عجیبتر آنکه بعضی در جایگاهیاند که شناخت عمومی از آنان وجود دارد. یا دستبهقلم هستند یا مردم تصویر و صدایشان را میشناسند؛ اما وقتی در مقام دفاع در برابر هموطنان داخلی و گزافهگویی دشمنان داخلی و خارجی هم برمیآمدند، رعایت ادب در کلامشان مشهود نبود. گسترش موسیقیهای زیرزمینی، فضای مجازی رها، استندآپکمدینهایی که از الفاظ ناشایست برای خنداندن مخاطبان خود استفاده میکنند، بهکار بردن الفاظ غیرمؤدبانه مقابل کودک و نوجوان در جمعهای خانوادگی و رواجیافتن آن، از عواملی است که این ضعف اخلاقی را موجب میشود. وقتی قبح این رفتار ریخته شود، گویی فرد بدون توجه به موقعیت و شأن اجتماعی خود، این الفاظ را در دهان میچرخاند یا بر صفحات مجازی و وب روان میسازد و آن را عاملی برای لطمهواردشدن به شخصیتش تلقی نمیکند؛البته، طبیعی است که تنزل سطح ادب در موقعیت خشم بروز و ظهور بسیار بیشتری پیدا میکند.بدزبانی آثار سوئی را بهدنبال دارد. بیادبی در هر موقعیتی، انزجار بهوجود میآورد؛ یعنی طرف مقابل نـاراحت میشــود و تمـایـل بـه ادامــه گفتوگوی با گوینده را از دست میدهد. وقتی این رفتار بارها تکرار و مخاطب بارها رنجیــدهخــاطــر شـــود، از گـــردونـــه همصحبتهای فرد خارج میشود.اگر امکان قطع ارتباط از جانب مخاطب وجود نداشته باشد، احساس مثبت و صمیمیتی را که با گوینده داشته است ازدست میدهد؛ حتی اگر عضو خانوادهاش باشد. در وضعیتهای پیچیدهتر، فحش و بــدزبــانی به دعــوای سخــت و حتی جبرانناپذیری تبدیل میشود. گاهی بنیان خانواده بهشدت آسیب میبیند و بهمرور زمان، آثار جدیتری را در جامعه نمودار میسازد. در واقع، بیادبی کردن و بهکاربردن الفاظ ناپسند فقط موقعیت را بغرنجتر میکند؛ زیرا ازنظر علم روانشناسی، ذهن ناسزاگفتن را سریع به محیطی ناامن تفسیر میکند و سیستم جنگ و گریز را در بدن فعال میسازد؛ از همین روست که امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «هرکه ادبش بهترین خصلت او نباشد، کمترین حالت او تباهی است.» علی(ع) اصحابش را در دو موقعیت متفاوت از ناسزاگویی برحذر میدارد؛ ناسزاگویی در مقابل عمل باطل: «من خوش ندارم که شما ناسزاگو باشید؛ بلکه اگر اعمال و رفتار و موقعیت [باطل] آنها را خاطرنشان کنید، مؤثرتر و در بیان عذر و حجت رساتر و قانعکنندهتر است، بهجای ناسزا.»ناسزاگویی در مقابل ناسزاشنوی: « آرام باش قنبر! دشنامگوی خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشی. قسم به خدایی که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید؛ مؤمن، پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری و گذشت خشنود نکرد و شیطان را با حربهایی چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق به چیزی مانند سکوت در مقابل او مجازات نشد. » از روایتهای دیگری که در این زمینه درخور توجه است، زینتدادن ادب از طریق «حلم» است: «تو به ادب خود ارزش مییابی؛ پس آن را با بردباری زینت بخش.» در یادداشت پیشین، درباره حلم که همان سازگاری در علم روانشناسی است و درباره آثار آن، یعنی انعطافپذیری در موقعیتهای سخت سخن گفتیم. بهنظر میرسد این روایت وجهی دیگر از اثر بردباری را بیان میکند.بردباریکردن عاملی برای تقویت ادب و آراستگی بیشتر به ادب است. در روایات ائمه به ادب که البته معنایی فراتر از ادب کلامی دارد، بسیار سفارش میشود و آن را مایه کمال و شرف مرد برمیشمرند و هنگام تنزل ادب، سفارش به خاموشی میشود. همچنین بدهانی را از عوامل بیادبی تلقی میشود؛ یعنی همین یک عامل کافی است که از دیدگاه ائمه (ع) فرد بیادب تلقی شود؛ هرچند که دایره ادب خیلی وسیعتر باشد. در واقع، در روایات یادشده چندعامل بهعنوان راهکاری برای زینتدادهشدن به ادب و مقابله با بیادبی مطرح میشود: ۱. ارزشیافتن ادب نزد فرد، ۲. زینتدادن خود به حلم، ۳. متذکرشدن رفتار و موقعیت باطل به فرد، نه ناسزاگفتن به او، ۴. سکوت.
گنج بیپایان و رنج بیدرمان
آنچه در اغتشاشات اخیر بیش از هر زمان دیگری رخ مینمود، کاستهشدن سطح ادب کلامی در قشرهای متفاوت مردم بود؛ هیچ فرقی نمیکرد اغتشاشگر باشد یا معترض یا مدافع.
نوشته شده توسط: هاجر بنائی در در اندیشه,فرهنگ | دیدگاه بسته شده