی را هدف قرار می‌‌دهد و معمولا افراد فقیر بخش بزرگی از درآمد خود را برای پرداخت هزینه این انرژی‌‌ها و مالیات اعمال‌‌شده بر آن صرف می‌‌کنند.در سال‌‌های اخیر، میزان آلاینده‌‌های منتشرشده از سفرهای هوایی، افزایش گسترده و سریعی را تجربه کرده است؛ به‌‌طوری‌‌که رقم آن بین سال‌‌های 1960 و 2018 در سطح جهان تقریبا هفت برابر شده است. نکته قابل‌‌توجه اینجاست که سوخت مصرفی برای تأمین انرژی خانه‌‌ها و اتومبیل‌ها مشمول مالیات می‌‌شود؛ اما بر مبنای معاهده‌‌ای بین‌‌المللی که در سال 1944 امضا شد، خطوط هوایی از پرداخت مالیات سوخت معاف هستند؛ بااین‌‌حال، بر اساس پژوهشی که به‌‌تازگی دراین‌‌باره انجام شده است، شاید اعمال مالیات بر کربن منتشرشده از سفرهای هوایی (پژوهشگران آن را در زمره آلاینده‌‌های لوکس به‌حساب می‌‌آورند) بتواند گامی عادلانه در راستای مقابله با تغییرات اقلیمی باشد. این اولین‌بار است که پژوهشی ازاین‌‌دست می‌‌کوشد تأثیر مالیات کربن را بر گروه‌‌های درآمدی مختلف به‌‌طور جداگانه بررسی کند و نتایج آن نشان می‌‌دهد که مالیات اعمال‌‌شده بر پروازها تقریبا همیشه افراد ثروتمند را بیشتر متأثر می‌‌کند.
 
بار مالیات کربن بر دوش ثروتمندان
پژوهش گفته‌‌شده به بررسی تأثیر مالیات سفرهای هوایی بر گروه‌‌های درآمدی مختلف در بریتانیا پرداخته و به این نتیجه رسیده است که می‌‌توان این مالیات را پیش‌‌رونده (progressive) قلمداد کرد؛ چراکه بار آن بیشتر بر دوش ثروتمندان خواهد بود. روشن است که افراد با درآمد بالا بیشتر از فقرا از امکان مسافرت هوایی برخوردار هستند.مالیاتی که مسافران ملزم به پرداخت آن می‌‌شوند، بر میزان آلاینده‌‌ای که هر مسافر در هر پرواز تولید می‌‌کند، اعمال خواهد شد و می‌‌توان هنگام محاسبه آن، مواردی چون مسافت طی‌‌شده و نوع کلاس پروازی را نیز در نظر گرفت. مسافران بیزینس کلاس و فرست کلاس در مقایسه با کلاس اکونومی (اقتصادی) فضای بیشتری اشغال می‌‌کنند؛ پس در قبال میزان بیشتری از آلاینده‌‌های تولیدشده مسئولیت دارند؛ به‌‌علاوه، می‌‌توان در محاسبه مالیات مسافران، تعداد پروازهایی را که در هرسال انجام می‌‌دهند نیز لحاظ کرد؛ به‌‌این‌‌ترتیب که اولین پرواز برگشت را مستثنا و بر پروازهای بعدی مالیات فزاینده‌‌ای اعمال کنیم. عادلانه‌‌ترین حالت زمانی است که در تعیین مالیات افراد، تمام موارد بالا را منظور کنیم.پژوهش گفته‌‌شده به این پرسش نیز می‌‌پردازد که غیر از ثروتمندان، چه کسانی ممکن است از چنین مالیات‌‌هایی تأثیر بپذیرند. نتایج نشان می‌‌دهد که در بریتانیا، فارغ‌‌التحصیلان دانشگاه‌‌ها، افراد شاغل، جوانان و میان‌‌سالان و همچنین مهاجران معمولا بیش از سایرین سفر هوایی انجام می‌‌دهند؛ فارغ از اینکه چه میزان درآمدی داشته باشند. به‌‌طور خاص، مهاجرانی که والدین و دوستانشان خارج از بریتانیا زندگی می‌‌کنند، معمولا به‌‌کرات پرواز می‌‌کنند؛ حتی اگر درآمد پایینی داشته باشند؛ بنابراین روشن است که اگر بخواهیم مالیات کربن سفرهای هوایی را به‌‌طور عادلانه‌‌ای طراحی کنیم، چنین افرادی باید حمایت بیشتری دریافت کنند؛اما به‌‌طورکلی می‌‌توان گفت که اعمال مالیات بر سفرهای هوایی در مقایسه با مواردی ضروری چون انرژی مصرفی در منازل، بسیار عادلانه‌‌تر است و می‌‌تواند آلاینده‌‌های به‌‌اصطلاح لوکس را کاهش دهد؛ به‌‌علاوه، می‌‌توان از منابع مالی حاصل از این مالیات‌‌ها برای پشتیبانی بیشتر از اقدامات کربن‌‌زدایی فراگیرتری چون توسعه مسیرهای پیاده‌‌روی و سامانه‌‌های اتوبوس‌‌رانی بهره برد.حال پرسش اینجاست که چرا برخی سیاست‌مداران با اعمال مالیات کربن بر سفرهای هوایی مخالف هستند؟ برخی از آن‌‌ها ادعا می‌‌کنند اعمال مالیات بر پروازها می‌‌تواند به فقرا آسیب بزند؛ اما احتمالا چنین افرادی متوجه این واقعیت نیستند که گروه‌‌های کم‌‌درآمد جامعه اغلب به‌‌ندرت پرواز می‌‌کنند. درهرحال، بیشتر این سیاست‌مداران به طبقه متوسط یا مرفه جامعه تعلق دارند؛ البته ممکن است برخی از آن‌‌ها برای مخالفت با این مالیات‌‌ها، انگیزه‌‌های پنهانی و نامشخصی هم داشته باشند. پژوهش‌‌ها نشان می‌‌دهد که وارونه‌‌نمایی عواقب سیاست‌‌های زیست‌‌محیطی در بعد عدالت اجتماعی می‌‌تواند یکی از معمول‌‌ترین ابزارهای مانع‌‌تراشی درراه اقدام جدی برای مقابله با تغییرات اقلیمی باشد.منبع: theconversation.com