به گزارش اصفهان زیبا؛ سنوسال که به وعدهگاه تأهل رسید و پسر و دختر قصد عقد و ازدواج کردند، بهطورمعمول اولین و مهمترین موضوعی که مطرح میکنند و از طرف مقابل انتظار دارند، اخلاق است؛ عنصری که اگر هرکدام در کیفیت آن ضعف داشته باشند، کیفیت زندگیشان هم افت میکند و کامشان تلخ و روزگارشان ناموزون میشود.
حالا همین تحول از تجرد به تأهل با ضمانت اخلاق در درجه اول یا دوم را به جامعهای با میلیونها انسان یا انواع و اقسام اندیشه و عقیده و تفکر بسط دهید و جایگاه اخلاق را ویژهتر بنگرید؛ بهویژه در بزنگاههایی همچون انتخابات که اخلاق و رعایت آن، یک اصل بنیادین است؛ اصلی که از مهمترین دغدغههایی است که همواره رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره انتخابات طرح میکنند و بهواقع بیاخلاقیها در سطح نامزدها خلاف مصالح و منافع ملی عمل میکند و درنهایت منجر به دلزدگی از کلیت نظام یا شکلگیری یک دولت ضعیف با مشارکت پایین میشود.
طبیعتا ذات انتخابات، رقابت، چنددستگی و اموری ازایندست است؛ اما درهمآمیختن این رقابتها با اخلاق موضوع مهمی است که همیشه بهعنوان یک پرسش نزد کارشناسان مطرح بوده است.
کسب رأی سلبی با تخریب رقبا
رهبر اندیشمند انقلاب چهاردهم خرداد در آیین سیوپنجمین سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) بار دیگر بر رعایت اخلاق انتخاباتی تأکید فرمودند و هشدار دادند: «بدگویی، تهمتزنی و لجنپراکنی کمکی به پیشرفت کارها نمیکند و به آبروی ملی لطمه میزند.»
معظمله بارهاوبارها در انتخابات مختلف، نامزدها و هوادارانشان را نسبت به این مسئله زنهار دادهاند؛ ولی متأسفانه ورود برخی افکار و رفتارهای ماکیاولیستی ویژه دمکراسی غربی، هدف وسیله را توجیه میکند، موجب شده در ایام انتخابات، افراد حامی داوطلبان و در مناظرات، خود نامزدها حرفهایی بر زبان برانند و اقداماتی کنند که شایسته یک جامعه مؤمن مسلمان نیست.
برای دستیافتن به مقام، هیچکس حق ندارد اقدام به اهانت به رقبا کند و با توهین و تحقیر، رأی کسب کند. رقبا باید بر برنامههای خود و اهدافی که در پی کسب آرای ملت قصد پیادهسازی آنها را دارند تمرکز کرده و درباره آن موارد سخن بگویند؛ درواقع رأی ایجابی داشته باشند، نه آنکه سعیشان گرفتن رأی سلبی با تخریب رقبا باشد.
سیاست منهای اخلاق مشروعیت ندارد
اخلاق انتخاباتی بخشی از اخلاق سیاسی است؛ یعنی در سپهر سیاست اسلامی و تدبیر امور جامعه، یکی از مؤلفهها ابتنای کسب قدرت اجرایی بر رأی مردم در چهارچوب انتخابات است و رعایت اخلاق آن و شاخصهای اخلاقی آن، بخشی از اخلاق سیاسی را شکل میدهد. از منظر فلسفه سیاسی اسلام، اساسا سیاست منهای اخلاق مشروعیتی ندارد؛ یعنی اگر قدرتی خارج از چهارچوب اخلاق شکل بگیرد، در برخی موارد مانند مال نامشروعی است که کسی به دست آورده و در نگاه اسلام، این مال نامشروع یا مسئولیت نامشروع محکوم به زوال است؛ نه اینکه بتواند برای فرد راهگشا باشد و زمینه سعادت او را مهیا کند.
در حالی که اساسا آرمان زیست اسلامی ما کسب سعادت است؛ هم در عرصههای اقتصادی، هم در عرصههای سیاسی و…؛ اما متأسفانه غلبه فرهنگ رسانهای امروزی که در جهان سیطره یافته، باعث شده در برخی موارد، بهتر است بگوییم در عموم موارد، با نقض شاخصههای اخلاقی درهمآمیخته شده و بهطورکلی تعیین بعضی اهداف بدون عبور از مرزهای اخلاقی مقدور نیست.
این مسئله آسیب عمیقی است که بهرغم تلاش حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، در راستای بازخوانی این نگاه دینی درست و عمیق نسبت به قضیه سیاست و قدرت، آن فرهنگ غالبی که امروز شکل گرفته، همواره مقاومت میکند. گاهی برای کسانی که خود را در معرض انتخاب جامعه قرار داده و کاندیدا میشوند، امر مشتبه میشود؛ به گونهای که در فضایی غبارآلود، قدرت تشخیص خود را از دست میدهند.
الزام به رعایت اخلاق انتخاباتی از طریق قانون
میتوان بخشی از مدیریت رقابتهای انتخاباتی که بتواند حداقلی از اخلاق را برای نامزدها الزامی کند، در قوانین طرح کرد.
اهرمها و قالبهایی همچون شکلگیری هیئت منصفه و بررسی قاطع، صریح و عادلانه زمینهای میشود برای رعایت این امور حداقلی و اولیه. اشاره کردم خود رفتار متقابل کاندیداها با یکدیگر در جامعه فرهنگسازی میکند و تلقی جامعه نسبت به کلیت نظام و حکمرانی را شکل میدهد.
بخشی از مردم با مشاهده این بیاخلاقیها ممکن است نسبت به اصل نظام دلسرد شوند و گمان کنند همه تنها به قدرت میاندیشند؛ لذا نوعی دلزدگی درباره شرکت در انتخابات ایجاد میکند. اگر رفتارهای غیراخلاقی کاندیداها با یکدیگر به چنین موضوعی منجر شود، یک خطای آشکار و گناه بزرگ است که شما جامعه را از مشارکت و همراهی با نظام باز داشتهاید.
البته خوشبختانه ما در طول ۴۶ سال گذشته، در رأس نظام که رهبری مقتدر و حکیم است، رعایت اخلاق را در یک وضعیت حداکثری با یکدیگر مشاهده کردهایم و جامعه نیز به همین امر نگاه کرده و باور جامعه به نظام و اعتماد آن به حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، عمدتا ناشی از همین اخلاقمداری رهبران انقلاب، معنویتگرایی و… اینهاست.