توسعه شهرمحور چه سرنوشتی برای روستائیان مهاجر رقم زد؟

خیلی از ما که در شهر زندگی می‌کنیم، پدرانمان در روستا زندگی می‌کردند؛ اما زندگی آن‌ها کجا و زندگی ما کجا؟ خیلی چیزها فرق کرده است. آب‌وخاک، گل و صحرا، آسمان پرستاره و خیلی چیزهای دیگر کمترین موهبتی بود که پدرانمان با آن بزرگ‌شدند؛ ولی نمی‌دانم چرا همین نعمت‌ها را از پسرانشان دریغ کرده‌ و به شهرها مهاجرت کردند. کاش داستانش را برایمان تعریف می‌کردند!
 
داستان از خیلی وقت قبل شروع‌شده است؛ از سال 1341 که محمدرضا شاه حرف از توسعه زد و دستور به اصلاحات ارضی داد. البته فضای دوقطبی جهان هم در تصمیمش بی‌تأثیر نبود. به نظر می‌رسد آمریکا درگیر جنگی تمام‌عیار با شوروی بود و ترسش از نفوذ کمونیست را نمی‌توانست پنهان کند؛ پس برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم باید فکری برای روستاها می‌کرد؛ چراکه نفوذ کمونیسم بین دهقانان زجرکشیده هرروز زیادتر می‌شد. به‌نظر می‌رسد آمریکا می‌خواست روستاها  را کم و شهرها را زیاد کند؛ پس اصلاح ارضی را به کشورهای دیگر پیشنهاد داد؛ شاه نیز توسعه را بر این مبنا شروع کرد.ایده توسعه شهرمحور را می‌توان بر مبنای نظریه‌های کلاسیک شهرسازی دانست که شرط دستیابی به توسعه را رشد اقتصادی و علت توسعه‌نیافتگی را کمبود سرمایه می‌دانند. راه‌حل را نیز در نوسازی اقتصادی، افزایش تولید و انباشت سرمایه از طریق قطب‌های شهری صنعتی پیشنهاد می‌کند. قطب رشد، شهرمحور و تمرکزگرا است و در کشورهای درحال‌توسعه به‌صورت کلان‌شهرها ظاهر می‌شود.استدلال این نظریه علمی این است که شهرهای بزرگ از کارایی اقتصادی بالایی برخوردارند و قادر به تولید و انباشت ثروت بیشتری هستند. این قطب‌های رشد از طریق سازوکار رخنه به پایین، با انتشار سرمایه و اثرات توسعه به سایر نقاط و سکونتگاه‌های پیرامونشان، قادر هستند بنگاه‌های اقتصادی کوچک‌تر را تحریک کنند تا آن‌ها نیز به تولید و انباشت ثروت بپردازند؛ پس باید شهرهای بزرگی ساخت و امکانات و زیرساخت‌های متمرکزی برای آن‌ها ایجاد کرد. چند سال بعد از اصلاحات ارضی که بر اساس این نظریات اجرا شد، به نظر می‌رسد حلبی‌آباد و زورآبادها در اطراف شهرهای بزرگ زیاد شدند. درواقع همان اتفاقی که پیش‌بینی می‌شد، اتفاق افتاد و اطراف شهرها؛ سکونتگاه‌های دیگری به وجود آمد؛ اما خبری از انتشار سرمایه و اثرات توسعه نبود.در دوره پهلوی دوم، هم‌زمان با تحولات سریع صنعتی کشور، اصلاحات ارضی روندهای جابه‌جایی جمعیت را هرچه بیشتر تقویت کرد. آزادشـدن یا کنده‌شدن نیروی کار از زمین و رواج مبادله نقدی در بین روستائیان و رواج و بسط بازار مصرف و الگوی جدید مصرف در روستا، در پویش مهاجرت روستائیان به شهر بسیار مؤثر بود.اجرای اصلاحات ارضی باعث دسترسی خرده‌مالکان به زمین‌های کشاورزی و عدم بهره‌برداری آن‌ها از زمین‌ها شد؛ درواقع شاه زمین‌های بزرگی را که خان‌ها آن را اداره می‌کردند، به قطعات کوچکی تقسیم کرد که رعیت‌ها توانایی اداره آن را نداشتند یا صرفه‌ای برای این کار نمی‌دیدند. زمین‌دارانی که تا دیروز رعیت خان بودند، زمین‌های خود را فروختند و با سرمایه اندک خود راهی شهر شدند. درنتیجه این مهاجرت، بیشترین نرخ مهاجرت از روستا به شهر رخ داد.براساس آمار در سال 1345 سهم جمعیت مهاجر از کل جمعیت ایران حدود 12درصد بوده است که طی 10 سال این عدد به 22درصد رسیده است؛ یعنی تقریبا جمعیت کسانی که روستای خود را ترک کردند و به شهر آمدند، دوبرابر شده که طی دهه‌های اخیر بیشترین میزان مهاجرت را ثبت کرده است؛البته براساس آخرین سرشماری در سال 1395 این عدد به 18درصد رسیده که زنگ خطری برای مسئولان است.قبل از اصلاحات ارضی عرضه و تقاضای مسکن روال عادی خود را طی می‌کرد و به‌صورت سنتی در شهر و روستا احتیاج مردم به خانه حل می‌شد؛ اما با شروع مهاجرت از روستا به شهر عرضه و تقاضا به هم خورد و درنتیجه خانه کم و گران شد؛ درواقع مهاجران به سمت شهرها می‌رفتند؛ اما نمی‌دانستند که شهر نه‌تنها استقبالی نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به حاشیه خود می‌راند. مهاجران به دلیل کمبود و گرانی مسکن و ناتوانی در هماهنگی با محیط و فرهنگ شهری به حاشیه‌شهرها رفتند.درمجموع آنچه در ایران روی داد، پیشرفت اجتماعی و اقتصادی بود که عواید نفت، آن را تسریع کرد؛ به همین شکل تغییرات ساختاری‌اقتصادی نیز نه به علت شهرنشینی که به واسطه شهرزدگی بود. هنگامی که کشور در آستانه «دروازه‌های تمدن بزرگ» قرار داشت، سهم کل تولیدات صنعتی (شامل تولیدات دستی روستایی و سنتی) در تولید ناخالص داخلی غیرنفتی 20درصد بود؛ درحالی‌که سهم خدمات 56 درصد بود؛ درواقع حاشیه‌نشینان بودند که به سمت مشاغل خدماتی روی آورده بودند. در این دوران سیاست‌های اداری اقتصادی دولت به گسترش سریع شهرهای کوچک و بزرگ و فعالیت‌های شهری انجامید و گسترش بوروکراسی دولتی و تمرکز بیش از پیش تصمیم‌های اجرایی، فزونی مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ را در پی داشت.