پدرخوانده به سبک سعودی

آنچه می‌خوانید بخش اول از ترجمه مقاله‌ای است به قلم انوج چوپرا (Anuj Chopra) که در وب‌سایت گاردین منتشر شده است. چوپرا در این مقاله سازوکارهای پنهان قدرت در عربستان سعودی را زیر ذره‌بین می‌گذارد و به بازی‌های سیاسی پشت‌پرده‌ای می‌پردازد که ولیعهدسابق سعـــودی را وادار بــــه استـعـفــا کــرد و محمد بن سلمان را از گمنامی به قدرت مطلق رساند.
 
پرده اول
شاهزاده سعودی تمام شب در بازداشت بود. پس از طلوع خورشید، با گام‌هایی لرزان از قصر پادشاه در مکه خارج شد. محافظان شخصی‌اش که همه‌جا او را دنبال می‌کردند، غیب شده بودند. شاهزاده به‌سوی خودرویی که انتظار او را می‌کشید، هدایت شد. او آزاد بود و می‌توانست برود؛ اما خیلی زود می‌فهمید که این آزادی تفاوت چندانی با حبس ندارد. همچنان که خودروی حامل او از دروازه‌های قصر بیرون می‌رفت، شاهزاده محمد بن نایف، هراسان و شتاب‌زده اقدام به ارسال چندین پیام متنی کرد. او به قابل‌اعتمادترین مشاورش که همین چندهفته پیش بی‌سروصدا پادشاهی سعودی را ترک کرده بود، نوشت: «مراقب باش! برنگرد!»  چند ساعت بعد که نایف به قصر خود در شهر ساحلی جده رسید، دریافت که محافظان جدیدی برای ملکش گماشته‌اند. بدیهی بود که او در حصر خانگی است. نایف به مشاورش نوشت: «باشد که خداوند ما را حفظ کند، دکتر، مسئله مهم این است که باید هشیار باشی و تحت هیچ شرایطی برنگردی.»شب گذشته یعنی در تاریخ بیست ژوئن2017، نایف، برادرزاده پادشاه، مجبور شده بود در جریان نمایشی که یکی از خودی‌های سلطنت در گفت‌وگو با من آن را «پدرخوانده به سبک سعودی» خواند، از جانشینی تاج‌وتخت عربستان کناره‌گیری کند. نایف که عهده‌دار نظارت بر امنیت داخلی کشور بود، نزدیک‌ترین متحد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در عربستان سعودی به‌حساب می‌آمد. کمی پیش‌تر در همان سال، مایک پومپئو که در آن زمان رئیس «سیا» بود، به‌پاس تلاش‌های نایف برای آنچه ازنظر ایالات‌متحده مبارزه با تروریسم و کمک به حفظ جان آمریکایی‌ها محسوب می‌شد، مدالی به او اعطا کــرده بــود. دوســال قبـــل‌تـــر، وقتــی ملک سلمان پادشاهی خود را آغاز کرد، نایف در سن 55 سالگی به ولیعهدی برگزیده و نفر اول در صف رسیدن به تاج‌وتخت سعودی شد؛ اما در پشت‌صحنه، بین نایف و عموزاده تازه‌ازراه‌رسیده‌اش، محمد بن سلمان، پسر پادشاه که از گمنامی به نیابت ولیعهدی رسیده بود، رقابتی شیطانی در حال شکل‌گرفتن بود.اندکی پیش از کودتای قصر و در تاریخ پنج ژوئن 2017، پس‌از آنکه بن سلمان و دیگر حکام خودکامه منطقه با هدف تنبیه همسایه‌شان، قطر، این کشور را محاصره کردند، تنــش‌هــای بیــن دوشاهزاده به نقطه‌جوش خود رسید. قطر، این شیخ‌نشین کوچک و دارای منابع غنی گاز، از مدت‌ها قبل با برخی اقدامات خود، همسایگان عرب بزرگ‌ترش را آزرده بود. نایف نیز با قطر مشکلاتی داشت؛ اما دیپلماسی آرام را به رویکرد تهاجمی بن سلمان ترجیح می‌داد. او بدون اطلاع عموزاده‌اش کانالی مخفی برای ارتباط با حاکم قطر، تمیم بن حمد آل ثانی، برقرار کرد. نایف در زمان اوج بحران در پیامی به مشاورش نوشت: «تمیم امروز تماس گرفت؛ اما من پاسخ ندادم. می‌خواهم برای تعامل، تلفنی رمزگذاری‌شده برایش بفرستم.»
 
