به گزارش اصفهان زیبا؛ فرهنگسراهای ایجادشده برای مردم در مناطق مختلف شهری پس از چندسال فعالیت دچار فرسودگی و نیازمند برخی تجهیزات میشوند که بیتوجهی مسئولان به این نکته سبب عدمرضایت مردم از فرهنگسراها و پایینآمدن کیفیت فعالیت آنها میشود.
آخرین فرهنگسرایی که در روزنامه «اصفهان زیبا» به بررسی آن پرداختیم فرهنگسرای «کوثر» بود. در آن گزارش، نکات بیانشده درباره فرهنگسراهای واگذارشده که توسط حمیدرضا عکافزاده، مدیر فرهنگسرا گفته شد، به بررسی وضعیت فرهنگسرای واگذارشده عرفان در همان منطقه15 انجامید؛ فرهنگسرایی با ساختمان استوانهایشکل و نمایی سرمهایرنگ.
هرچه تلاش کردم، زمان حضور من و مدیر فرهنگسرا برای بازدید و گفتوگو هماهنگ نمیشد. از آنجایی که فرهنگسرا برای مردم ساخته میشود و مخاطب آن مردم هستند، حضور در فرهنگسرا برای گفتوگو با مردم بسیار ارزشمند است؛ به همین جهت با مدیر فرهنگسرای عرفان به این نتیجه رسیدیم که در غیاب او به فرهنگسرا بروم و پس از آن با او گفتوگو داشته باشم.
از پلهها که بالا میرفتم درست همان ابتدای فرهنگسرا بنری نصب شده بود؛ درحالی که روی بنر تصویری از دو شهید درحال لبخندزدن بود. یک شهید ایرانی به نام عباس نیلفروشان و دیگری شهید سیدحسن نصرالله لبنانی بود. شعار «پیروزی نزدیک است» هم زیر تصویر این دو شهید نوشته شده بود. این کار فقط در ابتدای ورودی فرهنگسرا نبود. همه طبقات فرهنگسرا همچون مکانهای مختلف شهر،رنگ و بوی شهیدان مقاومت و کار بزرگشان را گرفته بود.
اهالی مطالعه، روزهای تعطیل هم نیازمند سالن مطالعه هستند
در ورودی فرهنگسرا، یک بنر دیگر هم توجه مرا جلب کرد. روی آن بنر عبارت «پاتوق کسبوکار» نوشته و میزی کنار آن برای پاسخگویی گذاشته شده بود. به سمت میز قدم برداشتم تا ماجرای این پاتوق را متوجه شوم؛ اما بانوانی که کلاس ورزشیشان به پایان رسیده بود مانع برداشتن قدمهای بعدی من شدند.
جلوی دو خانم میانسال که در حال خروج از فرهنگسرا بودند را گرفتم. از آنها خواستم در رابطه با کلاسی که در آن شرکت کردند به سؤالات من پاسخ دهند. آنها از مربی و کیفیت کلاس رضایت داشتند؛ اما دو مسئله وجود داشت که هر دو این خانمها از آن ناراضی بودند. مسئله اول بستهبودن درِ سرویس بهداشتی طبقه پایین که سبب شده بود از سرویس بهداشتی طبقه دوم استفاده کنند و مسئله دوم، سرمایش و گرمایش ورزشگاه بود.
پس از اتمام گفتوگو با این دو خانم به طبقه بالا رفتم. درِ سالن مطالعه را باز کردم و از یکی از دخترانی که درحال مطالعه بود درخواست کردم بیرون از سالن چنددقیقه با هم صحبت کنیم. او سالن مطالعه فرهنگسرای عرفان را به تمامی سالنهای مطالعه این منطقه، به دلیل در دسترسبودن امکانات ترجیح داده بود؛ اما از وضعیت نور سالن مطالعه شکایت داشت و این نور کم را مانعی برای مطالعه بهتر میدانست. در پایان گفتوگو او استفاده از سالن مطالعه تا ساعت 22 شب را یک مزیت بزرگ دانست و بزرگترین مشکل سالنهای مطالعه را بستهبودن آنها در روزهای تعطیل ذکر کرد. از نظر این دختر جوان، عدمحضور در کتابخانه در تعطیلات سبب وقفه بین مطالعه، مخصوصا برای دانشآموزانی که پشت کنکور هستند میشود.
