به‌وقت دهه هشتاد!

حرف‌وحدیث درباره‌شان زیاد است و برچسب‌های مختلفی به پیشانی‌شان زده می‌شود؛ مثلا اینکه نسل دهه هشتاد، نسلی سرگردان و بی‌هدف هستند که به هیچ قیدوبندی پایبند نیستند و خودشان هم نمی‌دانند که از آینده چه می‌خواهند و تصویر درست‌وحسابی از آمال و آرزوهایشان ندارند. 
 
از ســوی دیگر این نســل، نسلـــی است که پابه‌پای فضای مجازی قد کشیده و رشد کرده است و به همین دلیل نیز از آن‌ها تحت‌عنوان «بومیان دیجیتال» یا نسل z یاد می‌کنند؛ نسلی که تمام زیروبم زندگی‌شان با رسانه‌های دیجیتال به اشباع رسیده است. در این میان، اما سؤال اساسی این است که وقتی از دهه هشتادی‌ها سخن به میان می‌آوریم، آیا از یک پدیده نوظهور و عجیب‌وغریب سخن گفته‌ایم؟ آیا دهه هشتادی‌ها با نسل‌های پیشین خود از زمین تا آسمان تفاوت دارند و همین موضوع هم باعث عمیق‌تر شدن شکاف بین نسلی در جامعه شده است؟ این‌همه برچسب و انگ‌زنی به دهه هشتادی‌ها اصلا چرا و چگونه در جامعه به وجود آمده است؟ این‌ها سؤالاتی است که از تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه تهران پرسیده‌ایم و پای سخن‌هایش در رابطه با نسل دهه هشتادی‌ها نشسته‌ایم.این‌طور که این جامعه‌شناس به «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «متأسفانه به نسل دهه هشتادی‌ها برچسب‌هایی  زده می‌شود  که به‌نظر من، درست نیست. دهه هشتادی‌ها خیلی با دهه‌های قبلی فرقی ندارند و به لحاظ گرایش‌ها و امیال خود مثل باقی جامعه به‌دنبال یک نوخواهی و نوجویی و همچنین سامان حیات اجتماعی و سیاسی ایران هستند. فرقی که این نسل با نسل‌های پیشین دارند، در ابزارها و نحوه ظهور آرزوها و آرمان‌هایشان است؛ چون این افراد در فضای مدرن جهانی زیست می‌کنند.»
 
آقای دکتر! شما با دانشجوهایی از نسل‌های مختلف سروکار و با آن‌ها نشست‌وبرخاست داشته‌اید. اکنون که نوبت به ظهور دهه هشتاد رسیده است، خیلی‌ها انگشت اتهام به سمت آن‌ها می‌گیرند و مدام درحال برچسب‌زنی به این دهه هستند. آن‌ها معتقدند که این نسل، نسل عجیب‌وغریبی است و نمی‌توان چشم‌انداز روشنی برایشان در نظر گرفت. آیا باید نسل دهه هشتاد را به‌عنوان پدیده جدیدی در جامعه شناخت؟
متأسفانه در رابطه با نسل دهه هشتادی برچسب‌هایی در ادبیات سیاسی مطرح می‌شود که به نظر من درست نیست؛ زیرا دهه هشتادی‌ها خیلی با دهه‌های قبلی خود فرقی ندارند و به لحاظ گرایش‌ها و امیال مثل باقی جامعه هستند. این نسل به‌دنبال یک نوخواهی و نوجویی و همچنین سامان حیات اجتماعی و سیاسی ایران است؛ اما فرقی که این نسل با نسل‌های پیشین خود دارد در باب ابزارها و نحوه ظهور آرزوها و آرمان‌هایش است؛ چون این افراد در فضای مدرن جهانی زیست می‌کنند؛ یعنی فضای مجازی و تکنولوژی رسانه‌ای نسبت به نسل پیشین بر زیست واقعی آن‌ها غلبه بسیار دارد. برای مثال، دهه پنجاهی‌ها را با دهه هشتادی‌های مقایسه کنید. شایــد مهــم‌ترین اتفاق در زنـــدگی دهــه پنجــاهی‌هـــا نشستـــن پــای تلویزیون و تماشای برنامه‌های آن باشد؛ این درحالی است که همه دهه هشتادی‌ها امروزه مسلط به تکنولوژی جدید و استفاده از آن هستند و مهارت‌های جدیدی در بهره‌گیری از فضای مجازی دارند؛به‌طوری‌که همه‌شان جزو شبکه‌های اجتماعی متعددی هستند. همچنین اطــلاعات دهه هشتادی‌ها در رابطه با جهان بسیار زیاد است؛ به همین دلیل دامنه نگاه آن‌ها و وسعت دیدشان بسیار بیشتر از نسل‌های قبل است؛ به این معنا که آن‌ها پدیده‌ای به نام جهان بزرگ را می‌شناسند و تعریفشان از جهان، فقط شوروی یا آمریکای دیروز نیست. 
درواقع دهه هشتادی‌ها تکه‌تکه جهان را می‌شناسند و اطلاعاتشان درباره کشورها و فرهنگ‌ها و آداب ‌ورسومشان بسیار زیاد است؛ ولی همه آن‌ها هم مثــل نسل‌هــای پیشین به دنبال ایجاد تغییراتی در باب وضعیت موجود هستند. دهه هشتادی‌ها زیست مدرن را قبول دارند و زندگی جدید را می‌طلبند که در آن به همراه والدین و دوستان خود زیست کنند. با این اوصاف من، اصلا دهه هشتادی‌ها را دهه عجیــب‌وغریبــی معــرفــی نمی‌کنـم. ممکن است زبان یا اطلاعات این نسل عجیب‌وغریب باشد؛ ولی آن‌ها خواسته‌ها و آرزوهای شگفت‌انگیزی و ناباورانه‌ای ندارند.
 
