به گزارش اصفهان زیبا؛ هنر نقاشیخط یکی از هنرهای ترکیبی ایرانی است که با کمک خوشنویسی و نقاشی به خلق آثار چشمنواز میپردازد. زیبایی ملموس این آثار و نقش پررنگ آنها در انتقال مفاهیم، سبب ورود این آثار به بخشهای گوناگون اجتماع شده است.
نقاشیخط شیوهای است در نقاشی مدرن و خوشنویسی معاصر ایرانی که بهتدریج در دهه سی و چهل خورشیدی توسط برخی از خوشنویسان و نقاشان ایرانی شکل گرفت و تاکنون به حیات خود در عرصه هنر معاصر ادامه داده و در بسیاری از کشورهای منطقه نیز پیروانی یافته است. به این شیوه گاهی «خطاشی» و «خطنقاشی» هم میگویند.
«نقاشیخط» ریشههایی عمیق در تاریخ دارد و به زمانهای قدیمی از هنر نوشتن و تزیین حروف برمیگردد. در طول تاریخ، این هنر تکامل یافته و با تأثیرات فرهنگی و هنری مختلف، شکلها و فرمهای متعددی به خود گرفته است. از نقاشیخط، در کتابهای دینی و قرآنی، نقوش دیواری در آثار باستانی، تزیینات معماری و حتی در هنرهای مدرن نیز استفاده شده است.
احتمالا شما هم آثار متعدد نقاشیخط را در تابلوها، دیوار ساختمانها، حاشیه اتوبانها و کارهای گرافیکی فضای مجازی مشاهده کردهاید. اما آنچه مدتی است رونق زیادی در بین مردم پیدا کرده و جاذبه جدیدی از هنر نقاشیخط محسوب میشود، لباسها و پوشاکی است که با طرحهای گوناگون و به کمک هنر نقاشیخط تزیین شدهاند.
منظور از پوشاک مزین به طراحیهای هنری و نقاشیخط، لباسها، کلاهها، شالها و پارچههایی است که طرح آنها شامل جملات، عبارات، اشعار و ضربالمثلهای گوناگون است. اینکه این آثار حاوی چه سبک هنری بوده و چه نقشی در ارتقای آن در جامعه دارند، و اینکه این پوشاک تا چه اندازه در انتقال مفاهیم عمیق هنر نقاشیخط موفق بودهاند، موضوع مهمی در ابعاد هنری، فرهنگی و اقتصادی محسوب میشود.
الهه جعفری، بانوی هنرمند اصفهانی و عضو انجمن خوشنویسان استان اصفهان است که در زمینه خطوط نستعلیق، شکستهنستعلیق، ثلث و کوفی حجازی خلق اثر کرده و همچنین به دلیل حضور در عرصه هنر نقاشی، مدتهاست که در زمینه هنر نقاشیخط نیز به فعالیت میپردازد. این بانوی هنرمند در مصاحبه با «اصفهانزیبا» به پرسشهایی درباره تلفیق هنر نقاشیخط و صنعت پوشاک پاسخ داده است.
از پیشینه هنر نقاشیخط بگویید. کدامیک از هنرمندان در این زمینه پیشگام بوده و شیوه شخصی آنها قابلتوجه است؟
نخستین ریشههای پیدایش نقاشیخط را نمیتوان دقیقا در زمان و مکان و هنرمند ویژهای جستوجو کرد. چرا که هنرمندان مختلفی در هر گوشه از مراکز فرهنگی هنری ایران، در بازههای زمانی متفاوت و رخدادهای تاریخی و اجتماعی گوناگونی زمینه را برای پیدایش و تطور یک رشته هنری یا مکتبی فراهم میکنند که هنر نقاشیخط هم مستثنا از این قاعده نیست.
اگر نقاشیخط ایرانی را تلفیق هوشمندانهای از دو هنر نقاشی و خوشنویسی بدانیم، حتی میتوان نخستین ریشههای آن را در کاشیکاریها و کتیبههای صفوی جستوجو کنیم. آنجا که خوشنویسی در همجواری متناسبی با نقوش کاشی و رنگ قرار میگیرد، اگرچه بر بستری غیر از کاغذ و بوم شکل گرفته است، بهخوبی الهامبخش هنرمندان نسلهای بعد برای تلفیق خط، نقش و رنگ بوده است.
