برادر شهیدم

دلنوشته ای هر چند ناقص تقدیم به محضر شهدای عملیات محرم بویژه 370 کبوتر خونین بالی که در روز 25 آبان ماه سال 1361 بر دستان مردم ولایتمدار شهر شهید پرور اصفهان به پرواز در آمدند مردمی که در این پدیده بی نظیر وغم بسیار سنگین  همچون راست قامتان جاودانه تاریخ خم به ابرو نیاورده با تبعیت از ولی امر مسلمین  تا پایان دفاع مقدس وتا به امروز از نهال انقلاب وکشور اهل بیت عصمت وطهارت  یعنی ایران اسلامی دفاع کرده ودفاع می کنند .

 
بسم الله الرّحمن الرّحیم
 
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ «1» وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ «2» وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ «3» قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ «4» النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ «5» إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ «6» وَ هُمْ عَلى‌ ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ «7» وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ «8»
 
سوگند به آسمان و برج هایش و قیامت و عظمت و پیامبرانش و سوگند به شهیدان شاهد و همه خلائقی که در محضر حضرتش قرار خواهند گرفت، فتنه گرانِ تفرقه افکن،آتش افروزانِ اغتشاشگر و شکنجه گر و نیز نظاره گران بر صحنه های جانسوز سوختن مؤمنان، به طور قطع نابود و به قعر جهنم خواهند رفت زیرا آن شجره های خبییثه، از مؤمنان انتقام نمی گیرند مگر به جرم اینکه آن آزادگان به خدای عزیز و حمید ایمان دارند. 
 
آری برادر شهیدم تو مانند همه شهیدان راه حق، از هابیل تا شهداء صدر اسلام و تا قله شهادت و ایثار، یعنی شهداء دشت کربلا وحدود 250 هزار شهید انقلاب اسلامی و همچنین حدود 214 هزار شهید دوران دفاع مقدس با خدا معامله کرده و به حق پیوستی. براساس کلام الله مجید زنده ای و در جوار حضرت رب الارباب، متنعّم. چنانچه در قرآن کریم آمده است. وَلاتَحْسَبَنَّ الّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ الله ِ اَمْواتاً بَلْ أَحْیآءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.
 
به فرموده حضرت امام راحل عظیم الشّان «‏‏اگر نبود برای شهدا در راه خداوند مگر این آیۀ کریمه، در‏‎ ‎‏معرفی مقام بلند پایۀ شهدا، کافی بود. …..شرف بزرگِ شهدای در راه حق، «حیات عندالرّب» و‏‎ ‎‏ورود در «ضیافة الله » است. این حیات و این ضیافت را با قلم های‏‎ ‎‏شکسته ای مثل قلم من نمی توان توصیف و تحلیل کرد، این حیات‏‎ ‎‏و این روزی غیر از زندگی در بهشت و روزی در آن است. این‏‎ ‎‏لقاءالله و ضیافة الله می باشد. آیا این همان نیست که برای صاحبان‏‎ ‎‏نفس مطمئنه وارد است ‏‏فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی‏ که فرد بارز‏‎ ‎‏آن سیّد شهیدان ـ سلام الله علیه ـ است. اگر آن است، چه مژده ای‏‎ ‎‏برای شهیدان در راه مرام حسین ـ علیه السلام الله ـ که همان‏‎ ‎‏سبیل الله است، از این بالاتر که در جنتی که آن بزرگوار شهید‏‎ ‎‏فی سبیل الله وارد می شود و در ضیافتی که آن حضرت حاضرند، به‏‎ ‎‏این شهیدان اجازۀ دخول دهند که آن غیر از ضیافت های بهشتی‏‎ ‎‏است و آنچه در وهم من و تو و شما نیاید، آن بُوَد.‏
 
 و به فرموده امامِ حاضر ما و زعیم امت اسلام، امام خامنه ای عزیز، « شهادت، یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی و میهمان شدن بر سر سفره‌ ضیافت الهی. آنها که شهید شدند، به حد اعلی و اوفی رسیدند. شهادت، گل خوشبو و معطری است که جز دست برگزیدگان خداوند در میان انسان‌ها، به آن نمی‌ رسد.»
 
برادرم تو و همة شهیدانِ شاهد، مصداق ستارگان درخشان و روشنگر راه ما خاکیان هستید. خاکیانی که همواره در چنبره دنیای نفسانی خود گرفتار بوده و ناگزیر در شب تاریک جاهلیت مدرن و حاکمیت فضای مجازیِ یله و بی شعور سیر می کنیم؛ فضایی که راهِ بی راهه، راه بی رهبر و راه شیاطین سکولار را القاء می کند و اگر از نور هدایت شما برخوردار نباشیم به قهقرا خواهیم رفت.  در حالی که اگر به فرموده امام خامنه ای عزیز یاد شهدای بزرگوار و یاد صحنه‌های پرشور انقلاب و جنگ تحمیلی را زنده نگه داریم به فضل پروردگار .. چنان عظمتی از اسلام و مسلمین آشکار خواهد شد که دیگر حقیقت و واقعیتی برای استکبار جهانی باقی نخواهد ماند و دیگر استکباری وجود نخواهد داشت.
 
برادرشهیدم شهادت، مرز زمین و آسمان بوده و شما شهدا، مرزبانان خاک نشینان و افلاکیان و هماره عامل بیداری انسان هستید و اگر چه رفتید امّا رسالتی از جنس آگاهی و حرکت را بر دوش ما باقی گذاشتید؛ لذا ما هیچ وقت با شهدا  خداحافظی نمی کنیم. ما می خواهیم ادامه دهنده ی راه شما باشیم. گر چه آن روزها که شوق شهادت به سینه بود، توفیقمان نبود که شبیه شما شویم. رفتید تا همچو پرستو رها شوید. ماندیم ما که همسفرجاماندگان شویم. ای کاش می شد از لبتان ساغری زنیم. تا همنشین و هم نفس آل عبا شویم. رفتید، خوش به حال شما، یادمان کنید . شاید که با نسیم دعاتان دردهامان دوا شود.
 
