پنج راز آرامش در باغ نوش

دستیابی به آرامش آرزوی همه است؛ به‌خصوص اکنون بیش‌ازپیش به آن نیاز است. از همین رو باغ بانوان نوش، سمیناری را با عنوان «پنج راز آرامش» با حضور محمدعلی شهبازی، روان‌شناس و مدرس رشد فردی، برگزار کرد که به بخشی از آن می‌پردازیم.
 
برای رسیدن به آرامش پنج راز مهم و کلیدی وجود دارد که در صورت عمل می‌توانید به آن دست یابید.
 
پذیرش درونی و بیرونی
اولین راز رسیدن به آرامش، پذیرش است؛ پذیرش درونی و بیرونی. باید ابتدای امر بتوانید توان پذیرش را در خود افزایش دهید.حال به این پرسش پاسخ دهید: چقدر خود را پذیرفته‌اید؟ آیا از چهره، وزن و بدنتان همین‌گونه که هست، رضایت دارید؟… از 100 به خود نمره بدهید.ببینید آیا جرئت دارید که جلوی آیینه بایستید و به خود بگویید: دوستت دارم!اگر شما قادر به دوست‌داشتن خودتان نیستید، چطور انتظار دارید دیگران به شما احترام بگذارند و دوستتان داشته باشند؟در مرحله بعد، چقدر با اتفاق‌های پیش‌آمده در زندگی‌تان می‌جنگید؟ به پذیرش بیرونی خود نیز نمره دهید.جالب است بدانید داستانی روایت شده است که:روزی اسب پیرمردی فرار کرد.مردم گفتند: چقدر بدشانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!فردا اسب پیرمرد با چند اسب وحشی برگشت.مردم گفتند: چقدر خوش‌شانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!فردای آن روز پسر پیرمرد از روی یکی از اسب‌ها افتاد و پایش شکست.مردم گفتند: چقدر بدشانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!چند روز بعد از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند؛ به‌جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود.مردم گفتند: چقدر خوش‌شانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!زندگی پر از چنین اتفاق‌هایی است که شاید مقدمه‌ای برای موفقیتتان باشد؛ بنابراین گاهی اتفاق‌هایی در زندگی شما می‌افتد که چه‌بسا به نفعتان است؛ اما شما نمی‌پذیرید و عصبانی می‌شوید؛ بدون اینکه بدانید در پس این اتفاق چه خواهد بود. این را بدانید که هدف جهان، رشد است و قرار است شما رشد کنید.حال این جمله را کامل کنید: من می‌خواستم……………….. اما نشد. مثلا می‌خواستم ادامه تحصیل دهم؛ اما نشد و… .
 توجه داشته باشید که با این نشدها و عدم‌پذیرش‌هاست که پس از چند سال قلب شما کدر می‌شود و این قلب تنها می‌تواند یک‌سوم از عشق را بروز دهد.
 
 تلاش‌نکردن بیهوده
دومین راز، تلاش‌نکردن بیهوده است.یکی از عواملی که انرژی شما را محدود می‌کند، تلاش‌کردن است! این کار انرژی زیادی را از شما هدر می‌دهد و آرامشتان را می‌رباید!حتما موارد زیادی پیش آمده است که به شما بگویند: تلاش کن، تسلیم نشو و کوتاه نیا! اما من توصیه می‌کنم: دست از تلاش بردارید، دست‌وپازدن اشتباه است و با این رویه به جایی نمی‌رسید؛ مگر موقت.به‌ خاطر بسپارید که تلاش‌کردن برای «شدن» اشتباه است؛ تلاش برای بودن درست است (باید باشید؛ نه اینکه بشوید). منظورم این است که هرچه دوست دارید، باشید؛ نه اینکه سعی کنید بشوید. عملا در راه آنچه می‌خواهید برسید، قدم بردارید.این جمله را به یاد داشته باشید که هر تلاشی برای شدن، مختوم به شکست است؛ ولی تلاش برای بودن مایه پیروزی است؛ یعنی اکنون آدمی «باشید» که دوست دارید بشوید. اگر دوست دارید دختری دوست‌داشتنی، خوش‌اخلاق و مهربان باشید، از همین امروز و همین حالا چنین باشید و خلق‌وخوی چنین افرادی را به خود بگیرید.ببینید ماهیت آب چیست؟ زلال و جاری است. آب برای جاری‌بودن تلاش نمی‌کند؛ جاری است. قوی‌ترین عنصر در طبیعت چیست؟ قوی‌تر از آب نداریم. اگر جلوی آب سنگ بیندازید، به‌راحتی از کنار آن عبور می‌کند. اگر برای خوشبخت‌شدن تلاش کنید، از ماهیت اصلی خارج شده‌اید؛ پس باید الان خوشبخت باشید؛ یعنی خلق‌وخوی انسان خوشبخت را داشته باشید.به‌طورکلی تلاش برای شدن، محکوم به شکست است؛ بنابراین این‌گونه تلاش نکنید. همه تلاشِ شما باید برای بودن باشد، نه شدن.حالا به این پرسش پاسخ دهید: تابه‌حال تلاش‌هایی که کرده‌اید برای شدن بوده است یا برای بودن (خود را به آرزو رسیده و خلق‌وخوی فرد آرزورسیده را به خود گرفتن)؟یادتان باشد اگر دست‌وپا بزنید تا زندگی‌تان قشنگ‌تر شود، لیاقت زندگی قشنگ را نخواهید داشت! پس دست‌وپا نزنید.مشکل این است که مثلا در آرزوی لاغرشدن هستید؛ اما مثل فردی که به آرزویش رسیده است، رفتار نمی‌کنید؛ یعنی کم‌خوری، صبح زود بیدارشدن و انجام ورزش و… را پشت ‌گوش می‌اندازید و انتظار تناسب‌اندام دارید!این را دائم به ‌خاطر بسپارید که شما همان دختر یا پسر کوچکی هستید که زمان کودکی بازی می‌کردید و بی‌خیال همه چیز بودید! فکر می‌کنید چه کسی شما را به اینجا رساند؟ همان زمانی که خداوند در شکم مادرتان و در آن کیسه آب غذایتان را رساند و مراقبتان بود، حالا هم هست؛ پس نگران نباشید و همه چیز را به خداوند بسپارید.حال این پرسش را از خود بپرسید: برای اینکه بهترین خودم باشم، باید چه کنم؟ با خودتان بگویید: چگونه باید باشم؟ زندگی بزرگان را بخوانید تا از آن‌ها بیاموزید؛ مثلا ببینید امام‌حسین(ع) برای زیباتر زندگی‌کردن چه کرد؟
 