در فرهنگسرای عرفان کلاسهای نقاشی، شعر، کوتاهی و بافت مو، شطرنج بهصورت مقدماتی تا پیشرفته، کار با رزین، تئاتر، حافظخوانی، سلفژ و صدا، فیتنس، آمادگی جسمانی و… نیز برگزار میشد.
اختصاص مکان به مجموعههای مختلف
پس از بازدید و گفتوگو با مردم، برای دریافت پاسخ سؤالات خود با بهزاد کریمیان، مدیر فرهنگسرای عرفان همصحبت شدم. اولین سؤال من از او درباره برنامههای پاتوق کسبوکاری بود که در سالن فرهنگسرا دیده بودم.
کریمیان با صبر و حوصله برنامههای پاتوق کسبوکار را تشریح کرد: با همکاری خانه جوان در تابستان امسال پاتوق کسبوکار را راهاندازی کردیم. مخاطبان و مراجعان فرهنگسرا با آمدن به این پاتوق در حوزه کسبوکار خدمات دریافت میکنند. این خدمات شامل «میز فرهنگ کارا» است که به مشاوره کسبوکار میپردازد. تست استعدادیابی که در آن نوجوانان برای کسبوکار خود از استعدادشان آگاه میشوند. کارگاههای آموزشی حقوق کسبوکار، ابزارهای هوش مصنوعی، تبلیغات در فضای مجازی، موبایلگرافی و… را برگزار میکنیم؛ همچنین کوچینگ محصول در حوزه مشاغل خانگی را هم در این پاتوق داریم. میز فرهنگ کارا هر روز هفته به مراجعان فرهنگسرای عرفان خدمات میدهد.
فضای آرام فرهنگسرا و درِ بسته برخی از کلاسهابهدلیل عدم برگزاری دورهها سبب شد تا از او علت عدماستفاده از این فضاها را جویا شوم. مدیر فرهنگسرا علت این اتفاق را عدمحضور مخاطب در ششماه پایانی سال دانست و بیان کرد: در بازیکده، فصل تابستان برای کودکان بهصورت رایگان برنامه داریم؛ اما اکنون صرفه اجرایی ندارد. درحال حاضر از این بازیکده بهصورت مناسبتی و اردویی بهره میبریم.
در طبقه بالا نیز دو سالن مطالعه و پنج کلاس داریم که دو کلاسبه لحاظ ساخت نادرست بسیار کوچک و دارای ستون است؛ به همین علت امکان برگزاری دورهای در آن وجود ندارد. از این دو کلاس برای اتاق مشاوره استفاده میشود. در مهرماه بیشتر کلاسها به دلیل مشغله دانشآموزان و والدین در بعدازظهر برگزار میشود؛ اما کلاسهای ورزشی بهصورت متداول از ساعت 8 صبح تا 10 شب دایر است. سالن مطالعه طرح شب و پلاتوهای تئاتر تا ساعت 22 باز است و به تمرین میپردازند و از فضای فرهنگسرا بهره میبرند.
مجموعههای مردمنهاد، بسیج، هیئات و… که مکانی برای انجام فعالیتها و برگزاری کلاسهای خود ندارند، این فضا را بسته به توانایی مالی آن مجموعه بهصورت رایگان و یا با هزینه اندک در اختیار میگیرند تا از فضای این مکانها استفاده کنند.
امضاها و تعهداتی که عملی نشدند
حالا نوبت به بیان انتقاداتی رسیده بود که مردم در فرهنگسرا مطرح کردند؛ مشکلاتی ازجمله نامطلوببودن گرمایش و سرمایش، نور، نبود برخی تجهیزات در کلاسها و… .
اینجا بود که متوجه شدم نهتنها مردم، بلکه کریمیان هم چنین درخواستی را دارد: خواهش میکنم این موضوع را اطلاع دهید. نهتنها موضوع گرمایش و سرمایش، بلکه همه تأسیسات فرهنگسرا ازجمله روشنایی، سیستم آسانسور، شیر آب و… باید توسط شهرداری منطقه 15 برنامهریزی و اجرا شود؛ اما متأسفانه حمایتی در این زمینه صورت نمیگیرد؛ بهعنوانمثال ورزشگاه ما رختکن ندارد. دو سال است در بودجه تأسیساتی منطقه آمده که باشگاه نیازمند رختکن است و حتی امضا هم صورت گرفته؛ اما خریداری نمیشود.
او ادامه میدهد: درِ سرویس بهداشتی طبقه پایین که مخصوص باشگاه است هم بهدلیل تأسیسات بسته است؛ چراکه بوی بد و حشرات موزی که از این مکان وارد باشگاه میشوند ناراحتی مراجعهکنندگان را درپی دارد. انسان پس از گذشت چندسال به خانه خود رسیدگی میکند؛ اما بدنه شهرداری نگاهی به فرهنگسراهای خود ندارد. این مرکز از سال 1387 تأسیس شده است. آیا تا به امروز نباید به مشکلات و موارد فرسوده این مکان رسیدگی کرد؟
مدیر فرهنگسرای عرفان تصریح میکند: امروز با مصرف برق و مدیریت انرژی نمیتوان از مهتابی 70 وات قدیمی استفاده کرد؛ بلکه باید به سیستمهای کممصرف روی آورد. مراجعهکنندگان فرهنگسرا حق دارند از وضعیت سرمایش و گرمایش شکایت کنند. کولرها متعلق به 15سال پیش است و باید تعویض شود. دوماه پیش ما از گرمای هوا در عذاب بودیم. هرچه به گوش مسئولان مربوط این مشکلات را رساندهایم هیچ بازخوردی دریافت نکردیم و هیچ قدمی برای بهبود این وضعیت که مشکلات متعددی را ایجاد کرده است، برنداشتند.
ضرر مالی فرهنگسراهای واگذارشده
صحبت از تجهیزات شد و من گفتههای مدیر فرهنگسرای کوثر که در گزارش قبلی فرهنگسراها بیان کرده بود را مطرح کردم. او گفته بود: «فرهنگسراهای واگذارشده منبع درآمد دارند و همچون فرهنگسراهای ما دارای محدودیت نیستند و میتوانند مشکلات خود را با درآمد مالیشان حل کنند.»
کریمیان با شنیدن این صحبت سریع شروع به پاسخدادن کرد: برای سیستم سرمایشی و گرمایش (چیلر) فرهنگسرای کوثر بیش از ده میلیارد تومان برنامهریزی و هزینه میشود در صورتی که ما نیازمند چند دهمیلیون تومان برای رفع مشکلات خود هستیم. نکته دوم این است که تمام مبالغ دریافتی ما از مخاطبان کنترل شده است و بخش بازرسی سازمان و شهرداری همه چیز را کنترل میکند. در نتیجه نمیتوانیم کسب درآمدی داشته باشیم که کنترل نشده باشد یا خدماتی را با مبالغ بیشتر به مردم ارائه دهیم.
مجموعه ما در شهریور حدود 100میلیون تومان از کلاسها درآمد کسب کردهاست که نزدیک 75 درصد آن حق مشارکت مربیان است. این حقوق پرداختی بر اساس درصدهایی است که خود سازمان برای ما و مربی مشخص کردهاست. حالا با مابقی باید فرهنگسرا را اداره کرد؛ پول آب، برق، گاز، تلفن، هزینه های مصرفی شوینده، پذیرایی و مهمتر از همه حقوق پنج نفر پرسنل با حداقل حقوق اداره کار و بیمه تأمین اجتماعی مگر می شود؟
تفاوت عظیم واگذارشدهها با واگذارنشدهها
مدیر فرهنگسرای عرفان سپس شروع به صحبت درباره تفاوت فرهنگسراهای واگذارشده و واگذارنشده کرد: در فرهنگسراهایی که واگذار نشدهاند داستان متفاوت است. پول قبوض آب، برق و… را شهرداری پرداخت میکند؛ نه خود فرهنگسرا. حقوق پرسنل و بیمه و… آنها را هم شهرداری میپردازد. اگر نیرویی در سفر بود نیروی جایگزین را شهرداری میدهد. همه این مسائل دستبهدست هم میدهد تا یک مدیر فرهنگسرای وابسته به شهرداری مثل من نگران جذب مشتری باشد و تا ساعت 10 شب در فرهنگسرا حضور داشته باشم تا با ارائه خدمات بیشتر دچار ضرر مالی نشوم.