 برادرشهیدم؛ خوب میدانی بعد از پر کشیدنتان به سوی آسمان، در شهر شهیدان اصفهان چه گذشت. موقعی که در جمع370 کبوتر خونین بال، بر فراز دستان عاشقان ولایتمدار، پرچم مقاومت و پیروزی بر کفر جهانی را در منطقه برافراشته و پیام نصرٌ من الله و فتحٌ قریب را به سراسر گیتی مخابره نمودید و حماسه بی بدیل تاریخ را رقم زدید؛ همچنانکه امام خمینی (ره) می فرماید:«در کجای دنیا جایی را مثل اصفهان پیدا می‌کنید که … 370 شهیدش را تشییع کردند. همین ملتِ شهید داده همچنان بر خدمت خود به اسلام ادامه می‌دهند.»
 همچنین امام خامنه ای در دیدار جمعی از مردم اصفهان در سالروز حماسه 25 آبان در سخنانشان، حماسه ایثار مردم اصفهان را در 25 آبان سال 1361، مصداق دیگری از سرافرازی در امتحانات الهی برشمردند و افزودند: «در آن روز عظیم، مردم اصفهان همزمان با تشییع 370 شهید، هزاران نفر دیگر از جوانان رشید خود را راهی جبهه‌ها کردند و نماد برجسته‌ای از ایثار و سرافرازی آفریدند.»
 
برادرم  تو خوب می دانی قبل از انقلاب اسلامی هیچ کشوری در جهان وجود نداشت که حکّام آن کشور، مؤمن واقعی به خدا و اصول و فروع دین مبین اسلام باشند. چنانچه اگر هر کشوری را به مثابه یک کشتی تلقی کنیم، همة ناخداهای آن              کشتی ها، تحت امر کدخدای شرق وغرب بودند؛ هیچ ناخدائی به فرمان خدای یکتا نبود و کشتی مربوطه را به سمت خدا هدایت نمی کرد. بر روی این کرة زمین، تنها کشوری که ناخدای آن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با پرچم حقیقیِ                    لا اله الا الله بر خلاف ناخدایان شرق زده و غرب زده کشتی اش را بسوی الله هدایت کرد، ناخدای ایران اسلامی یعنی            امام خمینی (ره) بود. از این رو  بدیهی بود که جهان استکبار و ایادی آنها در غرب وشرقِ عالم، تمام تلاش و همّت خود را برای  هم جهت و همراه کردن کشتی ایران اسلامی با خود و یا غرق نمودن آن به کار بندند. لذا از همان روزهای بعد از جمعة خونین 17 شهریور 57 و بخصوص از هنگام فرار شاه ملعون، زمانی که آثار و علائم شکست و سقوط رژیم دست نشانده، سر سپرده، دیکتاتور و دین ستیز پهلوی   قطعی گردید و نیز پیروزی انقلاب اسلامی آشکار شد امید غرب برای حفظ رژیم پادشاهی در ایران به یأس مبدل گشت. از همین زمان بود که سناریو و توطئه های نرم، نیمه سخت و سختِ         طراحی شده در اتاق های فکر مستکبرین با محوریت لانةجاسوسی بویژه اشخاصی مانند ژنرال هایزر یکی بعد از دیگری به صحنه می آمد و با عنایت خدا، هدایت حضرت امام و مقاومت امت شکست می خورد. در عین حال فتنه های ملی گرا ها، نهضت آزادی،کمونیست ها و منافقین با حمایت آمریکا و صهیونیست ها، برای ایجاد انحراف در حرکت نهضت و ممانعت مزوّرانه ازشکل گیری نظام واقعی اسلامی در کشور ایران و هارتلند جهان شروع شد. «بدیل»‌ها یکی پس از دیگری به میدان آمدند تا تحول درونی ایران به پیروزی انقلابی اسلامی منجر نشود. از دل تبلیغات و ماجراهای انحرافی ماسیونرها و صهیونیست ها، در نهایت «شاپور بختیار» بیرون آمد. او با شعار تغییرات بنیادین در ایران و تغییر نظام شاهنشاهی سلطنتی به مشروطه در روز 26 دی ماه 1357کار خود را شروع کرد. شاپور ‌بختیار وظیفه داشت با شعار مصدق ـ شاه سلطنت کند نه حکومت ـ ،انقلاب اسلامی را 25 سال به عقب برگرداند و فرصتی ایجاد کند تا ریشه‌های فکری انقلاب بخشکد.
 
 فتنه گران و جریانات انحرافی ملی‌گرا و منافق با پیروزی انقلاب و مطرح شدن جمهوری اسلامی، به‌عنوان نسخه جایگزین رژیم پهلوی اعلام کردند که «جمهوری اسلامی نامفهوم است» ویکصدا خواستار به رأی گذاشتن «جمهوری دمکراتیک اسلامی» یعنی یک حکومت التقاطی و برخاسته از مدل‌های رایج در دو اردوگاه کاپیتالیسم و کمونیسم شدند؛ اما حضرت امام خمینی(ره) که از این نغمه شوم احساس خطر می‌کردند، در مقابل آنها ایستادند و ضمن سرزنش شدید آنان و ابراز تأسف از طرح این مسایل فرمودند:«جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر».
 
 وقتی جمهوری اسلامی به‌عنوان مدل حکومتی ایران به تصویب، 2/98 درصد از جمعیت واجدان شرایط رأی یعنی 055/147/20 نفر رسید از یک طرف مشخص شد که تنها 8/1 درصد از مردم به جمهوری اسلامی رأی آری نداده‌اند و قطعاً همه‌ی آن‌ها هم پیرو گروهک‌های ملی‌گرا یا منافق نبودند. این واقعیت، بی‌ریشه بودن این گروهک‌ها را به اثبات رساند و از طرف دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی مطالبه عموم مردم و رهبری انقلاب است. 
 
فتنه دیگر، فتنه دو قطبی خلق مسلمان بود که از یک سو پایه‌ای در مرجعیت داشت ـ یعنی تقابل آیت‌الله شریعتمداری با حضرت امام خمینی(ره) ـ و از سوی دیگر پایه‌ای در نظام‌سازی داشت؛ یعنی تقابل حزب خلق مسلمان به رهبری شریعتمداری با حزب جمهوری اسلامی به رهبری شهیدآیت‌الله بهشتی ـ .
 
