اغلب خانوادهها از زمانی که عضوی از آنها قصد رفتن به جبهه داشت، خود را آماده این اتفاق میکردند؛ ولی در هر صورت، دادن این خبر که عزیز یک خانواده دیگر به میانشان برنخواهد گشت، کار آسانی نبود. اما بودند کسانی که برحسب دستور، یا بر اساس احساس وظیفه این کار دشوار را انجام میدادند.«روزهای پیامبری» روایت خاطرات یکی از این افراد است. غلامحسن حدادزادگان با روحیه شوخ و تهلهجه قزوینی در طی هشت سال جنگ تحمیلی پیامرسان شهادت و راننده پیکرهای شهدا در شهر قزوین و مناطق و روستاهای اطراف آن بود که روایت زندگیاش در آن روزها را روحاللّه شریفی به نگارش درآورده است.کتاب با خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی حدادزادگان آغاز میشود و در ادامه خواننده را با حال و هوای فرهنگی و اجتماعی شهر قزوین در سالهای ابتدایی انقلاب آشنا میکند. درگیری با گروهکهای ضدانقلاب، چنددستگی و اختلاف میان مردم، مشکلات جوانان انقلابی و نیز چگونگی ورود راوی به بنیاد شهید و مشغول به کار شدن او در آنجا از جمله موضوعاتی است که اوایل کتاب و نیز در میان فصول دیگر به آنها پرداخته شده است.راوی که دفترچه خاطرات قدیمیاش در حادثهای از بین رفته است، ماجراهای آن سالها را بهصورت قصهای جذاب و پرهیجان تعریف میکند. او به گفته خودش قصهگویی را از پدرش یاد گرفته است؛ همان وقتها که زیر کرسی مینشست و در سرمای شبهای بلند زمستان برای او و خواهر و برادرهایش داستان رزم رستم و اسفندیار و کشتهشدن سهراب جوان را تعریف میکرد.کتاب از زبان اول شخص روایت میشود که احساس صمیمیت و همذاتپنداری مخاطب را افزایش میدهد. نویسنده از یک طرف با توصیفات بجا و کافی در فضاسازیها موفق بوده و از سوی دیگر توانسته است لحن طنزآلود راوی را در متن کتاب به خوبی حفظ کند که این کار تلخ و غمناک برخی وقایع را تحملپذیر کرده است.«روزهای پیامبری» حکایت تلخ و شیرین روزهای جنگ و مواجهه با خانوادههای شهداست؛ مرور خاطراتی که گرچه ممکن است در ابتدا نه چندان جذاب و حتی تکراری به نظر برسد، اما هیچکدام شبیه هم نیست و هریک حکایتی شنیدنی در خود دارد. در این کتاب از ماجرای بردن پیکر شهید تا دل کوهستانها با قاطر میخوانیم، تا ساختن دست و پای چوبی برای شهیدی که بدنش از بین رفته، تا حمله به آمبولانس حمل شهدا و شکستن شیشهها و اتفاقات دیگر که گاه لبخند و اغلب اشک بر صورت خواننده مینشاند.یکی دیگر از قوتهای کتاب، خطینبودن روایت آن است. گرچه خط سیر زمانی تا حدودی وجود دارد؛ اما نویسنده خاطرات راوی را به گونهای تدوین کرده که رفت و برگشت به گذشته به خوبی به وقایع حال و آینده پیوند خورده است. خواننده در این کتاب تنها خاطرات غلامحسن کارمند بنیاد شهید را نمیخواند، بلکه با خوابها، رویاها، کابوسها و ترسهای او نیز مواجه میشود و غمها و دلهرههایش را درک میکند. همراه او با تابوت شهدا همسفر میشود، از چشمهای بیقرار مادران و پدران آنها فرار میکند و با غم فرزندانشان اشک میریزد. در واقع «روزهای پیامبری» اثری جذاب، خواندنی و متفاوت است که خواننده را با خود به دنیای درگیری و چالشهای عواطف انسانی میبرد؛ به نحوی که خود را به جای راوی، اعضای خانواده شهدا و دیگران قرار میدهد، واکنشهای آنها را میسنجد و از خود میپرسد: اگرمن بودم چه میکردم؟
کتاب از چهار فصل و 43 بخش به علاوه فهرست اعلام تشکیل شده است. معمولا در کتابهای خاطرات و تاریخ شفاهی یکی از نکات قابل توجه عکسهای ضمیمه هستند. اما در این اثر برخلاف دیگر آثار مشابه و مستند که عموما تصاویر و اسناد را در بخش پایانی قرار میدهند، آوردن عکسهای مرتبط در آخر هر فصل باعث جذابتر شدن شکل آن و ارتباط بیشتر مخاطب با فضای متن شده است. این کتاب در 330 صفحه به تازگی توسط انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است.