پدرخوانده به سبک سعودی

آنچه می‌خوانید بخش دوم از ترجمه مقاله‌ای است به قلم انوج چوپرا (Anuj Chopra) که در وب‌سایت گاردین منتشر شده است. چوپرا در این مقاله سازوکارهای پنهان قدرت در عربستان سعودی را زیر ذره‌بین می‌گذارد و به بازی‌های سیاسی پشت‌پرده‌ای می‌پردازد که ولیعهد سابق سعودی را وادار به استعفا کرد و محمد بن‌سلمان را از گمنامی به قدرت مطلق رساند. بخش اول این مقاله شنبه هفته گذشته به چاپ رسید و در وب‌سایت اصفهان زیبا در دسترس است.
 
پرده دوم: دشمنیِ پیش از کودتا
دهــه‌هــا بــود که تــاج‌وتـخــت به‌طور عرضی بین پسران عبدالعزیز آل سعود، بنیان‌گذار حکومت مدرن سعودی، دست‌به‌دست می‌شد. این سازوکار باعث شده بود تعادل قدرت ظریفی بین شاخه‌های مختلف خانواده سلطنتی بزرگ سعودی شکل بگیرد. در صورت جانشینی نایف، سلطنت برای اولین‌بار به نسل زیرین منتقل می‌شد؛ اما بازهم به شاخه متفاوتی از خانواده می‌رسید و تعادل قدرتی که از آن حرف زدیم، برقرار می‌ماند؛ اما کودتای قصر رخ داد و نه‌تنها رقیب اصلی بن‌سلمان را کنار زد، بلکه با انتقال مستقیم قدرت از پدر به پسر در یک شاخه از خانواده، الگوی قدیمی جانشینی نیز برهم خورد،الگویی که برای ارشدیت و اجماع درون خانواده ارزش بسیاری قائل بود. کودتا این امکان را برای بن‌سلمان فراهم کرد که حتی پیش از نیل رسمی به مقام سلطنت، بتواند از تمام حکام قبل از خود قدرت بیشتری کسب کند.کودتا نقطه اوج ماه‌ها دشمنی بن‌سلمان و نایف بود. یکی از دلایل عمده تعارض نیز رقابت این دو برای جلب حمایت دولت جدید دونالد ترامپ بود. افراد نزدیک به نایف می‌گویند او مخفیانه مکالمه‌های بن‌سلمان با دستیاران و متحدانی چون جرد کوشنر، داماد ترامپ و مشاور ارشد کاخ سفید، را استراق سمع می‌کرد. این اقدامات جاسوسی به او کمک می‌کرد بتواند مانورهای بن‌سلمان در واشنگتن را زیر نظر داشته باشد. رونوشت یکی از مکالمات شنودشده در بهار سال 2017 که نایف آن را در اختیار الجبری نیز قرار داده بود، نشان می‌دهد که بن‌سلمان با کوشنر درباره جانشینی سلطنت صحبت کرده است. در این مکالمه، بن‌سلمان به کوشنر می‌گوید که او با تمام نهادهای ایالات‌متحده «به‌جز سه مورد» روابط نزدیکی برقرار کرده است. الجبری پس از مشاهده رونوشت به این نتیجه رسیده بود که این سه نهاد، سیا، اف‌بی‌آی و آژانس امنیت ملی هستند؛ ارگان‌هایی که از مدت‌ها پیش طرفدار نایف بوده‌اند. برای او و ولی‌نعمتش روشن بود که بن‌سلمان در تلاش برای تحکیم حمایت آمریکایی‌ها از جانشینی خود است.
 
