طلوع آفتاب موفقیت از اشراق

زینب ایزدیان متولد سال 63 در شهرضا و فرزند دوم یک خانواده شش‌نفره است. او به قول خودش یک دهه‌شصتی با کلی آرمان و آرزوست. ایزدیان مقطع کارشناسی‌اش را در دانشگاه فردوسی در رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی گذرانده است. او مدرک کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی را از دانشگاه تهران و مدرک دکترایش را نیز در همان رشته از دانشگاه تربیت معلم تهران گرفته است.
 
فعالیت اصلی زینب ایزدیان تعلیم و تربیت است و در حیطه تعلیم و تربیت نوین، فناوری‌های آموزشی و طراحی‌های آموزشی کار می‌کند.ایزدیان هم‌اکنون منتور یا راهنما در خانه فناوری‌های فرهنگی اصفهان است. با او درباره فعالیت‌هایش در این خانه خلاق گفت‌وگو کرده‌ایم. با ما همراه باشید.
 
نقطه آغاز فعالیت‌هایتان کجا بود؟
همیشه با عناوین مختلف و در جاهای مختلف مشغول تعلیم و تربیت بوده‌ام؛ در کانون‌های فرهنگی، مهد قرآن برای حفظ قرآن، مباحث شوراهای دانش‌آموزی و بسیج دانش‌آموزی؛ همان فعالیت‌هایی که روح تازه‌ای به مدرسه می‌دهد.زمینه ورودم به این حوزه، تلفیق فضای تعلیم و تربیت با فضای کسب‌وکار در مقطع ارشد بود. ورودی 86 بودم و پایان‌نامه‌ام درباره بررسی مدیریت دانش در شرکت‌های دانش‌بنیان بود. آن زمان دانشکده کارآفرینی تازه افتتاح شده بود و برای ما جذابیت داشت. ما خوابگاهی بودیم و مسیرمان از این دانشکده می‌گذشت. هرچند خودم در دانشکده علوم تربیتی تحصیل می‌کردم، همیشه در دوره‌های دانشکده کارآفرینی شرکت می‌کردم و در فضای کارآفرینی بودم. این فضا در دهه هشتاد جدید بود. برای من هم شرکت‌های دانش‌بنیان، کارهای استارتاپی و پارک‌های علم و فناوری جذاب بود و اخبارش را پیگیری می‌کردم و با استادانش مرتبط بودم. همین جذابیت باعث شد آن را موضوع پایان‌نامه‌ام قرار بدهم. به این صورت برای من میان فضای تعلیم و تربیت و فضای کارآفرینی پیوندی ایجاد شد.
 
بعد از آن مسیرتان چگونه پیش رفت؟
از سال 87 تا سال 89 که از پایان‌نامه‌ام دفاع کردم، درگیر مطالعه پارک‌های علم و فناوری بودم. در دهه هشتاد این مسئله خیلی جذابیت داشت و جدید بود. این جدیدبودن در من انگیزه ایجاد می‌کرد تا با صاحبان شرکت‌ها رفت‌وآمد کنم و با استادان این حوزه حرف بزنم. به همین واسطه، با پارک علم و فناوی دانشگاه تهران و شهرک علمی‌تحقیقاتی اصفهان مرتبط شدم و رفت‌وآمدهایم به شهرک برای مصاحبه با مدیران زیاد شد. قدمت این شهرک از پارک علم و فناوری دانشگاه تهران هم بیشتر بود. کلیدواژه کارآفرینی برایم جذابیت ویژه‌ای یافت.پس از آن، به‌طور ویژه کارآفرینی آموزشی را دنبال کردم. مقالاتی را در این زمینه منتشر کردم و با دوستانی که در این زمینه کار می‌کردند، مرتبط شدم. این فتح بابی شد تا بیشتر با مدارس غیرانتفاعی و همچنین با کسب‌وکارهای مرتبط با آموزش مرتبط شوم. در دوران دکترا بیشتر روی پژوهش‌هایی که در حیطه مدیریت آموزشی بودند متمرکز شدم. فناوری‌های آموزشی به بحث کارآفرینی و موضوعاتی که پیگیری می‌کردم اضافه شد.
 
