آنطور که گفته میشود، «نسل z یا نسل نت به افرادی تلقی میشود که از همان ابتدای کودکی وقتی چشمان خود را به روی دنیا گشودند، توانستند پیشرفت اینترنت و سایر ابزارهای هوشمند دنیا را ببینند و اصلا به همین خاطر به آنها نسل نت (اینترنت) یا بومیهای دیجیتال گفته میشود. برخی از افراد و متخصصان به افراد نسل Z یکسری خصوصیات نسبت میدهند؛ ولی شاخصترین ویژگی آنها، استفاده زیاد از ابزارهای دیجیتال و هوشمند است. این نسل از همان کودکی توانسته است از مزیت اینترنت بهرهمند شود و از آن نهایت استفاده را ببرد؛ این در حالی است که این مزیت برای سایر نسلها وجود نداشت؛ به همین دلیل همنسل Z علاقه شدیدی به ارتباطات مجازی و رسانههای دیجیتال دارد و دوست دارد که همه کارهای خود را بهصورت آنلاین انجام دهد. ازاینرو است که کسبوکارهای اینترنتی تلاش میکنند محصولات و خدماتی عرضه کنند که باب طبع این دسته از افراد باشد. در نسلهای گذشته خیلی از افراد تجربه خرید فیزیکی را دوست داشتند؛ ولی این افراد چندان اهل چنین خریدهایی نیستند و خیلی راحت از طریق گوشی یا لپتاپ هر خریدی داشته باشند، انجام میدهند؛ به همین خاطر است که به این افراد بومیها یا شهروندان دیجیتال گفته میشود.» همچنین و بنا به گزارش رسانهها، نظرسنجیهای صورتگرفته، چهار رفتار اصلی را در نسل Z مشخص کرد که همه آنها به یک عامل بستگی دارند: «این نسل بهدنبال واقعیت است. نسل Zها به بیان نظرات و احساسات فردی ارزش میدهند و از برچسبها دوری میکنند. آنها خودشان را برای انواع اهداف و انگیزهها بسیج میکنند و عمیقا به اثربخشی گفتوگو برای حل تعارضها و بهبود دنیا اعتقاد دارند. درنهایت به شیوهای کاملا تحلیلی و واقعگرایانه تصمیمگیری میکنند. به همین دلیل است که ازنظر ما، نسل Z «نسل حقیقتجو» تلقی میشود. در مقابل، نسل قبلتر – یعنی نسل هزاره – در عصر شکوفایی اقتصادی دنیا شکلگرفته و بر خودش متمرکز است. اعضای این نسل، ایدئالگراتر و ستیزهجوتر هستند و تمایل کمتری به پذیرش نظرات مختلف دارند.» در این میان، اما شاید در نگاه نخست تفاوت این نسل در نحوه ارتباطگیری و ادبیات موجب فاصله افتادن بین آنها و نسلهای شصت، پنجاه و قبلتر شده است و کمتر کسی گوشی برای شنیدهشدن حرفهای آنها فراهم میکند. بهواقع امروز نسلهای قبلتر از دهــه هشتـــادیها، ایــن نســل را بیهدف، آزاد، بیپروا و … میدانند و براین باورند که آنها با زندگی در حال اصلا آیندهنگر نیستند. اگرچه عدهای از دهه هشتادیها برخی از این صفات را آن هم به نوعی دیگر میپذیرند؛ اما از اهداف خود برای زندگی و آینده میگویند و معتقدند که باید نه بر آنچه از گذشته بناشده زندگی کنند، بلکه میخواهند زندگیشان را با سبک و نگاه خودشان بسازند. در همین راستا «اصفهانزیبا» پای حرفهای چندتن از دهه هشتادیها نشسته است تا به انعکاس دیدگاهها و اهداف آنها بپردازد.
