کوکتل با یه سس، نه کوکتل مولوتوف!

با سلام. من امروز به یکی از کلانتری‌های اطراف اومدم تا با یکی از عناصر مهم اعتراضات اخیر مصاحبه کنم. روی میز جلوی من، یه شیشه کوکتل مولوتوف قرار داره که از کیف یکی از اغتشاشگران سالم بیرون اومده و قبل از پرتابش، عامل پرتاب دستگیر شده.
 
– سلام. شما بیشترین نقش رو در اختشاشات داشتین. توضیحی در این مورد ندارین؟ 
– علیک سلام. من توی مغازه اکبر سگ‌پز که بودم، کوکتل و یه سس اضافه یار همیشگی من بودن. البته زوج پدری من تی‌تاپ بود که بچه‌ها یه نفس با نوشابه می‌خوردن؛ اما خب زوج طلایی من شد کوکتل با یه سس!- چی شد پاتون به این اختشاشات باز شد؟
– والا چند سال پیش، یه از خدا بی‌خبری بعد از اینکه نوشابه‌ش رو کوفت کرد، من رو برداشت و برد توی یه خونه. چند سال هم توی یه انباری فقط خاک می‌خوردم.  چند روز پیش، همون خدانشناس اومد توی انباری و ما رو با خودش برد. ما؟ بله. آخه توی این چند سال، چند تا شیشه شبیه من اضافه شدن. البته اون‌ها به این شرایط عادت داشتن؛ چون از اول می‌دونستن قرار نیست با شیشه پر تعویض بشن. خلاصه ما رو برداشت و رفت توی حیاط. ما خوشحال از اینکه قراره بعد چند سال دوباره پر بشیم؛ اما خدا برای کسی نخواد. ما رو با یه چیزی پر کرد که صبح تا حالا از بوش سرم داره می‌ترکه!
– خب اون چند تا شیشه خالی چی شدن؟
– این یارو یه تیکه کهنه کرد تو کله این‌ها و آتیششون زد و پرتشون کرد! اما همین که این دو تا رو پرت کرد، مأمورا گرفتنش. حالا هم مثل موش نشسته گوشه بازداشتگاه. این‌ها هم زورشون در حد آروغ روی نوشابه است که بچه‌ها سر صدای بلندش مسابقه می‌ذاشتن!