 این تقابل بلافاصله پس از پیروزی انقلاب شروع شد.عناصر منافق و غرب‌زده ذیل نام حزب خلق مسلمان و آیت‌الله شریعتمداری، اسفندماه 57 تبریز را به آشوب کشیده، چندین نفر را کشتند و صدا‌ و سیمای این شهر را به تصرف در آوردند. با اعلام انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در تاریخ 12 مرداد 58، این حزب انتخابات را تحریم کرده و پس از اعلام نتایج، حزب جمهوری اسلامی را متهم کرد که با تقلب اکثریت مجلس را به‌دست آورده و این اولین ادعای تقلب در جمهوری اسلامی است. پس از آن با طرح اصل ولایت‌فقیه در مجلس خبرگان، بار دیگر درگیری این حزب با انقلاب شروع شد.
 فتنه گران این جریان انحرافی به همراه آمریکا، فرانسه، انگلیس، عوامل رژیم سلطنتی و جریان ملی‌گرا وابسته به شاپور بختیار در سال 59 دست بکار یک توطئه کثیف و جنایتکارانه دیگر یعنی کودتای خونین نوژه  شدند. و در این بین آنان موفق به اخذ تأییدیه ای از آیت‌الله شریعتمداری شده بودند که بر مبنای آن قتل صدها نفر از مردم ایران از جمله به شهادت رساندن حضرت امام خمینی توجیه مذهبی و قابل قبول داشته باشد. اما عناصر متدین پادگان شاهرخی ـ نوژه ـ که موفق به شناسایی کودتا شده بودند به موقع وارد عمل شدند و از این رو عوامل کودتا در روز کودتا ـ 18 تیرماه 59 ـ دستگیر شدند  این جریان دو سال پس از کشف کودتای نوژه، بار دیگر در اردیبهشت 1361 دست اندرکار اجرای یک کودتای دیگر با محوریت شریعتمداری و صادق قطب زاده شد که این توطئه وفتنه هم با عنایت امام زمان (عج) خنثی گردید . 
 
برادرم تا قبل از شهادت شما چنانچه می دانید فتنه های متعدد دیگری مانند فتنه چریک های فدایی خلق، مجاهدین خلق  با همدستی بنی صدر و به شهادت رساندن حدود 17 هزار نفر از مردم این مرز وبوم بویژه انفجار حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری و به شهادت رساندن کثیری از نخبگان سیاسی – اجتماعی از جمله شهدای محراب انجام شد . همچنین فتنه گروهکهائی مانند گروه فرقان در مرکز وشهرها، خلق کرد در کردستان، خلق ترکمن در ترکمن صحرا، خلق عرب در خوزستان، خلق بلوچ در سیستان و بلوچستان ، و نیز فتنه جدا کردن مردم از روحانیت توسط گروهک‌های منحرفی نظیر جنبش مسلمانان مبارز شکل گرفت . جریان چپ‌گرای داخل نظام با محوریت بهزاد نبوی نیز فعال شد و البته برای اینکه این خط انحرافی با مانع جدی مواجه نشود، خود را «خط امام» معرفی می‌کرد و به روحانیت  اصیل مارک «راست» و «اسلام آمریکایی» می زدند و با غیرانقلابی خواندن فقه رایج در حوزه ، تلاش می‌کردند تا تصویر ارتجاعی و ضد‌مردمی از فقه و فقهاء شیعه که به تعبیر حضرت امام استوانه‌های اسلام بودند، ارائه کرده عملاً جامعه را از اسلام و مبانی تشیع جدا نمایند اما موقعی که دشمنان شرقی وغربی، کدخدایان وعواملشان با اجرای تمام این فتنه ها  واغتشاشات متعدد وهمه روزه شهید نمودن چهره های شاخصی همچون شهید مطهری و… نتوانستند به اهداف خود برسند  به موازان ایجاد فتنه های پی در پی جنگ جهانی رابا سرکردگی صدام عفلقی به ایران مظلوم تحمیل نمودند که مردان و زنان ولایتمدار ایران اسلامی با تبعیت از امام خود وحضورعاشقانه در جبهه ها وانجام عملیاتهای متعددی مانند: عملیات فرمانده کل قوا، ثامن الائمه، بیت المقدس، فتح المبین، طریق القدس، رمضان و محرم  ، صدامیان وجبهه مشترک کفر جهانی را با شکست مفتضحانه ای در نبرد زمینی مواجه ساختند.
 
برادر شهیدم ؛ بعد از شهادت شما در عملیات محرم ، حماسه بی نظیری با حضور 370 تن پیکر مطهرتان در 25 آبان سال 1361در اصفهان آفریده شد و همچنان جبهه نبرد حق وباطل تاکنون با شدت وپیچدگی خاص خود ادامه دارد . ای شهید عزیز ،اگر چه شاهد بر همه اتفاقات بعد از خود نیز بوده و هستید، اما مفتخرم در فرصت پیش آمده در چهلمین سالگرد شهادتت با بخشی از دلنوشته هایم، پیرامون آنچه بعد از شما برما گذشت اشاره نمایم تا همه بدانند و بدانیم که اگر به وصیت شهداء عمل نموده و درپیروی از ولی امر مسلمین صبور وبا استقامت باشیم دست مبارک امام زمان (عج) بر سر ما خواهد بود وهمواره بر دشمنانمان پیروز وتمدن نوین اسلامی را شکل خواهیم داد لذا در ابتدا به بخشی از آنچه در جنگ تحمیلی گذشت اشاره کوتاهی خواهم داشت وآنگاه سیری گذرا بر فتنه های بعدی .  
 
