دیگر راهکارهای دفاعی برای خنثیسازی و کاهش آسیبها کافی نیست. باید به فکر اثرگذاری متقابل بود؛چراکه این خاصیت دنیای فناوری امروز است که هویت در انحصار کسانی باشد که تولیدکنندهاند، نه مصرفکننده. پدیده متاورس آینده نزدیک و غیرقابلفرار این دوران است. در این نوشته قصد داریم به راهکارهایی اشارهکنیم که میتواند مارا برای آن دوران آماده کند تا نیاز نباشد فرایند آمادهسازی را به زمان ظهور این پدیده موکول کنیم.
متاورس یک مفهوم است
متاورس در اصل یک مفهوم است، نه یک تکنولوژی فنی. درواقع حاصل ترکیب چند تکنولوژی و پدیده اجتماعی آن، این مفهوم را ایجاد میکند؛ درست مثل رمزارز که در لغت اشاره مستقیم به تکنولوژی ندارد. وقتی از بلاکچین که خود مفهوم خاصی از ذخیره اطلاعات است، برای ذخیره تراکنشهای مالی استفاده شود، مفهوم رمزارز پدید میآید.متاورس نیز از همین جنس است؛ بهطور ساده از حاصل جمع مفاهیم اجتماع و محیط مجازی سهبعدی شکل میگیرد. نمونههای ساده متاورس سالهاست که پدیدآمده؛ بدون اینکه سازندگان در ابتدا قصد ایجاد متاورس را داشته باشند؛ برای مثال، Fortnite که یک بازی آنلاین است، از ابتدا بهگونهای طراحی شد که بازیکنان در زمانهایی بتوانند در رویدادهای مجازی در این بازی شرکت کنند. بعد از برگزاری اولین کنسرت زنده در محیط این بازی و تماشای این کنسرت بهصورت دستهجمعی توسط بازیکنان، برخی متوجه شدند که به نظر به شکل غیر برنامهریزیشدهای، بازیکنان عملا متاورس را در این بازی تجربه کردهاند؛ اما مفهوم متعالی متاورس زمانی است که فاصله واقعیت و مجازی کمتر شود و فقط شامل یک صفحه نمایشگر تخت نباشد. تجربه دستگاههایی مثل Meta Quest و دیدن فیلمهایی چون Ready Player One به تجربه این مفهوم کمک خواهد کرد.پس از آشنایی با متاورس دومین قدم، شناخت بسترهایی است که این مفهوم برای کاربران ایجاد خواهد کرد. متاورس عملا برای ایجاد دنیای موازی با واقعیت اما در مجاز است؛ بنابراین بیشتر پدیدههای اخلاقی، اجتماعی و مالی موجود در جهان واقعی در متاورس همتای مجازی خواهد داشت؛ این یعنی آماده کردن جامعه برای این پدیده، مانند شبکههای اجتماعی نخواهد بود؛ برای مثال، در شبکههای اجتماعی دغدغه ما این است که باید آماده شویم تا تعامل خود را در دریافت یا ایجاد اطلاعات و اخبار مدیریت کنیم و سواد رسانهای بیاموزیم؛ چراکه بهطور غالب با مفهوم اطلاعات و اخبار ارتباط داریم؛ اما این مفهوم فقط بخشی از متاورس خواهد بود. قدم دیگر نیز آمادهسازی ایجاد استارتاپها و شرکتهای تخصصی در این حوزه است. در این قسمت دولت به یکقدم اساسی نیاز دارد و آن رفع موانع است. استارتاپهای زیادی علاقه به کار در این حوزه دارند؛ اما موانع موجود ریسک فعالیت را بالا برده است؛ برای مثال، عدم وجود قانون شفاف درزمینه رمزارزها در ایران یکی از اساسیترین این مشکلات است. درباره اهمیت ایجاد این شرکتها برای عقبنماندن، همین بس که شرکت مایکروسافت، شرکت اکتیویژن (صاحب بازی معروف Call of Duty) را با قیمت نجومی 68.7 میلیارد دلار خریداری کرد (معادل یکدوم کل بودجه ۱۴۰۱ ایران) و دلیل اصلی این خرید را تمرکز روی متاورس بیان کرد. از دیگر اقدامات مهم، ایجاد بازار رقابت برای بازیهای بزرگ در ایران است؛ زیرا این پدیده همانطور که با شبکههای اجتماعی قرابت دارد، با مفهوم بازی قرابت دارد و چهبسا این قرابت از نظر تکنولوژیک، بیش از قرابت آن با شبکههای اجتماعی باشد. قبل از فراگیری گوشیهای اندرویدی در ایران، یک فضای خوب و بازار جدید در حوزه بازیهای PC در ایران در حال شکل گرفتن بود. بازیهای فاخر ایرانی مثل گرشاسپ، ارتشهای فرازمینی و… نیز مربوط به همین دورهاند. با فراگیرشدن گوشیهای اندرویدی در ایران و همینطور کمشدن سهم فروش فیزیکی محتوای دیجیتال و ایجاد یک پلتفرم به اسم کافهبازار در ابتدای مسیر ورود گوشیهای هوشمند، اکثر قریب بهاتفاق تیمهای فعال در حوزه گیم برای ایجاد تأمین مالی و ازدستندادن مخاطبان، به سمت بازیهای موبایل کوچ کردند. هرچند موفقیتهای خوبی در این زمینه به دست آمد، اما عملا بازار بازیهای بزرگ از دست رفت و این مسیر فنی ما برای تولیدات فاخر در این حوزه را دورتر میکند.بهغیراز این چند مرحله، قدمهای اساسیتری هم برای این آمادهسازی وجود دارد؛ ولی میتوان آنها را در حوزههای اخلاقی و فرهنگی دستهبندی کرد. در این نوشته قصد داشتیم قدمهایی را موردبررسی قرار دهیم که نیازهای فنی را بیشتر مورد هدف قرار میدهد.