آب سرچشمه حیات و ماده اولیه آفرینش در همه ادیان به حساب میآید. آب همواره به عنوان عنصر پاککننده جسم و طهارتدهنده روح در ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی، در ایران پیش از اسلام و پس از آن، در آیینهایی همچون زرتشت، میترائیسم و مانند آن از کاربرد معنایی و اهمیت خاص و ویژهای برخوردار بوده است. آب در آفرینش کیهان و اساطیر و آیینها و شمایلانگاریها جدا از ساختار کلیتهای فرهنگی مربوط به آنها همواره یک نقش دارد: مقدم بر هر شکل و صورتی است و محمل و تکیهگاه هر آفرینشی. به عقیده تالس: اشیا همانند امواج یک اقیانوساند، همه از دل آب برخاستهاند و به آب نیز بازمیگردند؛ پس گویا آب هم عنصر اولیه همه موجهاست و هم عنصر نهایی آنها و هر موجی از آب آغاز میشود و به آب باز میگردد. با این وجود آب در دین اسلام تفاوتی اساسی با بسیاری از باورهای کهن پیش از خود دارد و آن این است که آب در متون اسلامی نه صرفا پدیدهای طبیعی و مستقل از خداوند متعال و نه عنصری که تا مرحله خدایی پیش برود بلکه همواره تجلی منحصر به فردی از مراتب الهی و آیتی مهم از آیات راستین الهی به حساب میآمده است. آب در قرآن هدیه پربرکت از جانب خداوند است که از آسمان نازل میشود. شرط اول انجام فرایض به وسیله مسلمین طهارت به وسیله آب است. امیرالمؤمنین ساقی حوض کوثر است و مهریه حضرت زهرا (س) آب بوده است و از همه اینها مهمتر رواج عزاداری بر سیدالشهدا در ایران و ماجرای شهادت حضرت عباس(ع) در راه رساندن آب به لبتشنگان دشت کربلا سبب شد که تقدس و حرمت آب برای ایرانیان فزونی پیدا کند.شاید بتوان گفت مهمترین انگیزه و هدف ساخت سنگاب در عین درآمیختگی عجیب آن با سنت ایرانی، تکریم سنت وقف، اشاعه کار نیک، تجلیل و بزرگداشت اباعبداللهالحسین و یاران باوفای اوست و سنگاب همچون اعلامیه یا نقشبرجستهای در مساجد و معابر شهر یاد و خاطره شهدای دشت کربلا را تداعی میکند. بر روی اکثر سنگابها این مصرع با خط خوش به چشم میخورد: «آبی بنوش و لعنت حق بر یزید کن» از طرفی هم سنگابها دارای نقوش و خطوط تزیینی خوشنما و زیبا و پر از آب خنک و زلالی بودند که سنت هنر قدسی را در آیینه خود برای هر نمازگزار و غیرنمازگزاری به نمایش و تجلی خود در میآورد. به راستی که کمتر هنری میتوان یافت که در میان هنرهای اسلامی بعد از معماری مساجد و کتابت قرآن تا این اندازه از تقدس و احترام شیعیان برخوردار بوده باشد.از جمله مهمترین سنگابهایی که در مزارستان تاریخی هنری تختفولاد چشم و نظر هر زائر و رهگذری را به سمت و سوی خود میکشاند، میتوان به سنگابهای تکیه بابارکن، میرفندرسکی، خاتون آبادی، لسان الارض، کازرونی، مادرشاهزاده و آبادهای اشاره کرد. هنرمند حجار ناشناسی بر روی سنگاب تکیه بابارکن، متعلق به دوره صفوی، در کنار سقاخانهای که معنای کامل و واضحتری به آن بخشیده بر روی سنگ به خط نستعلیق زیبا و باصفایی عبارت عارفانه «ما همه لبتشنهایم» را حجاری کرده است که خود حکایت صوفیانه لطیفی به همراه دارد.
رازی به مثابه سنگاب در تختفولاد
سنگاب اسم مرکب از «سنگ» و «آب» ظرف بزرگی است که در گذشته توسط هنرمند حجار به اشکال گرد، بیضی و مکعب از سنگ یکپارچه ساخته میشد و در مساجد، معبر، امامزاده و بعضی دیگر اماکن عمومی قرار گرفته و مردم مجانی با پیاله از آن آب آشامیدنی برمیداشتند. سنگابسازی در دوره صفویه به اوج خود رسید و آرام آرام بر قرابت آن با تفکر شیعیان و قداست آب نزد ایرانیان افزوده شد.