   برادرم اگر چه شهادت شما وحدود 1200 نفر از بهترین بندگان خدا در عملیات محرم وتشییع 370 نفر از آنان در یک روز و در یک شهر برای ما بسیار سنگین بود اما ایمان و استقامت امام و امت آنچنان بود که خم به ابرو نیاورده بلکه با عزمی راسختر از گذشته به راه شما که جهاد و مقاومت در راه خدا  بود بسوی قله ایمان ادامه دادیم. در جبهه نظامی و در جنگی که 2 برابر جنگ جهانی اول، 5/1 برابر جنگ جهانی دوم و3برابر جنگ کره یعنی 2887 روز با 1000 روز نبرد فعال  به طول انجامید و بیش از 160 عملیات بزرگ، متوسط وکوچک از جمله : والفجرها، کربلاها، بیت المقدس ها، فتح ها،عاشوراها، نصرها ، خیبر، بدر و قادر را با پیروزی وسربلندی پشت سر گذاشتیم  و قرار بود با سرنگونی صدام توسط رزمندگان اسلام این معرکه خاتمه یابد که با ترفند و توطئه دیگری ناگزیر به پذیرش قطعنامه 598  شدیم و به رغم هشدارهای امام خمینی (ره)حرکت رزمندگان اسلام اندکی متوقف شد که بار دیگر با یک هجوم خائنانه از سوی دشمن بعثی در جبهه ها که تا نزدیکی اهواز به پیش تاختند مواجه شدیم اما با حضور به موقع رئیس جمهور وقت و امام جمعه تهران یعنی امام خامنه ای عزیز وگسیل شدن عاشقان امام خمینی (ره) به جبهه ، هجمه بعثی های جنایتکار نا کام ماند.
 همچنین به موازات تهاجم دشمن،  لشکری از منافقین مزدور را با مدرنترین تجهیزات با این امید که ظرف 48 ساعت جمهوری اسلامی را ساقط نمایند از سر پل ذهاب به سمت کرمانشاه و مرکز کشور روانه ساختند اما خدا بار دیگر به مددمان آمد و بر اساس این آیه شریفه: یاأَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْکُمْ أَيْدِيَهُمْ فَکَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 11 مائده(    اى کسانى که ایمان آورده اید، نعمت خدا را بر خود، به یاد آورید آن گاه که گروهى آهنگ آن کردند که به سوى شما دست دراز کنند و شما و آیینتان را نابود سازند، پس خداوند دستشان را از شما بازداشت و از خدا پروا کنید و پیمان هاى او را نشکنید، و مؤمنان باید در امر دین و دنیاى خود تنها بر خدا توکّل کنند. ( امور خود را در تکوین و تشریع به او وانهند.  ) و نیز بر اساس آیه 3 سوره طلاق مبنی بر وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ (و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى‌دهد و هر كس بر خدا توكل كند، او برايش كافى است. همانا خداوند كار خود را محقق مى‌سازد. همانا خداوند براى هر چيز اندازه‌اى قرار داده است )، از راه بی گمان  در تنگه چارزبر، مجاهدین عراقی را در مقابل منافقین مزدور آمریکائی قرار داد که بسیاری از منافقین به درک واصل و یا دستگیر شدند وکید و مکرشان را به خودشان باز گرداند و در نهایت، این نظام جمهوری اسلامی ایران بود که پس از 8سال نبرد نابرابر با استکبار جهانی به پیروزی رسید و بر خلاف تمامی حاکمان قبلی ایران طی سالیان دراز، نظام متکی به ولایت فقیه یک وجب از خاک ایران را از دست نداد. بلکه دفاع مقدس درس و تجربه ای شد که پیروزی به پشتوانه ایمان، صبر و مقاومت حاصل می شود و نیز عبرتی شد برای دشمنان ما که هیچگاه تصور کوچکترین تعرضی را به این کشور امام زمان (عج) نداشته باشند.
 
برادرم؛ اما اشاره ای هم به فتنه هائی که بعد از شهادت شما رخ داد : 
 
 به موازات ادامه جنگ تحمیلی و بعد از آن تاکنون نیز دهها فتنه ای که هر کدام می تواند نظام وحکومتی را ساقط کند بر نظام مقتدر و مظلوم جمهوری اسلامی ایران روا داشتند؛ از جمله فتنه سازمان منافقین خلق بود که پس از عروجی ملکوتی شما نیز روز به روز با خباثت بیشتر،  دریوزگی ذلیلانه بیشتر و بیشتر، با حمایت مستکبرین جهانی و عواملشان به فتنه گری و جنایت ادامه داده و می دهند.
 
 فتنه دیگر، فتنه منافقین جدید با محوریت سید مهدی هاشمی معدوم شکل گرفت و در تمام ارکان و زوایای نظام، نفوذ پیدا کرد و خسارت های جبران ناپذیر ی به نظام مقدس جمهوری اسلامی تحمیل نمود.اما به لطف الهی وعنایت حضرت مهدی (عج) چشم فتنه در زمان حضرت امام خمینی (ره) از حدقه بیرون آمد. 
 
