شی جینپینگ طی سهروز حضورش در ریاض نشست های مشترکی (اولین اجلاس سران چین و کشورهای عربی و اولین اجلاس سران چین و شورای همکـاری کشورهای خلیجفارس) با رهبران کشورهای عربی داشت تا به گفته خود، دوران جدیدی از روابط چین با جهان عرب، کشورهای عربی خلیجفارس و عربستان سعودی را آغاز کند؛ روابطی که باتوجه به خروجی این نشستها بهنظر نمیآید تنها بر مبنای اقتصادی و تجاری بسته شده باشد و جدای از توسعه تعاملات دو یا چندجانبه، اهداف سیاسی پشتپردهای نیز در قالب قراردادهای استراتژیک وجود دارد که این چنین شی را با مواضع سیاسی آلسعــود و دیگر کشورهــای عرب هــمصدا کـرده اسـت. آنطور که روز جمعه شی جینپینگ در پایان نشستی مشترک با سران عربستان و همچنین کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس پای دوبیانیهای را امضا کرد که محتوای آن علاوه بر یادداشتهای تفاهم همکاری و توافقنامههای اقتصادی، به موضوعات در رابطه با ایران نیز اشاره شده است.
بیانیهها و واکنشها
در بخشی از بیانیه مشترک چین با عربستان، دوطرف خواستار همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهمنظور تضمین صلحآمیزبودن برنامه هستهای خود شدند و از طرفی بر اهمیت احترامگذاشتن ایران به اصل حسن همجواری نیز تأکید کردهاند و از ایران خواستند که در امور داخلی دیگر کشورها دخالت نکند. هــمزمان بــا ایــن بیانیـــه، ســـران کشــورهای حاشیه خلیجفارس و چین نیز در بیانیه دیگری خواستار حل مسالمتآمیز موضوع جزایر سهگانه بین ایران و امارات شدند؛ موضوعاتی که شی با امضای خود پای بیانیههای مشترک، به حمایت و تأیید این مواضع اعراب درآمد و ایران را به واکنش علیه کشورش واداشت. وزارت امور خارجه کشورمان بلافاصله در واکنش به ادعاهای مطرح شده در این بیانیهها، بهخصوص در رابطه با مسئله تمامیتارضی ایران و حمایت شی از این موضوع، روز شنبه (19 آذر) سفیر چین در تهران را احضار کرد و در دیدار دستیار آسیا و اقیانوسیه، وزیر امور خارجه کشورمان با چانگ هوآ نسبت به ورود بیانیه مذکور -بیانیه مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس- به موضوع تمامیت ارضی ایران، ابراز ناخرسندی شدید شد. چانگ هوآ نیز با تأکید بر احترام کشورش به تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، در توضیحات خود اهداف سفر رئیسجمهور کشورش به ریاض را در راستای کمک به صلح و ثبات در منطقه و بهرهگیری از گفتوگو بهعنوان ابزاری برای حل مشکلات دانست. او سیــاسـت کشــورش در منطقــه را مبتنی بر توازن دانسته و مبادلات پیشبینی شده دیپلماتیک، از جمله سفر معاون نخستوزیر چین به ایران در روزهای آینده را مؤید این رویکرد اعلام کرد.
جزایر سهگانه ایرانی؛ جزو لاینفک تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران
در همین راستا سخنگوی وزارت خارجه کشورمان با اشاره به این دیدار سفیر چین با دستیار آسیا و اقیانوسیه وزیر امور خارجه، ضمن محکــومکــردن اتهــامــات بیاسـاس علیــه ایران، ایــنگونه بیــانیــههــا را تکرار سیــاســت شکـــستخورده ایرانهراسی خواند و اظهار کرد: «در این ملاقات نسبت به ورود بیانیه مذکور به موضوع تمامیت ارضی ایران ابراز ناخرسندی شدید شد و تأکید گردید جزایر سهگانه ایرانی خلیجفارس جزو لاینفک تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران است که مانند هر بخش دیگر از سرزمین ایران هرگز موضوع مذاکره با هیچ کشوری نبوده و نخواهد بود.»
چین به دنبال سود بیشتر با تنش کمتر است
شی در سال 2016 نیز به عربستان سفر کرده است و پس از برقراری پیمان راهبردی همهجانبه با سعودیها در آن سال، حالا با اهداف بزرگتری پای به ریاض گذاشته تا روابط دوجانبه عمیق اقتصادی و سیاسی در سطــح بیــنالملل و منطقهای موردعلاقه مشترک با پادشاه و ولیعهد عربستان و همچنین با کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس را بررسی و برنامهریزی کند؛ رویکردهای نوینی که با همراهی و حمایت او از مواضع اعراب در رابطه با ایران گره خورده است و بهنوعی همصدایی چین با رقبای منطقهای کشورمان بهشمار میرود.
