قدرت خیال شهروند اصفهانی یک خیال توسعهیافته است
ایزدخواستی با اشاره به گذشته تاریخی اصفهان گفت: در اصفهان بهویژه در دورههایی که پایتخت بوده است، حضور نقشمایههای هندسی و اسلیمیها در محیــط شهــری فــوقالعــاده پررنگ بوده و شهروندان میان انباشتی از نقشمایههای ایرانی قرار داشتند. این نقشمایهها که روی گنبدها، کاشیها یا آجرکاریها مشاهده میشوند، در محیط این شهر شکل گرفته و بسترشان شهر اصفهان بوده است.او درباره ظرفیت تاریخی اصفهان در پرورش ذهنهای خــلاق گفــت: قــدرت خیـــال شهروند اصفهانی یک خیال توسعهیافته است؛ زیرا ذهن اصفهانی مدام در کوچهها و میدانهای شهر با نقشمایههای هنری روبهرو شده و تمام امکانات شهر در خدمت توسعه قوه خیال شهروند اصفهانی بوده است. این باعث شده یک بستر روحی و روانی خاصی شکل بگیرد که ثمرهاش رشد گسترده در صنایعدستی است.مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان افزود: عوامل دیگری هم مثل محیط طبیعی اصفهان و جریان زایندهرود در مرکز شهر که بر نوع هندسه و شکلگیری معماری شهرسازی اصفهان اثر گذاشته و نیز رونق محافل ادبی و هنری که محلی برای رشد فلسفه، ادبیات و هنر بوده است، همه اینها در کنار هم باعث میشده است که شهر اصفهان به شهری با ظرفیت پرورش خیال تبدیل شود.
بافت تاریخی مرکز شهر را مبنا قرار دادیم
ایزدخواستی در خصوص هدف برگزاری مسابقه «نقشی برای شهر» گفت: مسابقه نقشی برای شهر بر این اساس طراحی شد که نقشمایههای اماکن بافت تاریخی شهر اصفهان برای استفاده در طراحی فضای شهر استخراج شود و در طراحی فضای شهر و مبلمان شهری تا شعاع چندکیلومتری هر بنا از نقوش استخراجشده از آنها استفاده شود.او با اشاره به تعداد بسیار زیاد گنجینههای اصفهان و تمرکز مسابقه بر تعداد محدودی از آنها گفت: ما محدودیتهای زیادی در انتخاب داشتیم و باید بین عالی و عالیتر انتخاب میکردیم؛ بنابراین در درجه اول، بافت تاریخی را مبنا قرار دادیم و بناهایی را که از بافت تاریخی مرکز شهر فاصله زیادی داشتند، حذف کردیم. در مرحله بعد بافت تاریخی را پهنهبندی کردیم و در هر پهنه، از میان بناها، موردی را برگزیدیم که نقشمایههای قابل استخراج بیشتری دارد. در مرحله بعد تصاویر آثار برگزیده در سایت جشنواره قرار داده شد تا منبعی برای شرکتکنندگان مسابقه باشد.رئیس مسابقه ملی «نقشی برای شهر» درباره روند بهکارگیری نقوش سنتی در طراحی محیط و مبلمان شهر گفت: در مرحله نخست، هنرمند گرافیست یا طراح باید نقشمایهها را از آثار تاریخی استخراج کند. کسی که یک هنرمند گرافیست حرفهای است، بهراحتی میتواند بر اساس ذوق و سلیقه خودش، از انبوه این نقوش به نقشهای پالایششدهای برسد. در مرحله دوم هنرمندانی که در حوزه طراحی شهری کار میکنند، چه طراحی فضای شهری و چه مبلمان شهری، باید این نقشمایهها را در فضای طرح خویش وارد کنند. برای مثال، در یک پروژه کفسازی که قرار است در منطقهای به شکل سنگفرش استفاده شود، باید بررسی کند که کدامیک از این نقشمایهها در طرحش قابل استفاده است؛ بهطوری که با شرایط و مسائل بافت شهری یک سنگفرش نیز سازگار باشد. مرحله سوم اجراست. مجری هم باید در ارتباط با طراح، مسائل اجرایی طرح را حل کند. این سهمرحله در تعامل با یکدیگر شکل میگیرند.
هدف اصلی مسابقه، اتصال شهر به گذشته تاریخیاش است
ایزدخواستی به دگرگونیهای بافت تاریخی اصفهان در یکصدسال گذشته اشاره کرد و گفت: متأسفانه بناهای جدید تحتتأثیر مدرنیسم، همه یکشکل و بهدور از تزیین شدهاند و نقشمایهها فقط در آثار تاریخی بهجایمانده دیده میشوند.او افزود: یکصد سال است که بین اصفهان و گذشته تاریخیاش انفصال بهوجود آمده است. باید شروع کنیم و قدمهایی را برداریم تا به اتصالی تاریخی برسیم. این اتصال تاریخی به دهها اتفاق مختلف نیاز دارد که یکی از آنها همین استخراج نقشمایههای تاریخی و بازگشتشان به کالبد شهر است. در وضعیت مطلوب میتوانیم بگوییم به اصفهانی رسیدهایم که اتصالش به گذشته تاریخیاش برقرار شده و برای زندگی امروز و به سوی فرداست؛ یعنی فرزند زمانه خودش است و کاملا کارکرد زندگی امروز را دارد و در عین حال به سمت آینده حرکت دارد؛ اما با فهم و درک هویت گذشته شهر.