فتنه مهمتر از فتنه های قبلی فتنه حلقه کیان ؛ متشکل از عناصری با رویکرد مارکسیستی، کاپیتالیستی، سکولاریستی، و سازمان مجاهدین خلق بود که با همراهی بعضی از اعضاءسازمان  مجاهدین انقلاب،  عناصری از منافقین جدید، لیبرال ها و …، شکل گرفت  .البته این فتنه با اتکاء به اندیشه های عبدالکریم سروش و نیز حمایت آقای هاشمی رفسنجانی، درحوزه مسئولیتی آقای سید محمد خاتمی  به عنوان نماینده امام در روزنامه کیهان رخ نمود. عناصر اصلی این حلقه با نفوذ در تمام ارکان نظام و حوزه های(خارجی و داخلی) فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی،اجرائی، تصمیم گیری وتصمیم سازی کشور نقش محوری داشتند.  حلقه کیان با محوریت ماشاءالله شمس‌الواعظین و… زیر چتر سید محمد خاتمی که با هویت عمدتاً فرهنگی شکل گرفت . نشریه کیان و مجله فمینیستی «زنان» به مدیر مسئولی شهلا شرکت و مهرانگیز کار -همسر سیامک پورزند که بعدها ارتباط او با سازمان جاسوسی آمریکا کشف و اسناد آن منتشر گردید فعالیت می کردند که مهمترین وظیفه‌شان ایجاد سرپل برای همه جریانات چپ، راست، منافق و سلطنت‌طلب مخالف نظام جمهوری اسلامی بود . فعالیت این گروه اگرچه رنگی کلامی داشت ولی کاملاً سیاسی عمل می‌کردند و زدن ریشه‌های نظام دینی مهمترین مأموریت این گروه بود. این گروه با نیروهای منحرف درون نظام که بخصوص در وزارت خانه‌های ارشاد و علوم لانه کرده بودند، در ارتباط مستقیم و مستمر بودند و افرادی نظیر رمضان‌پور، ابطحی، تاج‌زاده، سحرخیز، و … از موضع دولت و با بودجه دولت آنان را مورد حمایت قرار می‌دادند.
همسو با حلقه کیان در بخش‌های دیگر، حلقه‌های انحراف دیگری به وجود آمد. این حلقه‌ها شامل حلقه‌ی سلام به کارگردانی سید محمد خوئینی‌ها، حلقه مرکز مطالعات استراتژیک به کارگردانی سعید حجاریان، حلقه‌ی مجاهدین انقلاب با محوریت بهزاد نبوی و مصطفی تاج‌زاده، حلقه همشهری با مدیریت محمد عطریانفر، حلقه ملی مذهبی با رهبری عزت‌الله سحابی، حلقه وزارت علوم با محوریت هادی خانیکی، حلقه‌ی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران با محوریت هادی سمتی و حسین بشیریه، حلقه قم با محوریت دفتر آقای منتظری، حلقه حوزه هنری با مدیریت محمد علی زم و بازیگری عناصری نظیر محسن مخملباف، حلقه دانشگاه امیرکبیر با محوریت ابراهیم یزدی و چندین حلقه دیگر می‌شدند و همه دارای نقطه مشترک ، یعنی سکولاریزه کردن نظام جمهوری اسلامی بودند.
 
یک گزارش بیانگر آن است که از سال ـ 1368 تا 1371 ـ بیش از 100 کلوپ سلطنت‌طلب در تهران فعالیت رسمی داشتند و از سوی دولت حمایت می‌شدند این‌ها همه در ذیل این عبارت توجیه می‌شد که «ما برای ساختن ایران نیاز به کمک جهانی داریم و جذب کمک خارجی نیازمند تأمین استانداردهای فرهنگی آنان است و از آنجا که یکی از شاخص‌های دریافت وام، پلورالیزه و متکثّرکردن فرهنگ جامعه است، چاره‌ای جز تحمل فعالیت علنی مخالفان نداریم» همزمان با شروع این فعالیت‌ها هجمه به اجرای حدود الهی، هجمه به قضاء‌اسلامی، هجمه به نمادهای مذهبی و انسان‌های متدین، هجمه به نهادهای پاسدار اسلامیت و جمهوریت نظام نظیر شورای نگهبان، سپاه، بسیج و ولایت‌فقیه با شدت دنبال شد.
 
وقتی آقای خاتمی در انتخابات 76، به پیروزی رسید، همان نیروها و حلقه‌هایی که در دوره وزارت او ـ 1364 تا 1370ـ بر سکولاریزه کردن حکومت تأکید می‌کردند از یک سو به تعبیر و تفسیر خاص از آراء مردم روی آورده و از سوی دیگر به مناصب حساس نظام منصوب شدند. همچنین با پیروزی سید محمد خاتمی، عبدالله نوری از عناصر فعال حلقه‌ی دفتر آقای منتظری و مرتبط با حلقه ملی ـ مذهبی به همراه مصطفی تاج‌زاده عضو حلقه مجاهدین و مرتبط با حلقه کیان، به وزارت کشور رفتند. به همراه آنان یک تیم از نیروهای خاص سیاسی به کار گمارده شدند. بعدها معلوم شد که نوری و تاج‌زاده وزارت کشور را به ستاد اصلی مهندسی تغییرات سیاسی در بنیان‌های نظام تبدیل کرده و با برپایی کارگاه‌های آموزش سیاسی و استفاده از چهره‌های تئوریک مخالف نظام ـ نظیر حسین بشیریه و حسین قاضیان ـ و با استفاده از تشکل‌های دانشجویی به سازماندهی آشوب علیه نظام مشغول شدند. در همان موقع تاج‌زاده در جلسه‌ای گفته بود: « اگر بتوانیم 15 درصد جمعیت تهران را به خیابان بکشانیم کار خود با نظام را به پایان می‌رسانیم».
 
همزمان با سیطره این افراد بر وزارت کشور، عطاءالله مهاجرانی، عیسی سحرخیز و چند چهره دیگر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفتند. این‌ها با استفاده از مطبوعات و با به‌راه انداختن موج سنگینی از روزنامه‌های مخالف نظام تلاش کردند عرصه افکار عمومی را از دست نظام خارج کنند. مصطفی معین و هادی خانیکی هم به وزارت فرهنگ و آموزش‌عالی رفتند.
 
دستور کار آنان فعال‌سازی تشکل‌های دانشجویی مخالف نظام و مرتبط کردن اساتید غیرمذهبی دانشگاه با پروژه تغییر بود. وزارتخانه‌های کشور، ارشاد و آموزش‌عالی در دوره خاتمی کارکردهای جاری خود را کنار گذاشته و تغییر محتوایی نظام را در دستور کار قرار دادند. این گروه‌ها و افراد اگر چه خود را «اصلاح طلب» معرفی می‌کردند ولی روش‌های بکار گرفته شده توسط آن‌ها روش برپایی یک « انقلاب» بود. به‌عنوان مثال در حالیکه روش اصلاح‌طلبانه با مدارای با نظام توأم است اما این‌ها جوانان و دانشجویان را به حضور ساختار‌شکنانه در خیابان دعوت می‌کردند و تظاهرات علیه اصلی‌ترین ارزش‌ها و مقدسات نظام را مقتضای آزادی و اصلاح‌طلبی می‌خواندند. این روش بعدها توسط سعید حجاریان ذیل عنوان «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» توجیه شد.
 
