حاج‌‌بابا و عید قربان

برای من، عید قربان، مساوی بود با خانۀ‌ حاج‌بابا. قدم به حیاط که می‌گذاشتی همهمه‌ای بود از صدای بچه‌ها و بازی‌شان با گوسفند پشمالوی قصه‌ها. غرق در دنیای کودکانه‌مان می‌شدیم؛ بی‌آنکه بدانیم حاج‌بابا نماد بندگی خدا را خانه آورده است و قصد دارد سنت حضرت ابراهیم را به‌جا آورد.

تاریخ انتشار: 11:18 - سه شنبه 1403/03/29
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
حاج‌‌بابا و عید قربان

به گزارش اصفهان زیبا؛ برای من، عید قربان، مساوی بود با خانۀ‌ حاج‌بابا. قدم به حیاط که می‌گذاشتی همهمه‌ای بود از صدای بچه‌ها و بازی‌شان با گوسفند پشمالوی قصه‌ها. غرق در دنیای کودکانه‌مان می‌شدیم؛ بی‌آنکه بدانیم حاج‌بابا نماد بندگی خدا را خانه آورده است و قصد دارد سنت حضرت ابراهیم را به‌جا آورد. ترازو می‌گذاشت مقابلش و بسته‌های گوشت قربانی را اندازه می‌کرد. می‌گفت: «به همه مساوی هدیه کنید. نبینم برای نزدیک‌ترها بیشتر جدا کنید.»

چند سالی که بزرگ‌تر شدیم، با چشم خودمان دیدیم که هر روز برای حاج‌بابا عید قربان است. از سفرهای شیک‌وپیکش زده بود، برای سفر به زیارت خانه خدا و زیارت کربلا و سوریه و قبور ائمه. صدقه‌اش را هر روز صبح کنار می‌گذاشت. از خانۀ‌ بالای شهر گذشته بود برای هم‌صحبتی بیشتر با همسایه‌ها و دوستانش. می‌گفت: «اگر خانه را عوض کنم، چطور روز عاشورا برای دسته‌های عزاداران حسینی محله‌مان آش احسان بیاوریم؟»

چه کسی فکرش را می‌کرد همین آش ساده و نذر شربت و گاه پخت شعله‌زرد تا این حد دل مردم را ببرد؟! حاج‌بابا سفره‌های آن‌چنانی و سرشار از زرق‌وبرق را قربانی کرده بود تا با سفره‌های ساده، اما بزرگ، دل خدا را ببرد. هر آنکه دل خدا را ببرد، مگر نه این است که دل بندگان عزیز خدا را هم برده است؟ امسال عید قربان، حاج‌بابا را نداریم. همین چند روز پیش، شب شهادت امام‌جواد(ع) ما را عزادار کرد و رفت. غصه‌دار نبودنش هستیم؛ اما دلمان آرام است به آبرو و افتخاری که با یک عمر بندگی، از خدا گرفته است. مراسم خاک‌سپاری‌اش چنان باشکوه بود و سرشار از جمعیت که دچار حیرت شده بودیم.

حاج‌بابا نفسانیت را، غرور را، حرام را، هوس را، قربانی کرده بود برای دست‌یافتن به عزت و آبرویی که وعده الهی است. یک عمر دویده بود برای کسب یک لقمه نان حلال. حالا نوه‌اش تا صبح نشسته بود بالای قبرش و برای شب اولی که در کنارمان نبود، یس و الرحمن خوانده بود. زمان مراسم چهلم حاج‌بابا را شمرده‌اند. می‌گویند روز عاشوراست. حالا نمی‌دانیم آش احسان برای دسته‌های عزداران حسینی بپزیم یا آش پشت‌پا برای سفر ابدی حاج‌بابا در چهلمین روز رفتنش. اصلا حاج‌بابا این‌بار چطور دلت آمد خانه‌ات را عوض کنی؟!

برچسب‌های خبر
دیدگاه‌ها
  1. Avatar photo عبدالله موحد گفته :

    خداوند رحمت شان کند
    کاش ما هم چنین عاقبتی نیکو و زندگی پر از شیرینی های معنوی را تجربه کنیم
    خوش به سعادت شان

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری اصفهان زیبا منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

یک + 11 =