درحالی امروزه به نسل دهه هشتاد برچسب‌های مختلفی زده می‌شود که تا پیش‌از این هم دهه هفتــادی‌هــا محلــی بــرای بحث‌وجدل بودند. یا پیش‌ازاین نیز از برچسب‌هایی مثل «نسل سوخته» به دهه شصتی‌ها اطلاق می‌شد. اساسا این برچسب‌زنی‌ها به نسل‌های مختلف جامعه از چه چیزی نشئت می‌گیرد و اساس آن چیست؟
به این دلیل که برخی حاضر به پذیرش مسائل و تغییرات نو نیستند و آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسند، به همین دلیل هم شروع به برچسب یا حرف‌های عجیب‌وغریب‌زدن در رابطه با آن‌ها می‌کنند. این حرف‌ها قبلا در رابطه با دهه هفتادی‌ها هم زده می‌شد؛ همان‌طور که بعدها درباره دهه نودی‌ها نیز زده خواهد شد. اگر ما جهان را یک جهان سیال و درحال حرکت فرض بگیریم، وقتی تکنولوژی موجود در آن دچار تغییر شود، به‌مراتب مناسبات اجتماعی هم‌تغییر خواهند کرد؛ پس چرا باید بگوییم که جهان ثابت بماند و اگر در آن تغییراتی به‌وجود آمد، افرادی که به دنبال آن تغییرات بوده‌اند خطا کرده‌اند؟
 
این تغییرات و تحولات مدام و پی‌درپی ناشی از تکنولوژی، آیا باعث به وجود آمدن یک شکاف عمیق بین نسلی شود؟
خیر؛ شکافی دراین‌باره به وجود نمی‌آید. زندگی متعلق به کیست؟ زندگی متعلق به کسانی است که در آن زیست می‌کنند. زندگی ایران هم متعلق به دهه هشتادی‌هاست؛ پس آن‌ها باید زندگی را تنظیم و مسیر تحولات و تغییرات را مشخص کنند. وقتی می‌گوییم زندگی در اختیار دهه هشتادی است باید ببنیم آن‌ها چه می‌گویند و حرف آن‌ها در حیات اجتماعی موردتوجه قرار بگیرد؛ بنابراین این نسل نه به‌دنبال انحطاط و فروپاشی است و نه به‌دنبال تعارض با فرهنگ و آنچه ازنظر من و شما شکاف بین‌نسلی نامیده می‌شود.دهه هشتادی‌ها اتفاقا آرزوهای خــود را در مـــدرســـه و در خـــانـــه و همچنین در مــراودات اجتمـــاعی و سیـــاسی پیدا کرده‌اند و این‌گونه نیست که آن‌ها آمال و آرزوهای خــود را از جــای دیگر وام گرفتــه باشند.
 