در دوره سید محمد خاتمی ارتباط این حلقه‌ها با مراکز خارج از کشور و از جمله محافل اطلاعاتی آمریکا وصل بود بعدها وقتی در جریان فتنه سال 88 تاج‌بخش و قاضیان دستگیر شدند اعتراف کردند که از اواسط دوره خاتمی سرپل اتصال مراکز ضد ایرانی واشنگتن با داخل ایران بوده‌اند. این اتصال جنبه ایدئولوژیک نداشت و همه طیف‌های مخالف نظام را در بر می‌گرفت.
 
کنفرانس برلین و ویترین این اتصال فراگیر بود و حضور چهره‌هایی نظیر مهرانگیزکار، اکبر گنجی، محسن کدیور، ابوالفضل بازرگان و محسن سازگارا از ایران و حضور عناصر رهبری سازمان منافقین، حضور افرادی از جریان سلطنت‌طلب و حضور افرادی از جریان‌های کمونیست نظیر چریک‌های فدایی و حزب توده و در کنار این‌ها حضور عناصر کلیدی مراکز پژوهشی سازمان سیا نظیر «رند» و عناصر ضد ایرانی اتحادیه اروپا در این کنفرانس نشان داد که جریان اصلاح‌طلب هیچ محدودیتی را برای فعالیت خود قایل نیست و مانعی بر سر راه خود احساس نمی‌کند. البته افشای ماهیت کنفرانس برلین ضربه سختی به این جریان زد.
 
بدنبال میدان دادن محمد خاتمی بعنوان رییس جمهور در 1376 به گروهک های سیاسی و فضای ساختار شکنانه روزنامه سلام و بسته شدن آن ؛ تجمع در ۱۸ تیر 1378 در خوابگاه کوی دانشگاه تهران و سپس تظاهراتی که منجر به درگیری هایی که منشا هدایت آن گروههای دوم خردادی و طرفداران رییس دولت اصلاحات بود و منجر به اشوب و حمله به مراکز حساس و نهایتا با راهپیمایی مردم در ۲۳ تیر این فتنه خاموش میشود. فتنه گرانی که شاکله آنها حلقه کیان بود ، اگر چه تو دهنی محکمی در 23 تیر 78 خوردند اما دست در دست شیطان بزرگ، سناریوی فتنه 1388 را در ابعاد وسیعتری تدارک دیدند چنانچه در فتنه 88 همه دولت‌های غربی و مراکز جاسوسی آن‌ها از جمله 17 سفارتخانه غربی مستقر درتهران حضور داشتند و این حضور هم عمدتاً علنی و شدید بود. علاوه بر آن سلطنت‌طلب‌ها، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، منافقین، نهضت آزادی، ملی‌مذهبی‌ها، گروهک‌های تروریستی نظیر تندر، پژاک و جندالشیطان- گروهک ریگی- هم حضور کاملاً فعالی در فتنه 88 داشته و بسیاری از عوامل آن‌ها هم در آشوب‌ها دستگیر شدند. علاوه بر این‌ها اوباش و فواحش و لات‌های تهران هم فتنه را همراهی می‌کردند. با این وصف اصلاح‌طلبی نقاب از چهره برداشت و نشان داد که بسیار منافق است.
 
این همراهی، هویتی ایدئولوژیک هم پیدا کرده بود. میرحسین موسوی در مناظرات انتخاباتی نظام را متهم کردکه منافع ملی را قربانی دفاع از فلسطین کرده و از فلسطینی‌ها فلسطینی‌تر شده است. چند هفته بعد عوامل نفاق و گروهک‌های مدعی اصلاح‌طلبی در خیابان‌های تهران شعار نه غزه نه لبنان سردادند.
 
میرحسین موسوی در بحث هسته‌ای، نظام را متهم کرد که با سوء مدیریت، پرونده ایران را به شورای امنیت برده است حدود دو سال بعد سایت او –کلمه- با تهدیدات غرب علیه ایران همراه شد و نوشت: «نظام باید اعتماد آمریکا را جلب کند و رهبری بدون درنگ ضمن عذرخواهی از آمریکا، همه فعالیت‌های هسته‌ای کشور را به حالت تعلیق درآورد.» میرحسین موسوی در مناظره انتخاباتی سیاست خارجی ایران در منطقه را شکست خورده خواند و مدعی شد که ایران در منزوی‌ترین دوره خود در 100 سال اخیر قرار دارد. جریان خارجی و داخلی فتنه با توهم موفقیت، هرچه را که در درون‌ داشت، بروز داد. در واقع در فتنه 88 همه دارایی جریان به صحنه آمد چرا که آنان تردیدی در پیروزی خود بر انقلاب نداشتند. از لحاظ داخلی، جریان فتنه از مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره) تا سازمان تروریستی منافقین که هزاران نفر از یاران و پیروان حضرت امام را به شهادت رسانده بود، امتداد داشت و از بعد خارجی رژیم‌های عربستان سعودی تا آمریکا را در بر می‌گرفت. همه شخصیت‌های این جریان به میدان آمدند و یکجا شکست خوردند و امروزه با یک بحران فراگیر مواجه شده‌اند.
 
آقای  هاشمی‌رفسنجانی که نوعاً نقشی در پشت صحنه داشت به غیر حرفه‌ای‌ترین شکل به روی صحنه آمد. سید حسن خمینی که بسیار محافظه‌کارانه موضع می‌گرفت، به صحنه آمد، عناصر مجمع روحانیون که سعی می‌کردند وجهه حوزوی خود را حفظ کنند، در این فتنه واقعیت واداده خود را نمایش دادند. چهره‌های تئوریسین پشت پرده‌ای نظیر کیان تاجبخش، حسین قاضیان، بهزاد نبوی و عزت‌الله سحابی به میدان آمدند. عناصر جاسوسی نظیر الهه اسفندیاری و سیامک پورزند به میدان آمدند. سفارتخانه‌های خارجی نقاب از چهره برداشتند و فعالیت‌های خلاف شئون دیپلماتیک را به نمایش گذاشتند. 
 
امام خامنه ای  در جریان فتنه 88در حالی که بعضی از نهادهای مسئول کشور دچار مسمومیت و انفعال شده بودند، وارد میدان شدند و با درایت فوق‌العاده، مسایل را به خوبی مدیریت کردند. 
 