ما دهه هشتادیها بهدنبال ایجاد تحولایم
«فائزه»، دانشجوی رشته علومارتباطات است؛ یکی از دهه هشتادیهایی که به «اصفهانزیبا» میگوید: «ما دهه هشتادیها مطالبه گر هستیم و دوست داریم برای خودمان تصمیم بگیریم و میخواهیم سرنوشتمان را بهدست خودمان رقم بزنیم؛ نه اینکه صرفا در آنچه گذشتگان و پدر و مادرمان برای ما رقم زدهاند، زندگی کنیم. ما دهه هشتادیها بهدنبال ایجاد تحولایم و سعی داریم مطالباتمان را به گوش دیگران برسانیم و اگر همگی در کنار یکدیگر باشیم، شاید بتوانیم برای آینده اتفاقات بهتری را رقم بزنیم.»او ادامه میدهد: «همه دهههشتادیها هدفیهای مشخصی برای زندگی خود دارند و آرزوهایشان را دنبال و برایش تلاش میکنند و حتی از دوران بچگی، مدرسه و … بهدنبال رقمزدن اتفاقات خوب در زندگی شخصی و همچنین جــامعـــه هستــنـــد و اهــداف بــلنــد و کوتاهمدت دارند.»
هدفمان فقط درسخواندن نیست
بارها از اینوآن شنیده شده است که دهــههشتــادیهــا نسلــی هستنــد که نسبت به هنجارها و ارزشهای جامعه پایبند نیستند و به آن بیتفاوت هستند. «فائزه» میگوید: «شاید در ظاهر اینگونه باشد؛ البته وقتی میبینیم فردی با 30سال سن تنها با داشتن یک مدرک، کار و پول و آینده مشخصی ندارد، خوب طبیعتا ما هم بهدنبال درس نمیرویم و بهدنبال تأمین هزینههای خود از دیگر راهها هستیم؛ بنابراین امروزه شاید درس در اولویت اصلی دهه هشتادیهایی همچون من نباشد و آنها ترجیح دهند در کنار سایر برنامههایشان، درس هم بخوانند ونه اینکه بهطور کلی درس خواندن را هدف اصلی خود قرار دهند و به هیچچیز دیگری بهغیراز آن فکر نکنند؛ در واقع شاید پربیراه نباشد اگر بگویم دهه هشتادیها مثل دهههای قبل همه آرمانها و اهداف خود را در درس خواندن دنبال نمیکنند.»او اما تنها تفریح دهه هشتادیها را بیرونرفتن میداند و معتقد است: «نسل ما به هر روشی سعی در خوبکردن حال خودش دارد؛ اما اینکه صرفا وقتمان را روی کتاب خواندن بگذاریم، شاید کمتر در نسلمان دیده میشود. از سوی دیگر، دهه هشتادیها علاقه ویژهای به وقتگذرانی در فضای مجازی دارند؛ مثلا من حدود 15 تا 16 ساعت از طول شبانهروز خود را در فضای مجازی می گذرانم و با چتکردن، فیلمدیدن و بازیهای آنلاین خودم را سرگرم میکنم؛ البته گاهی کتاب هم بهصورت پیدیاف در گوشی میخوانم.»
شیفته فضای مجازی هستم
«مهدیه»، دانشجوی روانشناسی، یکی دیگر از دهه هشتادیهاست که دید منفی به آینده پیش روی خود دارد؛ اما در رابطه با اینکه میگویند دهههشتادیها آیندهنگر نیستند و هدفی برای زندگی ندارند، او میگوید: «اگرچه هدفهای زیادی برای زندگی داریم؛ اما بهنظر میرسد راه رسیدن به این اهداف ناهموار و پر از پیچوخم است؛ البته مهمترین هدف زندگی خود من کار و درس است؛ اما معتقدم بیشتــرین هدف دهــه هشتـــادیهــا کارکردن است تا درسخواندن و بهنوعی درسخــوانــدن، تنها راه رسیــدن بــه دستیابی به یک شغل با پایگاه اجتماعی و اقتصادی مطلوب است»او ادامه میدهد: «دهه هشتادی ها نسلی هستند که کنار درس خواندن، کار هم میکنند؛ یعنی اگر قرار است از مسیر درس به کار و درآمد و زندگی خوبی برسند، برای آنوقت میگذارند، اما اگر به این مسئله امیدوار نباشند، اهمیتی به درس خواندن هم نمیدهند.» او تفــریحات خــود بـــهعنـــوان یـــک دهههشتادی را ورزشکردن و رفتن به ورزشگاه میداند و میگوید: «هرازگاهی به همراه دوستانم بیرون میروم و کافهگردی میکنم و بقیه زمان خود را در منزل صرف فیلمدیدن وگشتوگذار در فضای مجازی میکنم.»«مهدیه» توضیح میدهد که وقت گــذرانـــدن در فضــای مجازی یـکــی از مهــمترین عــلایقـــش اســت: «دائــم اینستاگرام و سایتهای موردعلاقهام را چک میکنم و ویدئوهای ورزشی موردعلاقهام را نگاه میکنم. درمجموع از فضای مجازی برای گذراندن زمانم استفاده میکنم؛ البته در کنار فضای مجازی، یوگــا و بــدنســـازی هم کــار میکنم و برای آینده تصمیم دارم مربی ورزش شوم؛ البته اما زیاد به این هدفم امیدوارانه نگاه نمیکنم و به همین دلیل گاهی به مهاجرت فکر میکنم که در حال حاضر شرایط لازم برای مهاجرت را هم ندارم.»