از نشانههای فرهنگی در طراحی مبلمان و محیط شهر بهره بگیریم
ایزدخواستی نقش طراحی مبلمان و فضای شهری در ایجاد اتصال تاریخی اصفهان به گذشتهاش را با اهمیت ارزیابی کرد و گفت: مبلمان شهری در عین اینکه در محیط شهر و در زندگی افراد یک کارکرد مشخص دارد، به نحوی تعریفکننده محیط شهری نیز هست. برای مثال وقتی نیمکتی را در جایی میبینید، میفهمید این فضای شهری یک فضای مکث و توقف است و فضای گذر خودرو نیست. این مبلمان خودش تعریفکننده فضاست و در عین اینکه فضایی برای نشستن فراهم میکند، یک کارکرد اجتماعی هم دارد و میتواند پاتوق شهری ایجاد کند. چنانچه در طراحی همین نیمکت از نقشمایههای سنتی بهره گرفته شود، کارکرد فرهنگی نیز مییابد و میان شهروند و هویت تاریخیاش پیوند برقرار میکند.او افــزود: همه شهـــرهــایــی کـــه عـــلاوه بــر دارابــودن گــذشتــه تاریــخــی، در کالبـــد شهریشان هم نشانههایی از این گذشته وجود دارد، میتوانند از این نشانههای فرهنگی در طراحی محیط شهر و مبلمان آن بهره گیرند؛ چراکه این هویت یک مزیت انحصاری است که شهرهای جدید آن را ندارند. شهر جدید در جایی ساخته میشود که سابقه شهرنشینی در آنجا وجود ندارد و به هیــچشکلی نمیتــوان این مــزیــت را بهدست آورد. حتی الان در نظام شهرسازی نوین جهانی یکسری شهرها دنبال خلق سابقه تاریخی هستند و نشانهها و الگوهای معمــاری شهرهــای تاریخــی را بازســازی میکنند تا به نحوی این پیوند با گذشته برقرار شود.مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهــر اصفهـــان دربـــاره تأثیـــر بــرگـــزاری این مسابقه در برقراری اتصال تاریخی عنوان کرد: در پایان مسابقه، با انبوهی از نقشمــایههــا مــواجــه خواهیم شد که طراحان ما بهراحتی میتوانند از آنها در پروژههای طراحی نظیر کفسازی، طراحی محیطشهری و مبلمانشهری استفاده کنند و در نتیجه یکپیوستگی بصری در منطقه بهوجود میآید؛ یعنی مثلا شما در مسجد جامع با انبوهی از تزیینات ارزشمند هندسی و اسلیمیها آشنا میشوید و وقتی که از مسجد جامع بیــرون میآییــد، در محیــط پیرامــونــش ردی از آن نقشها را در قالــب مبلمـــان شهری یا طرحهای شهری میبینید. در نتیجه این رویکرد، آن گسست تاریخی که در شهر بهوجود آمده است برطرف میشود.
رویکرد اصفهان انجماد بافت تاریخی نیست
ایــزدخواستی در تــوضیــح رویکــردهای متفاوت شهرهای تاریخی جهان به مسئله حفاظت از بافت تاریخی گفت: در شهرهای تــاریخی جهــان اصــل مسئلـــه، حفاظت و بهروزرسانی گذشته تاریخیشان است. در این مسیر، برخی از شهرها گذشته تاریخی را کاملا منجمد میکنند؛ یعنی بافت تاریخیشان را تحت حفاظت بسیار شدیدی قرار میدهند تا دستنخورده باقی بماند و هر اتفاق جدیدی در شهر در خارج از این محوطه رخ میدهد. یزد از این دست شهرهاست؛ اما برخی از شهرها بافت تاریخی شهر را جدا نمیبینند و در عوض تلاش میکنند زندگی امروز و گذشته تاریخیشان را همسان کنند. این نگاه در پی این است که حین تغییراتی که در بافت تاریخی صورت میگیرد، سیما و منظر شهر حفظ شود و گذشته مبنای تغییرات قرار گیرد. اصفهان از این دست شهرهاست.او افزود: بافت تاریخی شهر ما در صدسال گذشته بهشدت آسیب دیده و دستخوش تغییرات گستردهای شده است؛ بهطوری که در اصفهان هیچ بافت پیشامدرنی نداریم. این مسئله در یزد دیده نمیشود. این شهر یک بافت تاریخی دارد که با کمترین تغییرات حفاظت شده. میشود گفت حداقــل در 150ســال گــذشته تغییــراتش به حداقل رسیده و بافتی که الان هست، از 150 سال پیش به قبل در آنجا جاری بوده است. این اتفاق در اصفهان نیفتاده و بنابراین ما باید به این سمت برویم که آنچه از هویت گذشتهمان برجای مانده، با زندگی امروزمان پیوند بزنیم. این برای شهری که هویت گذشتهاش در صد سال اخیر بهشدت آسیب دیده، بهترین راهکار است. باید اولین قدمها را برداریم تا در آینده بتوانیم به نقطهای برسیم و بگوییم یکسری از مناطق را براساس پیشینه تاریخیشان احیا کردهایم؛ مناطقی که هم حیات اجتماعی پویایی دارند و زندگی روزمره در آنها در جریان است و هم هویت تاریخیشان حفظ شده است.