در تاریخ نیز نقل شده است که پیامبر (ص) و امام علی(ع) با افراد مشورت و گفتوگو میکردند؛ موضوعی که این روزها از سوی برخی از مقامات و مسئولان کشوری بهمنظور گذر از ناآرامیها اخیر جامعه پیشنهاد میشود که البته پیششرطهایی دارد و ضرورت انجام آن در برخی از بخشهایی کشور همچون تشکلهای سیاسی و حزبی و دانشگاهها بیشتر احساس میشود؛ آنطور که رئیسجمهور روز گذشته در نشستی با رؤسای دانشگاههای وزارت علوم، دانشگاه را بهترین جایگاه برای بحث و گفتوگو درباره رخدادهای اخیر و ارائه راهکار دانست. اواخر مهرماه رئیس قوهقضائیه نیز طی نشستی با گــــروهــی از متـخـصـصــان و نخبــگــان حوزههای مختلف علمی، دانشگاهی، فرهنگی و اقتصادی با بیان اینکه باید باب گفتوگو را در کشور گسترش دهیم و گفتوگومحوری را به یک فرهنگ عمومی تبدیل کنیم، گفت: «قطعا این فرآیند، امری دستوری و فرمایشی نیست و اختصاص به یک مقطع زمانی خاص ندارد.» غلامحسین محسنیاژهای همه اقشار و آحاد جامعه از کسبه و بازاریان تا نخبگان و دانشگاهیان و صنعتگران را به گفتوگو دعوت کرد و اظهار کرد: «باید به گفتوگو و شنیدن سخنان یکدیگر و سؤال و جواب عادت کنیم و خو بگیریم و منصفانه و عادلانه، سخن و نظر حق را پذیرا باشیم.» این صحبتهای اژهای به گفته برخی امر مبارکی بود و باید آن را به فال نیک گرفت؛ اما در مقابل به کام برخی هم چندان خوش نیامد؛ قشری که رویکرد گفتوگو را راهکار مفیدی برای آرامکردن شرایط کنونی جامعه پیشنهاد نمیکنند. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان پس از صحبتهای اژهای و با اشاره به موضوع گفتوگو در یادداشتی نوشت: «گفتوگو با افراد، گروهها، جریانات سیاسی که به قول جناب اژهای ابهام و سؤال و انتقادی دارند، اقدام شایسته و بایستهای است؛ درحالیکه مشتی آشوبگر قاتل و مزدور، دست تعرض به جان و مال و ناموس مردم گشودهاند و غیر از تخریب و آتشسوزی و کشتار و جنایت در قاموسشان نیست، سخن از گفتوگو به میانآوردن، دقیقا مانند آن است که در هنگامه غروب عاشورا و فاجعهای که حرامیان با قتلعام آلالله پدید آوردهاند، کسانی نگران گمشدن خنجر شمر ملعون باشند. بدیهی است که منظور و مقصود جناب اژهای، گفتوگو با اغتشاشگران نیست. ایشان با بیانی روشن و صریح و هوشمندانه اغتشاشگران را “عوامل شناختهشده آمریکا و اروپا و صهیونیستها” معرفی کرده و از ضرورت برخورد قاطع و سخت با آنها سخن گفتهاند.»بااینحال طی روزهای اخیر برخی از فعالان سیاسی و حزبیون همچنان بهضرورت گفتوگوی مسئولان با اقشار مختلف معترض جامعه اشاره دارند و راهحل گفتوگو را در چارچوب منافع ملی پیشنهاد میکنند. رسول منتجبنیا دبیرکل حزب جمهوریت، در این خصوص اظهار کرد: «جامعهای هدایتشده و متعالی است که دیدگاههای مختلف در آن مطرح شود و مردم بتوانند با شنیدن همه این نظرات، آنچه را که بهتر است، پیروی کنند؛ اما رسیدن به این وضعیت در یک جامعه نیازمند پیششرطهایی است و مهمترین آنها همان رعایت اصل آزادی بیان بهگونهای است که هرکسی بتواند نظراتش را بدون واهمه و هراس