«کاک مُوستِه‌فا»

«سردار مصطفی طیاره»، مسئول سازمان پیش‌مرگان مسلمان کرد، همان‌که محبوب دل‌ها شده بود؛ آن‌قدر که کردها صدایش می‌کردند: «کاک مُوستِه‌فا»؛ یعنی برادر مصطفی. مهری‌السادات معرک‌نژاد، نویسنده‌ای که سیزدهمین کتابش، به نام سردار شهید مصطفی طیاره، فرمانده دلیر اصفهانی در جبهه غرب، زده شد، سوژه کتابش را این‌طور برایمان معرفی می‌کند و می‌گوید: «ما متأسفانه سال‌هاست از غربت شهدای غرب و مظلومیتشان جا مانده‌ایم.» این نویسنده اصفهانی که البته تجربه زیادی در نوشتن کتاب برای شهدای اصفهانی دارد، اما معتقد است متأسفانه در همه این سال‌ها، هیچ کاری برای شهدای استان اصفهان نشده و ناگفته‌های زیادی از این انسان‌ها روی زمین مانده است. با این نویسنده که کتاب یکصد و نوزده صفحه‌ای‌اش به تازگی منتشر و رونمایی شده است، به گفت‌وگو نشستیم. آنچه بیشتر از همه مهری‌السادات معرک‌نژاد را در این کتاب تحت‌تأثیر قرار داده، محبت خاص شهید مصطفی طیاره است، محبتی که نمونه‌اش را قبل‌ترها در شهید عبدالله مــیــثــمــی دیده بــود، شهیدی که در هجده‌سالگی، اولین کتابش را برای او نوشت.
 
این کتاب، اولین تجربه نوشتن شما برای شهدای غرب است؟
نه، من سال‌ها پیش درباره یکی دیگر از شهدای غرب به نام شهید اصغر جوانی کار کرده و دیده بودم که شهدای غرب به لحاظ موقعیتی که داشتند و نسبت به شهدای جنوب، خیلی غریب و مظلوم بودند. برای همین خیلی تمایل داشتم بازهم از بچه‌ها و شهدای غرب بنویسم.
 
چطور با مصطفی طیاره آشنا شدید؟
چند سال پیش، پروژه نوشتن برای شهدای غرب به من پیشنهاد شد؛ منتهی خودم باید شهید را انتخاب می‌کردم. توسط جایی که پیشنهاد نوشتن به من شد، نام چند شهید و پرونده شهدا در اختیارم گذاشته شد؛ اما از بین آن‌ها با توجه به تورقی که کردم و عکس‌هایی که دیدم، کاملا دلی، شهید مصطفی طیاره را انتخاب کردم؛ با اینکه تا قبل از آن هیچ اطلاعی درباره شهید نداشتم. آن موقع مصطفی طیاره از بین بقیه شهدا یک جور متفاوتی به دلم نشست.
 
منابع اطلاعاتی‌تان چطور انتخاب شد؟
در همان ایامی که شروع به نوشتن کردیم، برادر بزرگ ایشان فوت کرد؛ همان برادری که پیگیر نوشتن کتاب برای مصطفی بود و می‌توانست رابط خوبی برای ما باشد.
 
این موضوع مشکل‌ساز نشد؟
همه اسناد و مدارک در اختیار ما بود؛ ولی ما در آن شرایط دیگر ارتباطی با خانواده نداشتیم و خب در آن ایام هم مصاحبه‌کردن، جالب نبود. همین شد که من شروع کردم به مطالعه محتوایی که از ابتدا در اختیارم گذاشته شد و از اتفاق، محتوای کاملی هم بود.
 
محتوایی که در اختیار شما قرار گرفت، شـامــل چه موضوع‌هایی بود؟
محتوا شامل مصاحبه با خانواده شهید، دوستانشان و هم‌ارتشی‌هایی بود که آن موقع کردستان بودند .به نظر من محتوای کاملی بود.
 
از سبک نوشتن کتاب بگویید.
کتاب به صورت داستانی روایت شده است؛یعنی به زندگی شهید از تولد تا شهادت آقامصطفی نگاه داستانی دارد.
 