رهبری و نظام در طول مدت فتنه، امتیازی به فتنه‌گران ندادند. فشار هاشمی‌رفسنجانی برای آزادی فتنه‌گران به جایی نرسید و رهبران فتنه روز به روز منزوی‌تر شدند. رهبری به صورت مرحله‌ای در توصیف جریان فتنه عباراتی را به کار             می بردند که امید آنان را برای تأثیرگذاری بر نظام دائماً کاهش می‌داد. نظام، رهبران اصلی فتنه را بازداشت نکرد و برای جرایم آنان محکمه‌ای برپا ننمود و محاکمه آنان را وجدانی نمود. این مسئله سران فتنه را خوار کرد و سبب به فراموشی سپرده‌شدن آنان در اذهان اجتماعی گردید و این درحالی بود که بیش از دو میلیون نفر از شهروندان تهرانی به یکی از سران فتنه رأی داده بودند.
 
امام خامنه ای در طول دوران فتنه، مراقب بودند که کارهای جاری کشور تعطیل نشود یا با تأخیر مواجه نگردد از این رو تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری و تشکیل کابینه جدید در وقت خود و با صلابت تمام انجام شد و این به خوبی نشان داد که فتنه بزرگ 88 هیچ خلل اساسی در نظام پدید نیاورده است.
بعد از فتنه 88، فتنه کوچک‌تری هم با محوریت جریان انحرافی پدید آمد و در این میان بسیاری از متدینین نگران شدند. و بیم آن می‌رفت که دولت دوم احمدی‌نژاد نتواند دوره 4 ساله را به پایان برساند که اگر این اتفاق می‌افتاد از یک‌سو داعیه شیطانی فتنه‌گران مبنی بر بطلان انتخابات، به نوعی اثبات می‌شد و از سوی دیگر نظام با خلاء و اخلال مواجه می‌گردید. از این رو و علیرغم جفایی که جریان انحرافی به رهبری کرده بود، رهبر معظم انقلاب روی حفظ و تقویت دولت تأکید کرده و مسایل این جریان را موضوعی «فرعی» و «دولت دوم» خواندند. این موضع، هم دولت را حفظ کرد، هم فتنه‌گران را ناکام کرد و هم تا حد زیادی به مهار جریان انحرافی انجامید.
 
خلاصه اینکه فتنه 88 به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات و با رمز تقلب، پیش از اعلام نتایج، ازسوی میرحسین موسوی و کروبی و….. آغاز گردید و با فریب احساسات برخی از مردم سبب اعتراضات خیابانی و سپس خسارات گسترده به مراکز عمومی و مردمی و آشوبهای وسیع گردید. فتنه ای که سران آن، تسلیم رأی مردم و قانون نگردیدند و محارب و باغی نظام اسلامی شدند و به حصر خانگی و خرید عذاب اخروی رسیدند.
 
این فتنه هشت ماهه ؛ نتیجه طراحى و برنامه‏ریزى بسیار پیچیده سرویس‏هاى اطلاعاتى و دشمنان ایران و در رأس آن آمریکا تحت عنوان انقلاب مخملین، با همراهی برخی غافلان و منحرفان بود. رهبر معظم انقلاب اسلامى فرمودند: «من بارها گفته‏ام طراح و نقشه‏کش و مدیر صحنه در بیرون از این مرزها بوده و هست، در داخل نیز با آن‏ها همکارى کردند، برخى دانسته و برخى ندانسته.» . این فتنه با راهپیمایی سراسری مردم انقلابی در 9 دی، با خسارات فراوان حقوقی و مالی پایان یافت. 
 
اگرچه اعتراضات و فتنه هائی در سالهای 96 و98 هم با هدایت سفارتخانه های غربی و همراهی گروهک های سیاسی ورشکسته و میدان داری اشرار، به بهانه گرانی های چند برابری مخصوصاً در مورد سوخت، تبدیل به آشوب های خیابانی و خسارات زیادی برکشورگردید اما تمامی فتنه های سال های مذکور، با هوشیاری امام خامنه ای عزیز و بصیرت و به صحنه آمدن مردم خنثی شدند.  
 
برادر شهیدم؛ اما اشاره ای هم به فتنه ای که در چهلمین سالگرد شهادت شما رخ داد به محضر تان تقدیم می شود:
 
همانگونه که استحضار دارید امام خمینی(ره) با پیروزی انقلاب اسلامی موازنه قدرت و نظام حاکم در جهان بین الملل را تغییر داد و توانست تمام جهان را از یک‌جانبه‌گرایی استکبار آمریکا نجات دهد؛ مردم ایران را از زیر یوغ نظام سلطه رهائی بخشد و معادله‌ای به نام مقاومت فلسطین برقرار کند. انقلاب اسلامی جلوی یکه تازی و تروریسم صهیونیستی را در منطقه  گرفت؛ باعث آزادی جنوب لبنان  از اشغال رژیم صهیونیستی شد و از هویت و کرامت مردم لبنان هم صیانت کرد. عراق  وسوریه و منطقه را از شر تروریسم تکفیری ها که می‌توانست جهان را به قرون وسطی بازگرداند نجات داد؛ انقلاب اسلامی هدیه‌ای از آسمان به مستضعفان روی زمین بود و هست. 
 
بنابراین غرب می‌داند که تا زمانی که انقلاب اسلامی قوی و توانمند باشد، پروژه صهیونیستی برای نابودی جوامع، ملت‌ها و جهان به نتیجه نمی‌رسد و از همین روست که اکثریت قدرت‌های غربی در تلاش هستند تابا تمام قدرت به ویژه قدرت رسانه‌های خود را برای هدف گرفتن انقلاب اسلامی به کار گیرند، زیرا در صورت سقوط انقلاب اسلامی است شرق و غرب به دست صهیونیست‌ها خواهد افتاد. لذا از نخستین روزهای انقلاب اسلامی ایران  انواع توطئه‌ها علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی انجام شد که نمونه بارز آن تجزیه طلبی ها وترورهای اوایل انقلاب، حمله نظامی مستقیم امریکا در طبس، جنگ تحمیلی 8ساله  و فتنه‌های دهه‌های اخیر بوده است زیرا آمریکا حضور ایران قدرتمند را مانع اجرای برنامه‌های خود دانسته و می داند. 
 
