برنامه‌ریزی شهری در اصفهان برای تحقق شهر زندگی چه چالش‌هایی دارد؟

به هوای شهر زندگی

برای حرکت سریع‌تر در مسیر توسعه و پیشرفت، داشتن نظام برنامه‌ریزی اولین لازمه است. اینکه چه اهدافی را مدنظر داریم، از چه منابعی می‌خواهیم استفاده کنیم، چه حوزه‌‌هایی قرار است تحت‌تأثیر اهداف ما قرار گیرند، چه مسیری را طی کنیم تا به هدف برسیم …

تاریخ انتشار: 10:12 - شنبه 1403/03/26
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
به هوای شهر زندگی

به گزارش اصفهان زیبا؛ برای حرکت سریع‌تر در مسیر توسعه و پیشرفت، داشتن نظام برنامه‌ریزی اولین لازمه است. اینکه چه اهدافی را مدنظر داریم، از چه منابعی می‌خواهیم استفاده کنیم، چه حوزه‌‌هایی قرار است تحت‌تأثیر اهداف ما قرار گیرند، چه مسیری را طی کنیم تا به هدف برسیم، چه الزام‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را در نظر بگیریم تا دچار تعارض منافع نشویم و پرسش‌هایی ازاین‌دست، همه وابسته به مفروضات پارادایمی و فرایندی مقوله برنامه‌ریزی است.

یکی از نشانه‌های اثرگذاری اتخاذ رویکردهای برنامه‌ریزی در مدیریت ملی و منطقه‌ای، بررسی سیر تطور جوامع است. وقتی به تاریخ ایران نگاه می‌کنیم، به این موضوع پی می‌بریم که نقطه شروع تغییرات اساسی در ایران، جدای از مواجهه تکنولوژیک ایران با غرب، حادثه سیاسی انقلاب مشروطه است که توانست افق جدید سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را مقابل ایران باز کند؛ هرچند این افق جدید، در بسیاری از مؤلفه‌های خود، همخوان با سنت فرهنگی و فکری جامعه ایرانی نبود و در بسیاری از موارد، کج‌راهه‌هایی را نیز جلوی پای این جامعه قرار داد.

بااین‌حال، نباید از نظر دور داشت همین رخداد، فضای فکری و فرهنگی نیروهای اجتماعی ایران را به‌گونه‌ای تحت‌تأثیر قرار داد که جامعه سنتی ایران که تا قبل از انقلاب مشروطه، سلطان را ظل‌الله دانسته و مبارزه با او را خلاف حفظ اسلام می‌دانست، در حوادثی همچون ملی‌شدن صنعت نفت و قیام 15خرداد و بعدازآن در مبارزاتی که برخی گروه‌های مسلح چپ‌گرا با رژیم وقت داشتند و درنهایت در رخداد انقلاب اسلامی مقابل سلطنت 2500ساله ایستاد و آن را سرنگون کرد.

به همین منوال ترکیب نیروهای اجتماعی و اقتصادی در ایران نیز دچار تحول شد و از پی این تغییرات که به خاطر قرارگرفتن ایران در مسیر توسعه حادث شده بود، شهرها رو به گسترش رفت و در کمتر از نیم‌قرن، پایگاه جمعیتی ایران از روستا به شهر منتقل شد.

چالش‌های برنامه‌ریزی شهری متمرکز در ایران

همین امر موجب شد علاوه بر برنامه‌ریزی برای توسعه ملی و منطقه‌ای، برنامه‌ شهری نیز به سرفصل سیاست‌گذاری در ایران افزوده شود؛ اما نظام برنامه‌ریزی در ایران چون همزاد با توسعه است، نظام پرآفتی محسوب می‌شود که در بسیاری از اوقات، به جامعه بی‌رحم و نامهربان است و نیاز به بازنگری و اصلاح دارد.

یکی از نمونه‌های این نوع برنامه‌ریزی پرآفت، برنامه‌های جامع و تفصیلی شهری است که با نگاهی از بالا به پایین و فقط با محوریت پروژه‌های عمرانی تعریف می‌شوند و دستورکار شهرداری‌ها برای انجام کار و ارائه خدمات است.

در پژوهشی با عنوان «تبیین چالش‌های ساختاری در طرح‌ریزی راهبردی توسعۀ شهری کلان‌شهر اصفهان» که سعید امان‌پور انجام داده، به همین موارد اشاره و چالش‌های اصلی برنامه‌ریزی شهری اصفهان بررسی و تشریح شده است.

او بیان می‌کند، رویکردهای برنامه‌ریزی شهری، بیشتر تمرکزگرا بوده‌اند که در قالب برنامه‌های جامع و تفصیلی خود را نشان داده‌اند. از مؤلفه‌های محوری این نوع برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری بالا به پایین با غلبه رویکرد هندسی، آماری و کالبدمحور در فرایند طراحی و سامان‌دهی شهری است. بر این اساس عمران کالبدی، وجهه غالب موفقیت برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران است.

او به برخی از کاستی‌های این نوع برنامه‌ریزی همچون نقش بی‌سابقه دولت در سازمان‌دهی و طراحی و تمرکز زیاد بر ساخت‌وساز بر اساس معیارهای از پیش تعیین‌شده اشاره می‌کند و می‌گوید که این رویکرد، در سال‌ها و دهه‌های اخیر جای خود را به برنامه‌ریزی راهبردی و گام‌به‌گام داده است تا با تکیه‌بر شیوه مشارکتی، فرایند برنامه‌ریزی در توسعه شهری پیگیری شود.

به گفته امان‌پور، این رویکرد ازنظر شناخت و عمل، نسبی‌گرا و ازنظر روش و هدف نیز متنوع است و بر مدیریت افقی و میان‌بخشی با رجوع بر خرد جمعی و مشارکتی و توجه به محله‌محوری تأکید دارد. بر این اساس، مهم‌ترین چالش در فرایند طرح‌ریزی توسعه شهری در رویکرد متمرکز جامع و تفصیلی، مربوط به ساختار کارکردی این طرح‌هاست که در سه مرحله شناخت، تحلیل و اجرا خود را نشان می‌دهد؛ همچنین این طرح‌ها انعطاف‌ناپذیرند و فرایند گام‌به‌گام در آن‌ها دیده نمی‌شود تا بتوان در هر گام به ارزیابی و بازنگری اهداف و رویکردها پرداخت.

چالش‌های برنامه‌ریزی شهری در اصفهان

با این مقدمه، امان‌پور به بررسی چالش‌های اصلی برنامه‌ریزی در کلان‌شهر اصفهان می‌پردازد. او بیان می‌کند که هر یک از دو بخش متفاوت از ساختار برنامه راهبردی، چهار مرحله دارد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که در هر بخش، کدام حوزه، چالش برنامه‌ریزی راهبردی در شهر اصفهان محسوب می‌شود.

ساختار مرتبط با تصمیم‌گیری در برنامه‌ریزی راهبردی مشتمل بر چهار مرحله سیاست‌گذاری، هدایت و راهنمایی، تهیه طرح‌ها و نظارت بر تهیه طرح‌هاست و ساختار راهبردی مرتبط با تصمیم‌سازی نیز چهار مرحله دارد که عبارت‌اند از: بررسی و تصویب طرح‌ها، اجرای طرح‌ها، نظارت بر اجرای طرح‌ها و اصلاح و بازنگری طرح‌ها.

امان‌پور با استفاده از روش‌های تحلیلی و کمی نشان داده است که ساختار راهبردی مبتنی بر تصمیم‌سازی، در مرحله سیاست‌گذاری دارای بیشترین چالش است. این مرحله به مواردی ازجمله وجود دانش سیاست‌گذاری در فرایند برنامه‌ریزی، تغییر ساختاری برای توسعه فضای شهرها و بهره‌گیری از علوم و فنون به اقتضای زمان اشاره دارد. به‌عبارت‌دیگر، دانش برنامه‌ریزی و بهره‌گیری از برنامه‌ریزان متخصص در چهارچوب سیاست‌های کلان طرح‌ریزی توسعه شهری در کلان‌شهر اصفهان وجود ندارد.

در این پژوهش، همین فرایند ارزیابی، برای ساختار راهبردی مرتبط با تصمیم‌سازی نیز مورداستفاده قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که مرحله اصلاح و بازنگری طرح‌ها بیشترین اولویت را در برنامه‌ریزی شهری اصفهان دارد؛ اما از آن غفلت شده است.

امانی‌پور در تشریح این ضعف ساختاری می‌گوید که نبود ساختار و وظایف قانونی مشخص و شفاف تعریف‌شده برای اصلاح و بازنگری طرح‌ها و همچنین نبود ابزارهای کارساز علمی و عملی برای اصلاح و بازنگری طرح‌ها، از چالش‌های عمده این مرحله از طرح‌ریزی راهبردی توسعه شهری در کلان‌شهر اصفهان است.

به گفته نویسنده، باتوجه به آنچه بیان شد، مرحله سیاست‌گذاری، نخستین دغدغه فکری سیاست‌گذاران شهری کلان‌شهر اصفهان است که به مؤلفه‌هایی همچون توانمندی در تولید استراتژی و چشم‌انداز توسعه و خلاقیت در حل مسئله و ارائه راهکار مبتنی بر واقعیت اشاره دارد؛ همچنین مرحله اصلاح و بازنگری طرح‌ها، در تحقق برنامه راهبردی پایدار و متناسب با واقعیت‌های پویای شهر اصفهان اهمیت اساسی دارد که در طرح جامع و تفصیلی کنونی وجود ندارد.

از آنچه به‌عنوان یک نمونه پژوهشی در ارزیابی برنامه‌ریزی شهری در کلان‌شهر اصفهان تشریح شد، می‌توان به این نتیجه رسید که برنامه‌ریزی شهری باید از پارادایم تمرکزگرا به‌سوی پارادایم مشارکتی گذار پیدا کند. در این رویکرد جدید به‌جای نگاه بخشی و جزیره‌ای، ارتباطات میان‌بخشی و به جای برنامه متمرکز و غیرمنعطف، برنامه‌ای نسبی، منعطف و باز مدنظر قرار گرفته است.

تغییر در برنامه‌ریزی به ‌موازات تغییر در جامعه

اگر این تغییر پارادایم در برنامه‌ریزی را با واقعیت تغییر روند در وضعیت جامعه مقایسه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که جامعه امروزی برنامه‌های متمرکز و غیرمنعطف، خشن و سخت را نمی‌پذیرد و سیر تحول جامعه ایرانی از ابتدای انقلاب تاکنون دلیلی بر این مدعاست.

به موازات صنعتی‌شدن سریع و بی‌محابای چندین کلان‌شهر کشور ازجمله اصفهان، سرانه‌های شهری افزایش یافت، طبقه متوسط متورم شد و ارزش‌های مصرف‌گرایانه نیز نمود بیشتری در جامعه پیدا کرد.

نتیجه تمام این تحولات، افزایش سرعت تغییرات درون نسلی بود و همین امر تأثیر خود را روی سیاست‌گذاری و حکمرانی نیز گذاشت؛ درنتیجه اکنون در فضای سیاست‌گذارانه کشور این نیاز پدید آمده است که برنامه‌ریزی باید دچار تغییر شود.

نوشتن اولین برنامه جامع برای شهر اصفهان در چند سال اخیر و تدوین برنامه‌های راهبردی چندساله نشان از همین تغییر رویکرد دارد؛ البته باید به این نکته نیز توجه کرد که در رویکردهای جدید، صرف تعریف پروژه‌های عمرانی و کالبدی برای شهر، سازنده نخواهد بود و برنامه‌ریزی برای شهر باید تمام ابعاد فضای شهر، اعم از فرهنگ، اجتماع و اقتصاد را مدنظر قرار دهد تا بتواند روح حاکم بر زندگی را در شهر بدمد؛ نه اینکه فقط شهر را تبدیل به بازاری برای مبادله‌ها و رفت‌وآمدهای تجاری کند.

برچسب‌های خبر
اخبار مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری اصفهان زیبا منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

نه − 5 =