مطرح کند و درواقع آزادی بیان و آزادی پس از بیان را داشته باشد.» او افزود: «اصل گفتوگوی آزاد در کل جامعه یک امر ضروری است. مردم اگر در گفتوگوها و اظهارنظرهایشان آزادی نداشته باشند آن جامعه یک جامعه مرده است. این مردم پرسشها و ابهاماتی دارند که اگر مطرح نشوند، تبدیل به عقده و پسازآن بدل به کینه میشوند و از کنار آن ناآرامی و اغتشاش هم بیرون خواهد آمد.» سیدهادی خامنهای، دبیر کل مجمع نیروهای خط امام نیز گفت: «چارهای جز گفتوگوی جدی و هدفمند در چارچوب مسائل کشور و منافع ملی نداریم؛ وقتی از گفتوگو صحبت میشود، یعنی همه آماده شنیدن حرف دیگری باشند؛ ولو اینکه سخن او تلخ باشد.» اما اینکه شیوه گفتوگو چقدر ضرورت دارد و پیشزمینه این اتفاق چیست و تا چه اندازه میتواند شرایط جامعه را آرام کند، نکاتی است که «اصفهانزیبا» در بررسی آنها با برخی از فعالان سیاسی گفتوگو کرد.
فضای گفتمان برای افرادی که اعتراض منطقی دارند، فراهم خواهد شد
حمیدرضا ترقی، فعال سیاسی اصولگرا و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه با این مقدمه که حادثه تروریستی در حرم مطهر شاهچراع (ع) بار دیگر اثبات کرد دشمنان انقلاب اسلامی با زمینهسازی بیثباتی و ناامنی در کشور و تضعیف نیروی انتظامی حافظ امنیت کشور میتوانند ضربههای تروریستی ناجوانمردانهای را به مردم ما وارد کنند، گفت: «اگر به روشها و اقداماتی که طی این 40روز ازسوی اغتشاشگران در کشور صورت گرفته است توجه کنیم، خواهیم دید که فعالیتهای آنها سرشار از خشونتهای داعشی و رفتاریهای کاملا غیرمنطقی و مبتنی بر ساختارشکنی و خرابکاری است. این نوع نگرش و روش در رفتار سیاسی مقدمهای بر جنایت مسلحانه و اقدام علیه امنیت کشور است. اغتشاشگران دست به تخریب اموال عمومی و ترور افراد بیگناه در محافل و مجامع میزنند تا از آن کشتن مردم برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند. برخوردهای بیرحمانه اغتشاشگران با نیروهای نظامی و انتظامی بسیار باعث تأسف است. آنها حتی به آمبولانسهای مربوط به بیماران، بانکهای متعلق به مردم هم رحم نمیکنند. این فضا نشان میدهد، آنها حاضرند دست به هر جنایتی بزنند تا مقدمه فعالیتهای تروریستی در جامعه همچون حادثه در شیراز در آینده فراهم شود. همین اغتشاشگران بودند که اعتراض را به اغتشاش و در ادامه اغتشاشات را به جنایت و ترور تغییر دادند.»این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه بدون شک اگر دستگاههای امنیتی کشور با این جریانات مقابله و تقابل جدی نکنند، دشمنان بر مبنای پازل طراحیشده خود، دست به ایجاد یک جنگ داخلی در کشور و تبدیل ایران به سوریه میزنند، اظهار کرد: «به نظر میرسد تمام هم و غم دشمن این است تا جلو پیشرف کشور را بگیرد و با ضربهزدن به امنیت کشور اجازه ندهد ایران محیطی امن برای زندگی و آسایش مردم باشد.» ترقی با اشاره به راهکار گفتوگوی حاکمیت با مردم و استفاده از این شیوه در شرایط کنونی عنوان کرد: «اگر ما بخواهیم راهحلی برای پایاندادن به اغتشاشات پیشنهاد