 درباره ایده مدرسه مجازی و آموزش دیجیتال بگویید.
سال 88 کلاس‌های راه اندازی کسب‌وکار به اندازه الان نبود. نهایتا کلاسی بود که اداره کار و امور اجتماعی با همکاری دانشگاه تهران برگزار می‌کرد. به واسطه اینکه در آن کلاس‌ها شرکت می‌کردم، یک مدرسه تمام‌دیجیتال را در فضای مجازی طراحی و خیلی دنبال کردم که بتوانم اجرایش کنم. در آن سال، صحبت از اینکه بچه‌ها در فضای کاملا مجازی تحصیل کنند و معلمان تولید محتوای مجازی کنند، خیلی باب نبود و دیگران در برابرش موضع می‌گرفتند. آن زمان فقط مدارس خارجی که برای ایرانیان مقیم در خارج بود، چنین بسترهایی برای آموزش طراحی کرده بودند؛ اما در سطح دانشگاهی وارد شده بود. آن سال‌ها فقط دانشگاه مهر البرز به عنوان یک دانشگاه مجازی موفق در حال کار بود. هرچند همان هم خیلی طبق استانداردها پیش نمی‌رفت. من پیگیر بودم که یک مدرسه مجازی داشته باشم و برای روندهای اداری خیلی پیگیری کردم. فرایند چندساله‌ای برای کسب مجوز طی کردم که موفق نشدم. سال 88 ازدواج کردم و ساکن اصفهان شدم و فقط برای کلاس‌ها و آموزش‌ها به تهران می‌رفتم. در اصفهان باز پیگیر دریافت مجوز شدم؛ ولی موفق نشدم.
 
 بالاخره کی توانستید این ایده را به کرسی اجرا بنشانید؟
تا سال 98، همچنان طرحم را به‌روز می‌کردم و دنبال اجرایش بودم و سعی می‌کردم پلتفرم‌ها را بشناسم و مدل‌های آموزش مجازی مدارس خارجی را رصد کنم. دی 98 باز برای دریافت مجوز به آموزش و پرورش اصفهان رفتم و به قسمت آموزش بزرگسالان مراجعه کردم. باز هم نتوانستم مجوز بگیرم. بعد از آن، دیگر فکر مدرسه مجازی را از سرم بیرون کردم و به این نتیجه رسیدم که باید از روند دیگری پیگیر این قضیه شوم.همان سال، زمزمه‌های کرونا آغاز شد و رسیدیم به اسفند 98 و مدارس تعطیل شدند. من دست‌وپازدن دیگران را برای آموزش مجازی می‌دیدم. جامعه ناگهان تکان خورد و آنچه من سال‌ها دنبالش بودم و دیگر برایم تبدیل به یک آرزو شده بود، دوباره در اسفند کلید خورد. جهش خوبی در فضای آموزشی ما اتفاق افتاد. کاش بتوانیم از قابلیت آموزش مجازی برای توسعه عدالت آموزشی، دسترس‌پذیری و افزایش کیفیت استفاده کنیم.
 
 ایده‌تان را چگونه عملی کردید؟
با جمعی از دوستان که در فضای تعلیم و تربیت فعال بودند، دوره‌های تولید محتوا را شروع کردیم. از آنجا که زمینه‌اش را داشتم، بسته‌ها را فوری آماده کردیم. این بسته‌های تولید محتوا با استقبال زیادی روبه‌رو شد. به معلمان برای تولید محتوا با نرم‌افزارها آموزش می‌دادیم. پس از آن، دوره‌ها شکل گرفت و این روند ادامه یافت. به واسطه این دوره‌ها، بین بعضی از مجموعه‌ها شناخته شدیم و با افراد حوزه تعلیم و تربیت بیشتر مرتبط شدیم و فضایم بیشتر به مدارس گره خورد.
 
پایتان به مجموعه اشراق چگونه باز شد؟
به دنبال ثبت یک شرکت مجزا بودیم تا بتوانیم کارهایمان را نظام‌مند کنیم. طی همین روند، با مجموعه اشراق آشنا شدم. خودم مراجعه‌کننده به این مجموعه بودم. چون همیشه این زیست‌بوم‌های نوآورانه و خلاق را دنبال می‌کردم، به آنجا رسیدم. مجموعه‌ای بود که در قم متولد شده بود و داشت در حوزه علوم انسانی کار می‌کرد. آن زمان در 11 زمینه مرتبط با فناوری‌های نرم پذیرش داشت. رشته‌هایی مانند گردشگری، طب سنتی، آموزش و… فعالیت‌های استارتاپی که هم جنس فرهنگی داشتند هم جنس فعالیت‌های نرم، آنجا داشت حمایت می‌شد. اشراق برای من فرصت خوبی بود. آنجا با گروهمان به‌عنوان مراجعه‌کننده وارد فرایند پذیرش اشراق شدیم.
 
