حداقل از ابتدای دهههشتاد تا به امروز، سینمای ایران خلأهای عمیقی در برخی از ژانرهای سینمایی به خود دیده است. چه ژانرهایی که مانند ژانر کودک، دفاع مقدس و اکشــن زمـــانـــی تکثـــر خـــوبی داشتنـد و بهیکباره کاهش معناداری را تجربه کردند و چه ژانرهایی مانند ژانر وحشت، فانتزی، علمیتخیلی و بیوگرافی که اساسا هیچگاه قلمرو خوبی در سینمای ایران پیدا نکرده و مورد استقبال قرار نگرفتند. این خلأ در سینمای ایران بهمرورزمان بزرگتر و پررنگتر نیز شد. در اواخر دهههشتاد و بهواسطه موفقیت فیلمهای فرهادی در جشنــوارههــای خــارجـــی، نگــاه همـــه سینماگران بهسمت سینمای آپارتمانی و اجتماعی معطوف گشت. این اتفاق باعث شد که همان اندک فیلمسازانی هم که با نگاه تجربی به سراغ برخی ژانرهای کمتــرپــرداختــهشـــده میرفتــنــد، بــاوجود استقبال مدیران و جشنوارهها ازایندست فیلمها، بهسمت سینمای بهاصطلاح اجتماعی روی بیاورند؛ اما برخی دیگر از فیلمسازان نیز که علاقه و توانایی کار در ژانرهای اجتماعی را نداشتند، سعی کردند فیلمهایی با درونمایههای طنز و کمدی بسازند که در اکثر قریب بهاتفاق آنها هیچ نشانی از رنگوبوی طنز یافت نشده و بیشتر آثاری با موضوعات سخیف جنسی و غیراخلاقی هستند. این فیلمها بهدلیل فروش بالا و گیشه خوب، مدتزمان زیادی بهعنوان یک ژانر مهم در اولویت انتخاب سرمایهگذاران قرار گرفتند و یک دوقطبی نهچندان جذابی بین ژانر کمدی و اجتماعی در سینمای ایران به وجود آوردند. همین اتفاق باعث شد تا باقی ژانرهای سینمــایی دیگــر همچــون ژانـــر فانتزی، وحشت و تخیلی با وجود جذابیت و قدرت در فیلمنامه و بازی خوب بازیگران، اکثرا در گیشه شکست بخورند و موجب سرخوردگی عوامل سازنده آن شود. کسی چشمداشت بدی به فروش بالای فیلمهای کمدی یا اجتماعی در سینمای ایران ندارد؛ چراکه رونق صنعت سینما در ایران به همین گیشههای پرفروش وابسته است؛ اما اینکه این استقبال در صورتی اتفاق میافتد که فیلمهای خوب و قوی با مضمونهای درست و آموزنده مورد بیمهری قرار میگیرد و باعث بیانگیزهشدن فیلمسازان هنرمند شود، بهمرورزمان اثرات جبرانناپذیری در فرهنگ و سواد علاقهمندان به سینما خواهد گذاشت؛ اتفاقی که بیشتر ریشه در تصمیمگیری و ریلگذاریهای تاریخی مدیران دارد؛ چراکه از همان ابتدای ظهور فیلمهای اجتماعی، جشنوارههای داخلی علاقهمندی و ذوقزدگی خود را در قبال سینمای اجتماعی نشان داده و با سیاستگذاری غلط باعث شدند تا تعدادی از همین فیلمها باوجود ناشایستگیشان مورد استقبال قرارگرفته و همچون ماری در آستین، حواشی بسیاری برای هنر هفتم به وجود آورند؛ چراکه علاقهمندی اکثر فیلمسازان برای ساخت فیلمهایی با موضوعات اجتماعی سیاه باعث شد تا تصویر همیشگی سینمای ایران در جشنوارههای جهانی نیز محدود به همین فیلمهای تلخ اجتماعی شود و از مردم ایران تصویری نهچندان درست و حقیقی در ذهن مخاطبان جهانی به یادگار بگذارد. در بخش کمدی نیز با در اختیار قراردادن سالنها و سانسهای مناسب به این دست فیلمها، اکرانهای خصوصی پرزرقوبرق، تبلیغات گسترده، سوقدادن مهندسیشده مخاطبــان بــهسمــت فیلــمهـــای طنــــز، سرمایههای کلان و رانتهای بسیار، باعث ساخت تعداد زیادی فیلم بهظاهر کمدی شد که بیشتر از آنکه در جهت ارتقای ارزش سینمای ایران مؤثر باشند، ضربهای سخت و جبرانناپذیر به بدنه آن زدند.این اتفاق در سالهای اخیر به پاشنه آشیل سینما تبدیل شده و تا صحبت از کمبود گونههای مختــلف هم بهمیـــان میآیـــد، پای نبود نیروی متخصص، عدم برگشت سرمایه و ممیزیهای بسیار به موضوع بحث باز میشود.اما به نظر میرسد که پشت تمام این بهانهها و دلایل عنوانشده، مهمترین عامل بهتولیدنرسیدن فیلمهای سینمایی در ژانرهای مختلف دیگر، همان ریسکپذیرنبودن سرمایهگذاران خصوصی و بیتوجهی مدیران دولتی به حمایت از استعدادها و تفکرات نو و خلاقانه باشد.بسیاری از فیلمسازان جوان ایرانی ذهنی خلاق و توانا برای ساخت فیلمهای متنوع در ژانرهای گوناگون دارند؛ اما بهدرستی از سوی مدیران و سرمایهگذاران حمایت نمیشوند. نمونه موفق آن هم فیلم خوب «پوست» است که در ژانر ماورایی و وحشت توسط دوجوان فیلمساز مستعد و خلاق ساخته شد و با وجود ناشناختهبودن بازیگرانش مورداستقبال نیز قرار گرفت. فیلم «بدون قرار قبلی» نیز در ژانر دینی و ملی با گیشه قابلقبولی مواجه شد و توجه جشنوارههای خارج از ایران را نیز به خود جلب کرد. انیمیشن جذاب و پرطرفدار «پسر دلفینی»، فیلم ماورایی «زالاوا»، فیلم خوب «سرخپوست» با بازی نوید محمدزاده همگی از آن دست فیلمهایی بودند که بدون قرارگرفتن در ژانر اجتماعی یا کمدی، به جایگاه خوبی در بین مخاطبان خود رسیدند. وجود این چند نمونه موفق نشاندهنده آن است که سینمای ایران در نیروی متخصص و خلاق و باسواد کمبودی نداشته و اگر سیاستگذاریهای درست و حمایتهای لازم از آن به عمل آید، میتواند در ژانرهای مختلف خودی نشان داده و از فیلمهای خشن و سیاه یا کمدیهای بیهویت فاصله بگیرد.
ژانرهای گمشده سینمای ایران
یکی از عــوامــل مهـــم رشــد سینمــا در هر کشور، وجود تنوع ژانر در بین فیلمهای مختلف است؛ مسئلهای که بهندرت در سینمای ایران به آن توجه میشود؛ چراکه سالهاست سینمای ما محدود به دوژانر کمدی و ملودرام اجتماعی شده و این مسئله زمینه را برای فاصلهگرفتن قشر عظیمی از مخاطبان و علاقهمندان از پرده نقرهای مهیا کرده است؛ البته که بحث کمبود تنوع ژانر بحث جدیدی نیست.
نوشته شده توسط:
شیما اسماعیلی
در
در فرهنگ,هنرهای تصویری |
دیدگاه بسته شده