درس، اولویت زندگیمان نیست
«نازنین»، دانشجوی رشته آموزش علوم اجتمــاعی، یکــی دیگــر از دهــه هشتادیهایی که معتقد است: «قطعا هر فردی باهدف زندگی میکند و هیچ هدفی بالاتر از آرامش نیست و با توجه به اینکه دانشجو معلم هستم، بهدنبال مهیاکردن زمینههای آرامش برای دانشآموزان آیندهام هستم و سعی دارم بهگونهای روانشناسانه با آنها رفتار کنم تا از طرف من و جامعه آسیب نبینند.» به گفته او، اینکه میگویند دهه هشتادیها بیپروا عمل میکنند، درست است؛ اما این بهمنزله اشتباه عملکردن آنها نیست.
چرا درس بخوانیم؟
او هم مثل خیلی از دهه هشتادیهای دیگر معتقد است که درسخواندن هدف اصلی دهه هشتادیها نیست: «شاید ارتباطی بین درس و کار و زندگیمان نمیبینیم. معتقدم بخش زیادی از کتابهای درسی مدرسه برای زندگی و آینده و کار ما بیفایده است. زمانی که ارتباطی بین کار و درس نمیبینیم بهطورقطع درس را در اولویت قرار نمیدهیم؛ بنابراین باید هدفی وجود داشته باشد که دهه هشتادیها ترغیب به درس خواندن شوند.»«نازنین» از علایقش به شعر و ادبیات میگوید و تنها تفریحش را کافهگردی و بیرونرفتن با دوستانش میداند: «از سوی دیگر روزانه حدود چهار تا پنج ساعت از زمانم را در فضای مجازی میگذرانم و به بازیهای آنلاین علاقه دارم؛ همچنین با وجودی که زمان زیادی را در فضای مجازی میگذرانم؛ اما سعی میکنم در ماه یکیدو کتاب بخوانم.»
هشتادیها؛ نسلی پر از مهارت و ظرفیت
«علیرضا»، دانشجوی علوم تربیتی هم یکی دیگر از دهه هشتادیهاست که معتقد است دختران و پسران این دهه پر از پتانسیل و مهارت هستند؛ پس اینکه بگوییم دهه هشتادیها دیدی به آینده ندارند، اشتباه است. برعکس ما دهه هشتادیها پر از مهارت هستیم و میتوانیم آینده را بسازیم و حتی میتوانیم در پستهای مدیریتی خیلی خوب ظاهر شویم.»او درباره نگاه مسئولان و خانوادهها به نسل جوان و دهه هشتادیها، میگوید: «متأسفانه مهارتهای دهه هشتادیها نادیده گرفته میشود و بزرگترین معضل ما در جامعه نبود متولی برای قشر جوان است. معتقدم که دهه هشتادیها متولی ندارند و اگر مسئلهای پیش بیاید، نمیدانند مشکل خود را از چه طریق حلوفصل کنند؛ به همین دلیل این مسئله میتواند در جامعه بروز پیدا کند و تبدیل به یک معضل بزرگ شود.»«علیرضا» بر این عقیده است که دهه هشتادیها باید از اکنون تلاش و در مهارتهای خود سرمایهگذاری کنند و خانواده، مدرسه و جامعه نیز باید این سرمایهگذاری را بپذیرند؛ بهطورقطع شاهد یکسری اتفاقات مثبت خواهیم بود؛ یعنی از اکنون دهه هشتادیها باید بدانند که در آینده قرار است چهکاره شوند و چه خدمتی به مملکت خود بکنند؛ بنابراین اگر بتوانیم این سهم را در جامعه تثبیت کنیم، شاهد اتفاقات بزرگی هستیم.»
