جرعه‌هایی از جام «جامی»

برای شناختن محله‌ای قدیمی راهی خیابان کاشانی شدم تا جست‌وجویم در محله را از ابتدای محله شروع کنم؛ جایی که تابلوی خیابان نصب‌شده و روی آن نوشته «جامی غربی».

جرعه‌هایی از جام «جامی» - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ برای شناختن محله‌ای قدیمی راهی خیابان کاشانی شدم تا جست‌وجویم در محله را از ابتدای محله شروع کنم؛ جایی که تابلوی خیابان نصب‌شده و روی آن نوشته «جامی غربی». محله جامی از محله‌های قدیمی شهر است که با خیابان کاشانی، فروغی، چهارباغ پایین و قسمتی از مسجد سید محصور شده است.

البته در سال‌های مختلف تقسیمات شهری باعث تغییرات مرزی محله شده و عبور خیابان پنج رمضان این محله و خیابان جامی را به دو قسمت تقسیم کرده است: جامی غربی و شرقی. خیابان جامی غربی قدمت زیادی دارد. خانه‌های اطراف این خیابان کمتر شامل تغییرات شده؛ خانه‌های ویلایی با حیاط‌های بزرگ که بعضی سنشان به بیش از 50 سال می‌رسد.

قفل‌های بزرگ روی در اصلی خانه‌ها و شیشه‌های شکسته مشرف‌به کوچه نشان می‌دهد سال‌هاست کسی در این خانه‌ها زندگی نمی‌کند. از داخل یکی از کوچه‌های مشرف‌ به محله که رد یک نهر قدیمی در آن پیداست، راهی محله می‌شوم تا ساختار محله را بهتر بتوانم بررسی کنم.از دو کوچه که عبور می‌کنم؛ پهنه‌ای جلوی چشمم خودنمایی می‌کند که گذشته محله را فریاد می‌زند. خانه‌های کاه‌گلی با دیوارهای بلند با درب‌های چوبی که زیر سردرهای زیبا جا خوش کرده‌اند.

کسی فکرش را هم نمی‌کند در دل محله‌ها هنوز بشود اثری از گذشته اصفهان پیدا کرد؛ اما هستند خانه‌ها و کوچه‌هایی که دست تجدد به دلایل مختلف هنوز چهره‌شان را تخریب نکرده و محکم در میان ساختمان‌های چندطبقه جا خوش کرده‌اند و انگار تمام توانشان را گذاشته‌اند تا روی پا بایستند و مقاومت کنند. از کنار قوس یک‌ خانه که دیوار بلندی دارد و به نظر می‌رسد دوطبقه باشد، به یک بن‌بست می‌رسم. اکثر خانه‌ها هنوز کاه‌گلی است. آخر بن‌بست یک دالان باریک دیده می‌شود.

اول دالان چند پله می‌خورد به سمت پایین و برای رفتن به خانه انتهای دالان باید کمی خم شوی تا بتوانی وارد شوی. حریم در خانه‌های قدیمی و مسن ارزش زیادی داشته و معماری خاص در این خانه‌ها معانی مختلفی را تداعی می‌کند که طراحی دالان هم گوشه‌ای به این معانی می‌زند. اگر شامه قوی داشته باشی در کنار بوی کاه‌گل، بوی محبت و صفای مردمانی که روزها از کنار هم در این کوچه‌های باریک عبور می‌کردند و سلام‌وعلیکی داشتند، هم به مشام می‌رسد.

کوچه‌ها را یکی پس از دیگری طی می‌کنم و از میان خانه‌های تازه‌ساخته‌شده و کوچه‌هایی که پهن‌تر شده‌اند و رد جوی‌ها و درخت‌های قدیمی در آن‌ها هنوز پیداست، عبور می‌کنم. جوی‌هایی که از نهر بزرگ محله سرچشمه گرفته بودند و امروز سر تعظیم در مقابل تغییرات ساختاری محله فرود آورده و زیر آسفالت مدفون‌شده بودند تا راه برای عبورومرور آدم‌ها و ماشین‌ها باز کنند.از دل محله به خیابان اصلی جامی غربی می‌رسم؛ به مغازه‌هایی که پر هستند از وسایلی که روزی در خانه‌ای جا خوش کرده بودند و حالا قرار بود بروند جای دیگر. وسایل دست‌دومی که مشتری خاص خودش را دارد. جامی شرقی سال‌هاست پاتوق وسایل دست‌دوم منازل است و موافقان و مخالفانی هم برای حضور دارد.آن‌طرف خیابان، مادی جامی رخ نشان می‌دهد. نهرها و مادی‌ها کالبدی هستند که با اکثر محله‌ها عجین هستند. مادی خیابان جامی نیز از میان محله عبور می‌کند و تا خیابان فروغی ریشه پیدا می‌کند توی محله‌ها. اما حالا این روزها تن بی‌جانش بی‌آبی را فریاد می‌زند.