کنیم و بهنوعی شرایط را مهار کرده و سامان بخشیم، باید چند نکته را باید مورد توجه قرار دهیم؛ اینکه اگر اغتشاشگران اهل مذاکره و گفتوگو بودند، تابوت گفتوگو را تشییع نمیکردند و از ابتدا بدون هیچگونه تحقیق و بررسی یک موضوع را اینگونه به اغتشاش تبدیل نمیکردند. از طرفی اگر این قشر اگر اهل گفتوگو بودند، پای صحبتهای منطقی سخنگوی دولت مینشستند و اجازه پاسخ به سؤالات را به او میدادند. اگر آنها اهل گفتوگو بودند، از ابتدا دست به اغتشاش و خرابکاری نمیزدند. مشخص است که این عناصر نه اهل گفت وگو هستند، نه بهدنبال حقوق زنان هستند، نه دلشان برای مهسا امینی سوخته است و نه اینکه هدفی غیر از تخریب و نا امنی در سر میپرورانند؛ بنابراین همانطور که دستگاههای امنیتی کشور اعلام کردند، تنها راه برای مهار این افراد مقابله جدی نظامی و قضایی و امنیتی با آنهاست. از طرفی امروز مردم و جوانانی که اعتراض منطقی به شرایط کشور دارند راه خود را از این قشر جدا کردهاند و برای این معترضان نیز طبیعتا فضاهای گفتوگو ایجاد خواهد شد. در عین حال امنیت مردم نباید در اثر سهلانگاری و مدارا با عناصر اغتشاشگر مورد خدشه قرار گیرد.»
گفتوگوی حاکمیت و مردم به مقطع و شرایط خاص تعلق ندارد
حسین کمالی، دبیرکل حزب کار و وزیر کار و امور اجتماعی دولتهای ششم، هفتم و هشتم، نیز در این بررسی «اصفهان زیبا» به بیان نکاتی پرداخت که در ادامه میخوانید. او بیان اینکه مبنای رسیدگی به اعتراض در جوامع علمی، بر اساس ریشه یابی اعتراضها و علل و عوامل تأثیرگذار بر تشدید آنها صورت میگیرد، گفت: «زمانی که اعتراضی در جامعه شکل میگیرد، باید بهدنبال حل مسئله گشت؛ چراکه عوامل متعددی دستبهدست هم میدهند و ناگهان در شکلهایی که اصلا انتظار نمیرود، ظاهر میشوند.» کمالی با اشاره به اینکه ریشه برخی از نــاآرامــیها در سطــح جــامعـــه به چالشهای فرهنگی برمیگردد، افزود: «مسئله حجاب نیز یک مسئله فرهنگی است و بخش فرهنگی کشور باید باتوجه قراردادن ارزشهای دینی و استفاده از آنها این موضوع را حل کند. برای مثال حاکمیت میتواند از باب فرهنگی به مسئله حجاب ورود کند و مردم را متقاعد به پذیرش هنجارها و ارزشهای اسلامی و دینی کشورمان کند؛ حوزهای از کشور که برخلاف بودجه فرهنگی بسیاری که برای آن در نظر گرفته میشود، همچنان درگیر مشکلات است.» او ادامه داد: «در حال حاضر آسیب دیدن مردم در سطح جامعه و همچنین نیروهای نظامی و انتظامی تفاوتی با یکدیگر ندارد و هردو به ضرر جامعه و آینده کشور است. همه این افراد فرزندان ملت هستند و اختلافات و عدم اتحاد در جامعه هیچ اثر مثبت و مفیدی به همراه نخواهد داشت و در واقع بستر ساز تحقق اهداف دشمنان است.»دبیر کل حزب کار به الزامات گفتوگوی میان مردم و حاکمیت نیز اشاره کرد و گفت: «ما نباید حاکمیت را جدای از مردم فرض کنیم. گفتوگو میان این دو به یک مقطع و شرایط خاصی تعلق ندارد. همیشه و در همه زمانها این گفتوگو باید در جریان باشد و نظرات مردم توسط مدیران و نمایندگان مردم به حاکمیت انتقال داده شود.»