فرار از پادشاهی سعودی
در ماه مه سال 2017، نایف نیز بر آن شد که راه خود را به کاخ سفید ترامپ باز کند. او «گروه سیاست‌گذاری سونوران» (Sonoran Policy Group) را استخدام کرد؛ یک مؤسسه لابی‌گری در واشنگتن که روابط نزدیکی با تیم ترامپ دارد. سونوران که پس‌ازآن به «دیپلماسی جهانی استرایک» (Stryk Global Diplomacy) تغییر نام داد، استخدام شده بود تا در واشنگتن، «خدمات مشاوره‌ای گسترده» ای به وزارت داخلی نایف بدهد. به گفته افراد نزدیک به نایف، او متوجه این مسئله شده بود که گذشته و سوابق او برای یک رئیس‌جمهور غیرمعمول و گستاخ که می‌رفت تا با نهادهای اطلاعاتی ایالات‌متحده رابطه‌ای پرتنش داشته باشد، اهمیت چندانی ندارد. نایف می‌خواست رئیس‌جمهور جدید را تحت‌تأثیر قرار دهد و نشان دهد که او نه‌تنها یک شریک دیرپاست، بلکه از عموزاده‌اش ارزشمندتر است. الجبری به نیابت از وزارت داخلی به‌طور مستقیم در روند مذاکره این قــرارداد لابــی‌گــری 5.4میلیون‌دلاری دخیل بود.با انتشار اخبار این قرارداد، الجبری ترسید بین دو شاهزاده متخاصم گیر بیفتد؛ پس در ماه مه سال 2017 و تنها چند روز پیش از سفر برنامه‌ریزی‌شده ترامپ به ریاض، بی‌سروصدا به ترکیه گریخت. نگرانی الجبری کاملا  درست و موجه بود. اندکی پس از ترک کشور، اخباری به او رسید؛ مبنی بر اینکه امضاکننده اصلی قرارداد، یکی از کارمندان سرویس مخفی عربستان که با نایف همکاری می‌کرد، به بازداشت افراد وفادار به بن‌سلمان درآمده و درباره تلاش‌های نایف برای لابی‌گری در ایالات‌متحده مورد بازجویی قرار گرفته است. در تاریخ چهارم ژوئن سال 2017 الجبری به عبدالعزیز هویرینی، یک مقام امنیتی کارکشته، پیامی متنی ارسال کرد تا بپرسد که آیا او باید همچنان به «روزه‌داری در هوای سرد» ادامه دهد؟ منظور از این عبارت رمزی، ماندن در ترکیه بود. هویرینی در پاسخ گفت که باید این کار را بکند. در تاریخ هفدهم ژوئن، هویرینی پیام متنی دیگری به الجبری ارسال کرد و هشدار داد که افراد وفادار به بن‌سلمان «بسیار مشتاق» هستند او را هم بازداشت کنند. دراین‌بین، مـخالفــت‌هــای خصمانه بن‌سلمان، نایف را وادار به لغو قرارداد استرایک کرد. الجبری می‌گوید نایف به او هشدار داده بود که بن‌سلمان این قرارداد را توطئه‌ای برای خراب‌کردن رابطه‌اش با خانواده ترامپ می‌داند و به خون آن دو تشنه است.در تاریخ هجدهم ژوئن، الجبری پیام غیرمنتظره‌ای از بن‌سلمان دریافت کرد. شاهزاده از او درخواست کرده بود برای کمک به حل‌وفصل برخی «تعارض‌ها» بین او و نایف به عربستان سعودی بازگردد. بن‌سلمان با لحنی که به‌طور غیرمعمولی آشتی‌جویانه به نظر می‌رسید، نوشته بود: «من فکر نمی‌کنم هیچ‌کسی بتواند بهتر از تو نایف را درک کند.» در سال 2015 ملک سلمان، الجبری را به دلیل اینکه به‌طور مخفیانه و بدون گزارش‌دادن به او با رئیس وقت سیا، جان برنان، و وزیر خارجه وقت بریتانیا، فیلیپ هموند، دیدار کرده بود، از سمت خود برکنار کرد. ازآنجاکه به نظر می‌رسید این اقدام به تحریک بن‌سلمان صورت گرفته باشد، از همان زمان خصومتی بین الجبری و او شکل گرفت. درهرحال، الجبری همچنان به‌طور غیررسمی با نایف کار می‌کرد و عزل خود از مقامش را نیز یکی از تلاش‌های بـی‌شــمــار بــن‌سلمــان برای تضعیف ولی‌نـعمتش، نــایــف، مــی‌دانــســت. بن‌سلمان در پیامی دیگر بر موضع خود پافشاری کرد: «بیا گذشته‌ها را فراموش کنیم. مگر ما بچه‌ایم؟ من را ببخش و حلال کن. کی برمی‌گردی؟» الجبری در پاسخ گفت که برای درمان پزشکی لازم است در خارج از کشور بماند. دو روز بعد، بن‌سلمان کودتا را عملی کرد.
 