لزوم سرمایهگذاری بر نسل جدید
او در نقطهنظری متفاوت از برخی دیگر از دهه هشتادیها، دید خود بهعنوان یک دهههشتادی را به آینده روشن میداند و براین باور است که اگر بر نسل آنها سرمایهگذاری شود، بهطورقطع آینده برایشان روشن است و حتی میگوید که در اطراف خود دهه هشتادیهایی را میبیند که از اکنون به فکر آینده خود هستند.گفته میشود دهه هشتادیها نسل بیهدفی هستند؛ «علیرضا» با تأیید این موضوع میگوید: «دلیل این بیهدفی نبود بستر برای تحقق اهدافمان است. بهطورقطع بستر کشف اهداف دهه هشتادی ها برای آینده برعهده جامعه و مسئولان است. امروز هیچ طرحی برای کشف هدف دهه هشتادیها وجود ندارد. اگرچه مدرسه تا حدودی با برگزاری مسابقات و المپیادها و … به این موضوع کمک میکند -که گاه میتواند بسترساز تشخیص هویت درست شود- اما اگر نسل امروز هویت خود را به اشتباه تشخیص دهد، به جامعه لطمه وارد خواهد شد.» چرا درس خواندن اولویت دهه هشتادیها نیست؟ او میگوید: «به این دلیل که مدام به این نسل القا میشـود که درسخواندن فایدهای ندارد. از سوی دیگر، دهه هشتادیها شاهد این هستند که نسلهای پیشینی که تمام هــموغــم خــود را بــر درسخــواندن گذاشتند، بهجایی نرسیدند و حتی برخیهایشان اکنون از حداقلهای زندگی هم برخوردار نیستند؛ بنابراین نباید انتظار داشت که برای دهه هشتادیها درسخواندن و مدرسه در اولویت باشد؛ درحالیکه اگر این نسل به سمت علایقشان هدایت شوند در این شرایط درس خواندن هم جزو اولویتهای آنها میشود. امروز فضای مجازی با نوجوانان و دهه هشتادی ها کاملا آمیختهشده و نمیتوان هیچیک را از دیگری جدا کرد؛ بهطوریکه خود من، روزانه حدود شش ساعت از زمانم را در فضای مجازی میگذارم والبتــه بهدنبــال مهــارتآمــوزی هــم هستـــم.»
فضای مجازی بستری برای پاسخ به تمام نیازها
«پریا»، دانشجوی ترم اول روانشناسی و یکی دیگر از دهه هشتادیهاست که تمام آمال و آرزوهای خود را در مهاجرت میداند و به «اصفهانزیبا» میگوید: «از ابتدای دوران مدرسه به رفتن و تحصیل در کشور دیگری فکر میکردم و اکنون هم هدفم از ورود به دانشگاه رسیدن به این خواستهام است؛ البته باید برای آن تلاش کنم؛ چراکه در ایران آینده روشنی برای خودم متصور نمیشوم.»او البته میگوید: «بیشتر از درس به هنر و عکاسی علاقه دارم و اولویتم در زندگی کارکردن برای مستقلشدن است. زیاد علاقهای به خواندن کتاب ندارم و تفریحم فیلمدیدن و بیرونرفتن و کافهگردی با دوستانم است.»او از علاقهاش به فضای مجازی و جذابیتهای آن میگوید که این فضا به تمام خواستههایش پاسخ میدهد: «ویدئوهای آموزشی، فیلم، کلیپ، اخبار و همچنین چتکردن با دوستانم در فضای مجازی خیلی لذتبخش است؛ انگار دنیای مجازی خانه دومم است و برای همین هم روزانه گاهی تا 10 ساعت در این فضا پرسه میزنم.»