یالا! تسلیم شو!

شنبه دیشب تا دیروقت بیدار بودم و داشتم مبارزه مدنی می‌کردم. اواسط مبارزه مدنی بودم که دیگر حجم اینترنت تمام شد و نتوانستم بگویم که باید اعتصاب‌ها را تا سی‌وسوم آبان ادامه دهیم. خیلی‌ها به من گفتند که کار و زندگی‌شان را نمی‌توانند تعطیل کنند که به آن‌ها گفتم: مزدور. خیلی‌ها هم به من گفتند که […]

شنبه

دیشب تا دیروقت بیدار بودم و داشتم مبارزه مدنی می‌کردم. اواسط مبارزه مدنی بودم که دیگر حجم اینترنت تمام شد و نتوانستم بگویم که باید اعتصاب‌ها را تا سی‌وسوم آبان ادامه دهیم. خیلی‌ها به من گفتند که کار و زندگی‌شان را نمی‌توانند تعطیل کنند که به آن‌ها گفتم: مزدور. خیلی‌ها هم به من گفتند که آبان بیشتر از سی روز ندارد که به آن‌ها گفتم: جیره‌خور. امیدوارم که این مبارزه مدنی خیلی اثرگذار باشد و فردا، یعنی یکشنبه، شاهد تسلیم‌شدن حکومت باشیم.

یکشنبه
امروز دنبال آهنگ برای تسلیم‌شدن حکومت می‌گشتم که یکی از بچه‌ها خبر داد جنس از آب گذشته و ناب آورده است. از طبیعت که پنهان نیست، از شما چه پنهان که جنس خوبی بود. به دلیل همین تصمیم گرفتیم تسلیم‌شدن حکومت را به فردا موکول کنیم. از این‌طرف، یک نفر از من پرسید: تو کاری جز دعوت مردم به اعتصاب نداری؟ گفتم: نه، مزدور. ناراحت شد. فکر کنم پیش خودش فکر کرد دارم با او شوخی می‌کنم که کاری ندارم؛ ولی خب من کاری ندارم!
 
دوشنبه
امروز نتوانستیم حکومت را تسلیم کنیم؛ چون امروز بازی ایران و انگلیس بود. از اول هم همه می‌گفتند که ایران و انگلیس دستشان توی یک کاسه است؛ من باور نمی‌کردم! رفتار ضایع‌تر از اینکه ناگهان وسط اعتراض ما جام‌جهانی برگزار کنند و ایران و انگلیس با یکدیگر بازی داشته باشند؟ من که می‌گویم همه این‌ها کار خودشان است. آن شش گل هم کار خودشان بود. می‌خواستند بگویند همه چیز طبیعی است؛ آن دو گل هم کار خودشان بود. همه این‌ها کار خودشان است.
 
سه‌شنبه
تصمیم داشتیم امروز حکومت را تسلیم کنیم؛ اما این اتفاق نیفتاد؛ زیرا دیروز به خاطر تشویق تیم ملی انگلیس صدایمان گرفته بود. دیروز یکی گفت که این تیم، تقریبا همان تیم جام‌جهانی 2018 است؛ پس چرا به آن می‌گفتید تیم ملی؛ اما الان به این تیم می‌گویید تیم ملا؟ چون حرفی نداشتم به او گفتم: خفه شو سایبری. تازه به دوستانم در آلبانی گفتم که بریزند و زیر پستش به او فحش دهند.
 
چهارشنبه
امروز قرار بود دیگر حکومت تسلیم شود؛ اما به هرکس پیام دادم که بریزد بیرون، یا می‌گفت: تو خودت مگر بیرون می‌آیی که اصرار می‌کنی من هم بیرون بیایم؟ بعضی‌ها هم می‌گفتند که هوا سرد است و اگر توی این سرما بیرون بیایند، سرما می‌خورند. من بارها آن‌ها را در هوای سردتر از این دیده بودم که بیرون بودند و تازه بستنی هم می‌خوردند و سرما هم نخوردند! به گمانم همه‌شان فتوشاپ هستند! این فتوشاپ هم کار حکومت است، سرمایه‌گذار فتوشاپ خود ابراهیم رئیسی بوده، کار خودشان است!
 
پنجشنبه
امروز قرار بود که حکومت تسلیم شود؛ اما باز این اتفاق نیفتاد. از صبح دوباره جام‌جهانی شروع شده است و دارند برای جام‌جهانی تبلیغ می‌کنند! فردا بازی ایران با ولز است. من نمی‌دانم توی سال چندتا جام‌جهانی برگزار می‌شود. انگار همین دوشنبه بود که ایران بازی داشت، دوباره بازی دارد. همه این‌ها بازی حکومت است. ما نباید بازی بخوریم. اصلا حالا که این‌گونه شد، جانم فدای جمله‌بندی‌های علی کریمی.
 
جمعه
امروز قرار بود حکومت تسلیم شود؛ اما نشد. ایران توی بازی دو گل زد؛ اما هر دو گل انگار خورد وسط صورت من. حالم خوب نیست. جمعیت را از تلویزیون نشان می‌دهند؛ اما من حتم دارم برای بردهای سال قبل ایران مقابل ولز است؛ وگرنه مگر می‌شود این همه آدم بیرون بریزد. پدرم می‌گوید تو از بی‌وطن‌بودن ناراحتی؛ نه از این چیزها؛ اما من قبول نمی‌کنم. من خودم گرین‌کارت آمریکا دارم، که گفته که وطن ندارم. الان هم دیگر خوابم می‌‌آید. تسلیم‌شدن حکومت باشد برای شنبه.