شما می‌گویید باید تغییرات به وجود آمده در جامعه پذیرفته شود. به نظر شما آیا جامعه قادر به پذیرفتن این تغییرات که دهه هشتادی‌ها به دنبال آن هستند و به گونه‌های مختلف آن را طلب مــی‌کننــد به‌مرور زمـان خـــواهد بود؟
پـــذیـــــرفتـــن ایــن نســـل، امـــری اجتنـــاب‌نــاپذیــر است. وقتــی در خیابان یا محله شما فروشگاهی ایجاد می‌شود، مسلما  کسی که اقدام به راه‌اندازی این فروشگاه کرده، بنا به ضرورت‌هایی دست به این کار زده است. وقتی این فروشگاه در محله‌ای ایجاد شود، به‌مرور رفت‌وآمدها در آن افزایش می‌یابد. خودروها تردد می‌کند و حتی مسیرهای دسترسی به آن نیز تغییر می‌کنند. حضور دهه هشتاد در جامعه هم به‌منزله مجموعه‌ای از تغییرات و اتفاقات است.
 
و اگر جامعه به هر دلیلی قادر به پذیرش این دهه و تن‌دادن به تغییراتی که به آن اشاره کردید نشود، چه اتفاقی در طولانی‌مدت رخ خواهد داد؟
در غیر این صورت، نوعی عبور و درگیری و تضاد در جامعه به وجود خواهد آمد؛ ضمن اینکه این تغییرات نیز به‌مرور شکل خواهند گرفت؛ بنابراین جامعه عاقل به صدای نیروهای جدید و مسیر تغییرات با سازوکارهای جدید تن خواهد داد. اگر این اتفاق در جامعه رخ ندهد، با جامعه‌ای در معرض فروریختن روبه‌رو خواهیم شد. جامعه ممکن است فرو بریزد؛ چون آن جمعیت جدید که حجم زیادی هم به خود اختصاص داده است و آرزوهای مختلفی هم دارد، به رسمیت شناخته نشده‌اند و همین هم باعث می‌شود تا آن‌ها به‌مرورزمان به نیروی معترض تبدیل شوند؛ اتفاقی که به طبع پیامدهای دیگری را هم به همراه دارد.
 
خیلی‌ها ، حتی جامعه‌شناسان و آسیب‌شناسان وقتی می‌خواهند در رابطه با دهه هشتادی‌ها صحبت کنند، آن‌ها را نسلی سرگردان و بدون هدف می‌دانند که تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست؛ چه برسد به اینکه به قول شما به‌دنبال بقای حیات اجتماعی باشند. نظر شما در این‌باره چیست؟
این حرف درستی نیست! مگر باید هدف این دهه، هدفی باشد که «من» برایش مشخص می‌کنم؟! این نکته بسیار ساده‌ای است. شما نگاه کنید، این نسل می‌داند که اکنون در شرایطی قرار دارد که تنگناهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در آن به چشم می‌خورد و امکان زیست مدرن نیز در آن وجود ندارد. هدف این نسل اتفاقا خیلی مشخص است. آن‌ها به‌دنبال آبادانی و استقلال و رفاه هستند. مگر این اهداف، اهداف کمی است؟ چطور آن‌ها باید این اهداف را بیان کنند که بقیه متوجه شوند؟ اتفاقا نسل دهه هشتادی‌ تکلیفشان با خودشان به‌خوبی مشخص است. آن‌ها ایدئالیسم و وابسته به غرب و لمپن و بی‌اخلاق و بی‌هدف نیستند. آن‌ها در سازوکارهای اجتماعی جامعه ایرانی متولد شده‌اند و همراه با پدران و مادران خود زیست می‌کنند و با آن‌ها در حال حرکت هستند و به‌دنبال زندگی بهترند؛ زندگی بهتری که البته مختصاتی مثل آبادانی، دین، وطــن، هــویــت، شخصیـــت، احتـــرام و منــزلت اجتمــاعی هــم دارد.
 