طی 43 سال گذشته جمهوری اسلامی ایران برغم اینکه در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و روابط بین الملل و بخصوص در حوزه اقتصادی تحت فشار شدیدترین تحریم ها بوده و هست، امّا در مسیر پیشرفت، تمام موضوعات  مذکور لحظه ای متوقف نشده بلکه بعد از روی کار آمدن دولت انقلابی سیزدهم و اقداماتی همچون: جراحی اقتصادی، پیوستن جمهوری اسلامی به اتحادیه شانگهای، آزاد کردن هفت میلیارد دلار از دارایی های ایران در کره جنوبی، فروش روزانه دو میلیون بشکه نفت با وجود شرایط تحریم و….،آمریکا متوجه شد که این دولت با دولت‌های دیگر فرق دارد، زیرا شعار و اقدامات این دولت، ایستادگی در برابر استکبار و عدم ذلت‌پذیری است. از این رو، زمانی که جناب آقای رئیسی اقتدار و مظلومیت جمهوری اسلامی ایران را در سازمان ملل به نمایش می گذاشت و حماسه جهانی بی نظیر اربعین توجه جهانیان را به خود معطوف کرده بود و دیپلماسی اقتصادی مانند شانگهای و …. شکل گرفته بود و مذاکرات هسته ای با شرائط مورد نظر جمهوری اسلامی به نتیجه می رسید، دشمن غربی، عبری، عربی، فتنه ای را با استفاده از انواع جنگ رسانه‌ای، ترکیبی و هوشمند و بکار گیری یگان ها و حلقه های مجرب و متمکّنی که در ستاد حلقه کیان از اوایل انقلاب اسلامی سازماندهی و تحت عنوان اصلاح طلبی، توجه بخشی از جامعه را به خود جلب کرده بود و در ایجاد فتنه ها و حوادث سالهای 1378 و 1388 و 1396 و 1398 تجربه کسب کرده بود  و در همه اقشار و دستگاه های اجرائی، قانونگذاری و قضائی کشور نفوذ کرده تاثیر گذار بودند را با رمز مهسا امینی که یکی از وابستگان به کومله بود، علیه این نظام  مقتدر مظلوم در شهریور 1401 آغاز کردند و با الگو گرفتن و نگاه به کودتای رنگین (انقلاب رنگین یا مخملی ) در سال 1375 و 1378 (۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، در دو مرحله در صربستان، در سال 1383 (۲۰۰۳)در گرجستان، در ۳ اسفند۱۳۹۲ (۲۰۰۴)در اوکراین، در سال 1393 (۲۰۰۵)در قرقیزستان ؛ که همگی با آشوب های خیابانی علیه دولت مستقر، دولت طرفدار غرب روی کارآمد . می خواستند این نظام را ساقط و نظام طرفدار و دست نشانده آمریکا و صهیونیست ها را در ایران نیز روی کار آورند و لذا با استفاده از فضای ولنگار مجازی علناً و رسماً به نوجوانان این مرز و بوم فساد و ساخت انواع سلاح و ایجاد آشوب را آموزش داده و    می دهند که‌ این امر نشان دهنده برنامه دقیق برای اغتشاش و براندازی در کشور بود و از هر وسیله وحتی کثیف ترین،  خشن ترین  و بیرحم ترین موجودات روی زمین مانند داعش برای براندازی نظام استفاده کردند و چه جنایات فجیع بدتر از جنایات صدامیان که در این سال 1401 و چهلمین سالگرد شهادت شما برادر عزیزم این مدعیان طرفدار حقوق بشر و لیبرالیسم و اصلاحات انجام ندادند که یک نمونه آن قتل  فوق العاده وحشیانه در سومین حرم اهلبیت عصمت و طهارت یعنی حضرت شاه چراغ بود اگر چه در تمامی فتنه ها از سال های اول انقلاب تاکنون با عنایت وحمایت آقا و مولایمان امام زمان (ع) و با تدبیر، سعه صدر و هدایت امامین انقلاب و بصیرت و به صحنه آمدن امت بصیر و مقاوم ایران اسلامی خنثی شده اند اما هیچگاه نباید از مکر وکینه اصحاب سقیفه بنی ساعده بعد از رحلت پیامبر اعظم اسلام  که بنام اسلام و بر خلاف امر خدا و دستور پیامبر خدا در خطبه یوم الغدیر، ولایت الهیه وحکومت خدا را از حضرت علی (ع) غصب نموده، ولیّ خدا را خانه نشین کردند و آن همه جنایت بنی امیه و بنی العباس و غیبت کبری و حاکم شدن جاهلیت مدرن بر دنیا و بر انسان تحمیل نمودند و امروز که بعد از 1400 سال خون دل خوردن ها و… ، ولایت فقیه درکشور سوق الجیشی و محب اهل بیت عصمت و طهارت یعنی ایران  شکل می گیرد، سقیفه ای دیگر تحت عنوان حلقه کیان وحلقات متصل به آن ایجاد شده  و مخصوصاً بعد از رحلت بنیانگذار نظام اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نضج گرفته، بنا دارند مجدداً سلطه استکبار را در کشور اعمال و استقلال وآزادیمان را به تاراج گذارند؛ امّا کور خوانده اند. ما با الگو گرفتن از شهیدان راه خدا بخصوص شما  370 کبوتر خونین بالی  که در یک روز بر سر دستانمان به پرواز در آمدید و چون ستارگان درخشانی در آسمان اصفهان روشنگر راهمان گشتید، هرگز از مسیر ولایت فقیه منحرف نخواهیم شد و در زیر پرچم اسلام ناب محمدی (ص)، تا توسط مقتدایمان پرچم به دست مهدی موعود نرسد از پای نخواهیم نشست تا به شما بپیوندیم. انشاءالله 
 
                                                                                                         والسّلام علی من اتّبع الهدی