نگاه جدی سعودیها به شرق
پرسش کنونی این است که سطح روابط دیپلماتیک چین با عربستان و کشورهای عربی هم اکنون به چه سطح جدیدی از تعاملات سیاسی و اقتصــادی رسیــده اســـت و هــدف رئیسجمهور چین در حمایت از مواضع اعراب در رابطه با ایران چیست؟ سؤالی که محمــدعلــی بصیری در گفـتوگــو بــا «اصفهــانزیبــا» به آن پاسخ داد. به گفته این استاد دانشگاه اصفهان، اهــداف اولیـه سفــر رئیـسجمهــور چین به ریاض انعقاد قراردادهای بازرگانی تجاری با عربستان بهعنوان برادر بزرگتر شورای همکاری خلیجفـارس و درراستــای جهــانیکــردن اقتصاد چین است که در دهه اخیر نیز نشســتهــایی بسیـــاری بـــا اکثـــر کشورهای آسیاییآفریقایی در قالب کمیسیون مشترکهایی برای تحقق این هــدفش داشتــه است تــا از این طــریق حجم تجارت چین با مجموعه کشورها بالا رود.»بصیری میگوید: «از دیگر موضوعات موردتوجه چین در منطقه، مسئله جاده ابریشم جدید است که این مسیر به چندشاخه هدایت میشود؛ شاخهای از آن از شمال ایران به روسیه و اروپا میرود، یک شاخه دیگر نیز از حوزه خزر به ترکیه و اروپا و یک شاخه از این جاده از بندر کراچی به سمت عربستان و از آن طرف به غرب آسیا میرود. عربستان نیز یک قطب جاده ابریشم جدید است که در واقع شاخه چهارم آن برای چین بهشمار میآید. چینیها در رابطه با تحقق این اهداف با 150کشور در قالب قراردادهای بلندمدت رابطه دارند که عربستان هم از جمله آنهاست. عربستان بهدلیل ظرفیت زیادی که در حوزه نفت و گاز در دنیای عرب دارد و با داشتن سهم گستردهای در حوزه تجارت خاورمیانه، از اهداف مطلوب برای چینیها بهشمار میرود. ازسوی دیگر حاکمیت عربستان و کارشناسان سعودی به این نقطه رسیدهاند که چرخش قطب اقتصادی، صنعتی، از غرب به شرق اتفاق میافتد و اگر اقتصاد عربستان با قطب جدید تعامل سازندهای نداشته باشد، در حوزه توسعه بازنده خواهد بود؛ علاوه بر این با وجود تنشهای اخیر منطقه، اقتصاد عربستان بیشتر بر پایه تبادل نفت در برابر امنیت صورت گرفته است. در این شرایط سعودیها به این نتیجه رسیدهاند که غرب و اروپا حامی جدی آنها نیستند و باید نگاه جدیتری به شرق (چین و روسیه) داشته باشند و بههمینخاطر حجم تجاری متوازنی را همزمان با قراردادهایی که با آمریکا و اروپاییها دارند، با چین و روسیه نیز آغاز کردهاند. در واقع رابطه چین با عربستان دستاوردهای دوجانبه را برای هم دوطرف خواهد داشت.»
دولت چین یک دولت عملگراست
این تحلیلگر حوزه بینالملل همچنین بــا اشــاره بــه بیانیـــههای مشتـــرک چیــن با عــربستـــان و کشــورهــای عضو شورای همکاری خلیجفارس با موضـــعگیـــری علیــه ایـران ادامــه میدهد: «بههرجهت دولت چین یک دولت عملگراست و با هر کشوری که مراودات و تعاملات تجاری داشته باشد، مجبور است برای جلبتوجه و ادامه همکاری به دغدغههای آن کشورها نیز اهمیت دهد؛ مسائلی هم که در رابطه با ایران در بیانیه مشترک چین و عربستان مطرح شده است، چیز جدیدی نیست و نکاتی است که طی این سالها ازسوی عربستان و برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس بارها مطرح شده است و در مجامع بینالمللی نیز یادآوری میشود. در نشستهای اخیر چین با اعراب در ریاض این موضوعات تنها در قالب یک بیانیه مطرح شده است.»
حمایت چین از کشورها منفعتمحور است
بصیری با بیان اینکه موضع چینیها در رابطه با ایران تغییری نکرده است، میگوید: «حمایت چین از مواضع اعراب در قبال ایران نیز به سیاست منطقهای و بینالمللی این کشور برمیگردد. چینیها نیز همچون عربستان و دیگر کشورهای عرب بر این موضوع تأکید دارند که ایران در قالب «ان پی تی» باید با آژانس همکاری داشته باشد و بر این موضوع اصرار هم دارند. از طرفی، نقش چین و روسیه در چهار قطعنامهای که در شورای امنیت علیه ایران تصویب شد، را نباید فراموش کرد. درسـت است که چین مـواضع آمریکا نسبت به ایران را کاملا تأیید نمیکند؛ اما هیچگاه حمایت خارج از چارچوبی که به ضرر خودش باشد هم از ایران نداشته است. به عقیده بنده، حمایت چین از مواضع عربستان و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تأکیدی بر سیاست همیشگی آنهاست و مسئله جدیدی در آن وجود ندارد.»