تسلیم
در برابر هرآنچه مقاومت کنید، مداومت می‌کند؛ پس مقاومت نکنید تا آرامش یابید.آدم تسلیم، جنگی ندارد؛ به‌عنوان‌مثال، این باور اشتباهی است که بین خانواده‌ها جاافتاده که زن با لباس سفید به خانه شوهر رود و با لباس سفید (کفن) جدا شود! این اعتقاد برای برخی باعث شده است سال‌ها با تحقیر و توهین زندگی کنند، بجنگند و ادامه دهند! ببینید! واژه «اسلام» هم از تسلیم می‌آید؛ آیا شما در برابر اتفاق‌ها تسلیم می‌شوید؟
با این اوصاف، اگر در زندگی‌تان اتفاقی افتاد، باید تسلیم شوید و ببینید چگونه می‌توان از آن درس گرفت؟فرد تسلیم در برابر اتفاق‌ها گارد نمی‌گیرد؛ بلکه فقط به درس‌هایی که باید از این اتفاق بگیرد، فکر می‌کند؛ مثلا حضرت ابراهیم(ع) فرد تسلیمی بود. او برای قربانی‌کردن فرزندش تسلیم شد.
 
شهود و ایمان؛ به‌جای منطق، عقل و تحصیلات
شما با منطق و عقل زندگی می‌کنید یا با شهود و ایمان؟ برای روشن‌شدن موضوع، پرسشی مطرح می‌کنم: آیا منطقی است که شما بخشی از زندگی خود را به مدت 9 ماه در کیسه آب سپری کرده‌اید؟اگر از دید عقل و منطق به این موضوع نگاه کنید، عقل و منطق به شما چه می‌گوید: اگر به دنیا پا بگذارید، رزق‌وروزی‌تان را چه می‌کنید؟ دید شهودی چنین نگرانی ندارد و باعث آرامش شما می‌شود.در مسیر شهود، قلب و روح الهی ما با ما در ارتباط است و در تنگناها هدایتمان می‌کند؛ البته گاهی دچار گرفتگی دل و بدشدن احساس می‌شویم که نشان می‌دهد از موقعیتمان باید کناره بگیریم و آن را تغییر دهیم.حال ببینید کجا برای انجام عملی دچار شک و تردید شدید و بعد آسیب دیدید؟ از طرف دیگر، ببینید کجا جسورانه عمل کردید و نتیجه خوبی گرفتید؟در مسیر شهودی خیلی اوقات، انرژی حاکم بر جهان، انسان را از انجام کاری یا رابطه‌ای دلسرد می‌کند و همان سردی و دل‌زدگی کمک مهمی از سوی انرژی حاکم بر جهان است تا از آن موقعیت فعلی خارج شوید و رسالت حقیقی‌تان را بیابید.با این اوصاف، دید شهودی آرامش به دنبال دارد. مصداق این صحبت، زندگی بزرگان است. مسیر زندگی آن‌ها را بخوانید تا به این موضوع پی ببرید.
 
درک مسائل (دنیای) غیرعادی
 درک دنیای غیرارادی، یعنی چیزهایی که در اختیار شما نیست و نیاز به پیگیری و بهبود دارد. خیلی از شما دائم تلاش می‌کنید تا بااراده و پرانرژی باشید؛ مثلا دو هفته به‌طور منظم ورزش انجام می‌دهید و پیاده‌روی می‌کنید یا یک ماه رژیم می‌گیرید؛ اما موقت این رویه را ادامه می‌دهید و رها می‌کنید.توجه داشته باشید که یکی از عواملی که آرامش وجودی شما را می‌گیرد، تلاش برای افزایش اراده است.اراده تحت سلطه ناخودآگاه است. ۱۰درصد مغز انسان در بخش خودآگاه و ۹۰درصد تحت سیطره ناخودآگاه است. تلاش زیاد برای داشتن اراده قوی با کمک 10درصد از بخش مغز اشتباه است؛ تلاش برای برخورداری از اراده قوی باید با ۹۰درصد ناخودآگاهتان باشد. افرادی که زمان عصبانیت خیلی می‌خورند، همان‌هایی هستند که زمان کودکی‌شان به‌محض گریه‌کردن، مادرشان به آن‌ها غذا می‌داد و با این شیوه برای فرد تا بزرگی جاافتاد که در زمان عصبانیت چیزی بخورد! این همان فرمانی است که ناخودآگاه مغز صادر کرده است و ما غافل از این موضوع، درگیر افزایش خودکنترلی با ذهن جاری خود یا همان بخش خودآگاه هستیم و می‌بینیم که نتیجه‌ای ندارد.به‌هرحال به تمام پرسش‌های فوق پاسخ دهید و خوب تعمق کنید تا به آرامش برسید.