از رنجی که می‌بریم

گروه‌های مختلفی در اعتراضات اخیر کف خیابان‌ها آمدند.

 از معترضانی که جایی برای بروز اعتراض نداشتند تا نیروهای نفوذی دشمن. داعش، کومله و تجزیه‌طلب که همیشه سمت‌وسوی اعتراض‌ها را به سمت اغتشاش می‌برند و صداهای حق‌طلبان شنیده نمی‌شود. در میانه مسیر جوانان وطن‌پرست و آگاه باوجود نارضایتی‌هایشان از وضع موجود، راه خود را از دشمنان جدا کردند و اجازه بهره‌برداری را به آنان ندادند.اما در این میان جوانان کم‌سن‌وسالی وجود داشتند که همچنان به امید انقلاب در فضای مجازی و حقیقی دست از تلاش برنداشتند؛ جوانان هیجان‌زده بین 18 تا 22 سال که دو سال و اندی بیشتر از آنکه در واقعیت زندگی کنند در فضای مجازی نفس کشیده‌اند؛ جوانانی که تاریخ را نخوانده‌اند و فقط روایت‌هایی بی‌اصالت را شنیده‌اند. بعضی‌هایشان گویی چنان مسخ رسانه شده‌اند که از خود اراده‌ای ندارند. گوششان به دهان اپوزیسیون‌های خارج‌نشین مانده که صفحه بازی را بچینند و این‌ها بدون چون‌وچرا نقش خود را بازی کنند؛جوانانی که انقلاب را با بازی‌هایی مثل کال آف دیوتی اشتباه گرفته‌اند. فکر کرده‌اند آن روزها که انقلاب شد صرفا با شعار و دیوارنویسی و تجمع، براندازی صورت گرفت. انگار میان بازی کلش آف کلنز هستند. با حمله و آتش‌سوزی و وحشی‌گری سعی دارند قلمرو خود را  گسترش دهند.با خود پنداشته‌اند، صرف براندازی برایشان نجات‌بخش است. فقط می‌دانند «چه نمی‌خواهند»  اگر ازشان بپرسی چه می‌خواهی بعد از تکرار واژه «آزادی» هیچ حرفی بر زبانشان نمی‌آید. خب بعدش؟ بعد آزادی چه کنیم؟ ارمغان این آزادی برای ملت چه خواهد بود؟ نگاهی به حامیان و تشویق‌کنندگان این جنبشتان انداخته‌اید؟ مگر تجزیه‌طلب و کومله و منافق و سلطنت‌طلب رفراندوم سرشان می‌شود؟ از خود پرسیده‌اید این‌ها  که همین‌الان به خون همدیگر تشنه‌اند، بعدها سر سفره ایران چه خواهند کرد؟جوانان ما اگر تاریخ را درست خوانده بودند، می‌فهمیدند که انقلاب تئوری می‌خواهد؛ تئوریسین‌هایی همچون بهشتی و مفتح و مطهری. جان‌فشانی‌کردن در راه انقلاب به ایدئولوژی و آرمانش وابسته است. بدون ایدئولوژی و با آرمانی مبهم نمی‌توان اکثریت مردم را برای به پاخاستن اقناع کرد.انقلاب به تحلیل و فکر و اندیشه نیاز دارد و با لیدرهایی که جیبشان با دلار پرشده و بیرون از معرکه ایستاده‌اند به ثمر نمی‌رسد. مردم ما در سال 57 دقیقا می‌دانستند چه می‌خواهند. شاید آنچه می‌خواستند با آنچه به دست آمد تفاوت‌هایی داشت؛ اما هدف برایشان کاملا روشن بود و مسیر شفاف؛ همین بود که توانستند 98درصد جامعه را با خود همراه کنند و با قاطعیت برای اولین بار جمهوری را تشکیل دهند که اسلامی باشد. برای ایجاد انقلاب خون‌های زیادی بر زمین ریخت و راه همچنان برای تحقق آرمان‌های این انقلاب 43ساله ادامه دارد.این روزها از ناآگاهی فرزندان انقلاب ندیده‌مان نسبت به تــاریخ رنج می‌بریم؛ از عــدم‌تحلیـــل عمیق مسائــل پیــش رو و تبعیت بی‌چــون‌وچــرا از فضای رسانـــه‌ای. در این برهه نقش آموزش‌وپرورش بیش از هر زمان دیگری در ایجاد دانش و بینش موردتوجه قرار می‌گیرد. آموزشی که در دوران کرونا تا حد زیادی بی‌پرورش ماند. بد نیست نگاهی عمیق‌تری به تدوین کتب درسی بیندازیم. چه شده است که 12سال تکرار دین و تاریخ نتوانسته جوان امروز را تحلیل‌گر و مطالبه‌گر بار بیاورد؟ نقش معلم‌های ما در برقراری پیوند مناسب میان جوانان و جامعه چقدر است؟ تا چه میزان در مدارس و دانشگاه‌ها فرصت اعتراض بحق را به جوانانمان داده‌ایم؟ سهم سواد رسانه‌ای در چارت آموزشی ما چه میزان است؟