عربستان؛ شریک تجاری قویتر از ایران برای چین
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سؤال که آیا روابط جدید چین با شرق و اعراب به تعاملات و همکاری این کشور با غرب لطمه نخواهد زد، میگوید: «تعاملات چین با شرق از گذشته وجود دارد و البته چین هیچگاه حجم روابط تجاری که با غرب، خصوصا با آمریکا دارد را به شرق ترجیح نمیدهد. برای مثال حجم تجارت و سرمایهای که میان اتحادیه اروپا و چین جابهجا میشود چندین برابر تجارت میان چین و ایران است.»بصیری مــیافــزایــد: «در رابطه با عربستان نیز این موضوع صدق میکند. عربستان به هر جهت از نظر تجاری و اقتصادی دچار تحریم نیست و شرایط آزاد اقتصادی این کشور باعث شده است که برای چین بهعنوان یک شریک تجاری قویتر از ایران به حساب آید. چینیها اغلب منافع خود را در شرایطی که تنش کمتری وجود دارد، دنبال میکنند. در حال حاضر نیز به این نقطه رسیدهاند که عربستان طرف بهتری برای آنها در مقایسه با ایران است. از یکدهه پیش هم حجم قراردادهای تجاری چین با عربستان چه در زمینه تجارت کالا و سرمایهگذاری و چه در زمینه تجارت اسلحه چندبرابر حجم تجارت با ایران بوده است.»
نزدیکی اعراب به چین به ضرر آمریکاست
بصیری در ادامه به واکنش ایالات متحده درخصوص تعاملات چین با شرق و نزدیکی این کشور به اعراب گفت: «در حال حاضر آمریکا متوجه شده است که قدرت نظامی، اقتصادی و تجاری به سمت شرق درحال چرخش است و در همین راستا سیاست مهار چین را در دستور کار خود قرارداده است. این سیاست آمریکا بر مبنای جابهجایی قدرت چه ازطرف دولت های رقیب چین یا چه از طرف دولتهای دوست این کشور صورت میگیرد. این حساسیت را آمریکاییها نسبت به اعضای شانگهای، از جمله روسیه و هند و همچنین ترکیه با اعمال تحریمها نشان داده اند . در حال حاضر این رویکرد را در رابطه با عربستان و دیگر کشورهای عربی مدنظر دارند و با اعمال فشار در قالب تحریمها درصدد کاهش روابط اعراب با روسیه و چین هستند؛ چراکه هرچقدر اعراب به سمت چین یا روسیه متمایل باشند، از حجم تجارت و بازار آمریکا و اروپا کاسته می شود.»
استراتژی چین، تنش میان ایران و اعراب نیست
ایـن استــاد دانشگاه با اشاره به پیامدهای نزدیکی چین به اعراب و حمایت از مواضع منطقهای آنها بهخصوص در رابطه با ایران میگوید: «اعراب ممکن است در روابط تجاری با غرب و رژیم صهیونیستی زدوبندهایی داشته باشند و در این میان تنش امنیتی برای ایران نیز ایجاد کنند؛ اما با طرف چینی و روسی به این نقطه نمیرسند؛ چراکه چین و روسیه بهدنبال خاورمیانه و خلیجفارس آرام و بیتنش هستند و اگر تنش در منطقه افزایش یابد، به ضرر هردو کشور خواهد بود. این کشورها محتاج منابع انرژی منطقه هستند و از طرفی خاورمیانه بازار فروش لوازم آنهاست که لازمه این شرایط آرامش میان ایران و اعراب است؛ برای مثال اگر چین زدوبندهای امنیتی دفاعی با اعراب علیه ایران ببندد، بیثباتی در منطقه افزایش مییابد که این فضا قطعا به نفع چین نیست؛ بنابراین در استراتژی چین چنین سیاستی وجود ندارد.»
بصیری میافزاید: «به عقیده بنده ایران نباید نسبت به مواضع اخیر چین در منطقه حساسیت نشان دهد. اگر ما بتوانیم در راستای منافع ملی با چینیها و حتی عربستان تنشزدایی کنیم و در مسیر جاده ابریشم جدید حرکت اقتصادی مشترکی با این کشورها داشته باشیم، هم به نفع خودمان و هم به نفع مجموعه منطقه کار خواهیم کرد. در شرایط فعلی تنها بحث اقتصاد مطرح است و ایران نباید با نگاه امنیتی به روابط چین و اعراب بنگرد. اقتصاد عملا نقطه مقابل امنیت است. سیاست خارجی اقتصادمحور میتواند سیاست خارجی امنیتمحور تنشزا را مدیریت کند؛ سیاستی که چین نیز آن را در پیش گرفته است.»