مجموعه اشراق کجا و چگونه تأسیس شد؟
مجموعه اشراق قم به همت حجت‌الاسلام محمد قطبی شکل گرفته و ایشان بستر حمایتی از فناوری‌های نرم را شکل دادند. خاستگاهش به نوعی دفتر تبلیغات اسلامی است.
 
 این مجموعه با چه هدفی شکل گرفت؟
این مرکز با هدف سرویس‌دهی بیشتر به شرکت‌هایی با ایده‌هایی از جنس فرهنگی کار می‌کند. در واقع اشراق بستری است برای کسانی که واقعا قصد دارند ایده‌های ناب فرهنگی‌شان را به محصول تجاری تبدیل کنند.
 
 برویم سراغ شعبه اصفهان.
مدیریت مجموعه اشراق در اصفهان که به نام «خانه فناوری‌های فرهنگی اصفهان» شناخته شده و تحت عنوان «شتاب‌دهنده نقش جهان» ثبت شده است، با حجت‌الاسلام صادق امینی است. این شعبه از اسفند 99 شروع به کار کرد. یازده تا تیم در پذیرش و فراخوان اولیه شرکت و فرایند را طی کردند و پذیرش شدند. در تیر 1400 دوره پذیرش دیگری برگزار شد و ده تیم دیگر به مجموعه اضافه شدند. به لطف خدا کم‌کم خانه فناوری‌های فرهنگی اصفهان توسعه یافت و شرکت‌ها بیشتر شدند. راهبری اولیه آن 11 تیم به عهده افراد سرشناسی بود. فرایند این‌گونه بود؛ بعد از پذیرش ایده اولیه، صاحب ایده با منتور مجموعه مرتبط می‌شد و آن منتور، مسیر رشد آن شرکت و ایده را دنبال می‌کرد تا به یک محصول تجاری تبدیل شود.در اصفهان افرادی که زمینه فرهنگی و زمینه کسب‌وکار داشتند، دعوت شده بودند. میان این‌ها افرادی بودند که هر دو زمینه را با هم داشتند. از آن اول، منتورهای خیلی خوبی داشتیم که در این زمینه‌ها سابقه طولانی داشتند و در کنار تیم‌ها حضور داشتند. مثل دکتر قلمکاریان، مهندس شاهمرادی، دکتر قاسم‌زاده، دکتر سعادت‌پور، دکتر سلطانی‌زاده، دکتر ذوالفقاری. منتورهای دیگری هم با ما همکاری می‌کنند که از شناخته‌شده‌های فضای کسب‌وکار هستند. آقای دکتر ترکش که از اعضای هــیئت‌علمی دانــشگاه نــجـــف‌آبـــاد هستند، در حوزه نوآوری و ایده‌پردازی و شرکت‌های دانش‌بنیان تسلط بالایی دارند. دکتر قلمکاریان، دکتر ذوالفقاری، دکتر یاوری، مهندس مؤمنیان بزرگوارانی هستند که به مجموعه نظر لطف داشتند و تیم‌ها را راهبری کردند. از افراد ایده‌پرداز استقبال می‌کنیم.
 
 افراد چگونه می‌توانند ایده‌شان را با اشراق در میان بگذارند؟
نحوه ورود به اشراق و ثبت ایده‌ها در سایت noavari.dte.ir است. ایده‌ها پس از ثبت، پایش اولیه می‌شوند. اگر امتیاز لازم را کسب کنند، صاحبان ایده به جلسه مربیگری دعوت می‌شوند. در این جلسه با افراد صحبت می‌کنیم و ایده را پرورش می‌دهیم. ممکن است بعضی احساس کنند این روند برایشان مناسب نیست؛ مانند کسانی که جنس کارشان فناورانه و در حوزه صنعت است. آن‌ها را به سمت شرکت‌های دانش‌بنیان جهت‌دهی می‌کنیم. برای کسانی که ایده‌شان با مسیر ما سازگارتر است، جلسات آموزشی تدارک داده می‌شود. به‌طور متوسط، از زمان ثبت ایده تا زمان کسب ملاک‌های شرکت خلاق، یک بازه زمانی شش‌ماهه تا یک‌ساله طول می‌کشد.