کودتا در قصر
در تاریخ 20 ژوئن 2017 و در میانه این بحران، نایف برای ملاقاتی به قصر ملک سلمان در مکه فراخوانده شد؛ عمارتی عظیم با دیوارهای مرمرین که به بنای مکعبی‌شکل «کعبه» مشرف است. به گواه منابع نزدیک به نایف، پس از رسیدن او به قصر پادشاه، از تیم محافظتی‌اش خواسته شد بیرون منتظر بمانند. برای پیشگیری از هرگونه رخنه اطلاعاتی، نگهبانان وفادار به بن‌سلمان تمام گوشی‌های موبایل ازجمله آن‌هایی را که به کارکنان قصر تعلق داشت، ضبط کردند. یکی از اعضای ارشد خانواده سلطنتی که تلاش کرده بود پس از نایف وارد قصر شود نیز از دروازه‌های آن بازگردانده شد. بر اساس گزارش‌ها، شاهزاده به‌سوی اتاقی هدایت شد که ترکی الشیخ در آن حضور داشت؛ از معتمدان نزدیک بن سلمان که با برخورد خشن و مرعوب‌کننده و علاقه‌اش به ساعت‌های گران‌قیمت برند ریچارد میل شناخته می‌شود (شیخ بعدها به ریاست اداره‌کل رفاه عربستان ترفیع یافت؛ ارگانی که می‌کوشد با اقداماتی نظیر برپایی فستیوال‌های بزرگ در بیابان‌ها چهره عربستان سعودی را تلطیف کند). براساس گزارش‌ها، شیخ ساعت‌ها نایف را در آن اتاق حبس کرد و او را تحت‌فشار گذاشت تا نامه استعفایش را امضا و با بن سلمان بیعت کند. شاهزاده در ابتدا امتناع کرد؛ اما به گواه یکی از منابع نزدیکش، به او گفته شد اگر از دعوی تاج‌وتخت دست نکشد، به اعضای مؤنث خانواده‌اش تجاوز خواهد شد؛ در عین حال داروهای فشارخون و دیابت نایف را از او دریغ کردند و به او گفتند که اگر با میل خود کناره‌گیری نکند، مقصد بعدی‌اش بیمارستان خواهد بود. یکی دیگر از منابع درون خانواده سلطنتی گفت که آن شب نایف چنان از مسموم‌شدن هراس داشته که حتی از نوشیدن آب هم خودداری کرده است. به نایف اجازه دادند با دو شاهزاده در شورای بیعت عربستان گفت‌وگو کند؛ هیئتی سلطنتی که صف جانشینی سعودی را تعیین می‌کند. او از اینکه شنید آن‌ها پیش‌ازاین مطیع بن سلمانشده‌اند، شوکه شد. سپیده‌دم همه‌چیز تمام شده بود. نایف، مضطرب و فرسوده تسلیم شد. او را به اتاق مجاور بردند؛ جایی که بن سلمان به همراه دوربین‌های تلویزیونی و نگهبانی اسلحه‌به‌دست، انتظارش را می‌کشید. در فیلم خامی که شبکه‌های سعودی پخش کردند، نمایی کوتاه از شیخ دیده می‌شود که باعجله عبایی با حاشیه‌دوزی طلا را بر دوش شاهزاده محبوس می‌اندازد. با شروع تصویربرداری، بن سلمان به عموزاده‌اش نزدیک می‌شود و در اقدامی نمایشی خم می‌شود تا دست و زانوی او را ببوسد. نایف بعدها در پیامی به مشاورش نوشت: «وقتی بیعت کردم، اسلحه‌ای بر پشتم بود.»
 