در دوره قاجار شاهد آثار شاخصی هستیم که میتوان آنها را بهعنوان اولین نمونههای نقاشیخط بر بستر کاغذ قلمداد کرد.
آثار متمایز هنرمندان این دوره همچون ملک محمد قزوینی و اسماعیل جلایر، همنشینی دلنشین نقاشی و خط را گسترش داد و بارقههای تازه متولدشده این هنر را شعلهور کرد که الهامبخش هنرمندان در آینده شد.
اهمیت جایگاه خوشنویسی در میان هنرهای اسلامیایرانی و قرابت آن با مفاهیم و آموزههای فرهنگی و مذهبی از یک سو و ظرفیتهای ساختاری و تصویری بالای خطوط ایرانی از سوی دیگر، سبب شد که خوشنویسی بهسرعت به المان مهمی در نقاشی برخی نقاشان نیمه اول قرن ۱۴ شمسی تبدیل و بارقههای این هنر شعلهورتر از پیش شود.
با نگاهی بسیار کلی میتوان گفت هنرمندان از دو مسیر به این عرصه ورود پیدا کردند. عدهای خود خوشنویسان حاذقی بودند که به نقاشیخط روی آوردند و تلاش کردند خوشنویسی را از قالب تکرار خارج کنند و ظرفیت بصری و فرمی خطوط را با زینت رنگ به نمایش بگذارند. رضا مافی و محمد احصایی و نـصــرالله افـجـهای ازایندســت هنرمندان بودند.
دسته دیگر از زمره نقاشان و مجسمهسازان بودند که با نگاهی نقاشانه به این عرصه قدم نهادند و در تلفیق هنر خود با خط و خوشنویسی شـیوه شخصی خود را پیش گرفتند. حسین زندهرودی، فرامرز پیلارام، صادق تبریزی و پرویز تناولی (مجسمهساز) را میتوان از این دست هنرمندان دانست. اغلب آنها تا شکستن قوانین خوشنویسی در آثار خود پیش رفتند و صورت نوینی از نقاشیخط ایرانی را ارائه کردند و عنوان پیشگامان عرصه نقاشیخط در تاریخ هنر ایران را به خود اختصاص دادند.
در این دوران هنر نوپا و نورس نقاشیخط جان تازه یافت که در دهههای بعدی این جانبخشی توسط هنرمندانی همچون محمود زندهرودی، احمد محمدپور، عینالدین صادقزاده، فرهاد مشیری و صداقت جباری تا به امروز استمرار پیدا کرد و به دستان جوانان این رشته سپرده شد.
شما کدام بستر را بهترین راه دیدهشدن هنر نقاشیخط میدانید؟ کاغذ و بوم، دیوارهای شهر یا پارچه و پوشاک؟
البته تمامی بسترهایی که شما اشاره کردید میتواند با رایزنی و مشورت متخصصان همان رشته، به بستری مناسب برای دیده شدن این هنر تبدیل شود؛ اما آنچه از سالهای گذشته تا امروز شاهد آن بودهایم و مرسومترین بستر این هنر، بوم و کاغذ بوده است. اگرچه جستهوگریخته نمودهایی از آن را بر ظروف، پوشاک، کیف، زیورآلات و حتی بر دیوارهای شهر و بهمنظور زیباسازی دیدهایم، همچنان بوم و کاغذ توسط خیل عظیمی از هنرمندان بهعنوان اولین و بهترین و سهلالوصولترین انتخاب محسوب میشود.
کار نقاشیخط روی پارچه و پوشاک چه تفاوتهایی با سایر بسترها دارد؟
اگر قرار باشد پارچه و پوشاک بهعنوان بستر یک اثر هنری انتخاب شود، دگرگونی بزرگی در کاربرد آن اثر پدید میآید؛ چراکه اثر هنری بهطورمعمول در معرض دید گروه ویژهای از هنرمندان و منتقدان قرار میگیرد. اما زمانی که اثر هنری در بستر پارچه تولید شود، به ناگاه تغییر کاربری میدهد و به زینت پوشاک عامه مردم جامعه مبدل میشودو در معرض دید همه اقشار جامعه قرار میگیرد. به همین جهت، هماهنگی آن با فرهنگ مردم جامعه و پوشاکشان بهعنوان بستری نوین برای اثر هنری اهمیت دوچندان پیدا میکند.