او توضیح میدهد: اگر فرهنگسرای عرفان توسط مدیریت شهری اداره شود، طبق چارت سازمانی نیازمند دو کارمند خدمات، دو کارمند آموزش، دو کارمند کتابدار، یک مدیر و یک مسئول فرهنگی است که درمجموع هشت نیرو میشوند. اگر بهصورت میانگین شهرداری طبق حقوقی که به کارمندان فرهنگسراهای خود میدهد که حدود 25میلیون تومان است، باید 200 میلیون تومان پرداخت کند. اگر پول ناهار و خدماتی که به این افراد ارائه میشود را هم حساب کنیم، مبلغ هنگفتی پرداخت میشود. درصورتیکه کمک مالی به فرهنگسرای من 20 میلیون تومان است. آیا یک فرهنگسرای واگذارشده ماهانه 200 میلیون تومان درآمد دارد؟
او در ادامه به بیان تفاوت نیروی موردنیاز فرهنگسراها با مکانهای دیگر پرداخت: سالنهای مطالعه با دونیرو فعالیتهای خود را میتوانند انجام دهند. در فرهنگسرای عرفان که سههزار متر زیربنا دارد نمیتوان نیرو نداشت. هر که بامش بیش، برفش بیشتر است.
چرایی ماندن با وجود مشکلات
صحبتهای مدیر فرهنگسرای عرفان سبب شد تا از او سؤال مدیر فرهنگسرای کوثر را بپرسم که بیان کرده بود «چرا افراد مدیریت چنین فرهنگسراهایی را که کمبود امکانات آن بارز است قبول میکنند و اگر ناراضی هستند چرا دوباره برای سال دیگر تمدید میکنند؟»
کریمیان پاسخ داد: سؤال شما این است که چه عاملی سبب شد انسانهایی مانند من با وجود چنین مشکلاتی حضور داشته باشند. دعوت ارگان مربوط، دغدغه فرهنگی و شخصیت من سبب شد تا حدود چهار سال با وجود یک قرارداد ترکمانچای فعالیت کنم. اگر آماری از فرهنگسراهای واگذارشده بگیرید متوجه این موضوع میشوید که مدیران این مراکز خانمهایی هستند که دغدغه مالی ندارند یا مجموعههای فرهنگی که خودشان مجموعه فرهنگی بودند و از لحاظ نیرو تأمین هستند.
برای انسانهایی مثل من فرهنگسرا نهتنها منفعت مالی ندارد؛ بلکه ضرر مالی ایجاد میکند که باید از جیب خودم این ضرر را پاسخ دهم. از آنجایی که دغدغه این کار را داشتم این ضرر مالی را بهعنوان اجاره یک مکان برای مجموعه فرهنگی در نظر میگیرم. سال گذشته 17میلیون تومان از جیب خودم پرداخت کردم؛ چراکه موظف به پرداخت حقوق کارمندان بودم.
اولویتبندی به غلط!
این فعال فرهنگی در رابطه با اولویتبندی کمککردن به مجموعههای دیگر توسط شهرداری بیان کرد: من با همه مجموعهها ازجمله نهادهای مردمی، هیئتها، کانونها و… همکاری میکنم و خدماتی که نیازمند آن هستند را در اختیارشان قرار میدهم؛ اما شهرداری برای مراسمهای این مجموعهها سرویس در اختیارشان قرار میدهد.
و برای دادن این سرویسها باید بودجه زیادی پرداخت کند. تصور کنید شما از پدر خود یک نیازی مانند پوشاک را درخواست میکنید و پدر شما بیان میکند که توانایی مالی برای تأمین نیاز اساسی شما را ندارد؛ اما شما متوجه میشوید که پدرتان با نداشتن توانایی مالی که بیان کرد برای دخترهای عمه پوشاک، عروسک و… تهیه کرده است. این مثالی است برای اتفاقاتی که امروز رخ میدهد. ما نمیگوییم کمک نکنید. صحبت ما این است که ابتدا باید نیازهای ضروری مجموعههای خود را تأمین و بعد به دیگران کمک کنند. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
به نیازهای مردم کمتوجهی نکنید
مدیر فرهنگسرای عرفان در انتهای گفتوگو بیان کرد: اگر درآمد ما پاسخگوی نیازهایمان بود، اصلا درخواست کمک نمیکردیم. باید این مجموعهها حفظ شوند؛ چراکه متعلق به مردم است. پس نباید رسیدگی به آن را فراموش کرد و به نیازهای مردمی که از فرهنگسراها استفاده میکنند بیتوجه بود.
شهرداری باید نظارت کند
با این تفاصیل به نظر می رسد شهرداری باید پس از واگذاری فرهنگسراها بر فعالیت های آنان نظارت جدی اعمال کند تا تعاملات میان آنها با سایر قسمتهای شهرداری مدیریت شود. در غیر اینصورت در پاسکاری میان فرهنگسراها و سایر قسمتهای شهرداری، مشکلات این فضاهای مهم فرهنگی پابرچا خواهد ماند و متضرر اصلی، مخاطبین این فضا یعنی مردم خواهند بود.