اسم کتاب هم شاید برای مخاطب کمی، سخت فهم باشد.
مصطفی طیاره به‌عنوان نیرویی عادی عازم کردستان می‌شود؛ ولی بعد از مدتی به خاطر محبت و علاقه شدیدش به کردها، جایگاه ویژه‌ای بین مردم آنجا پیدا می‌کند و خیلی محبوب دل‌ها می‌شود؛ حتی شهید بروجردی به همین خاطر و به دلیل اعتمادی که مردم به مصطفی طیاره داشتند، او را به‌عنوان مسئول سازمان پیش‌مرگان مسلمان کرد معرفی می‌کند و همین می‌شود که روزبه‌روز بر محبت او بین مردم و حتی کوموله‌ها و خانواده‌هایشان افزوده می‌شود. این‌ها دلیلی می‌شود که مردم آنجا شهید طیاره را به زبان کردی «کاک مُوستِه‌فا»، یعنی «برادر مصطفی» صدا بزنند.
 
اگر بخواهید مصطفی طیاره را برای مخاطب کتابتان معرفی کنید…
منِ نویسنده خیلی از اتفاق‌های زندگی شهید را به‌صورت روایت داستانی در کتاب آورده‌ام؛ اما آن چیزی که در این کتاب خیلی ملموس‌تر است، دو مورد است: یکی، محبت شهید طیاره که ما را با یک مصطفای خیلی مهربان روبه‌رو می‌کند؛ یکی هم مصطفای متفکر، مصطفایی که سال‌ها پیش با واژه جهاد تبیین آشنا شده است.
 
جهاد تبیین را در نگاه مصطفی طیاره چطور دیدید؟
به این شکل که هر موقع مصطفی طیاره می‌آمده اصفهان، به برادرانش سفارش می‌کرده که برایش کتاب‌های عقیدتی تهیه کنند؛ بعد این کتاب‌ها را بسته‌بندی می‌کرده و با خودش به کردستان می‌برده و بین مردم کرد یا در مدارس آنجا پخش می‌کرده است. چرا؟ برای اینکه آن‌ها بفهمند شیعه و سنی قرار نیست با هم جنگ داشته باشند. قرار نیست انقلاب اسلامی با آن‌ها جنگ داشته باشد؛ قرار است همه مردم در کنار هم در کشور ایران زندگی کنند.
 
و محبتش را….؟
محبتش خیلی خیلی ملموس است؛ از بچگی تا بزرگی و تا زمانی که وارد کردستان می‌شود؛ حتی زمانی که حکم فرماندهی می‌گیرد. به طرز عجیبی مصطفی طیاره اهل محبت‌کردن به مردم،به‌خصوص کردها بوده و هوای آن‌ها را داشته است. این بامحبت‌بودنش برای من خیلی خاص و متفاوت و شیرین و البته الگوی خوبی برای محبت کردن بود. ناگفته نماند شهید میثمی، اولین شهیدی که در هجده‌سالگی برایش کتاب نوشتم، هم نسبت به دیگر شهدا، شهید فوق‌العاده بامحبتی بود. محبت او به قدری در دل من ریشه دوانده بود که آن زمان همه مردها را با او مقایسه می‌کردم و شده بود معیار و محک من برای سنجش محبت آدم‌ها.
 
نــویسنــده‌ای که سیــزدهمیــن کتابش را برای شهید مصطفی طیاره نوشته است، چه تجربه‌ای از این سال‌ها روایت کردن و نوشتن برای شهدای اصفهانی دارد؟
سردار استکی در روز رونمایی از کتاب «کاک موسته‌فا» گفتند که ما 23هزار شهید در اصفهان داریم. اگر راجع به همه این شهدا قرار بود، دو صفحه نوشته شود، ما الان باید 48هزار صفحه یعنی 48 کتاب هزارجلدی نوشته باشیم. واقعا حرف بزرگ و تکان‌دهنده‌ای بود. این یعنی که ما متأسفانه هیچ کاری برای شهدای اصفهان نکردیم و این درحالی‌است که بسیاری از گنجینه‌های ارزشمند ما در این استان مغفول مانده است.