فعالیت ستادهای پشتیبانی و مهندسی جنگ جهادسازندگی در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بسیار گسترده بوده است. این ستادها در شهرها در امر جمعآوری کمکهای مردمی فعال بودند و در جبههها علاوه بر رساندن این کمکها به رزمندگان، وظیفه اجرای عملیات مهندسی و راهسازی و تأمین جانی نیروها را نیز برعهده داشتند. پلسازی، اعم از پلهای ثابت و شناور، از مهمترین اقدامات مهندسی ستاد پشتیبانی و مهندسی جهادسازندگی در جنگ بود. آغاز فعالیت جهاد در احداث پل را باید از اواخر ۱۳۵۹ در آبادان با ساخت «پلهای بشکهای» توسط شهید مصطفی هزاردستان جستوجو کرد که با کنار هم قراردادن تعدادی بشکه ۲۲۰لیتری روی رودخانه بهمنشیر آنها را بهصورت شناور درآورد. این پلها برای خودروهای سبک و نفربر قابلاستفاده بود.ایده بعدی پل نیز توسط همین شخص در همین جبهه شکل گرفت و «پلهای دوبهای» برای تردد خودروهای سنگین فراهم آمد که در عملیات «ثامنالائمه(ع)» و «بیتالمقدس» روی رودخانه کارون به کار گرفته شد. نوع مستحکم پل به طول ۲۷۰ متر در عملیات «فتحالمبین» روی آب رودخانه کرخه با سرعت بالا تجربه شد که «پل شهید ناجیان» نام گرفت. برای ساخت این پل جهادگران استان تهران از واگنهای فرسوده راهآهن استفاده کردند. این پل از ماندگاری بیشتری برخوردار بود. مواجهشدن با کانالهای مصنوعی عراق در عملیات رمضان جهادگران را وارد عرصه ساخت پل جدیدی کرد که برای حمل آن توسط نفر، سبک طراحی شده بود. هر قطعه حدود شش کیلو وزن داشت و نیروی پیاده بهراحتی میتوانست از کانال عبور کند.
در عملیات محرم جهاد با طغیان ناگهانی سیلاب در رودخانه «چمسری» متوجه سرعتعمل در نصب پل لولهای و نحوه کنارآمدن با جریان آب وحشی در رودخانه شد. این تجربه سرآغاز ورود به پل لولهای شد که هم از پایداری مناسب در برابر بمباران زمینی و هوایی دشمن برخوردار بود، هم در کوتاهترین زمان احداث میشد و هم برای کلیه خودروهای سبکوسنگین قابلاستفاده بود. موفقیت پل لولهای روی رودخانه «دویرج» موجب شد جهاد از این روش در سایر مناطق استفاده کند که اوج موفقیت این طرح احداث «پل بعثت» روی اروند بود.با ورود جنگ به هورالهویزه ساخت پل به سمت دیگری هدایت شد؛ عبور از آب آرام، اما طولانی نتیجه این مرحله از تجربه جهاد طراحی و ساخت «پل خیبر» به طول ۱۴ کیلومتر بود که جزایر مجنون را به خشکی متصل کرد. در همین عملیات جاده سیدالشهدا(ع) به موازات پل خیبر احداث شد که در عمل یک پل خاکی بهحساب میآمد. با پررنگشدن جنگ در غرب و شمالغرب کشور موضوع عبور از رودخانههای وحشی این مناطق در دستور کار قرار گرفت که هیچ ارتباطی به جغرافیای آب در خوزستان نداشت. این رودخانهها در مقطعی از سال طغیان میکرد و پل شناور و لولهای پاسخگوی آن نبود.
راهکار جهادگران در این مناطق، طراحی و ساخت «پل قادری» بود که نخستینبار در عملیات قادر روی رودخانه آب سیروان تجربه شد؛ سپس قرارگاه حمزه از این طرح بهطور گسترده استفاده کرد. درواقع، اساس طراحی پل در غرب کشور پلهایی بود که با آب تماس نداشت و در ارتفاع قرار میگرفت. این طرح زمینه ساخت پلهای کابلی با استفاده از چند رشته سیم بکسل را فراهم کرد که در دو طرف رودخانه محکم میشد. این پل صرفا برای عبور نیروهای پیاده و امکانات ضروری آنها استفاده میشد.
مهندسی جهاد با این تجربه وارد عملیات «والفجر ۸» شد که عبور از رودخانه اروند با مشخصاتی متفاوت از سایر تجربههای قبلی بود؛ به همین دلیل پل و عبور از اروند با دو نگاه متفاوت کوتاهمدت و درازمدت دنبال شد. عبور کوتاهمدت از اروند در حین انجام عملیات شکل گرفت که به چند طرح پل خیبری پیشرفته، پل نفر روی «فجر» و پل «خضر» خلاصه شد. از بین این طرحها فقط پل خضر روی اروند پاسخگو بود که نقش فراوانی در عبور دستگاههای سنگین و ادوات زرهی از اروند داشت.
در شرایطی که این پلها نیاز تدارکات سنگین را بهسختی تأمین میکرد، راهی برای برقراری ارتباط نمانده بود و برای حل این مشکل ایدههای مختلفی از طرف سپاه، ارتش و جهاد مطرح شد. پل دیگری که در حین عملیات بهصورت اضطراری در دستورکار قرار گرفت، «سد خاکی فاطمهالزهرا(س)» روی بهمنشیر بود که بیشتر با الهام از جاده سیدالشهدا(ع) شکل گرفت. اجرای این طرح جهادگران را متقاعد کرد برای عبور از اروند پس از تثبیت عملیات در فاو، پلی با پایهای مقاوم در برابر بمباران هوایی دشمن طراحی کنند.
ایده این طرح از طرف مهندسانی مطرح شد که در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ جهاد در جریان روند تحولات پل در مهندسی جنگ قرار داشتند؛ چه جهادگرانی که در مناطق عملیاتی فعال بودند و چه آنان که در مراکز تحقیقاتی کار میکردند. با وجود راهاندازی طرح خضر و چند طرح دیگر، جای خالی یک مسیر، مطمئن شبانهروزی و با ظرفیت بالا برای پشتیبانی از فاو و جابهجایی تدارکات و نیرو از روی اروندرود بهشدت احساس میشد. مرکز تحقیقات مهندسی جهاد با استفاده از تجربه پل لولهای رودخانه «دویرج» در عملیات محرم، طرح مشابهی برای اروند آماده کرد. استفاده از لولههای تولیدی کارخانه فولادمبارکه به قطر ۵۶ اینچ با آلیاژ مناسب ایده آنها را تقویت کرد که میتوانستند با کنار هم قراردادن تعدادی از این لولهها در عمق رودخانه، زیرسازی پل را انجام دهند. برای محاسبه تعداد لوله موردنیاز، سطح مقطع اروندرود را با مقیاس یکهزارم برای عرض فرضی ۱۲۰۰ متر و عمق ۲۰ متر طراحی کردند. در این نقشه با دایرههایی به قطر ۲٫۵ سانتیمتر سطح مقطع فرضی را پر کردند و تعداد کل لولههای موردنیاز مشخص شد.
منبع: «خاکریزهای خط مقدم» (تاریخ مهندسی جنگ جهاد سازندگی در دوران دفاعمقدس)، نصرتالله محمودزاده، انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاعمقدس.