حسرت خوردن وقت شما را میگیرد و انرژیتان را تحلیل میبرد؛ پس یاد بگیرید که چطور بر آن غلبه کنید. حسرت خوردن واکنشی بسیار طبیعی به یک اتفاق ناامیدکننده در زندگی است؛ انتخابی که کردهاید و دیگر نمیتوان آن را تغییر داد؛ حرفی که زدهاید و دیگر نمیشود آن را پس گرفت. افسوس یکی از آن احساساتی است که به نظر میرسد نمیتوان از شرش خلاص شد، احساسی منفی، سنگین، مزاحم و آزاردهنده که میتواند برای چند دقیقه، چند روز، چند سال یا حتی یک عمر دوام داشته باشد. نتایج تصویربرداریهای مغزی نشان میدهد که حس افسوس و پشیمانی باعث فعالیت مضاعف و نامتعادل در بخشی از مغز میشود که بهعنوان بخش میانی قشر حدقهای پیشانی شناخته میشود. کنار آمدن با افسوس به خاطر احساسات منفی دیگری که به آن مرتبط است، حتی سختتر هم میشود: حس پشیمانی، اندوه و درماندگی. حسرت خوردن میتواند استرس ما را بیشتر کند، روی سلامت جسمانیمان تأثیر منفی بگذارد و تعادل هورمونها و سیستم ایمنیمان را به هم بزند؛ پس افسوس خوردن فقط ناخوشایند نیست؛ ناسالم هم است.
حس گرفتاری در حسرتها
میتوان گفت که اساسا تجربه افسوس از دو راه ممکن میشود: یکی از آنها راهی است که پژوهشگران از آن بهعنوان مسیر کنشوری یاد میکنند و دیگری مسیر ناکنشوری نامیده میشود. بهعبارتدیگر، میتوانیم حسرت کارهایی را بخوریم که انجام دادهایم یا به خاطر کارهایی افسوس بخوریم که انجامشان ندادهایم.
پژوهشها نشان میدهد که حسرتهای مرتبط با کنشوری اگرچه دردناکاند، اما افراد را برمیانگیزند تا از اشتباههای خود درس بگیرند و به مسیرشان ادامه بدهند؛ ولی کنار آمدن با حسرتی که از مسیر ناکنشوری برآمده باشد، یعنی حسرت کارهای انجامنشده و فرصتهای ازدسترفته، دشوارتر است. احتمال بیشتری وجود دارد که این نوع افسوس به افسردگی، اضطراب و نوعی حس «گرفتاری» در آن حسرت منتهی و باعث شود فرد بهشدت در طلب دانستن این باشد که اگر کار موردنظر انجام میشد، شرایط چگونه بود.
درست مثل سایر احساسات منفی، اجتناب کردن از حس افسوس، انکار کردن آن یا تلاش برای خفه کردنش هیچ فایدهای ندارد. این راهبردها در درازمدت فقط احساسات منفی را بیشتر و مدتزمانی را که از آنها عذاب میکشید، طولانیتر میکند. بهجای اینکه گرفتار بمانید، میتوانید طی چهار مرحله این احساسات را مدیریت کنید: ابتدا این حقیقت را بپذیرید که چنین احساساتی دارید؛ سپس مشخص کنید که چرا این احساسات را تجربه میکنید؛ پسازآن به خودتان اجازه دهید که از این احساسات درس بگیرید و درنهایت نیز آنها را رها کنید و بهپیش بروید.
شما میتوانید با تمرین کردن خوددلسوزی یا شفقتورزی نسبت به خودتان، به رهایی از این احساسات منفی کمک کنید؛ یعنی به خودتان یادآوری کنید که انسان هستید، هر آنچه از دستتان برمیآید را انجام میدهید و میتوانید از تصمیمهای گذشته درس بگیرید و پیشرفت کنید. ابراز دلسوزی و شفقت نسبت به خود، به شما کمک میکند حس پشیمانی و افسوس را بپذیرید و از آن عبور کنید.
خودتان را بپذیرید، به رسمیت بشناسید و ببخشید
اینکه به خاطر کارهایی که انجام داده یا ندادهاید خودتان را ببخشید، گامی مؤثر و مقتدرانه در راستای غلبه بر حسرتهاست. این رویکرد بهطور رسمی در قالب یک الگوی روانشناسی شناختی ارائه شده و بسیار هم مورد استفاده قرار گرفته است. این الگو از افراد میخواهد که رنجش و ناخشنودی خود را به یاد بیاورند (با آن مواجه شوند)، با خودشان همدلی کنند (مهربان و شفیق باشند) و همانطور که در خصوص دیگران بخشاینده هستند، خودشان را هم ببخشند.
منبع: (theconversation.com)