سرکوب در پی کودتا
در ماه‌های پس از کودتا، الجبری به اختفا در ترکیه ادامه داد. بستگان درجه‌یک او نیز همراهش بودند، به‌جز دو تن از فرزندانش که در روز کودتا، در ریاض از سوارشدن آن‌ها به هواپیما جلوگیری شده بود. او به‌طور مخفیانه ارتباط خود را با نایف که تحت کنترل بود، حفظ کرد. دراین‌بین، بن‌سلمان نیز به‌سرعت سلطه خود بر سرویس‌های امنیتی سعودی را تقویت کرد؛ ازجمله وزارت داخلی که تمام افراد وفادار به نایف و برخی کارکردهای کلیدی چون مقابله با تروریسم از آن حذف شدند. بن‌سلمان هر نشانه‌ای از مخالفت عمومی را به‌شدت منکوب می‌کرد. در جریان اولین سرکوب عمده پس از کودتا، روشن‌فکران و رهبران مذهبی بانفوذی که در شبکه‌های اجتماعی حضور بسیار مؤثری داشتند، در ماه سپتامبر سال 2017 بازداشت شدند.در همان ماه، الجبری عاجزانه از بن‌سلمان خواهش کرد اجازه دهد فرزندانش عربستان سعودی را ترک کنند؛ اما بن‌سلمان اصرار داشت قبل از آن لازم است الجبری برای صحبت درباره یک «پرونده بسیار حساس» در ارتباط با نایف به کشور بازگردد. شاهزاده در پیامی متنی از او پرسید: «دکتر، هواپیما را کجا بفرستیم تا تو را بیاورد؟» الجبری هیچ قصدی برای بازگشت نداشت؛ اما درعین‌حال می‌خواست بن‌سلمان را متقاعد کند که تهدیدی برای او محسوب نمی‌شود. او کوشید با ارسال پیام‌هایی سرشار از چاپلوسی‌های پیش‌پاافتاده، وفاداری خود به بن‌سلمان را تضمین کند. الجبری در یکی از پیام‌های خود نوشت: «من اطلاعات دولتی حساس زیادی دارم؛ بااین‌حال هرگز چیزی به کسی نگفته‌ام» و در ادامه کوشید شواهدی از وفاداری‌اش را برشمرد؛ مثلا اینکه به‌طور علنی ادعاهای «مجتهد»، فعال توییتری ناشناسی را که درباره خانواده سلطنتی سعودی افشاگری می‌کرد و برای مدت‌ها چون خاری در چشم آن‌ها بود، تکذیب کرده بود. او به بن‌سلمان نوشت: «اگر به عربستان برگردم، چه سرنوشتی انتظارم را می‌کشد؟ بهتر نیست خارج از پادشاهی سعودی بمانم؛ درحالی‌که به حکومت شما وفادار هستم و از گفتن هر حرف مشکل‌سازی اجتناب می‌کنم… و با اعلیحضرت در هر زمینه‌ای که خیر عمومی در آن باشد، همکاری کنم؟» بن‌سلمان تحت‌تأثیر قرار نگرفت. او به الجبری پیام داد که «با تمام امکانات موجود» او را تعقیب خواهد کرد. این تهدید، الجبری را بر آن داشت تا کمی بعد در همان ماه از ترکیه به کانادا بگریزد.
 
 مرد محبوب سازمان‌های دول پنهان
اواخر سال 2017 عربستان سعودی کوشید الجبری را از طریق اینترپل دستگیر کند؛ با این ادعا که او بخشی از بودجه دولتی با ارزش میلیاردی را دزدیده است و کانادا را نیز تحت‌فشار گذاشت تا الجبری را تحویل دهد. این تلاش‌ها به جایی نرسید. الجبری می‌گوید پس از این ماجرا و در ماه اکتبر سال 2018 جاسوسان حاضر در یکی از کشورهای خاورمیانه درباره احتمال ترورشدنش هشدار داده و به او توصیه کرده‌اند از سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌های سعودی دور بماند (الجبری درخواست کرد نام این کشور به دلیل نگرانی از انتقام سعودی محفوظ بماند). گفته می‌شود در همان ماه، مأموران مرزی کانادا اعضای «جوخه ببر»، تیمی از آدم‌کش‌های حرفه‌ای تحت حمایت سعودی را که قصد داشتند با ویزای توریستی وارد کشور شوند، شناسایی و دیپورت کردند. ریاض هرگونه دخالتی را رد کرد؛ اما بین این توطئه احتمالی که مقامات کانادایی نیز تلویحا آن را تأیید کردند و روشی که جوخه ببر در همان ماه برای قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار مخالف سعودی، در یکی از کنسولگری‌های عربستان در ترکیه به کار گرفت، شباهت‌های هراس‌انگیزی وجود دارد. برای آمریکایی‌هایی که با الجبری کار کرده بودند، بدیهی بود که بن‌سلمان او را تهدیدی برای خود می‌داند. یک مقام سابق آمریکایی که با الجبری کار کرده بود، گفت فرار او از پادشاهی سعودی «مثل این بود که معاون جی. ادگار هوور (اولین رئیس اف‌بی‌آی و از بنیان‌گذاران اصلی این نهاد که به مدت نزدیک به 50 سال مسئولیت آن را برعهده داشت [مترجم])، واشنگتن را ترک کند و سر از مسکو دربیاورد. ما با مردی سروکار داریم که محبوب سازمان‌های دول پنهان در سرتاسر کره زمین است. او هر نقطه‌ضعف سلطنتی‌های سعودی و هر گام اشتباهی را که برداشته‌اند، می‌داند.»