همان‌طور که شما هم در خلال صحبت‌هایتان اشاره کردید، دهه هشتادی‌ها نسلی هستند که بیشتر از باقی نسل‌ها در فضای مجازی وقت‌گذرانی می‌کنند و برای همین هم آن‌ها را بومیان فضای دیجیتال معرفی می‌کنند. زندگی این نسل در فضای مجازی چه تأثیری بر شکل‌گیری شخصیت و همچنین آمال و آرزوهای آن‌ها دارد؟ آیا می‌توان این فضا را هدایت‌گری دانست که افسار زندگی این دهه را به‌دست خود گرفته است و با الگــوسازی‌هــای مختلف آن‌ها را به جلو  می‌براند؟
دهه هشتادی‌ها در حال بازی‌کردن در این فضا هستند و نه اینکه این فضا دارد به آن‌ها حکم می‌کند. درحالی‌که فضای مناسبات بین دهه‌های پیشین (چهل و پنجاه) خانواده و… بود و آن‌ها در این میــدان‌ها مشغـــول بازی بــودنــد؛ در حالی ‌که دهه هشتادی‌ها دیگر در این فضا نیستند و به‌جای آن در یک فضای دیجیتا ل درحال زندگی هستند؛ بنابراین آن‌ها در آن فضا زنــدگی می‌کنــنــد؛ ولی رهبــر آن‌ها فضای مجازی نیست. هدایتگران دهه هشتــاد، کسانی هستنــد کــه دغــدغــه و آرمان‌هــا و اهــداف آن‌هــا را به‌خـــوبی درک می‌کنــنـــد. این هدایتگران، هرکسی از هرجایی می‌تواند باشد؛ ممکن است این رهبری را یک رهبر دینی به عهده بگیرد یا یک سلبریتی یا حتی کسی که در بیرون از کشور زندگی می‌کند؛ ولی مسئله این است که میدان بازی این نسل، فضای مجازی است؛ جایی که با میدان بازی دهه‌های پیشین خیلی متفاوت‌تر است.
 
شمــا بــا نسل‌هــای مختلفــی سروکار داشته‌اید و دانشجوهای زیــادی را تــربیـــت کــرده‌اید. اگـر بخواهید ویژگی خاصی را به نسل دهه هشتاد نسبت دهید -که شاید صرفا مختص همین دهه باشد- آن ویژگی‌ها چه خواهد بود؟
خصــوصیات بارز دهــه هشتــاد در مقایسه با نسل‌هــای پیشین خود این است که این افراد از قابلیت انعطاف‌پذیری بسیار زیادی برخوردار هستند. از سوی دیگر، به‌هیچ‌وجه رادیکال نیستند و مسئله اساسی آن‌ها جامعه و فرهنگ ایرانی است؛ درحالی‌که نسل‌های دیگر مثل دهه شصتی‌ها یا پنجاهی‌ها دارای ویژگی‌هایی همچون ایدئال‌گرایی و آرمان‌گرایی بودند؛ آرمان‌گرایی که البته خیلی هم انتزاعی بود؛ ولی دهه هشتادی‌ها خیلی آرمان‌گرا نیستند و واقع‌گرا هستند؛ ضمن اینکه همبستگی خاصی هم بین آن‌ها به چشم می‌خورد؛ البته همبستگی که حول مفهومی به نام زندگی می‌چرخد.
 
آیا می‌توان چشم‌انداز روشنی برای آینده این نسل پیش‌بینی کرد؟
بله، این مسئله بسیار ساده است؛ به‌هرحال نسل دهه هشتادی‌ها دارند تلاش خود را می‌کنند تا به اهداف و آرمان‌های خود برسند و آن‌ها را در جامعه محقق کنند و اگر این آرمان‌ها محقق شود، شروع به ساخت جامعه خواهند کرد؛ درحالی‌که اگر آن‌ها جدی گرفته نشوند، تبدیل به نیروهایی منفعل یا معترض خواهند شد؛ دوحالتی است که برای جامعه ایرانی قابل پیش‌بینی است.