فکر میکنید ورود نقاشیخط بر روی پوشاک تأثیری در شناخت این هنر دارد؟ چه خطری میتواند این ترکیب هنری را تهدید کند؟
چنانچه استفاده از نقاشیخط در طراحی پوشاک با رایزنی و نظارت هنرمندان و متخصصان هر دو رشته صورت بگیرد، میتواند تأثیرات مثبتی در شناساندن این هنر به عامه مردم و حتی به علاقهمندان آن در سطح بینالمللی داشته باشد؛ این در حالی است که میتوان با همین روش سلیقه هنری عامه مردم را نیز ارتقا بخشید. اما باید توجه داشت که هر گونه اقدام سهلانگارانه و غیرتخصصی میتواند به هنر هر دو حوزه لطمه وارد کند.
به نظر شما تلفیق این هنر با صنعت پوشاک تاکنون چه نقاط ضعف و قوتی داشته است؟
آنچه امروز در عرصه پوشاک شاهد آن هستیم، این است که جز تعداد انگشتشماری از برندها که حقیقتا تخصصی و خلاقانه به استفاده از نقاشیخط در تولیدات خود پرداختهاند، پوشاک مابقی تولیدکنندگان ضعیف و سهلانگارانه بوده است. بزرگترین و مشهودترین ایرادی که در اکثر پوشاک سطح پایین مشاهده میشود، انتخاب آثار بیکیفیت، بیاصالت و درجه چندم برای چاپ است. در مواردی هم که انتخاب آثار درست بوده، چاپها بسیار بیکیفیت و ضعیف است، اشکال دفرمه شده و انتخاب رنگهای نامناسب از معایب دیگر این دست از تولیدات است.
تولیدکنندگان باید علاوه بر مشاوره گرفتن از متخصصان هر دو رشته نقاشیخط و طراحی پوشاک برای داشتن انتخابهای درست، برای کیفیت تولید نیز اهمیت ویژه قائل باشند؛ در غیر این صورت بهمرور سبب آسیب به این هنر و دلزدگی مخاطبان و مصرفکنندگان میشوند.
ارتباط این هنر با فرهنگ ایرانیاسلامی چگونه است؟
نقاشیخط ایرانی ماهیت ویژه و بینابینی میان دو هنر نقاشی و خوشنویسی دارد. گاهی به نقاشی نزدیکتر میشود و گاهی به خوشنویسی متمایلتر است؛ اما در هر صورت ریشه در دو هنر مهم و اساسی ایرانی اسلامی دارد. وجه خوشنویسانه آن پیوند محکمتری با کتابت بهعنوان مهمترین هنر ایرانیاسلامی دارد. بدین سبب رسانه خوبی برای ارائه و انتشار اشعار بزرگان، احادیث، آموزههای دینی و کتاب مقدس محسوب میشود. حتی وجه نقاشانه آن کاملا متناسب با معماری و فضای اسلامی ایرانی است و بهخوبی میتوان از آن در زینت بخشیدن به بناها و فضاها استفاده کرد. چنانکه در سالهای اخیر شاهد استفاده نقاشیخط در معماری بودهایم.
اقبال عمومی مردم در برابر این سبک از لباسها را چطور میبینید؟
این سبک از پوشاک و حتی زیورآلات مزین به خوشنویسی و نقاشیخط بهسرعت در میان مردم و خصوصا قشر جوان، هنردوست و هنرمند جا باز کرده و مورد اقبال واقع شده است.
همه ما بارها شاهد بودهایم که برای مراسمهای سنتی ویژه مانند نوروز، یلدا و غیره انتخاب جوانان لباسهایی مزین به نقاشی، خط و نقاشیخط است؛ چرا که این سه هنر، مقولهای جدا از زندگی روزمره مردم ایران، خصوصا ساکنان شهرهای تاریخی هنری نیست.


