دور کرسی نشستن
احتمالا از قدیمیها خیلی این را شنیدهاید که: «خوش اون روزا که کرسی داشتیم. خیلی خوب بود. سالمتر بودیم.» البته احتمالا همان قدیمیها ادامه حرفشان را نمیزنند که: «میرفتیم خار و هیزم تو دشت و صحرا پیدا میکردیم، با بدبختی زغالش میکردیم، بعد آتیش میکردیم و میریختیم زیر کرسی، کرسی دود میکرد، بوی آتیش توی اتاق میپیچید، چند بار همینطوری خونه رو به آتیش میکشیدیم و باعث زحمت همسایهها واسه خاموشکردن آتیش میشدیم. خلاصه خیلی اذیت میشدیم واسه یه کرسی. الان یادمون رفته، میگیم یادش بهخیر.» با این حال، خیلیها پی کرسی به تنشان میمالند و شب چله زیر کرسی جمع میشوند. البته بیشترشان دیگر سختیهای قدیم را نمیکشند و به جایش از کرسی برقی استفاده میکنند. هم سریعتر گرم میشود و هم سختیاش برای بعد از روشن شدنش است؛ مثلا زمانی که قبض برق میآید و تازه متوجه میشوند که یک کرسی برقی هم میتواند یک اداره برق را میلیاردر کند!
خوراکیهای شبچلهای
یکی از مزههای شب یلدا به خوراکیهایش است. خوراکیای که تا چند سال قبل به هندوانه و انار و پسته خندان منتهی میشد؛ اما کمکم تغییرات جدیدی پیدا کرد. مثلا با اختراع یخچالفریزر و البته داشتن پول کافی، بشر فهمید که برای شب یلدا میتواند از یک سری میوههای تابستانی هم استفاده کند، یا مثلا با اختراع هواپیما و وجود پول زیاد، بشر فهمید شب یلدا میتواند میوههای استوایی بخورد، بدون آنکه بداند اسم آن میوهها چیست. البته همیشه پول یاریگر نبود و خلاقیتها بهدلیل نبود امکانات شکل گرفت؛ مثلا خود تخمه ژاپنی هم فکرش را نمیکرد که یک روزی مهمان همیشگی سفرههای شب یلدا باشد و بهترین جایگاهی که برای خودش متصور میشد، بازیکردن نقش بادام درختی در کاسه آجیل عید بود؛ ولی از قضا و با گرانشدن پسته، همه به این نتیجه رسیدند که تخمهژاپنی بهترین گزینه جایگزینی با پسته است؛ هم ارزان است، هم برای شکستنش باید اندازه بازکردن گاو صندوق بانک مرکزی وقت گذاشت و آن یک دقیقه بیشتری که توی شب یلدا نصیب هر آدم میشود، به هدر نمیرود و آن را خرج شکستن تخمه ژاپنی میکنند!
تفألزدن
تا قبل از اینکه خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی به دنیا بیاید و شعر بگوید و کتابش مهمان طاقچه ایرانیها بشود، ایرانیها فالهای مختلفی میگرفتند؛ مثلا فالگوش میایستادند و پس از نیت، در یک جای شلوغ به حرفهای مردم گوش میدادند. البته این روزها نمیتوانید فالگوش بایستید؛ چون مثل گذشتهها حرفها مختلف نیستند و به خاطر آلودگی هوا و گرانی و وضعیت اینترنت، صحبتها معمولا صرف فحش به برخی از مسئولانی میشود که کار مردم را درست و حسابی راه نمیاندازند. برای همین نتیجه فالگوشتان معمولا یا انواع و اقسام فحش است، یا ناله و نفرین به باعث و بانی وضعیت اینترنت این روزها. فلذا بهتر است این روزها را غنیمت بدانید و با همان فال حافظ سرگرم شوید. حالا درست است که نتیجه فال حافظ در بیشتر فالها «در پیش رو داشتن یک سفر طولانی، ورود به یک قائله عشقی جدید و رسیدن به مقصود به شرط توکل بر خدا» است، ولی ناامید نشوید. بالاخره توی آن دیوان به آن بزرگی، پس از چندصد بار فال گرفتن، بالاخره یک غزلی پیدا میشود که نتیجه نیت شما باشد.
شاهنامهخوانی
با اینکه در قدیم، رابطه با کره جنوبی خیلی بهتر بود و مردم، بیشتر از داستان و اسطوره خوششان میآمد، ولی قبل از گلکردن جومونگ و سوسانو و بقیه این آدمها توی دنیای ما، چیزی وجود داشت به اسم شاهنامه که یک رستم داشت که حریف همه جومونگهای تاریخ بود؛ برای همین شب یلدا، باسوادهای جمع، شاهنامه میخواندند و برای بقیه معنایش میکردند؛ بقیه هم که از کارهای خارقالعاده رستم و رفقا به وجد آمده بودند، تا شب چله سال دیگر منتظر میشدند تا بالاخره بفهمند سرنوشت سهراب چه میشود یا رستم بالاخره از هفتخوان سالم بیرون میآید یا نه؛ اما این روزها که شاهنامه خواندن خودش یک هنر است و شاهنامه فهمیدن خودش یک هنر جداگانه دیگر، توصیه ما این است که زیاد به خودتان فشار نیاورید. احتمالا این روزها یکی از شبکههای تلویزیون در حال پخشکردن جومونگ برای صدهزارمین بار متوالی است، همان جومونگ را ببینید، توی ذهنتان تصور کنید که او همان رستم است.
هدیه بردن
در قدیم، مردم شب یلدا برای یکدیگر هدیه میبردند؛ البته این رسم همچنان نیز پابرجاست. با آمدن گوشیهای دوربیندار، مردم شبهای چله «کلیپ بلوتوثی» برای یکدیگر میبردند. با پیشرفتهترشدن علم و دانش، برای یکدیگر بسته اینترنتی هدیه میخریدند و این روزها به لطف فیلترینگ، شب چله به یکدیگر فیلترشکن پرسرعت و بدون قطعی هدیه میدهند. البته خیلی حواستان باشد توی مهمانیهای این شبها، فیلترشکنتان را لو ندهید؛ چون با لو رفتن فیلترشکنتان، مجدد به در بسته فیلترینگ میخورید .