نهرها رگ حیات در دل محله‌ها بودند

درختان رنجور کنار مادی‌ها هم با خزان زودرنجشان دیگر طراوت سال‌های پیش را ندارند. نهرها رگ حیات در دل محله‌ها بودند. هم سرزندگی به محله می‌دادند، هم به‌خوبی از فضای سبز محله محافظت می‌کردند؛ اما سال‌هاست از آب تهی شده‌اند.انتهای جامی غربی می‌رسد به خیابان پنج رمضان؛ خیابانی که خاطره‌های انقلابی مردم این محله را هم یادآور می‌شود.

خیابان پنج رمضان سی‌سال قبل، وقتی وظیفه اتصال خیابان فروغی به مسجد سید را بر عهده گرفت، از میان خانه‌های قدیمی محله جامی عبور کرد و قسمتی از تاریخ این محله را با خودش برد و محله جامی را هم به دونیم تقسیم کرد. یک تعمیرگاه بزرگ و قدیمی ابتدای کوچه توجهم را جلب می‌کند. چند سفیدمو داخل تعمیرگاه روی صندلی نشسته‌اند. می‌روم سراغشان تا جامی را از نگاه آن‌ها بشنوم و ببینم.خلیل شیرانی روی صندلی کنار دیوار تعمیرگاه تکیه داده، پدرش کفاش بوده و خودش بازنشسته پلی‌اکریل است. محله را با چنار معروفش و محله پاچنار تعریف می‌کند.

می‌گوید: «بافت محله به همین شکل بوده که می‌بینید. کمی جلوتر و در مرکز محله حمام قدیمی محله است که قرار است تخریب شود. یک مسجد هم کنار چنار قدیمی محل داریم که یک سقاخانه دارد. خانم‌ها بعضی روزها کنارش نذری و کاچی می‌پختند و حاجت می‌گرفتند.»شنیدن تخریب‌شدن خانه‌های تاریخی محله جامی برایم ناراحت‌کننده بود. خانه‌های تاریخی شناسنامه محله است و وقتی تخریب می‌شود، قسمتی از تاریخ، فرهنگ، هنر و تمدن یک محله را با خود می‌برد.

او به شغل پدربزرگش که تنورسازی بوده اشاره می‌کند: «آقاجانم تنور گلی درست می‌کرد. چند نفر بودند که شغلشان این بود توی محل. آقاجان تنور را روی الاغ می‌گذاشت و برای محله‌ها می‌برد. پای پیاده تا دهات اطراف مثل عاشق‌آباد و حتی نجف‌آباد هم تنورها را می‌برد.»کمی فکر می‌کند: «یک حمام قدیمی هم در محل داریم که حالا یک مخروبه شده. اسمش رستم‌زاده است. 60 سال پیش بازسازی و ساخته شد. قدیمی بود و طاق‌چشمه‌ای. خزینه داشت و گلی بود. ساختمان قدیمی که تخریب شد به جایش یک حمام نو ساختند.»

وقتی از قوم و گذشته می‌پرسم، به قوم بختیاری و فامیل شیرانی اشاره می‌کند: «ساکنان این محله شیرانی و بختیاری بودند و این فامیل بزرگ از زمان نادرشاه در این محله ساکن شدند. وقتی محمود افغان به اصفهان حمله کرد خبر به نادرشاه می‌رسد که قومی هستند بختیاری و جنگجو. علی‌مردان‌خان، بزرگ این طایفه و ساکن روستای شیران، دلیرمردان ایل بختیاری را برای جنگ به اصفهان می‌آوردند و در جنگ پیروز می‌شوند. نادرشاه به‌پاس قدردانی از آن‌ها محله جامی را برای زندگی به آن‌ها هبه می‌کند. اکثر فامیل‌ها در این محله شیران، شیرانی، شیرانی بیدآبادی، گوانجی، شهسواری و هژبری بختیاری هستند.»محله پاچنار و محله مرکزی جامی به سمت خیابان چهارباغ پایین پر از نمادهای مختلف است. هرچه به سمت خیابان چهارباغ پایین برویم، نمادهای تاریخی بیشتر خودشان را نشان می‌دهد. انتهای خیابان و سرچهارراه بیدآباد تلاقی محله جامی و علی‌قلی‌آقاست که محلی‌ها معتقدند این محله هم جزو جامی بوده و بعدها به خاطر تاریخش از محله جامی جدا افتاده و تعریف جغرافیایی پیدا کرده است.