برایناساس، این بخش از تاریخ معاصر کشور ما واجد نظرگاههای متنوع است. به عدد گروههایی که در جنگ شرکت داشتند، یا با نسبتهای گوناگون با آن مواجهه داشتند یا زندگیشان از آن تأثیر پذیرفته است، منظر برای روایت و خاطره از آن واقعه موجود است.کتاب «یحیی» نوشته محمدعلی میرزاآقایی، به روایت زندگی سید یحیی رحیمصفوی، از فرماندهان سپاه پاسداران، پرداخته است. این کتاب بنا به گفته نویسنده در مقدمه آن، سعی در ارائه تصویری انسانی از یکی از فرماندهان نامدار و مهم جنگ تحمیلی دارد؛ یعنی قرار است علاوه بر بعد نظامی، ابعاد دیگر شخصیت سوژه از سایه خارج شود و در کنار وجهه نظامی او در معرض دید و داوری مخاطب قرار گیرد.فصل اول: طبق معمول چنین کتابهایی، با روایت اولشخص و از کودکی راوی آغاز میشود. از همین فصل اول و تا پایان کار به شکلی کاملا منسجم و یکپارچه با دو عنصر مهم و متصلبههم روبهرو هستیم که گاهی کاملا در هم فرومیروند. اولین عنصر: روایت از زبان راوی حاوی تشبیهها و توصیفهای مکرر و عمیق است؛ بهویژه در وصف حالات و درونیات خودش در مقام واکنشهای عاطفی به این توصیفات بسیار ارجاع میدهد. مشخصه دیگر، حضور دائمی گوشوارههای مادر راوی در واقعیت و خیال اوست که گاهی در عنصر پیشین فرورفته و از این رهگذر متنی ادبی را برای خواننده فراهم ساخته است. خاطرهنویسی، با تاریخ و درعینحال ادبیات ارتباط تنگاتنگی دارد. این نوسان میان تاریخ و ادبیات همواره از مشکلات تعیینحدود خاطرهنویسی بهعنوان یک گونه یا ژانر بوده است؛ ازاینرو برخی باتوجهبه آمیختگی تاریخ و ادبیات در خاطرهنوشتها عنوان ادبیات تاریخی را بر آن اطلاق کردهاند (کمری، ۱۳۸۱: ۱۸ و ۱۹). خاطره در حکم روایت از جنبههای پیچیده و چندلایهای برخوردار است و در مواجهه با جریان گسترده خاطرهنویسی جنگ، باتوجهبه زمینه تاریخی آنها، پیچیدگی این روایتها تشدید میشود؛ به همین دلیل عناصر فوق به همراه حضور خواب و رؤیا که مؤید فعالبودن بخش شهودی شخصیت راوی است، در کنار هم منجر به عمقبخشی به اثر شده است؛ یعنی از لایههای سطحی وقایع و واکنشها به سطحی عمیق از زندگی راوی وارد میشویم؛ به همین دلیل با یک زندگینامه معمولی با حرفهای عادی و تکراری و کلیشهای روبهرو نیستیم. از جانب دیگر، تمهید نویسنده در شکستن خط زمان در سراسر این کتاب یکی از نکتههای مثبت آن است. این شکستن خط زمان، یعنی پرش به یک برهه از زندگی یحیی که واجد گره، مشکل یا نقطه عدم تعادل است. چون ما در بدو امر، از علت این گره و مشکل خبر نداریم، عنصر تعلیق در کار شکل میگیرد. یحیی از آن نقطه عدمتعادل در زندگی برای ما میگوید. این گفتن همراه با ورود به لایه زیرین احساسات، نگرانیها و ترسهای اوست؛ ازاینرو اطلاق عنوان روایت بر این کتاب کاملا درست است.معمولا در میان مردان شرقی و ایرانی، گفتن از احساسات با نوعی شرم همراه است. کتمان این بعد از زندگی موجب شکلگیری مجموعهای از خاطرات شفاهی از رزمندگان شده که فقط به سیر حوادث تکیه داشته است؛ یعنی سوژه برای ما از وقایع و نقش خودش در مواجهه با حوادث میگوید؛ اما من بهعنوان مخاطب بسیار علاقهمند و کنجکاوم که بدانم فلان فرمانده یا رزمنده در حین جنگ در میانه معرکه و درگیریها، چقدر خانواده و عشق و همسر در ذهنش جولان میدهد. اصلا او در آن وسط به همسرش هم فکر میکند؟ «یحیی» تقریبا اولین کتابی است که در آن سوژه از بیان احساسات شرمگین نیست؛ نهتنها شرمگین نیست، بلکه بسیار سخاوتمندانه و دقیق از عمیقترین احساساتش به همسر و خانواده پرده برمیدارد. من این اثر را با توجه به این ویژگی یکی از کتابهای پیشرو میدانم؛ برای نمونه، یحیی پس از ازدواج راهی مأموریتی در کردستان میشود و پس از مدتی، بیآنکه از حضور همسرش در آن منطقه آگاه باشد، با او رودررو میشود. آقای صفوی صادقانه برای ما میگوید بعد از دیدن مهرشاد تمرکزش را در بازدید از آن مکان از دست داد؛ چون بعد عاطفی وجود بر ابعاد دیگر چیره شده است. البته در معرکه جنگ هم هرچند ذهن و عاطفه راوی درگیر؛ مثلا بیماری فرزند است، تمرکز اصلی بر میدان جنگ است؛ همینقدر دقیق و همینقدر انسانی. یکی از کارآمدیهای تاریخ شفاهی درباره اوضاع و وقایعی است که ناظران و مؤثران در آن هنوز در قید حیات هستند. بهعبارتدیگر، شاهدان این وقایع میتوانند خاطرات خود را درباره آن مرور کرده و آن را بازسازی کنند. این دست از وقایع تاریخی برخلاف سایر وقایع، هنوز کاملا کفنودفن نشدهاند و شاهدان آن نهتنها میتوانند درباره آن ذکر خبر کنند، در گسترش و بازسازی کموبیش همهجانبه آن، مورخ را یاری میدهند. در حیات خودمان، پیوسته شاهد اضمحلال جریانها و روندهایی هستیم که نسل آینده از آن بیخبر خواهند ماند؛ بنابراین، محور اساسی این فقره از تاریخنگاری روی چنین وضعیتهایی متمرکز هستند که هیچگاه در اسناد، اقبال تبدیل به کلمه را پیدا نمیکنند (نورایی، 1386: 49). در پاسخ به این پرسش که آیا تاریخ شفاهی بهتنهایی میتواند جایگزین سایر منابع مطالعاتی باشد؟ میتوان گفت تاریخ شفاهی مکمل منابع دیگر و حتی گاهی جایگزین آنهاست؛ یعنی صحبتهایی منحصربهفرد است. البته شاید بهتر است بگوییم که مصاحبههای تاریخ شفاهی مکمل سایر منابع است؛ نه تاریخ شفاهی.تاریخ شفاهی میتواند به یک پژوهش تبدیل شود که مصاحبهها تنها بخشی، البته بخش مهمی، از پژوهش را به خود اختصاص دادهاند؛ یعنی پژوهش تاریخ شفاهی همانند یک پژوهش تاریخی باید باشد و از روش و منابع تاریخی باید بهره ببرد که البته در حوزه تاریخ شفاهی دادههایی که از طریق مصاحبه به دست میآیند، نقش مهمتر و تعیینکنندهتری در پژوهش دارند (تفرشی، 1397: 104).از همین رهگذر، مخاطب کتاب «یحیی» همه اقشار جامعه و همه ایرانیها هستند. حضور اصل زندگی در این روایت موجب شده است طیف وسیعی از مردم بتوانند با یحیی ارتباط خوبی برقرار کنند. علاوه بر این، اطلاعات دقیق رحیمصفوی از وقایع جنگ، خاصه ابتدای آن که بهنوعی بزنگاه تاریخ معاصر است، برای این اثر استعداد و فرصت بینظیری فراهم ساخته است تا از آن در جهت افزایش ضریب آگاهی جامعه در باب تاریخ جنگ استفاده شود.
روایتی از عشق و جنگ
قاعده این است که وقتی بناست انسان در میدان جنگ روایت شود، خاصه اگر از فرماندهان باشد، بعد نظامی او بر همه ابعاد دیگر غلبه میکند.جنگ هشتساله در دهه شصت شمسی، جنگی پردامنه از لحاظ وسعت مکانی و دایره زمانی بود.
نوشته شده توسط: اصفهان زیبا در در فرهنگ | دیدگاه بسته شده