ما دلمان دریا نیست

این شب‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرند؛ روزها و شب‌هایی که غم از دلمان بیرون نمی‌رود.

ما دلمان دریا نیست - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ این شب‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرند؛ روزها و شب‌هایی که غم از دلمان بیرون نمی‌رود. شب‌هایی که دلمان می‌خواهد متوقف شوند، سپری نشوند؛ اما بی‌توجه به دل‌های ما می‌گذرند تا برسند به نقطه اوجشان؛ برسند به تاسوعا و عاشورا. این شب‌ها همه پای روضه‌ها جان می‌دهیم. ما زنان هر شب از ماتم کربلا می‌میریم و زنده می‌شویم. ما مادرها هر روز و هر شب این ایام برایمان روضه است؛ روضه مجسم.

هر روز از دهه اول محرم به نام یکی از بزرگان و شهدای کربلا نام‌گذاری شده و هر شب برای یک مصیبت از هزاران مصیبت عاشورا به سینه می‌زنیم و اشک می‌ریزیم؛ اما چه کسی از دل ما خبر دارد؟ مادرها روضه‌شان تمامی ندارد. روضه‌شان مجسم است. برای ما مقتل نخوانید؛ ما مقتل‌نخوانده جان می‌دهیم. برای ما آهسته از کنار واقعه‌ها بگذرید.

مقتل دل دریایی می‌خواهد؛ اما چه کسی می‌داند که مادر با آمدن اولین کودکش، هرچقدر هم دل دریایی داشته باشد، می‌شود به کوچکی دل گنجشک. تاب‌وتوان شنیدن بی‌سروسامانی ندارد.این روزها به دختربچه‌ام نگاه می‌کنم و قدوقواره‌اش از نظرم می‌گذرد، بغض می‌کنم، زمین می‌خورد، بغض می‌کنم، صورتش از گرما قرمز می‌شود، بغض می‌کنم، آب می‌خواهد، بغض می‌کنم. دختر من شش‌ساله است؛ نه سه‌ساله.

این شب‌ها به هیئت که می‌روم، با خودم آب می‌برم تا مبادا حسین تشنه بماند، مبادا از گرما طاقتش تاب شود. حسین من دوساله است؛ نه شش‌ماهه.برای ما روضه و عزاداری را کوتاه کنید، مداحی و سینه‌زنی را طولانی نکنید. ما طاقت نداریم بچه‌ها به گریه بیفتند. این شب‌ها طاقت بی‌تابی بچه‌های کوچکمان برایمان سخت است.