شهر، تذکر می‌خواهد

شهر نیاز به آدم‌هایی دارد که از بیرون آن، هر از چندگاهی بیایند و غفلت‌زدایی کنند.

شهر، تذکر می‌خواهد - اصفهان زیبا

شهر نیاز به آدم‌هایی دارد که از بیرون آن، هر از چندگاهی بیایند و غفلت‌زدایی کنند. مرادم از بیرون شهر، بیرون جغرافیای شهر نیست. بیرون از مناسبات شهر است. جایی که آدم‌ها هنوز زلالی خود را حفظ کرده‌اند و گرفتار مناسبات نشده‌اند. مناسبات، غفلت‌زا هستند و اگر به آن‌ها عادت کنی، خودشان را بر تو تحمیل می‌کنند.

برای همین، آدم‌هایی لازم‌اند تا زیر میز این مناسبات بزنند و یادآوری کنند که «شهری بودن تقدمی بر غیرشهری بودن ندارد» یا اینکه «بالاشهری بودن، تقدمی بر پایین‌شهر ندارد» یا اینکه «دست خدا و اراده او بالاتر از همه حساب‌‌کتاب‌های شماست» یا اینکه «نگذارید آیات خدا و نشانه‌های او یا فرستادگان او در شلوغی شهر گم بشوند» و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین (آیه 20 سوره یس) از بیرون شهر مردی آمد و به آن مردم گفت ای مردم، حرف فرستاده‌های خدا را بپذیرید. آن‌ها بیرون از مناسبات مالی که شما ساخته‌اید، تنها خیر شما را می‌خواهند و درخواست هیچ اجری ندارند.

یادم می‌آید در سریال «مریم مقدس»، جناب زکریا پیرمردی بود ساکن دوردست شهر. خودش را درگیر آداب‌ورسوم شهر نساخته بود. اما هر از چندگاهی به شهر می‌آمد و حیله کاهنان معبد را نخ‌نما می‌کرد و بر مشهورات شهر می‌تازید. شهر نیاز به اساتید اخلاقی از این جنس دارد. بارها وقتی به کمبودهای شهر اصفهان می‌پرداختیم و حرف می‌زدیم، جای خالی چنین محافلی را بازگو می‌کردیم. جلساتی که هرکس با هر نظر و اعتقادی بیاید تا زنگار از قلب برطرف کند و صفا پیدا کند تا بتواند در مناسبات شهر اسیر نشود، بلکه به آن‌ها نظری تازه بیندازد و معنای زندگی شهر ارتقا پیدا کند. جلساتی مثل درس آیت‌الله ناصری یا آیت‌الله عبودیت یا آیت‌الله شوشتری و خیلی بزرگان دیگر که حالا دیگر میان ما نیستند.

چند ماهی است که در اصفهان ما، جلسات ماهیانه‌ای برگزار می‌شود با عنوان «تواصی تشکیلاتی». بناست مؤمنان دور هم جمع شوند و یکدیگر را به یک مسئله مورد غفلت تذکر بدهند: برادری. برادری در زیر چرخ‌دنده‌های شهر، گاهی گم می‌شود. انسان‌ها گرگ یکدیگر می‌شوند و رقیب بازاری هم. یک جایی باید باشد که تذکرمان بدهد. عالمی اهل دل، محور این جلسات است که ماهی یک‌بار از تهران می‌آید و صحبتش را با این آیه شریفه شروع می‌کند: و اعتصموا بحبل‌الله جمیعاً و لا تفرقوا و اذکروا نعمت الله اذ کنتم اعدائا فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا…

آیت‌الله علوی که در تهران، مسجد باصفایی به همین نام دارند، از راه رفته سخن می‌گویند. این هفته می‌گفتند تا تلاش برای اخوت نکنی، خدا بخشی از رحمت خاصش را بر تو نازل نمی‌کند. به قول امروزی‌ها یک سطح خاص از رحمت برای تو قفل می‌شود. فردای قیامت یک عده وارد قیامت می‌شوند که همه به آن‌ها غبطه می‌خورند. وقتی از اعمال آن‌ها سؤال می‌شود معلوم می‌شود اهل برادری در راه خدا بوده‌اند.

آسمان رشک برد بهر زمینی که در آن
دو سه یاری دو سه دم بهر خدا بنشینند

مسلمان‌ها در صدر اسلام و در جنگ بدر، با چوب می‌جنگیدند. شمشیر نداشتند. با برادری بر مشرکان پیروز شدند. خیلی از این شکاف‌های اجتماعی ناشی از ترک همین برادری‌هاست که به‌مرور جدی می‌شود.

چرا برادری این‌قدر مهم است؟ چون اجتماع برای خدا مهم است. اجتماع که باشد امر خدا پیش می‌رود. ولی خدا کارش را پیش می‌برد. بنابراین اگر نمی‌توانیم با دیگران برادری کنیم، نگران باشیم که شاید ولایتمان کامل نیست.

نشست‌های ماهیانه تواصی تشکیلاتی که به همت ستاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار می‌شود، معمولا دوشنبه‌های اول هر ماه در مسجد قمر بنی‌هاشم (خیابان بزرگمهر، کوچه ۶۴) برقرار است.