آغاز ولیعهدی بن سلمان
در روزهـای بعــد، پـوستــرهــای نــایــف از ساختمان‌های عمومی جمع‌آوری شد. حالا بن سلمان اولین نفر در صف رسیدن به تاج‌وتخت بود و در سن 31 سالگی در عمل قدرتمندترین مرد کشور محسوب می‌شد. پادشاه هشتادواندی‌ساله رئیس کشور باقی ماند؛ اما بن سلمان حکمران هرروزه‌ای شد که بر تمام اهرم‌های امنیت، اقتصاد و نفت سعودی کنترل مطلق داشت. نایف، عزیزکرده سازمان جاسوسی ایالات‌متحده که تصور می‌کرد حاکم بعدی عربستان سعودی خواهد بود، حالا یک زندانی بود؛ اما بدتر از این هم انتظارش را می‌کشید. کودتای قصر و بازی‌های قدرتی که به آن انجامید، در آن زمان تا حد زیادی از دید عموم مخفی نگه داشته شد؛ تنها اطلاعاتی نصفه‌نیمه با حجم زیادی از تبلیغات سیاسی درز پیدا می‌کرد و به دست رسانه‌ها می‌رسیــد؛ بـه‌عنــوان‌مثــال، رسانـه‌هــای بین‌المللی با اخباری تغذیه می‌شدند که متحدان نایف آن‌ها را ادعاهای جعلی می‌خواندند؛ ادعاهایی مبنی بر اینکه نایف برای منافع ملی کنار گذاشته شد؛ چون اعتیادش به مورفین و کوکائین، او را از انجام وظایف ولیعهدی ناتوان کرده بود.
 
سعد الجبری؛ کلید اسرار نایف
در کشوری که نهادهای تجسسی‌اش بــه‌حــدی قــدرتمنــد هستند که بــرخــی سعودی‌ها هنگام بحث درباره مسائل حساسیـت‌برانگیـز، تلفن‌هایـشان را در یخچــال می‌گــذارنــد، کشــف حقیـقـت فوق‌العاده دشوار است. سفارت‌خانه‌های سعــودی در لنــدن و واشنگتــن هــم بــه درخواست‌های من برای اظهارنظر درباره موضوعات مطرح‌شده در این مقاله پاسخی ندادند؛ اما برخی رازهای قصر به‌تدریج و به‌طور جسته‌گریخته توسط تعدادی از اعضای ارشد خانواده سلطنتی و سایر منابع بانفوذ افشا شد؛ کسانی که در دوران بن سلمان اعتبار و ثروت خود را از دست داده یا در بدترین موارد، زندانی و شکنجه شده بودند. به لطف این اسرار فاش‌شده، امروز از رویدادهای سال 2017 و عواقب تکان‌دهنده آن، روایتی مفصل و باجزئیات در دست است.کلیدی‌ترین این منابع مردی است به نام سعد الجبری، رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان و نزدیک‌ترین مشاور نایف. این الجبری بود که نایف پس از کودتا و رهایی از قصر پادشاه بلافاصله به او پیام داد. الجبری 63ساله مدت‌ها در سایه فعالیت می‌کرد و ازنظر کسانی که با او کار می‌کردند، قدرتمندترین فرد غیرسلطنتی در عربستان سعودی محسوب می‌شد. یکی از مقامات سابق آمریکایی که سال‌ها با الجبری کار کرده بود، در گفت‌وگویی با من، او را رابط مؤثری بین عربستان و قدرت‌های غربی توصیف کرد.  در سال‌های پس از حملات یازده‌سپتامبر، الجبری در رده‌های وزارت کشور ترفیع یافت و درنهایت به ریاست عملیات‌های ضدتروریسم رسید. الجبری و حامی او، نایف، با همکاری یکدیگر دستگاه‌های امنیتی و تجسسی پادشاهی سعودی را مدرنیزه کردند و به این نیز متهم شده بودند که به بهانه مقابله با تروریسم، کنشگرانی را که فعالیت‌های صلح‌آمیز دارند، هدف قرار می‌دهند و بنیان‌های حکومتی پلیسی را بنا می‌نهند؛ ساختاری که بعدها بن سلمان آن را علیه‌شان به کار گرفت.پیام‌های متنی ردوبدل‌شده بین نایف و الجبــری اولین‌بار در جــریــان تشکیــل پرونده‌های حقوقی در آمریکای شمالی و زمانی که اینترپل درخواست عربستان سعودی برای بازداشت الجبری در خارج از مرزهای این کشور را رد کرد، افشا شد. شهادت‌نامه‌های دادگاهی نشان می‌دهد که پیام‌های موجود در این اسناد توسط یک متخصص جرم‌شناسی دیجیتال اعتبارسنجی و تأیید شده‌اند. این فرد را «نورتون رز فولبرایت» (Norton Rose Fulbright) استخدام کرده است؛ یک شرکت حقوقی چندملیتی که الجبری را نمایندگی می‌کند و مالکیت تلفن همراه او را نیز دارد. تیم الجبری به‌طور جداگانه تعدادی پیــام دیگــر نیـــز در اختیـــار من گذاشته‌اند که پیش‌ازاین هرگز انتشار نیافته است.